
ایکنا ـ تحلیل جنابعالی در خصوص روند مذاکرات ایران و آمریکا چیست؟ با توجه به اینکه طی روزهای اخیر شاهد ادعاهای ترامپ در خصوص مذاکرات و توافقهای میان ایران و آمریکا، امتیازهای داده شده توسط ایران، باز شدن تنگه هرمز و پیشمقدمههایی مانند توقف درگیریها در لبنان بودیم.
مشکل اصلی این است که ایران یا روایت خودش را از قضایا ندارد، یا خیلی دیر ارائه میدهد. هم وزارت خارجه به ادعاهای ترامپ پاسخ داده، هم آقای قالیباف، هم ارتش و هم سپاه واکنش نشان دادهاند اما مسئله اینجاست که دیر پاسخ دادند اما طرف مقابل «لحظهای» عمل میکند: به محض اینکه خبری منتشر میشود، سریع توییت میکند و رسانههایش هم بلافاصله آن را بازتاب میدهند. در حالی که ایران اگر همان توافق یا موضع اولیه را شفاف و قاطع بیان میکرد، جایی برای تفسیرهای مغرضانه باقی نمیماند.
متأسفانه این پاسخهای دیرهنگام و تأخیر در تبیین روایت رسمی، دو پیامد منفی دارد: ۱. در داخل، وحدت و اعتماد مردمی که پشت سر نیروهای جانبرکف مسلح کشور ایستادهاند، تحت تأثیر قرار میگیرد، ۲. حامیان دولت که خود دولت حامی این مجموعه مقاومت است، دچار ابهام میشوند.
امروز «مقاومت ملی ایران» چهار رکن اصلی دارد؛ مردم: که جانانه در کف خیابان و در همه عرصهها حمایت میکنند. نیروهای مسلح: که جانبرکف پای لانچرها ایستادهاند و به قول معروف، «دست بر ماشه» دارند. دولت: که با وجود همه فشارها و مشکلات، فداکارانه ایستادگی کرده تا مردم کمبودی احساس نکنند. رسانه: که متأسفانه به اندازه سه رکن دیگر، توانا و بهموقع عمل نمیکند.
همه این دستاوردها را باید لطف الهی بدانیم که خداوند متعال به این ملت کمک میکند تا در این شرایط سخت پیش برود اما بعد رسانهای و روایتسازی، حلقهای است که اگر تقویت نشود، زحمات سایر ارکان را تحتالشعاع قرار میدهد.
مسئولان مربوطه باید بتوانند بهموقع، سریع و شفاف، تا آنجایی که توافقات حاصل میشود، روایت رسمی ایران را منتشر کنند؛ قبل از اینکه خبر به منابع دیگر درز کند و دشمنان داخلی و خارجی، با شیطنتهای خود، تردید ایجاد کنند.
ایکنا ـ با توجه به تحولات اخیر، لطفاً بیشتر درباره جزئیات توافقات و پیششرطهای ایران در این فرآیند توضیح دهید.
اصل ماجرا، همانطور که شما در جریان هستید، به «توافق ۱۹ فروردین» بازمیگردد. ایران در آن مقطع، از میان 10 بندی که مطرح کرده بود، دو مطلب را بهعنوان پیششرط مطرح کرد: ۱. آتشبس در لبنان، ۲. آزادسازی مطالبات و داراییهای ایران.
البته درباره جزئیات مطالبات ایران، بحثهای جدی وجود داشت؛ اینکه کدام مبالغ، از کجا و به چه میزان باید آزاد شود. از جزئیات فنی مذاکرات بیخبریم اما در ظاهر قضیه، ابتدا پذیرفته شده بود که حداقل آن بخشی از داراییهای ایران که در قطر قرار دارد، آزاد شود اما متأسفانه پس از آن، از سرنوشت نهایی این موضوع بیخبر ماندیم.
موضوع دوم، آتشبس در لبنان بود. در این بخش شاهد بودیم که طرف مقابل متعهد شد حملات به بیروت را متوقف کند، اما حملات و فشارها بر جنوب لبنان و حزبالله را افزایش داد.
همزمان با این امر، تلاش میشد طرحی را که آقای «نواب سلام»، نخستوزیر لبنان، دنبال میکرد، پیاده کند اما متأسفانه آنچه باید از حساسیت نسبت به مسائل ملی وجود میداشت، در آن طرح دیده نمیشد. پیشنهاد آنها این بود که یک اجلاس سهجانبه در واشنگتن، با وساطت آمریکا و میان اسرائیل و لبنان برگزار شود؛ اجلاسی که در آن مسئله «خلع سلاح حزبالله» مطرح میشد.
ایران در واکنش، فشار دیپلماتیک و میدانی خود را افزایش داد. در همین فاصله، اسرائیل جنایتهای متعددی در جنوب لبنان و مناطق شمالی انجام داد و تلاشهای جدی برای عقبراندن حزبالله از مرزهای جنوبی صورت گرفت اما حزبالله با ایستادگی و مقاومت، اجازه نداد این طرح محقق شود.
در نهایت، ایران یک ضربالاجل تعیین کرد که «اگر تا پنجشنبه شب، این توافق اجرا نشود، دست ما روی ماشه خواهد بود و اقدامات لازم را انجام میدهیم.» ظاهراً در همین روزها، گفتگوی تندی میان ترامپ و نتانیاهو رخ داده و توییتی از سوی ترامپ منتشر شده که مورد اعتراض اسرائیل هم قرار گرفته است. به هر ترتیب، آتشبس نهایی برقرار شد.
ایکنا ـ در ازای این آتشبس، ایران چه اقدامی انجام داد؟
در ازای برقراری آتشبس، ایران اعلام کرد که تحت کنترل و ضوابط خود و از مسیری که تعیین کرده، تعدادی از کشتیهای تجاری را از تنگه هرمز عبور دهد. این کار نیز انجام شد و تعدادی از کشتیهای تجاری در ازای آن آتشبس آزاد شدند. همچنین تأکید شد که هرگاه طرف مقابل بدعهدی کند، این مسیر مجدداً بسته خواهد شد. این، خلاصهای از کل ماجرا بود.
اما باید بدانیم، قصه ادامه دارد زیرا هدف نهایی ایران، توافق جامع، نه آتشبس موقت است. ایران به دنبال این نیست که صرفاً یک آتشبس موقت حاصل شود؛ بلکه هدف، دستیابی به توافقی جامع است که کل منطقه را در بر بگیرد و جنگ را بهصورت اصولی و ریشهای خاتمه دهد.
ایکنا ـ در ادامه تحولات، شاهد سفر آقای عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به تهران بودیم. تحلیل شما از این دیپلماسی منطقهای چیست؟
آقای عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، شخصیت پرقدرت و تأثیرگذاری است. ایشان با رئیسجمهور، رئیس قرارگاه خاتمالانبیاء و وزیر امور خارجه دیدار و گفتوگو کرد.
نکته مهم این است که ایشان بیشتر پیگیر تلاش برای شکلگیری یک توافق جامع منطقهای است؛ البته در کنار پاکستان، کشورهایی مانند ترکیه و مصر نیز در همین راستا تلاش میکنند اما باید ببینیم روزهای آتی، این قضیه چگونه پیش خواهد رفت؛ آیا شیطنتهای اسرائیل و برخی از شیطنتهای داخلی اجازه میدهد که شرایط مطابق منافع کشور پیش برود؛ به هر حال، امروز هماهنگی بسیار خوبی بین میدان و دیپلماسی برقرار است.
یادمان باشد روزگاری منتقدانی نسبت به برجام حرفهایی میزدند اما امروز میبینیم همان افراد، خود در هیئتهای مذاکره حضور دارند. در نتیجه، جای ابهام به آن شکل وجود ندارد.
به مردم بزرگوار و فداکار ایران میگویم: از شما که انصافاً در تمام صحنهها حضوری فداکارانه دارید، درخواست میکنم شیطنتهایی را که در فضای رسانهای اتفاق میافتد با تأمل بیشتر و تحقیق دقیقتر قضاوت کنید.
ایکنا ـ با توجه به دستاوردسازیهای رسانهای و شایعهپراکنیهای ترامپ، به نظر میرسد تفاوت نگاه میان مقامات ایرانی و آمریکایی مشهود باشد. این تفاوت چه تأثیری بر آینده مذاکرات خواهد داشت؟
ترامپ الان واقعاً از «شکر خوردن خودش» پشیمان است! اما او دنبال این است که یک دستاورد برای خودش درست کند تا از این مخمصه نجات پیدا کند.
یکی از غربیها گفته بود: «این آدم (ترامپ) اصلاً شبها خواب ندارد؛ دیوانهوار ساعت ۱۰، ۱۱، یک بامداد و تا صبح توییت میزند و خبر میدهد.» این یعنی ترامپ به دنبال دستاوردسازی فوری برای خودش است. ما هم باید حواسمان جمع باشد و اجازه ندهیم که در موضع دفاعی بیفتیم.
ایکنا ـ شاید این تأمل مسئولان ایرانی به خاطر سابقه بدعهدی طرف آمریکایی باشد؛ یعنی اول بگذارند آنها اعلام کنند، بعد ایران شفافسازی کند. اما اگر ایران زودتر اعلام کند و بعد آمریکا خلاف آن را بگوید، چه؟
وقتی توافقی صورت میگیرد، جزو همان توافق باید باشد که «این خبر را کی و چگونه اعلام کنیم». این کار خیلی راحت است: در همان زمان توافق، میتوانیم بگوییم: «ایران در فلان ساعت، بهصورت همزمان مطلب را اعلام میکند؛ شما هم همین کار را بکنید.» حتی میتوانیم متن اعلامیه را هم از قبل با هم توافق کنیم تا هیچکس نتواند بعداً آن را تحریف کند.
ایکنا ـ با توجه به اینکه چند روز آینده زمان قطعی پایان آتشبس است و صحبتی هم از تمدید آن نشده و ایران نیز به دنبال پایان قطعی جنگ است؛ با توجه به سابقه بدعهدی و بیاعتمادی به آمریکا، چقدر رسیدن به توافق نهایی برای پایان دادن به جنگ را محتمل میدانید؟
باید امیدوار باشیم. یک راه این است که به تنور جنگ بدمیم که این طبیعتا خیلی معقولانه نیست. ادامه جنگ در شرایطی که به دستاوردهای خوبی رسیدهایم، معقولانه نیست. ترامپ الان در شرایط سختی قرار گرفته؛ این را نه فقط ما، بلکه همه دنیا اذعان دارند. این موفقیتها شامل:
۱. خنثیسازی پایگاههای آمریکا در منطقه
ایران توانست تمام پایگاههای آمریکا در منطقه را تحت نظارت و تهدید مؤثر قرار دهد. حتی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نیز مجبور به عقبنشینی شد.
۲. انزوای دیپلماتیک آمریکا
غربیها، اروپاییها و آسیاییها با آمریکا همراهی نکردند. حتی کشورهای منطقه که بارها تأکید کردهایم «اینها برادران مسلمان ما» هستند و هدف ایران حمله به آنها نیست، بلکه پایگاههای آمریکاییای که از خاک آنها به ایران حمله میشود، مورد هدف قرار گرفتند، با وجود تحریکات برای تشکیل ائتلاف ضد ایران، اکثر این کشورها نپیوستند.
۳. تسلط راهبردی بر تنگه هرمز
ابزاری که ایران با تسلط بر تنگه هرمز به کار گرفت، کارایی خود را نشان داد و لطماتی که ترامپ و غربیها وارد کرده بودند، تا حدی جبران شد.
۴. وحدت میدان و دیپلماسی
این موفقیتها نشان داد که ایران میتواند همزمان در میدان و میز مذاکره عمل کند.
ایکنا ـ این موفقیتها چگونه باید به توافق نهایی تبدیل شوند؟
ایران باید در تلاش باشد که این موفقیتها را نقد کند و به سه هدف کلان تبدیل کند؛ رفع تحریمها: استفاده از اهرمهای فعلی برای لغو تحریمهای ظالمانه. جبران خسارتها: دریافت غرامت بابت آسیبهای واردشده در جنگ. خروج آمریکا از پایگاههای منطقه: اخراج نیروهای آمریکایی از پایگاههایی که مورد حمله قرار گرفتهاند.
بالاخره ایران امتیازات لازم را درخواست دارد؛ امتیازاتی که معقول و امکانپذیر باشند. اینها همان اهدافی است که «عقلای قوم» دنبال میکنند.
آن کسانی که تصمیمساز و تصمیمگیر در کشور هستند، دنبال این کارند. آن کسانی که بودند و خدا رحمت کند چون آقایان لاریجانی و خرازی، دنبال این مسیر بودند: تبدیل موفقیتهای میدان به دستاوردهای دیپلماتیک.
متأسفانه وقتی دشمن فهمید که آنها دنبال این کار هستند، دست به شیطنت زد و آنها را به شهادت رساند تا شاید کار متوقف شود اما کار متوقف نشد. اسرائیل این کار را کرد، اما این مسیر ادامه دارد.
ایکنا ـ به عنوان جمعبندی نهایی، چه پیامی برای افکار عمومی درباره فرآیند تصمیمگیریهای کلان کشور دارید؟
الحمدلله این عقلانیت امروز در کشور وجود دارد. مردم بزرگوار ما هم بهخوبی این مسائل را میفهمند و تحلیل میکنند. نکته مهم این است که مردم با دقت ببینند موانع و کارشکنیها از کجا میآید و اجازه ندهند با پخش هر خبری، بلافاصله برچسب «خیانت» یا «تسلیم» به مسئولان زده شود.
آنهایی که امروز در رأس تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور هستند، افراد مورد وثوق این نظاماند. آنها دارند بهترین راهحلها را دنبال میکنند و بهصورت لحظهای تلاش میکنند که منافع ملی و امنیت ملی ما حفظ شود.
وقتی مردم این واقعیت را در نظر داشته باشند و پشتیبانی و حمایت کنند، طبیعی است که اگر سوال یا ابهامی هم پیش بیاید، آن را بهصورت معقولانه مطرح کنند و از منابع موثق پیگیری کنند.
ایکنا ـ در فضای پرهیاهوی رسانهای امروز، چگونه میتوان خبر واقعی را از شایعه تشخیص داد؟
باید سخت پیگیری کنیم که خبر واقعی کدام است تا در صف واحدی که کنون در کشور وجود دارد، کسی نتواند خدشهای وارد کند. لذا مردم باید هوشیار باشند و اخبار را از مجاری رسمی دنبال کنند.