روز دختر و سالروز ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) فرصتی برای بازاندیشی در جایگاه و هویت دختران ایران زمین به شمار میرود؛ نیمی از پیکره جامعه که هم اکنون نقش مادران و تربیتیافتگان نسل آینده را بر عهده دارند. در این میان، مفهوم «دختر مقاوم» به عنوان یکی از کلیدواژههای پرتکرار در فضای اجتماعی و رسانهای کشور، نیازمند تبیینی دقیق و منطبق با واقعیتهای کنونی است.
براساس دیدگاه کارشناسان، مقاومت در یک دختر نه به معنای ستیزهجویی یا انزوا، بلکه ایستادگی هوشمندانه در مسیر رشد، تعالی، حفظ کرامت و نقشآفرینی مؤثر در عرصههای فردی و اجتماعی تعریف میشود. این نوع مقاومت ریشه در باورهای عمیق دینی، شناخت صحیح از توانمندیهای فردی و آگاهی از مقتضیات زمانه دارد.
در این چارچوب، حضرت معصومه(س) به عنوان الگویی کامل از مقاومت متعالی معرفی میشود؛ بانویی که با هجرتی آگاهانه، علم و عفت را توأمان ساخت و بدون هیاهو در تاریخ ماندگار شد. به باور پژوهشگران، پرداختن به مؤلفههای «دختر مقاوم» در حقیقت پاسداشت همان مسیری است که آن حضرت و پس از ایشان، دختران و زنان مقاوم این مرز و بوم پیمودهاند.
خبرگزاری ایکنا در همین راستا، گفتوگویی با سمیه حمزهخانی، پژوهشگر حوزه زن و خانواده ترتیب داده است. وی در این گفتوگو به تبیین ویژگیهای بنیادین دختر مقاوم در جامعه امروز، نقش خانواده و نظام آموزشی در پرورش تابآوری، راهکارهای حفظ مسیر پیشرفت در برابر محدودیتها و کلیشههای جنسیتی، معرفی الگوهای عینی معاصر و توصیههای کاربردی برای دختران نوجوان و جوان به منظور نقشآفرینی مؤثر در آینده کشور میپردازد. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
ایکنا ـ از نظر شما مهمترین ویژگیهای یک دختر مقاوم در جامعه امروز چیست و این مقاومت چگونه در عرصههای فردی و اجتماعی نمود پیدا میکند؟
پیش از پاسخ به این پرسش، ذکر این مقدمه ضروری است که واژه «مقاومت» به خودی خود مفهومی خنثی دارد و پاسخ به دو پرسش کلیدی است که ارزش و بار معنایی این مفهوم را مشخص میکند؛ مقاومت برای رسیدن به چه؟ و مقاومت در برابر چه؟ در واقع، پاسخی که ما به این پرسشها میدهیم، مسیری کاملاً متفاوت را پیش روی مخاطب میگشاید؛ چه بسا گاهی همین معنا میتواند موجب تولید یک ضد ارزش شود.
در نگاه الهیاتی، هدف از مقاومت، دستیابی به مرحلهای از رشد و شکوفایی استعدادهای فردی و اجتماعی است، بهگونهای که عزت و سعادت دنیوی و اخروی شخص را تضمین کند. از همین جا، پاسخ پرسش دوم نیز روشن میشود؛ هر آنچه در مسیر نیل به این هدف، ایجاد دستانداز کند، مانعی است که باید از آن عبور کرد و از آن فاصله گرفت. طبیعتاً این راه، سختیها و دشواریهای خاص خود را دارد که نیازمند روحیهای قوی با تابآوری بالاست. بنابراین، صبوری، هدفمندی، خستگیناپذیری، برخورداری از روحیه امیدواری و دوری از یأس، تلاشگری و تقویت قوای معنوی و مذهبی از جمله ویژگیهایی است که یک دختر مقاوم باید به آنها مجهز باشد. از سوی دیگر، برای افزایش کارآمدی و پذیرش اجتماعی چنین دختری، باید از لحاظ علمی و مهارتی در سطح قابل قبولی قرار داشته باشد. تعریف سبک زندگی در پرتو توصیههای رهبر شهید با محوریت «الگوی سوم زن» نیز عرصه تأثیرگذار دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. طبیعتاً چنین دختری، افزون بر اینکه در زندگی شخصی خود فردی موفق خواهد بود، در عرصه اجتماع نیز به عنوان فردی هدایتگر و پیشتاز در جنبشهای اجتماعی اثرگذار ظاهر میشود.
ایکنا ـ نقش خانواده و نظام آموزشی در پرورش روحیه مقاومت و تابآوری در دختران چیست و چه اقداماتی میتواند در این زمینه مؤثر باشد؟
نخستین و احتمالاً مؤثرترین اقدام، هویتبخشی و ارزشگذاری برای اندیشه مقاومت و تکریم دختر مقاوم است. هر آنچه را مورد ستایش قرار دهیم، همان هدف میشود و قوای انسانی به سمت آن حرکت میکند. برای مثال، اگر در جامعه برای زیبایی ظاهری زن ارزش قائل شویم، دختران و زنان به همین سمت سوق پیدا میکنند و تمام اهتمام خود را صرفِ دستیابی به برتری در این بازار میکنند. اگر به علم یا هنر ارزش دهیم، باز همین اتفاق میافتد. اگر زن تراز را محدود به زن شاغل تعریف کنیم، مادری و همسری از رونق میافتد و نظام تربیتی و آموزشی نیز دقیقاً متناسب با پرورش همان نیروی ارزشگذاری شده تنظیم میشود. حال اگر ما دختر مقاوم، توانمند، صبور و الهامبخش را به عنوان تراز جامعه بپذیریم، بایستههای رسیدن به این هدف را فراهم میکنیم. این دختر را تشویق به تلاش بیشتر و تحمل ناملایمات میکنیم. برای او نقش قائل میشویم و به او مسئولیت میدهیم و در او حس عزت و باورمندی ایجاد میکنیم. در چنین منظومه فکری، دختر را به عنوان یک پرنسس منفعل که نباید آب در دلش تکان بخورد، در نظر نمیگیریم، بلکه از همان سالهای ابتدایی کودکی، او را برای مسئولیت داشتن و اثرگذاری آماده میکنیم؛ دختری که میداند افزون بر آینده خود، بر آینده محیط پیرامون خود نیز اثرگذار است و باید ملزومات این مسیر را فراهم آورد.
ایکنا ـ در مواجهه با چالشهایی مانند محدودیتهای اجتماعی یا کلیشههای جنسیتی، یک دختر مقاوم چگونه میتواند مسیر پیشرفت خود را حفظ کند و الهامبخش دیگران باشد؟
وجود محدودیتهای اجتماعی ناشی از دیدگاههای درگیر با کلیشههای جنسیتی، امری غیرقابل انکار است، اما به ویژه در دهههای اخیر، فرصتهای رشد بسیاری نیز برای دختران فراهم شده که نادیده گرفتن آنها دور از انصاف است. این فضای به وجود آمده، ناشی از تلاش دختران و زنانی است که نه در مقام سخن، بلکه در مقام عمل ثابت کردهاند از لحاظ انسانی، قوای عقلانی و پشتکار، چیزی از مردان کم ندارند و در صورت اعتماد به آنها، میتوانند افزون بر رشد فردی، جامعه را نیز به کمال برسانند. این مقاومت در برابر تضییع حق جامعه زنان، در درجه نخست به یک باور قلبی در وجود خود این زنان و دختران بازمیگردد؛ باور جمله کوتاه، اما الهامبخش «ما میتوانیم». روزگاری حتی امکان سوادآموزی ابتدایی از دختران ما دریغ میشد، اما هنگامی که گروهی از زنان، پس از گذراندن دورههای تحصیلی، تأثیر مثبت این علمآموزی را اثبات کردند، باور اجتماعی جدیدی چه در اذهان عمومی و چه در میان خود جامعه زنان شکل گرفت که تفکرات پیشین نیاز به بازبینی و اصلاح دارند.
این رخداد به مرور زمان و تنها از طریق تلاش عملی صورت گرفت. شاید نخستین افراد به تحصیلات عالیه دانشگاهی نرسیدند، اما قدم به قدم این مسیر را هموار کردند، درست مانند زنجیرهای انسانی که نسل به نسل این رویداد را تکمیل کردهاند. این مسئله تنها به تحصیل یا اشتغال محدود نمیشود؛ تأثیر شگرف حضور و حمایت زنان در جریان انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و سالهای پس از آن، یکی دیگر از گامهای مؤثر در برگرداندن نگاه اجتماعی به نفع جامعه زنان بوده است. قطعاً تک تک زنانی که به اندازه وسع و شرایط خود، راهی غیر از تسلیم شدن را برگزیدند، در تحقق این امر مهم سهیم و شریک هستند. این زنان، افزون بر تغییر شرایط، راوی پیامی مهم برای سایر بانوان، چه در نسل خود و چه در نسلهای بعدی بودند؛ از انفعال فاصله بگیرید و به عنوان یک کنشگر، ردپای خود را در تاریخ به جا بگذارید.
ایکنا ـ آیا میتوان نمونههای عینی از دختران مقاوم در تاریخ یا جامعه معاصر ایران نام برد که نقش مؤثری در عرصههای علمی، فرهنگی یا اجتماعی ایفا کردهاند؟
ترجیح میدهم به اسم خاصی اشاره نکنم. نخست آنکه جامعه دختران موفق ما در عرصههای مختلف چنان گسترده است که نام بردن از افراد محدود، نوعی محدودیت تفکر ایجاد میکند. از سوی دیگر، نباید فقط به جامعه نخبگان شناخته شده اکتفا کرد. مقاومت برای هر کسی در چارچوب شرایطی که دارد، میتواند معنا پیدا کند. اما در کنار این نکته، قطعاً بر لزوم معرفی الگوهای معاصر برای دختران هر نسل معتقدم. یکی از ضعفهای ما در مسئله دختران و زنان، معرفی الگوهایی است که از لحاظ زمانی و شرایط زیستی، در بستری کاملاً متفاوت از بایستهها، امکانات و مقتضیات زمان حاضر بودهاند و دختر امروزی ما با این الگوها احساس همزادپنداری نمیکند؛ همین امر باعث از دست رفتن انگیزه او میشود؛ چراکه قهرمانهای روایتها یا مردان هستند یا زنانی که برای او قابل درک و فهم نیستند و تلاش برای الگوبرداری از هر یک از این دو گروه، به دلیل فقدان مشترکات، او را به نوعی دچار سرگشتگی میکند. الگو باید، حداکثر قرابت را با جامعه مخاطب داشته باشد تا اولاً محرک باشد و ثانیاً فرد را به ورطه بحران هویتی نکشاند. قطعاً معرفی و شناساندن نمونههای تاریخی و نسلهای پیشین، برای تقویت روحیه مقاومت و الهامبخشی و ایجاد زنجیره اتصال، لازم و ضروری است، اما اکتفا به همین موارد و به روزرسانی نکردن الگوها، آسیب بزرگی به جامعه دختران ما وارد میکند.
ایکنا ـ به عنوان کارشناس، چه پیام یا توصیهای برای دختران نوجوان و جوان دارید تا بتوانند با تکیه بر توانمندیهای خود، نسلی مقاوم و اثرگذار در آینده کشور باشند؟
خودشان را دست کم نگیرند. برای خودشان نقش قائل باشند. نظام خلقت کاملاً حکیمانه طراحی شده و هیچ ذره و عضوی در این مجموعه بیجهت و تصادفی آفریده نشده است؛ پس فرد به فرد ما با یک برگه مأموریت ویژه پا به دنیا گذاشتهایم. هر کدام به اندازه وسعت امکاناتی که در اختیار داریم، مسئولیت داریم و میتوانیم اثر انگشت خود را بر تاریخ جهان به جا بگذاریم. دختران، ستونهای محکم اجتماع هستند. خانواده بر مدار مادران میچرخد و اندیشه و عملکرد مادر است که سبک و سیاق حیات مادی و معنوی سایر اعضای خانواده را هدایت میکند و این خانوادهها هستند که جامعه ما را میسازند. دختران امروز ما، افزون بر اینکه نیمی از افراد جامعه را تشکیل میدهند، مادران و کارگزاران آینده این اجتماع نیز به شمار میروند و از هم اکنون باید مهارتهای فردی، قوای روحی و اخلاقی، بنیه معنوی و تابآوری خود را رشد دهند. دختر مقاوم ایرانی، برخلاف نسخهای که غرب برای او میپیچد، قرار نیست بازیچه نگاهها باشد، بلکه جهت و سوی نگاهها را تغییر میدهد و حرکتآفرین است. برای رسیدن، باید از هر فرصتی برای توانمندی بهره گرفت و هر آنچه که حواس ما را پرت میکند، کنار زد.
انتهای پیام