
در هفتههای اخیر، مردم ایران بیش از 50 شب متوالی با حضور گسترده در میادین و خیابانهای شهرها و روستاهای مختلف، صحنهای از همبستگی، بصیرت و وفاداری به آرمانهای انقلاب اسلامی و رهبری را به نمایش گذاشتهاند. این تجمعات که در پاسخ به تهدیدات و تحرکات دشمنان شکل گرفته، جلوهای از هوشیاری و انسجام ملی است و نشان میدهد این حضور، صرفاً واکنشی مقطعی نیست، بلکه ریشه در باورها و اعتقادات عمیق مردمی دارد.
تداوم این اجتماعات همراه با برنامههای فرهنگی، هنری و بصیرتی، آن را به حرکتی پویا و اثرگذار تبدیل کرده است؛ حضوری که با مشارکت اقشار مختلف، پیام روشنی از ایستادگی، وحدت و حمایت از نیروهای مسلح و منافع ملی را به همراه دارد. این حرکت سراسری، نمادی از اقتدار مردمی است که در برابر فشارها و تهدیدهای خارجی، با انسجام و آگاهی در صحنه باقی ماندهاند.
در این راستا ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین اسماعیل سیاوشی، دبیر اول کمیسیون فرهنگی و نماینده مردم چادگان، فریدن و فریدونشهر مجلس شورای اسلامی به گفتوگو پرداخت که در ادامه میخوانیم:
حضور مردم از مؤلفههای اصلی قدرت در نظام
ایکنا ـ با توجه به نقش حضور مردم در صحنههای مختلف از ابتدای جنگ حتی پس از اعلام آتشبس، ضرورت حفظ هماهنگی سه ضلع «میدان، دیپلماسی و خیابان» را تا رسیدن به پایان قطعی جنگ چگونه ارزیابی میکنید؟
یکی از مؤلفههای اصلی قدرت، بهویژه در نظام مقدس جمهوری اسلامی، حضور مردم است؛ حضوری که در همه عرصهها اثرگذار بوده و اساساً این نظام با کمک مردم به پیروزی رسید. رهبری نیز با اتکا به همین پشتوانه مردمی میتواند منویات خود را به جامعه منتقل کند و نیروهای مسلح هم در همین چارچوب ایفای نقش میکنند.
آنچه در مقاطع مختلف شاهد بودیم، این است که حضور مردم توانسته تهدیدها، اختلافات داخلی و حتی اغتشاشات را به انسجام ملی تبدیل کند. این مسئله بسیار مهم است و نشان میدهد که حضور مردم، اگر بهدرستی هدایت شود، میتواند نقش تعیینکنندهای در عبور از چالشها داشته باشد.
ضرورت مدیریت حضور مردمی برای جلوگیری از فرسایش
برای اینکه این حضور تداوم داشته و اثرگذار باقی بماند، حتماً باید مدیریت شود. اگر حضور مردم بدون برنامه، در سطحی شعاری و روزمره باقی بماند، بهتدریج دچار فرسایش میشود؛ چراکه مبنای مشخص و تبیین عمیقی برای آن صورت نگرفته است. در چنین شرایطی ممکن است مردم در مقاطعی انگیزه خود را از دست بدهند و از صحنه فاصله بگیرند.
بنابراین، استفاده درست از این فرصت، نیازمند اعمال صحیح ابعاد حماسی و بهویژه تبیین است. باید برای مردم روشن شود که چرا به صحنه آمدهاند، حضورشان چه میزان اثرگذاری دارد و این حضور تا چه اندازه دشمن را دچار استیصال کرده است.
نقش تبیین در تبدیل حضور به رفتار پایدار
اگر این مسائل بهدرستی تبیین نشود و معارف به رفتار اجتماعی مردم تبدیل نگردد، بهطور طبیعی این حرکت پس از مدتی کمرنگ خواهد شد. از همین رو، تبیین مستمر و هدفمند یکی از ارکان اصلی حفظ این انسجام است.
همچنین باید برای مردم تشریح شود که در صورت کاهش حضور، چه تبعاتی ممکن است متوجه کشور شود و چگونه این حضور در تقویت قدرت بازدارندگی نقش دارد.
لزوم شکلگیری ساختارهای منسجم برای هدایت حرکت مردمی
در این مسیر، نهادهایی همچون شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی یا حتی شوراهای پشتیبانی جنگ در سطح محلات میتوانند نقشآفرین باشند. این مجموعهها باید با مشارکت افراد اثرگذار، مسئولان و خود مردم، بهصورت منسجم عمل کرده و سهم هر بخش در مدیریت این حضور را مشخص کنند.
اگر هر یک از اضلاع اعم از مردم یا مسئولان در ایفای نقش خود کوتاهی کنند، این حرکت دچار نقصان خواهد شد. بنابراین، تعیین دقیق وظایف و نقشها ضروری است. از سوی دیگر، باید مشخص باشد چه افرادی قرار است برای مردم سخن بگویند، نیاز مخاطبان چیست و بر اساس همین نیازها از سخنرانان، تبیینگران و مداحان دعوت شود.
در حوزه پشتیبانی نیز، با توجه به کمکهای مردمی، لازم است سازوکاری شفاف و اعتمادساز ایجاد شود تا مردم بدانند کمکهایشان در کجا و چگونه هزینه میشود. این شفافیت موجب تداوم مشارکت خواهد شد. همچنین باید از اقدامات بدون برنامه پرهیز شود؛ بهعنوان مثال، تمرکز صرف بر توزیع اقلامی مانند پذیرایی، بدون توجه به نیازهای واقعی، ممکن است منابع را از بخشهای مهمتر منحرف کند.
حرکت بهسوی یک قیام اثرگذار مردمی
مردم برای بهرهمندی مادی در این صحنهها حضور پیدا نمیکنند، بلکه هدف اصلی آنها دفاع از نظام و ارزشهاست. از اینرو، آنچه اهمیت دارد، تأمین محتوای غنی، برنامهریزی دقیق و ایجاد یک اتاق فکر برای هدایت این حرکت است.
تداوم این مسیر ارزشمند زمانی محقق میشود که بتوانیم حضور مردم را از یک مشارکت مقطعی، به یک قیام مردمی سازمانیافته و اثرگذار تبدیل کنیم.
جنگ روایتها و لزوم هوشیاری عمومی
ایکنا ـ با توجه به اظهارات و فضاسازیهای رسانهای برخی چهرهها مانند دونالد ترامپ که بهنظر میرسد با هدف برهم زدن وحدت و انسجام داخلی صورت میگیرد، مردم چگونه باید با این پیامها مواجه شوند و از شکلگیری فضای دوقطبی جلوگیری کنند؟
در چنین شرایطی، مسئله اصلی «آگاهیبخشی» و «تبیین» است. بخشی از جامعه ممکن است این اظهارات متناقض و بعضاً ناپایدار را رصد و تحلیل کند اما بخشی دیگر شاید در جریان کامل این مسائل نباشد. بنابراین لازم است این تناقضگوییها و شرایط واقعی طرف مقابل در میدان با توجه به وضعیت ما و وضعیت شکننده دشمن برای مردم تبیین شود.
باید برای افکار عمومی روشن شود که بسیاری از این اظهارات، فاقد پشتوانه واقعی بوده و بیشتر جنبه جنگ روانی دارد. در مقابل، وضعیت داخلی کشور با وجود برخی مشکلات در حوزههایی مانند تأمین نیازهای اساسی، قابل اتکا و مدیریتپذیر است و این موضوع باید بهدرستی برای مردم بیان شود.
نقش مسئولان در تقویت روحیه عمومی و مطالبهگری آگاهانه مردم
مسئولان در این میان وظیفه مهمی بر عهده دارند. انتظار این است که با ادبیات سنجیده و مبتنی بر اقتدار سخن بگویند و از طرح مباحثی که ممکن است به تضعیف روحیه عمومی یا القای کمبودها منجر شود، پرهیز کنند.
در شرایط حساس، نوع بیان و روایت مسئولان میتواند در تقویت یا تضعیف انسجام ملی اثرگذار باشد. از این رو، هماهنگی در گفتار و توجه به پیامدهای آن اهمیت ویژهای دارد از سوی دیگر، مردم نیز میتوانند با مطالبهگری هوشمندانه، به ارتقای کیفیت اطلاعرسانی و تصمیمگیری کمک کنند. درخواست برای شفافیت، دقت در بیان و پرهیز از اظهارات متناقض، از جمله مطالباتی است که میتواند به بهبود فضای عمومی کمک کند.
مقابله با دوقطبیسازی از مسیر تبیین
در نهایت، جلوگیری از شکلگیری فضای دوقطبی، نیازمند تبیین مستمر، تقویت سواد رسانهای و ایجاد درک مشترک از شرایط است. هرچه آگاهی عمومی افزایش یابد، تأثیرگذاری جریانهای بیرونی که بهدنبال ایجاد شکاف هستند، کاهش خواهد یافت.
بر همین اساس، برنامهریزی دقیق در حوزه اطلاعرسانی و تبیین، یکی از الزامات اساسی برای حفظ انسجام و عبور موفق از شرایط حساس به شمار میرود.
اهمیت «روایت اول» در شکلدهی به افکار عمومی
ایکنا ـ به نظر شما مسئولان تا چه اندازه باید در ارائه روایت صحیح و بهموقع برای اقناع افکار عمومی نقشآفرینی کنند؟
طبیعتاً انتظار این است که مسئولان، بهویژه شعام و سایرین در حوزههای فرهنگی، تبلیغی و همچنین افرادی که در جایگاه تصمیمسازی و تصمیمگیری قرار دارند، نقش فعالی در ارائه روایت صحیح ایفا کنند. این افراد باید از آگاهی کافی برخوردار باشند و بتوانند در زمان مناسب، اطلاعات دقیق و قابل اتکا را در اختیار افکار عمومی قرار دهند.
در برخی موارد، شاهد بودهایم که طرح بهموقع یک روایت میتواند بسیاری از ابهامات و شبهات را برطرف کند. بهعنوان نمونه، برخی اظهارات مسئولان در حوزه مذاکرات، توانست به روشنتر شدن فضای ذهنی جامعه کمک کند و از شکلگیری برداشتهای نادرست جلوگیری نماید.
نکته اساسی این است که اگر ما روایت اول را بیان نکنیم و حقایق را بهموقع در اختیار مردم قرار ندهیم، طرف مقابل با طرح شبهه، ذهنیت اولیه را شکل میدهد. در چنین شرایطی، حتی اگر بعداً به توضیح و پاسخ بپردازیم، نهایتاً میتوانیم شبهه را تا حدی برطرف کنیم اما دیگر نمیتوانیم بهطور کامل ذهنیتسازی مثبت و اولیه را انجام دهیم. بنابراین، پیشدستی در اطلاعرسانی و روایتگری، یک ضرورت است و نباید آن را به تأخیر انداخت.
لزوم ایجاد سازوکار منسجم اطلاعرسانی
در همین راستا، ایجاد یک سازوکار منسجم برای مدیریت اطلاعرسانی اهمیت دارد. بهعبارت دیگر، همانگونه که در حوزههای دیگر از ساختارهای هماهنگ استفاده میشود، در حوزه رسانه و تبیین نیز باید یک ستاد یا شورای هماهنگکننده فعال و پشتیبان جنگ باشد.این مجموعه باید دارای سخنگوی مشخص و ستاد تبلیغات باشد تا دارای زمانبندی دقیق و برنامهریزی منسجم باشد تا بتواند بهموقع و با دقت، مسائل را برای مردم تبیین کند.
پیشگیری از شکلگیری شبهه با اطلاعرسانی دقیق
اگر اطلاعرسانی بهموقع و دقیق صورت نگیرد، طبیعتاً جریانهای بیرونی با طرح شبهات و روایتهای جهتدار، فضای ذهنی جامعه را تحت تأثیر قرار میدهند. در چنین وضعیتی، پاسخگویی صرف، کارآمدی کمتری خواهد داشت.
از اینرو، ارائه روایت واقعبینانه، دقیق و بههنگام از سوی مسئولان، نهتنها به اقناع افکار عمومی کمک میکند، بلکه از بروز بسیاری از شبهات و چالشهای رسانهای نیز پیشگیری خواهد کرد.
انتهای پیام