کد خبر: 4347734
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۰
یک عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان:

ایران از قدرت منطقه‌ای به قدرت بین‌المللی تبدیل شده است

رضا رحمتی گفت: در جنگ تحمیلی سوم، استفاده ایران از اهرم فشار اقتصادی مانند تنگه هرمز، ایران را به یک کشور قدرتمند فرامنطقه‌ای تبدیل کرد.

رضا رحمتی، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدانبا اتمام دو هفته‌ای مهلت آتش‌بس و ارائه شروط ده‌گانه ایران برای پایان جنگ، سؤالات متعددی در اذهان همه شکل می‌گیرد که چرا آتش‌بس مورد پذیرش قرار گرفت و آیا اساساً می‌توان به آمریکا اعتماد کرد یا خیر و ادامه جنگ چه خواهد شد برای پاسخ به این سؤالات خبرنگار ایکنا از همدان با رضا رحمتی، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان گفت‌وگویی کرده است که مشروح آن را در زیر می‌خوانیم: 

ایکنا _ مدیریت جدید تنگه هرمز برای ایران چگونه خواهد بود، آیا با اتمام آتش‌بس یا جنگ، مدیریت تنگه که به‌عنوان یک اهرم فشار دست ما بود، رها می‌شود؟

تنگه هرمز یک عنصر جغرافیایی مولد قدرت است و با توجه به شرایطی که به‌وجود آمده، ایران تغییراتی را در حوزه قدرت در بین‌الملل با این اهرم ایجاد کرد. تنگه هرمز در اصل مؤلفه اصلی تولید قدرت در دو ماه گذشته بوده و توانسته ایران را به جهش افزایش قدرت انتقال دهد، بنابراین هیچ‌گاه به سادگی رها نخواهد شد.

تحلیل‌ها را نباید با توییت‌ها آمیخته کرد و این‌گونه نیست کل جریان سیاسی و امنیتی کشور با توییت آقای عراقچی و یا آقای قالیباف تغییر کند. معادلات اکنون درهم آمیخته با فعالیت‌های ژئوپلیتیکی کشورهاست و لازم است کشور ما تنگه هرمز را به‌عنوان اهرم فشار اقتصادی در شرایطی که اقتصاد شکننده بین‌المللی به آن وابسته است را رها نکند.

بنابراین، جای نگرانی در این زمینه وجود ندارد و مشخص است که ما در شرایطی قرار گرفتیم که هیچ‌گاه نسبت به این ابزار مغفول نخواهیم ماند و به نظر می‌رسد اگر شرایط تحریمی علیه ایران نیز تشدید شود باز هم تنگه هرمز به‌عنوان یک ابزار فشار مورد استفاده قرار خواهد گرفت. ما تنگه را به این راحتی رها نخواهیم کرد، چراکه در جریان جنگ تحمیلی اخیر به این نتیجه رسیدیم که از این ابزار می‌توانیم به‌عنوان اهرم فشار استفاده کنیم.

ایکنا _ تحلیل و پیش‌بینی شما از ادامه شرایط جنگ و یا آتش‌بس و پذیرفتن شروط ایران چیست؟

قبول پیش‌شرط‌های ده‌گانه ایران توسط آمریکا موجب پذیرش آتش‌بس شد، اما باید بپذیریم که قرار نیست کشورها تا ابد درون جنگ باقی بمانند و جنگ هدف نیست؛ بلکه ابزاری برای رسیدن به یک نقطه است. همان‌گونه که مذاکرات ابزاری برای رسیدن به منافع ملی یک کشور است، بنابراین در این شرایط ماندگاری در جنگ یک هدف نیست، ما توانستیم با بیشترین ضربه‌ای که به اسرائیل و ایالات متحده وارد کردیم، بیشترین میزان منافع ملی را برای خود کسب کنیم.

اما آیا با آتش‌بس و یا پایین آمدن قیمت نفت ما متضرر خواهیم شد؟! نباید این‌گونه تحلیل کنیم، بلکه چشم‌انداز باید منافع ملی خودمان باشد. زمانی که جنگ بر ما تحمیل شد، وظیفه و رسالت ما دفاع از کیان کشور بود، اما قرار نیست که ما تا ابد بجنگیم، مسئله آتش‌بس و مذاکرات هم ابزارهای سیاست خارجی هستند که آن هم با اصول خود باید انجام شود. پس از آتش‌بس در وهله اول آقای قالیباف و تیم مذاکره‌کننده در جهت کسب منافع ملی کشور گام برداشتند و اگرچه محاصره دریایی آمریکا سبب شد که تنگه هرمز دوباره بسته شود، اما تاکنون و تا اینجا جمهوری اسلامی در چارچوب منافع ملی حرکت کرده‌ است.

باید بدانیم قیمت نفت براساس شاخص‌های مختلفی تنظیم می‌شود؛ یکی از شاخص‌های آن جنگ ایران و آمریکا بود، اینکه پس از آتش‌بس قیمت آن کمی کاهش یابد لزوماً منافع ملی ما را تأمین نمی‌کند، بنابراین باید بدانیم که اکنون منافع ملی ما با جنگ تأمین می‌شود و یا مذاکره؟ باید گفت در یک برهه‌ای جنگ بود و در برهه بعدی ما توانستیم با مذاکره منافع ملی خود را تأمین کنیم. به لطف خداوند بر اثر همین جنگ ایران توانست یک جهش قدرتی را در بین‌الملل داشته باشد و از یک قدرت منطقه‌ای به یک قدرت بین‌المللی کارساز تبدیل شود.

ایکنا _ با توجه به سبقه آمریکا در خلف وعده آیا ممکن است در آینده شرایط ما را نقض کند؟ در این صورت ما چه اهرمی  برای دفاع خواهیم داشت؟

اگر شرایط ایران مورد قبول واقع و در نهایت منتهی به توافق شود، چک سفید امضایی وجود ندارد که این توافق نقض نشود، اساساً آمریکایی‌ها نسبت‌شان با ایران کنترل و مهار کشور ماست.

توجه به این نکته لازم است که اگر توافقی هم صورت بگیرد ممکن است ماندگار نباشد. ادبیات روابط بین‌الملل به ما می‌گوید که ایران از نظر آمریکا باید کنترل شده و یک بازیگر محدود باشد و به‌واسطه جغرافیای ژئوپلیتیکی و اهمیت انرژی که دارد نمی‌تواند یک کشور تأثیرگذار باشد.

در دکترین امنیت ملی، رژیم صهیونیستی نیز باید همه تهدیداتی که علیه او وجود دارد از قبل از بین برود و ایران به‌عنوان یک کشور بزرگ و سترگ باید قبل از رسیدن به اینکه امنیت آمریکا را تهدید کند، باید محدود شود. بنابراین کنترل و مهار ایران سیاست آمریکاست. 

حال برخی رؤسای جمهور آمریکا مانند ترامپ شتابزده عمل می‌کنند و به جنگ رو می‌آورند، این همان چیزی است که رسانه‌ها با عنوان جنگ احمق‌ها از آن یاد کرده‌اند. اما اینکه این مذاکرات ممکن است منجر به توافق شود بله، این امکان وجود دارد و ممکن است که به جنگ هم منتهی شود همه جریان‌های سیاسی آمریکا مخالف جنگ بودند که همین امر موجب ارائه آتش‌بس از سوی آمریکا شد.

اما تصور بنده این‌گونه است که هیچ توافقی بین ایران و آمریکا ماندگار نخواهد بود و همه توافق‌ها شکننده است، تضمین و ضمانت اجرایی توافق‌ها بستگی به میزان قدرت ایران دارد، اینکه از مؤلفه‌های قدرت خود مانند تنگه هرمز و اقتصاد شکننده بین‌المللی استفاده کند تا بتواند تحریم‌ها را دور بزند و آن‌ها را شکست دهد.

در سیاست رژیم صهیونیستی از بین بردن کامل ایران یکی از مؤلفه‌هاست و تمام تلاش خود را به‌کار می‌برد تا دستیابی ایران به بمب اتم را متوقف کند. بنابراین، احتمال اینکه جنگ در آینده وجود داشته باشد بسیار زیاد است. اما تصور بنده این است که ترامپ شروع جنگ بعدی را به انتخابات پس از کنگره موکول می‌کند و پس از اینکه خیالش از بابت انتخابات میان‌دوره‌ای راحت شد دوباره به جنگ با ایران خواهد پرداخت.

انتهای پیام
خبرنگار:
عاطفه ابرار پیراسته
دبیر:
اکرم یوسفی پارسا
captcha