کد خبر: 4347940
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۴
یادداشت

هرمز؛ گذرگاه کوچکی با اثر جهانی بزرگ

به قلم محمدعلی الحکیم، تحلیلگر مسائل سیاسی عراق

منطقه خلیج فارس با اعلام بسته شدن مجدد تنگه هرمز توسط طرف ایرانی، شاهد تشدید تنش‌ها است، اقدامی که یکی از خطرناک‌ترین مسائل امنیت دریایی جهانی را دوباره به صحنه می‌آورد.

این گذرگاه حیاتی، شریان اصلی جریان تأمین انرژی است که ایران آن را یک کارت طلایی و یک دارایی استراتژیک می‌داند که نمی‌توان از آن صرف نظر کرد، زیرا درصد زیادی از صادرات نفت جهانی از آن عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن، تهدیدی مستقیم برای ثبات بازارهای بین‌المللی است. 

مسلم است که بازارهای نفت به دلیل اختلال در عرضه جهانی، شاهد افزایش شدید قیمت خواهند بود و کشورهای خلیج فارس به دلیل وابستگی به این کریدور دریایی، چه از نظر امنیتی و چه از نظر اقتصادی، در قلب بحران قرار خواهند گرفت.

در میان تشدید تنش‌های نظامی و نگرانی‌های اقتصادی، توجه‌ها به پیامدهای این اقدام بر تجارت جهانی، قیمت انرژی و احتمال افزایش تنش در منطقه معطوف شده است. 

بنابراین، قدرت‌های بزرگی مانند چین و اتحادیه اروپا برای مهار تشدید تنش‌ها تلاش خواهند کرد تا از تجارت خود محافظت کنند. هرگونه اختلال در تنگه هرمز، نه فقط بخش انرژی، بلکه زنجیره‌های تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد و هرگونه توافق آتی نتیجه توازن بازدارندگی خواهد بود، نه پیروزی یک طرف بر طرف دیگر.

از سوی دیگر، واشنگتن ممکن است از محاصره به عنوان یک ابزار چانه‌زنی برای تحمیل شرایط سختگیرانه‌تر بر برنامه هسته‌ای ایران استفاده کند. تهران این اقدام را به عنوان یک تهدید وجودی که نیاز به پاسخی غیرمتعارف دارد، تلقی خواهد کرد. گزینه‌های ایران برای مانور شامل تهدید ناوبری در خلیج فارس از طریق روش‌های غیرمستقیم و بدون رویارویی تمام‌عیار، گسترش برنامه هسته‌ای خود به عنوان یک ابزار چانه‌زنی و هدف قرار دادن غیرمستقیم منافع اقتصادی آمریکا است.

ایران متوجه و مطمئن شد که کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای، برنامه موشکی و کارت‌های بازدارنده‌ای که برای مانور دارد، به معنای مواجهه با سرنوشتی مشابه عراق و لیبی است. بنابراین، برای تهران غیرممکن است که ایده کنار گذاشتن برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای و موشکی و کارت تنگه هرمز را که به کارت طلایی استراتژیک برای کنترل اقتصاد منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است، بپذیرد و پیامدهای بستن تنگه برای همه فاجعه‌بار خواهد بود.

بنابراین، تهران امروز در تلاش است تا این معادله را برقرار کند که مذاکره بدون پیش‌شرط و بدون مصالحه بر سر اصل برنامه موشکی و هسته‌ای امکان‌پذیر است.

با این حال، به نظر می‌رسد شکاف فعلی نشان می‌دهد که هر دو طرف (واشنگتن و تهران) هنوز در مرحله بررسی استراتژیک هستند، هرچند واشنگتن تلاش می‌کند از طریق درز اطلاعات و اظهارات تأیید نشده و نادرست، محدودیت‌های انعطاف‌پذیری ایران را آزمایش کند.

اختلاف فعلی همچنین نشان‌دهنده‌ جدول زمانی متفاوت بین دولتی است که به دنبال نتایج سریع است و در عین حال دولتی(تهران) که رویکرد بلندمدت را اتخاذ می‌کند.

از این‌رو کل وضعیت نشان می‌دهد که هرگونه توافقی، در صورت دستیابی، با شرایطی کاملاً متفاوت از آنچه در حال حاضر روی میز است، حاصل خواهد شد. این تفاوت، فقدان حتی یک درک اولیه در مورد مکانیسم‌های اعتمادسازی را نشان می‌دهد.

بنابراین، تهران برای دستیابی به اهداف خود، بین گشودگی تاکتیکی و انعطاف‌ناپذیری استراتژیک تعادل برقرار می‌کند. جمهوری اسلامی ایران با پیشنهاد آمریکا به عنوان آزمونی برای نیات خود رفتار می‌کند، نه به عنوان یک مسیر مذاکره جدی. با این حال، در مجموع، تهران به دنبال حفظ اهرم خود یعنی «هرمز؛ گذرگاه کوچکی با اثر جهانی بزرگ» به عنوان تضمینی برای هرگونه توافق آینده است.

انتهای پیام
مترجم:
اشرف بصیری
captcha