
به قلم سیدمهدی حسینیتبار، پژوهشگر حوزه دین
در روزگاری که تردیدها، چون موج بر دلها میکوبند و طوفانِ حوادث قامت بسیاری را خم میکند، آنان که با قرآن کریم مأنوساند، ریشه در خاک یقین دارند.
در چنین روزگار پرالتهابی، هر صدایی انسان را به گوشهای میکشد؛ اما ندای قرآن، انسان را به ایستادن در برابر باطل و تزلزلناپذیری فرا میخواند.
قرآن برایشان تنها کتابی بر طاقچه نیست؛ کتابِ زندگی، نقشه راهی روشن، چراغی در دست و تکیهگاهی مطمئن در فراز و فرود زندگی است. هر آیه، نَفَسی تازه در جانشان میدمد و هر وعده الهی، امیدی دوباره میآفریند. تکرار و تدبر در آیات، ذائقه روح را چنان تغییر میدهد که دیگر هیچ هراسی بر قلبشان چیره نمیشود و هیچ وعده فریبندهای آنان را از مسیر حق منحرف نمیسازد. آنان با هر تلاوت از ظلمتِ تردید به روشنایی یقین، از سستیِ تزلزل به استواریِ ایمان میرسند. وقتی دل به کلام وحی میسپارند، معنای این وعده را لمس میکنند:
«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ بیتردید کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند» (احقاف، ۱۳). این استقامت، تنها به گفتن زبان نیست؛ بلکه ایستادگی بر انجام واجبات، دوری از محرمات و حفظ آرامش دل در طوفان مشکلات است. کسب آرامش نیز در همین پیوند با یاد خداست: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ؛ آگاه باشید! دلها فقط به یاد خدا آرام میگیرد» (رعد، ۲۸).
در این صورت، ترس رنگ میبازد و اضطراب و اندوه جای خود را به آرامشی عمیق میدهند. چنین آرامشی از جنس بیتفاوتی یا فرار از واقعیت نیست؛ بلکه نتیجه اطمینان به تدبیر الهی و توکل به خدا در هر لحظه از زندگی است. وقتی انسان بداند خداوند از رگ گردن به او نزدیکتر است «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ؛ و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم» (ق، ۱۶)؛ و هیچ اتفاقی بیحکمت رخ نمیدهد، آنگاه دل حتی در اوج سختیها مطمئن و آرام میماند. در نهایت استواری، دیگر یک شعار نیست؛ ثمره ایمانی است که با تلاوت، تدبر و عمل، روزبهروز عمیقتر میشود. هر چقدر انسان بیشتر با قرآن زندگی کند، قامتش در برابر سختیها راستتر و گامش در مسیر حقیقت استوارتر میشود و هر آیهای که بر دل مینشیند، بنیان ایمان را در ژرفای وجود محکمتر میکند.
با قرآن میتوان نه از سر لجاجت که از سر یقین ایستاد. میتوان مهربان و در عین حال محکم؛ نرم و در عین حال نفوذناپذیر در برابر باطل بود. قرآن به انسان میآموزد که قاطعیت را با رحمت بیامیزد و در برابر ظلم بایستد، بیآنکه ظالم شود. آنان که زندگیشان را بر مدار آیات تنظیم کردهاند، میدانند که سختیها گذراست و وعده خدا حق است و چه وعدهای روشنتر از این:
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ؛ اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری میکند و گامهایتان را محکم و استوار میسازد» (محمد، ۷). این نصرت الهی، تنها در میدان نبرد معنا نمیشود؛ هر جا که بندهای برای اقامه حق گام برمیدارد و از هواهای نفسانی عبور میکند، یاری خدا شامل حالش میشود. یاری کردن خدا یعنی قدم برداشتن در مسیر او با همه وجود؛ حتی وقتی نتیجه را نمیبینی، حتی وقتی هزینهاش سنگین است. آنگاه خداست که گامها را استوار میکند، ترس را از دل بیرون میبرد و راهی میگشاید که بنده هرگز تصورش را هم نمیکرد.
آری، با قرآن میتوان تا همیشه استوار ماند؛ زیرا آنکه به کلام خدا تکیه دارد، هرگز تنها و بیپناه نیست. پناه او چنان محکم است که فرو نمیریزد و چنان بلند است که غبار شکست به دامانش نمینشیند.
چنین کسی نه از آینده میهراسد و نه بر گذشته تأسف میخورد؛ چراکه در پناه قرآن، مسیر را میبیند، مقصد را میشناسد و میداند که خداوند با اوست و کسی که خدا با او باشد تا همیشه استوار است.
انتهای پیام