کد خبر: 4348238
تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۸
جنگ رمضان در آینه علوم انسانی/10

شکست عقلانیت ابزاری ترامپ در برابر منطق «انا لله» در فرهنگ ایرانی

ارسالی خانم آرام /انسان ایرانی برای احیاء خویش در موقعیت مرگبار چه می‌کند

به قلم سیدجواد میری؛ جامعه شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 

یقیناً جنگ رمضان به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ ایران ثبت خواهد شد و اهل نظر در باب آن در آینده بحث‌های مهمی را از جنبه‌های گوناگون مطرح خواهند کرد و اگر اغراق نباشد در تاریخ تحولات جهان جنگ رمضان به‌عنوان یک رخداد کلیدی در افول  «دیکتاتوری سیاره‌ای آمریکا» و ظهور «جهان آشوبناک چند‌قطبی» ثبت خواهد شد.

اما آنچه از منظر جامعه‌شناسی جامعه ایران حائز اهمیت است نفسِ جنگ نیست بل «میل به زندگی» است که در این جنگ پدیدار گشته است. به عبارت دیگر، ما در این جنگ با دیکتاتوری سیاره‌ای آمریکا روبرو شده بودیم که تمام تلاشش بر این بود که «سیاستِ مرگ» (Necropolitics) را بر جامعه ایرانی دیکته کند و با اتکاء به تکنولوژی‌های مرگبار جنگی آمریکا چنان جا‌ن‌های بیگناه را پودر می‌کرد که حتی نشانه‌ای از ابدان آنها باقی نمی‌ماند. اما به محض توقف جنگ، جامعه چنان در جوش و خروش زندگی روزمره غلطید که آدمی متعجب می‌شود که منطق این تحولات چیست؟‌

به نظر آنچه شتاب زندگی روزمره در ایران را در میانه این جنگ مرگبار را قابل تحلیل می‌کند اشتهاء زندگی در جامعه ایرانی است که برای فهمش نیازمند ارجاع به مفهوم «نظم پنهان فرهنگ» در نظریه لوی استروس هستیم. اما این نظم پنهان فرهنگ چیست؟

انسان ایرانی برای احیاء خویش در موقعیت مرگبار چه می‌کند

لوی استروس بر این باور بود که برای فهم زندگی آدمی نیازمند درک پیچیدگی‌های واقع‌بودگی ساحات فرهنگی انسان هستیم. او همیشه بر ضرورت نفوذ به لایه‌های زیرین داده‌ها و پی‌بردن به ژرفای اغلب نادیده‌گرفته‌شده‌ ذهن آدمی تأکید داشت. به عبارت دقیق‌تر، بی‌نظمی‌های آشکار طبیعت، آن‌گونه که ما آنها را سطحی تجربه می‌کنیم، همواره الگوی خود را از نظم پنهان فرهنگ می‌گیرند.

این سخن بدین معناست که نظم پنهان جامعه ایرانی که ریشه در تاریخ درازنای آن دارد ظرفیت ناخودآگاه جمعی برای انسان و جامعه ایرانی در تمامیتش تعبیه کرده است که شوق بی‌انتهاء به زندگی را گویی در تک‌تک سلول‌های بنیادین انسان ایرانی حک کرده است.

این شوق بی‌انتهاء به زندگی میلی فراسوی ظواهر متغییر نظم‌های سیاسی و نظامی زودگذر در وجود ایرانیان قرار داده است که حتی قدرت‌های مرگبار نظامی از فهم آن عاجزند. چرا؟ زیرا منطق ابزاری که ذیل آن دیکتاتوری سیاره‌ای آمریکا تجاوزات خود را علیه «دیگری» در طی این هشتادسال ساماندهی کرده است قدرت فهم نظم پنهان فرهنگ را ندارد.

این دقیقاً همان منظری است که لوی استروس آن را «مجموعه» می‌نامد؛ یعنی نوعی تحلیل فرهنگی که روندهای تجربه‌گرایی و طبیعت‌گرایی را توأمان به چالش می‌کشد. این سخن بدین معناست که نظم پنهان فرهنگ در جامعه‌ای مانند ایران که میل به زندگی در آن موج می‌زند آن‌گونه که در سطوح قابل مشاهده سیاسی به نظر می‌رسد نیست، بلکه مانند «زبان» (در چارچوب ساختارگرایی سوسوری) آن‌گونه است که ساختاردهی شده است.

به عبارت دقیق‌تر، برای فهم این میل به زندگی ما باید بتوانیم درک عمیقی از طیف کامل امکانات ناخودآگاه، فراسوی تصاویر ناخودآگاه همیشه متغیر، بیابیم که انسان ایرانی برای احیاء خویش در موقعیت‌های مرگبار به آنها تمسک می‌جوید. ترامپ به مثابه نماینده دیکتاتوری سیاره‌ای که با منطق عقلانیت ابزاریِ تکنولوژیک به جهان و دیگری می‌نگرد قادر به نابودی این میل به زندگی نیست حتی وقتی با بمب‌های سنگرشکن شهرها را با خاک یکسان و بدن‌ها را با موشک‌ها پودر می‌کنند.

انسان ایرانی برای احیاء خویش در موقعیت مرگبار چه می‌کند

این میل به زندگی که اشتهاء جامعه ایرانی را به نحو سحرآمیزی بر پهنه هستی گسترده است، ریشه‌هایی دارد که از جنس بی‌نهایت است که در عبارات روزمره دائماً در هنگام مرگ عزیزان به کار برده می‌شود اما عمق آن را به صورت خودآگاه کمتر مورد مداقه قرار می‌دهیم. یکی از آن عبارات که نشان از ریشه‌های بی‌نهایت جامعه و انسان ایرانی دارد و بنیان «نظم پنهان فرهنگ ایرانی» است عبارت «انا لله و انا الیه راجعون» است.

این عبارت اشارت به این دارد که ما به هستی لایزالی متصل هستیم که چه در اینجا و چه در آنجا باشیم هستی‌مان برقرار است و جغرافیای وجود در ذهن و جان انسانی که طبق منطق ابزاری زندگی خویش را سامان نداده است محدود به اینجا نیست و نیستی برای چنین نظمی آنگونه که قائلان به «نظم ابزاری» درک می‌کنند نیست.

در اینجاست که مفهوم جهان‌بینی ظهور می‌کند و میل به زندگی چشم‌اندازی فراسوی واحدهای عددی، کمی و مادی می‌یابد و درک این حقیقت برای ترامپ سخت دشوار است.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha