در ادامه بررسی مباحث یهودشناسی و دشمنشناسی براساس قرآن کریم، برخی دیدگاهها، اعتقادات و تفکر و اوصاف قوم یهود درباره مسائل توحیدی و نبوت بررسی شد، در این شماره بهمنظور بررسی مسئله تحریف دین و کتاب یهود یعنی تورات براساس قرآن کریم، خبرنگار ایکنا از همدان با حجتالاسلام والمسلمین محمد طبرسی، معاون تبلیغ حوزه علمیه همدان گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
تحریف آیین یهود و کتاب مقدس آنها یعنی تورات به دست خود قوم یهود انجام شد که شامل تحریف لفظی و معنوی است؛ شهید مطهری در کتاب «سیری در سیره نبوی» در مورد قوم یهود میگوید: «امان از دست یهود که بر سر دنیا از دست اینها چه آمد، یکی از کارهایی که قرآن به آنها نسبت میدهد و هنوز هم ادامه دارد مسئله تحریف و قلب حقایق است، اینها شاید باهوشترین مردم دنیا باشند، یک نژاد فوقالعاده باهوش و متقلب، که دستش روی شاهرگهای جامعه بشری است، شاهرگهای فرهنگی، اقتصادی، اینها از قدیمالایام کارشان همین بوده است، اینها همان روح اجداد خود را حفظ کردند که با موسی هم که بودند سخن خدا را هم میشنیدند وقتی برمیگشتند آن را مطابق میل خودشان عوض میکردند، نه از روی جهالت و نادانی، بلکه از روی دانایی.»
قرآن کریم در مواردی صراحتاً به مسئله تحریفی که توسط یهود انجام شده اشاره میکند؛ آیه 46 سوره مبارکه «نساء» از این دسته آیات است که میفرماید: «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَٰكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا؛ گروهی از یهود کلمات خدا را از جای خود تغییر داده و گویند: فرمان خدا را شنیدیم و از آن سرپیچیم و به جسارت گویند بشنو که کاش ناشنوا باشی؛ و گویند ما را رعایت کن. و گفتار ایشان زبانبازی و طعنه و تمسخر به دین است. و اگر به احترام میگفتند که ما فرمان حق را شنیدیم و تو را اطاعت کنیم و تو نیز سخن ما بشنو و به حال ما بنگر، هر آینه آنان را نیکوتر بود و به صواب نزدیکتر، لیکن چون کافر شدند خدا آنها را لعنت کرد، و به جز اندکی ایمان نخواهند آورد.»
بیشتر بخوانید:
علامه طباطبایی میفرماید که این قوم یک مرحله با جابجایی کلمات و یک بار با حذف کلمات و گاهی با اضافه کردن کلمات به آیاتی از قرآن که تلاوت میکردند و مورد پسندشان بود دچار تحریف میشدند و تورات را تغییر میدادند. تورات اصلی نسبت به پیامبران پس از حضرت موسی(ع) از جمله عیسی مسیح(ع) و پیامبر آخرالزمان حضرت رسول اکرم(ص) وعده و خبر داده بود، اما یهودیان، بهگونهای تورات را تغییر میدادند که وقتی عموم مردم به آن مراجعه میکردند اینطور برداشت میشد که این پیامبران به دنیا نیامدند.
آیه 58 و 59 سوره مبارکه «بقره» میفرماید: «وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَٰذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ ۚ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ؛ و هنگامی را که گفتیم: به این شهر [بیتالمقدس] وارد شوید، و از نعمتهای آن هر چه خواستید، فراوان و گوارا بخورید و از دروازه فروتنانه و سجدهکنان درآیید و بگویید: خدایا، خواسته ما ریزش گناهان ماست، تا گناهانتان را بیامرزیم و بهزودی پاداش نیکوکاران را بیفزایم.» (آیه 58) و همچنین «فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ؛ ولی ستمکاران، سخنی را که بیرون دروازه شهر به آنان گفته شده بود پس از ورود به شهر به سخنی دیگر تبدیل کردند [بهجای درخواست ریزش گناهان، درخواست امور مادی کردند]. ما هم بر ستمکاران به سبب آنکه همواره نافرمانی میکردند، عذابی از آسمان فرود آوردیم.» (آیه 59)
تفسیر این آیات بیان میکند که یهودیان مأمور بودند وارد بیتالمقدس شوند و مشغول عبادت شوند، اما به این دستور عمل نکردند و به جای گفتن «لا اله الا الله» برای تمسخر از «حِطَّةٌ» به معنای گندم استفاده کردند.
در آیه 79 سوره مبارکه «بقره» نیز آمده است: «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ؛ پس وای بر کسانی که با دستهاشان نوشتهای را مینویسند، سپس میگویند: این نوشته از سوی خداست. تا با این کار زشت و خائنانه بهایی ناچیز بهدست آورند؛ پس وای بر آنان از آنچه دستهاشان نوشت، و وای بر آنان از آنچه به دست میآورند.»
امام باقر(ع) در روایتی میفرماید: یهود مشخصات پیامبر اکرم(ص) را در تورات تحریف میکردند تا مستضعفان یهود را به شک بیندازند و ادعا کنند که هنوز پیامبر آخرالزمان نیامده یا حضرت محمد(ص) پیامبر اسلام نیست و مانع حرکت آنها به سمت اسلام شوند.
یکی از کارهای یهود این بود که معنا و مفهومی که در اصل دستور الهی بود را تغییر داده و به مردم بهگونهای دیگر ارائه میدادند، همان چیزی که در دین ما با عنوان تفسیر به رأی مطرح میشود و از آنجا که کتمان حقایق و گمراهی مردم در دین ما به شدت نفی شده است تفسیر به رأی نیز بهعنوان یک عمل حرام مطرح و از آن منع شده است.
خداوند در آیه 71 سوره مبارکه «آل عمران» میفرماید: «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ ای اهل کتاب، چرا در حالیکه به حقایق و واقعیات آگاهید، حق را به باطل مُشتبه میکنید، و حق را پنهان میدارید تا مردم گمراه بمانند.»؛ علامه طبرسی در تفسیر خود مسئله حقی که در این آیه مطرح شده را همان مسئله نبوت و پیامبر رسول آخرالزمان میداند که توسط یهود با وجود اینکه میدانند حق چیست از آن سر باز میزنند و حق را نادیده میگیرند.
خداوند در آیه 91 سوره مبارکه «انعام» میفرماید: «وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ ۗ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَىٰ نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ ۖ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا ۖ وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ ۖ قُلِ اللَّهُ ۖ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ؛ یهودیان بر ضد پیامبر اسلام به سفسطهگری پرداختند چون آنان خدا را آنگونه که سزاوار اوست نشناختند، چراکه گفتند: خدا بر هیچ بشری چیزی نازل نکرده. بگو: کتابی را که موسی آورده چه کسی نازل کرده؟ کتابی که برای مردم نور و هدایت است، شما آن را در طومارهای پراکنده قرار میدهید، بخشی از آن را که دلخواه شماست برای مردم آشکار میکنید و بسیاری از آن را که گواه نبوت پیامبر اسلام است پنهان میدارید و حال آنکه حقایقی که نه شما میدانستید و نه پدرانتان بهوسیله تورات به شما آموخته شد. بگو: خدا، سپس آنان را رها کن تا در باطلگویی و خرافاتشان بازی کنند.»
یهود برای مقابله با کلام و دین حضرت موسی(ع)، وحی و دستورات الهی را روی قراطیس یا صفحههای پراکنده و اوراق جدا جدا مینوشتند و بهصورت یک کتاب منسجم نمینوشتند تا به راحتی بتوانند آنها را کتمان و پنهان کنند، هر وقت لازم میشد بخشی از آن را نشان میدادند و مابقی را پنهان میکردند.
در مورد شناخت پیامبر اسلام و معرفی ویژگیهای ایشان در کتب یهودیان، آیه 146 سوره مبارکه «بقره» میفرماید: «الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ اهل کتاب، پیامبر اسلام را براساس اوصافش که در تورات و انجیل خواندهاند میشناسند، بهگونهای که پسران خود را میشناسند؛ و مسلماً گروهی از آنان حق را در حالیکه میدانند، پنهان میدارند.»
یهودیان پیامبر گرامی اسلام را همچون فرزند خود میشناختند و اوصاف ظاهری و اخلاقی او را میدانستند، اما جمع آنها ایشان را انکار و نشانههای او را کتمان کردند و بهجای اینکه مردم را برای پذیرش دینی آماده کنند، با کتمان حق، مانع رشد و هدایت مردم شدند.
کتابی که امروز در دست یهود بهعنوان کتاب دینی وجود دارد، نمیتوان به آن عنوان کتاب دینی اطلاق کرد، چراکه دستکاریهای زیادی شده است. به گفته شهید مطهری یهودیان هوشمندانه و آگاهانه تورات را تحریف کردند.
طی دو مرتبه در طول تاریخ براساس اتفاقاتی که رقم خورده یهود فرصت تحریفات اساسی را از دست نداده است. یک بار زمانی که حضرت سلیمان از دنیا رفت و کتاب مقدس مفقود میشود و با ذهن، تفکر و سلیقه خودشان به تحریف و بازنویسی کتاب روی آوردند و ورقهها و قراطیس را تغییر دادند.
بار دیگر وقتی بخت النصر پادشاه بابل به اورشلیم حمله کرد و یهودیان را اسیر کرده و معبد سلیمان را میسوزاند، فرصت تحریف دوباره تورات برای این قوم فراهم میشود.
اولین مدل تحریف تورات از جهت قطع تواتر است، آنها موارد متواتر را از بین میبردند. مسئله تواتر در مورد بررسی اینکه یک واقعه حجت و حقیقت دارد یا نه باید ببینیم در مورد آن دین تا چه اندازه مطلب ارائه داده است و توسط معصومین(ع) روایاتی دارند همچون اقامه نماز صبح که براساس تواتر در میبیتابیم که نماز صبح دو رکعت، تواتر دینی در اسلام اطمینان میدهد که نماز صبح دو رکعت است و حالت دومی وجود ندارد.
دومین روش، تحریف آنها از طریق تناقضات بود، در مورد تناقضات نیز آنها از روی هوا، هوس و شهوت تغییر در مفاهیم الهی ایجاد کرده و تناقض ایجاد میکردند. سومین دلیل تحریف تورات این است که تورات امروز مواردی دارد که واقعا مخالف عقل است و هیچ عقل سلیمی این مسائل را نمیپذیرد و با عقل نیز در تضاد است. چهارم اینکه در تورات تحریف شده حضرت موسی(ع) و هارون صلاحیت ندارد و این موارد با مواردی که اسلام در مورد این پیامبران معرفی میکند کاملا متفاوت است.
در کل باید گفت این قوم با این تحریفاتی که خود ایجاد کرده به بشریت ضربه مهمی وارد کرده است.
انتهای پیام