حجتالاسلام والمسلمین حبیبالله بابایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در شماره پایانی از سلسله یادداشتهای «سطح فهم کلان قرآن» که در اختیار ایکنای قم قرار داده است، نوشت: علاوه بر آنچه از نمونههای مختلف درباره سطح فهم کلان از قرآن گفته شد، باید به خود قرآن بهعنوان منبع تمدنی (ثقل اکبر) در طبقهبندی مصادر تمدنی در اسلام و در جهان اسلام اشاره کرد.
اساساً هویت و نظاممندی در هر تمدنی به نظاممندی و طبقهبندی مصادر آن تمدن بازمیگردد. اینکه در یک تمدن، کدامین مصدر در مرکز قرار دارد و کدامین آن در حاشیه، کدامیک اصلی باشد و کدام فرعی، در شکلگیری هویت تمدن کاملاً اثرگذار و تعیینکننده است. اینکه تمدنی رنگ قدسی داشته باشد و یا رنگ سکولار، و اینکه اسلامی باشد و یا غیراسلامی، دقیقاً به توزیع مصادر تمدنی در آن برمیگردد که کدامین منابع در مرکزیت آن تمدن قرار داشته باشد و کدامین آن در حاشیه بماند.
بیشتر بخوانید:
آنچه در تمدن اسلامی اهمیت دارد و تمدنی و اسلامی بودن یک جامعه به آن پیوند میخورد «مرکزیت قرآن» در تمدن اسلامی است که با محوریت آن، دیگر منابع و مصادر تمدنی نقد میشوند و با اصالتبخشی به آن دیگر مصادر معنا پیدا میکنند.
در حقیقت همانطوری که قرآن در بُعد هدایتیاش اعجاز میکند و در اعجاز خود تحدی میکند همین قرآن باید بتواند در عرصه عینیات تمدنی و واقعیات زندگی اعجاز کند (اعجاز تمدنی قرآن) و الگوهای قرآنی در تمدنسازی را به رخ کشیده و دیگران را از آوردن و ساختن مثل آن جامعه و فرهنگ عاجز کند (تحدی تمدنی قرآن). تا زمانی که چنین اعجازی از قرآن در ساخت زندگی و تمدن معاصر مسلمین شکل نگیرد، با صِرف اعجاز ادبی و بلاغی، قرآن در مرکزیت مصادر تمدنی نمیماند.
نکته مهم اینکه، اساساً تحدی یک روش عام انسانی و اجتماعی است. در همه جوامع انسانی، منابع و مصادر اجتماعی در چالش و یا در رقابت با یکدیگر هستند. در این میان هر منبعی که بتواند در مشروعیت و عقلانیت و همینطور در مقبولیت اجتماعی گوی سبقت را از دیگران ببرد و مخاطبان را بهتر بتواند قانع کند، همان در نظر مردم مرکزیت خواهد یافت و همین مقدار از مرکزیت، فرهنگ و تمدن آن جامعه را متأثر خواهد کرد.
به دیگر بیان، روش تحدی در قرآن یک روش معمول انسانی در وضعیتهای متکثر و رقابتی است که درآن کسی برنده میشود که بتواند بر دیگران غلبه کند و دیگران را ازآوردن مثل خود عاجز گرداند. با پروژه عاجز کردن دیگران است که یک فکر و مدعا میتواند به خود مرکزیت ببخشد و در اوج بنشیند. این اعجاز هم در مرحله استدلال و فکر رخ میدهد و هم در مرحله عینیت اجتماعی انجام میشود.
روشن است که در تحقق این اعجاز تمدنی، عامل اصلی مسلماناناند که علاوه بر اینکه قرآن را بهمثابه یک منبع مشترک فرهنگی و تمدنی درنظر میگیرند، باید بتوانند آن را نه فقط در سطح نظر، بلکه در سطوح عینی و عملی نیز محقق کرده و اعجاز قرآن را در حل مسئلههای انسان معاصر به رخ بکشند.
قرآن خود ظرفیتهای لازم و زمینههای مناسب را برای انجام آسان تحدی در اختیار میگذارد. ویژگیهایی در قرآن است که تحدی کردن با آن را امروزه آسانتر میکند:
1- اینکه قرآن از جمله کتابهایی ساری، جاری، و منتشر در تمدن اسلامی بوده که نه در یک مقطع زمانی و مکانی خاص (در زمانه نزول)، بلکه در ازمنه و امکنه مختلف دنیای اسلام، آثار فرهنگی و تمدنی زیادی برجا گذاشته است.
2- اینکه آیات، آموزهها و معارف تمدنی بسیاری در قرآن جمع شده، و سنتهای تمدنی و قواعد ظهور و سقوط تمدنها و فرایند تغییر تمدنها در آن به تفصیل ذکر شده است. مسلماً جمع این آموزهها و تبدیل آنها به یک مدل فکری و عملی در تمدنسازی میتواند برای مسلمانان بسیار راهگشا و حیاتی باشد.
3- اینکه قرآن جامعیتی داشته و دارد که همه ابعاد زندگی انسانی را دربرگرفته و ساحتهای مختلف انسانی و اجتماعی را متأثر میکند. تحقق عینی قرآن جامع (در ابعاد اخلاقی، معنوی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی، و اقتصادی) به همان معنای تحقق تمدن اسلامی است.
4- اینکه قرآن رابطه میان نظر و عمل را مورد تأکید قرار میدهد و بر هر دو جنبه نظری و عملی توأمان اصرار میورزد.
5- اینکه قرآن برخوردار از ابعاد زیبایی و هنری در لفظ (صوت و خط) و محتواست و این خود در سطوح تمدنی کارکردهای معرفتی، معنوی، و هویتی دارد.
اگر این ابعاد چندگانه و ابعاد فراوان دیگر قرآن، یکجا مورد تأکید و تحقیق قرار بگیرد قرآن در مقیاس تمدنی فعال میشود و تحدی کردن با آن در برابر دیگر مصادر و منابع سکولار آسان میشود. علاوه اینکه هریک از اینها قرآن را به مرکزیت مصادر تمدنی نزدیکتر میکند.
هرچند قرآن قابلیتهای فراوان اینچنینی دارد لیکن فعال شدن این قابلیتها به اراده و خواست دانشمندان و سیاستمداران مسلمان بستگی دارد. درست است که قرآن، قرآنی است ناطق و نه صامت، لیکن نطق قرآن زمانی است که کسی خود را مخاطب قرآن قرار دهد و به آن استماع کند.
علاوه اینکه نطق قرآن در مرحله عمل با نطق قرآن در مرحله فکر و نظر با هم فرق میکند. قرآن زمانی در ساحت عمل و عینیت اجتماعی به نطق درمیآید که مسلمانان آن را نه فقط بخوانند بلکه در سطوح کلان فرهنگی و تمدنی آن را تجربه کنند و با تجربه قرآن، قرآن را به لسان تجربه استنطاق کنند. چنین قرآنی به آستانههای تمدن نزدیکتر خواهد شد.
انتهای پیام