کد خبر: 4348643
تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۵
از قم تا خراسان؛ روایت کرامت/ 10

امام رضا(ع) و ترویج فرهنگ گفت‌وگو

یکی از مهم‌ترین اقدامات امام رضا(ع) توجه آن حضرت به گفت‌وگو با افراد و جریان‌های مختلف است؛ اهمیت این رفتار حضرت ثامن‌الحجج(ع) زمانی بهتر مشخص می‌شود که نقش این اقدام در کاهش تنش‌ها و بحران‌های اجتماعی و اثر آن در ایجاد همگرایی تبیین شود.

امام رضا(ع) و ترویج فرهنگ گفتگو، راهبردی برای کاهش تنش‌های اجتماعیحجت‌الاسلام والمسلمین حمیدرضا مطهری، رئیس پژوهشکده سیره و تاریخ اهل بیت(ع) یادداشتی را با عنوان «امام رضا(ع) و ترویج فرهنگ گفت‌وگو؛ راهبردی برای کاهش تنش‌های اجتماعی» در اختیار ایکنای قم قرار داده است که شماره اول آن تقدیم مخاطبان ایکنا می‌شود: یکی از مهم‌ترین اقدامات امام رضا(ع) توجه آن حضرت به گفت‌وگو با افراد و جریان‌های مختلف است، اهمیت این رفتار حضرت ثامن‌الحجج(ع) زمانی بهتر مشخص می‌شود که نقش این اقدام در کاهش تنش‌ها و بحران‌های اجتماعی و اثر آن در ایجاد همگرایی تبیین شود.

نوشتار پیش رو بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که حضرت ثامن‌الحجج امام علی بن موسی‌الرضا(ع) چگونه از گفت‌وگو به‌عنوان راهکاری برای کاهش تنش‌های اجتماعی بهره بردند و این مهم نیز محقق نمی‌شود مگر با شناخت وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن دوران و تبیین متناسب سیره رضوی(ع) در بستر تاریخی آن.

دوران امام رضا(ع) از نظر سیاسی همزمان با ایجاد شکاف و اختلاف در دستگاه خلافت عباسی بود. هارون‌الرشید که سه تن از فرزندانش (امین، مأمون و مؤتمن) را به ترتیب و با تعیین قلمرو حاکمیت به‌عنوان ولیعهد خود تعیین کرده بود در شرایطی از دنیا رفت که برای سرکوب شورشی به خراسان رفته بود، در حالی‌که امین جانشین او در بغداد بود و فرزند دیگر و ولیعهد دومش (مأمون) همراه او در خراسان بود. با مرگ هارون اختلاف و درگیری میان فرزندان او آغاز شد و سرانجام با کشته شدن امین به دست مأمون پایان یافت.  

مأمون که با کشتن برادرش امین، پایگاه خود را در میان خاندان عباسی از دست داده بود مرکز خلافت را از بغداد به مرو منتقل کرد و برای به‌دست آوردن پایگاهی در بین ایرانیان و نیز همراه کردن علویان با خود و خاموش کردن قیام‌های علویان اقدامات دیگری انجام داد. مهم‌ترین اقدام او در این زمان احضار امام رضا(ع) از مدینه به مرو و پیشنهاد خلافت و سپس ولایتعهدی به ایشان بود که امام (ع) علی‌رغم میل باطنی و به اجبار آن را پذیرفت. اما برای آن شرایطی تعیین کرد که به نوعی به معنای نفی مشروعیت عباسیان بود.

بنابراین از جهت سیاسی وضعیت آشفته‌ای در قلمرو عباسیان دیده می‌شود. از نظر فرهنگی نیز این دوره متفاوت از دوران گذشته بود. از یک‌سو افکار و اندیشه‌های مختلف در اثر نهضت ترجمه وارد جامعه اسلامی شد و از سوی دیگر برخی انحرافات در میان شیعیان مانند واقفیه نیز ضربه جبران‌ناپذیری بود که اصلاح آن به سادگی ممکن نبود.

پس از شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) گروهی از پیروان آن حضرت به تبعیت از برخی وکیلانی که اموالی از امام در اختیار داشتند و نمی‌خواستند آن را به جانشین آن حضرت بدهند، شهادت آن حضرت و به‌دنبال آن امامت حضرت رضا(ع) را انکار کرده و امام کاظم(ع) را همان امام قائم دانستند.

برخورد امام رضا(ع) با فرقه‌های انحرافی 

قسمتی از وقت امام رضا(ع) صرف گفت‌وگو با اینان شد. درواقع امام(ع) خطر واقفه را برای جامعه به‌خوبی دریافته و به‌دنبال رفع آن بودند و تدابیر خاصی برای مواجهه با آنان در پیش گرفتند که یکی از آن‌ها گفت‌وگو با سران و پیروان واقفه بود. از سوی دیگر افکار و اندیشه‌های انحرافی به علل مختلف از جمله نهضت ترجمه در جامعه گسترش یافته بود. نهضت ترجمه که در عصر اول عباسیان شکل گرفت در دوره هارون و مأمون به اوج رسید و افکار ملت‌های دیگر را وارد سرزمین‌های اسلامی کرد.

برخی از این افکار در پیوستگی با اندیشه‌های عقل‌گرایی مانند معتزله سبب رواج برخی افکار و فرقه‌های انحرافی مانند اعتقاد به خلق قرآن شد که از دوران امام رضا تا دوران امام هادی(ع) همواره یکی از پرسش‌های جامعه مسلمانان از ائمه(ع) همین بود. جریان فرهنگی و اجتماعی دیگری که در این دوران رواج یافته و البته ریشه آن به دوران پیش از عصر امام رضا(ع) بازمی‌گشت، جریان زندقه بود که جامعه مسلمانان را تهدید می‌کرد. تحرکات فرقه‌های انحرافی مانند غالیان را نیز باید بر این موارد افزود.

در چنین فضایی امام رضا(ع) روش گفت‌وگو با دیگران را در پیش گرفتند و با این شیوه بسیاری از تنش‌های اجتماعی را بر طرف کردند. این گفت‌وگوها از جهات مختلف از جمله مخاطبان و نیز راهکار و ابتکار امام دارای اهمیت هستند که دو مورد آن عبارتند از:

الف. مخاطبان

گفت‌وگوهای امام رضا(ع) را از جهت مخاطبان در دو دسته کلی می‌توان تبیین کرد: گفت‌وگوهای درون‌دینی و گفت‌وگوهای برون‌دینی.

گفت‌وگوهای درون‌دینی مانند گفت‌وگوهای امام با واقفیه برای رفع این انحراف و کاستن از تنش ایجاد شده توسط آنان در میان شیعیان و نیز گفت‌وگو با برخی از اندیشمندان اهل سنت مانند گفت‌وگو با سلیمان مروزی از متکلمان خراسان. واقفیه از آن‌رو دارای اهمیت است که این جریان در درون جامعه شیعه و آن هم توسط افرادی شکل گرفت که منصوب امام کاظم(ع) بودند.  

این نکته در کنار آشنایی برخی سران واقفیه با روایات اهل بیت(ع) و امامان پیشیناز یک‌سو و نیز تفسیر و کلام و فقه از سوی دیگر سبب می‌شد تا آن‌ها در حذب برخی شیعیان و انحراف جامعه شیعی موفق بوده و صدمات جبران‌ناپذیری بر مهم‌ترین تشکیلات امامیه یعنی وکالت وارد شود. امام رضا(ع) مانند تمام جریان‌های فکری و فرهنگی و سیاسی با واقفیان نیز از در گفت‌وگو درآمده و تلاش کردند با استدلال عقلی و نقلی آنان را از مسیر انحراف بازداشته و مسیر درست را به آنان بنمایانند.

امام(ع) با توجه به خطر بزرگی که از ناحیه اینان، کیان تشیع را تهدید می‌کرد در همان دروان آغازین امامت خود که همزمان با خلافت هارون‌الرشید بود و علی‌رغم خطراتی که آن حضرت را تهدید می‌کرد، بدون تقیه امامت خود را اظهار می‌کردند. امام رضا(ع) با توجه به خطر این گروه تا پایان عمر شریفشان به جلوگیری از این انحراف توجه ویژه داشتند،  زمانی که در مدینه بودند و آن‌گاه که در مرو حضور داشتند و حتی در مسیر مدینه به خراسان، از راهنمایی افراد برای دوری از واقفیان غافل نبودند. چنان‌که در مسیر خراسان شخصی به نام جعفر بن محمد نوفلی از امام درباره واقفیه پرسیدند و امام پاسخ او را دادند.

حسین بن علی وشاء نیز از واقفیان بود که پس از دیدار با امام رضا(ع) و گفت‌وگو با آن حضرت از اندیشه واقفیان رویگردان شد و به امام رضا(ع) پیوست و پس از آن حضرت نیز همواره در کنار امامان بعدی بود. براساس گزارش ابن شهرآشوب امام رضا(ع) او را به مرو فراخواند و از مرگ علی بن حمزه بطائنی و سرنوشت او و احوالش در قبر خبر داد.

همین گفت‌وگو بازگشت حسن بن وشاء را به‌دنبال داشت و او از یاران امام رضا(ع) و امامان بعدی شد. گفت‌وگوهای امام رضا(ع) برای حل بحران واقفه به اندازه‌ای بود که محمد بن عیسی یقطینی از 15 هزار مسئله در این باره یاد می‌کند. افراد متعددی با گفت‌وگوی امام رضا(ع) از واقفیان فاصله گرفتند. حسین بن بشار از یاران امام کاظم(ع) بود که شهادت ایشان و امامت حضرت رضا(ع) را قبول نداشت، اما با گفت‌وگوی حضرت ثامن‌الحجج(ع) از اندیشه نادرستش بازگشت. این گفت‌وگوها در رفع تنش‌های اجتماعی بسیار اثرگذار بود.

گفت‌وگوهای برون‌دینی مانند گفت‌وگو با سران و نمایندگان یهودیان و مسیحیان و زردشتیان و صابئیان که برای دوری از تکرار و تفصیل، در ادامه متن و در ضمن راهکارهای امام(ع) به آن‌ها اشاره خواهد شد.

ب. راهکار‌های امام در گفت‌وگو

امام رضا(ع) در گفت‌وگوهای خود با افراد و گروه‌های مختلف از روش‌ها و ابتکارات خاصی بهره می‌گرفتند و همین روش‌ها اثرگذاری آن گفت‌وگوها را بیشتر کرده و از تنش‌های احتمالی جلوگیری می‌کرد. امام در گفت‌وگوهای خود ضمن احترام گذاشتن و تکریم طرف مقابل، از روش‌های متفاوتی مانند استفاده از باورها و اعتقادات طرف مقابل، تحمل باورهای دیگران و گوش دادن به سخن مخالفان و استفاده از دلیل عقلی بهره می‌بردند.

یکی از مهم‌ترین راهبر‌ها برای کاهش تنش اجتماعی تکریم و مهرورزی نسبت به مخالفان است. هرگاه انسان در مواجهه با افراد مختلف به‌ویژه مخالفان پا را از دایره انصاف فراتر نگذارد و ادب را رعایت کند و از در تکریم و مهرورزی وارد شود می‌تواند امیدوار به همراهی طرف مقابل و به‌دنبال آن کاهش تنش اجتماعی باشد. امام رضا(ع) که همانند اجداد طاهرینش الگوی کاملی برای رهبری جامعه بودند همواره در گفت‌وگوهای خود به تکریم افراد و گروه‌های مختلف توجه داشتند. نه تنها به کسی توهین نکردند بلکه همواره افراد را از آن برحذر می‌داشتند.

تمسخر و به‌کارگیری الفاظ نامناسب در سیره رضوی جایی نداشته و از آن به شدت نهی می‌کردند و همین یکی از رموز موفقیت آن حضرت بود. ابراهیم بن عباس می‌گوید هرگز ندیدم امام رضا(ع) در گفت‌وگو با کسی درشتی کند یا کلام او را قطع کند. امام(ع) حتی طرف مقابل را نیز به پیروی از همین شیوه توصیه می‌کردند، چنان‌که در گفت‌وگو با عمران صابی پیش از مناظره فرمودند: ای عمران هرچه می‌خواهی بپرس اما انصاف را فروگذار مکن و از سخن بیهوده و باطل برحذر باش.  

هنگامی که سلیمان مروزی در مناظره با امام رضا(ع) از پاسخگویی عاجز شد و نتوانست پاسخ درستی بدهد، حاضران در مجلس او را به تمسخر گرفته و خندیدند، اما آن حضرت ضمن دعوت حاضران به حفظ آرامش مجلس، سلیمان مروزی را تکریم کرده و فرمودند: «إرفقوا بمتکلم خراسان»، امام(ع) با این کلام هم او را تکریم کرده و جایگاه او را به‌عنوان متکلم خراسان بالا بردند و هم آرامش را به او برگرداند تا با آرامش بهتر سخن بگوید.

امام حتی نسبت به رفتار مأمون با سلیمان نیز واکنش نشان دادند؛ هنگامی که مأمون با دیدن تناقض‌گویی‌های سلیمان، سخن او را قطع کرد و زبان به ملامت او گشود، امام رضا(ع) از سلیمان خواست تا سخن خود را ادامه دهد؛ این رفتار امام و احترام او به طرف مقابل و حتی واکنش آن حضرت به رفتار نامناسب برخی حاضران در مجلس، به‌طور طبیعی همراهی بهتر و بیشتر طرف گفت‌وگو را به‌دنبال  داشته و سبب کاهش تنش‌های اجتماعی می‌شد.

انتهای پیام
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha