کد خبر: 4349824
تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۸
فرید شهاب مطرح کرد

ترامپ و «بازی با توئیت‌ها»؛ جنگ روانی علیه ایران چرا به بن‌بست می‌رسد

یک عضو شورای مرکزی خانه احزاب ایران با تحلیل اظهارات اخیر دونالد ترامپ، این مواضع را بخشی از یک سناریوی تکراری در جنگ روانی علیه ایران دانست و تأکید کرد: هدف اصلی این فضاسازی‌ها ایجاد شکاف در داخل است، اما انسجام ملی و تحولات منطقه‌ای، این راهبرد را با ناکامی مواجه کرده است.

فرید شهاب

فرید شهاب، دبیرکل جامعه جوانان متحد اسلامی و عضو شورای مرکزی خانه احزاب ایران در گفت‌وگو با ایکنا، با اشاره به اظهارات و مواضع اخیر دونالد ترامپ، اظهار کرد: آنچه در قالب توییت‌ها و سخنان رسانه‌ای از سوی ترامپ و سایر مقامات آمریکایی مطرح می‌شود، موضوع تازه‌ای نیست و در واقع ادامه یک مسیر تکراری در حوزه جنگ روانی و عملیات رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران است.

وی با بیان اینکه این‌گونه مواضع بیش از آنکه مبتنی بر واقعیات میدانی باشد، با هدف اثرگذاری بر افکار عمومی طراحی می‌شود، افزود: آمریکا تلاش می‌کند از طریق این فضاسازی‌ها، نوعی ناامیدی و تردید را در جامعه ایجاد کرده و میان مردم، مسئولان، میدان و دیپلماسی فاصله بیندازد.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: این راهبرد در سال‌های گذشته نیز بارها مورد استفاده قرار گرفته، اما تجربه نشان داده که به دلیل هوشیاری جامعه ایرانی، این اقدامات معمولاً به نتایج مورد نظر طراحان آن منجر نشده است. یکی از مهم‌ترین اهداف این فضاسازی‌ها، القای وجود اختلاف در داخل کشور و تضعیف انسجام ملی است، در حالی که واقعیت‌های موجود خلاف این ادعاها را نشان می‌دهد.

جنگ روانی و عملیات رسانه‌ای؛ ابزار ثابت فشار بر ایران

شهاب با تأکید بر اینکه جنگ روانی یکی از ابزارهای اصلی آمریکا در مواجهه با ایران به شمار می‌رود، تصریح کرد: در شرایطی که ابزارهای دیگر فشار، کارایی گذشته را ندارند، تمرکز بر جنگ رسانه‌ای و روانی افزایش یافته است. انتشار گسترده پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی، استفاده از رسانه‌های جریان اصلی و تلاش برای جهت‌دهی به افکار عمومی، بخشی از این راهبرد محسوب می‌شود.

وی افزود: هدف از این اقدامات، ایجاد دوقطبی در جامعه، افزایش بی‌اعتمادی و تضعیف سرمایه اجتماعی است، اما با توجه به تجربه‌های گذشته، بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به این تاکتیک‌ها آگاه شده و در برابر آن‌ها مقاومت می‌کند. در بسیاری از موارد، این‌گونه مواضع نه‌تنها اثرگذاری لازم را ندارد، بلکه با واکنش‌های انتقادی و حتی طنزآمیز از سوی کاربران در فضای مجازی مواجه می‌شود که خود نشان‌دهنده کاهش اثرگذاری این حربه‌هاست.

کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: سیاست تفرقه‌افکنی همواره یکی از محورهای اصلی اقدامات آمریکا و متحدانش بوده، اما در شرایط کنونی، به دلیل افزایش سطح آگاهی عمومی، این سیاست‌ها با چالش‌های جدی مواجه شده است.

انسجام ملی؛ مؤلفه کلیدی در ناکامی راهبردهای دشمن

شهاب در ادامه با اشاره به اهمیت مؤلفه انسجام و وحدت داخلی در دوره جنگ و ادامه آن در دوره آتش‌بس گفت: یکی از مهم‌ترین عواملی که موجب ناکامی سیاست‌های آمریکا شده، انسجام ملی و همراهی مردم با سیاست‌های کلان کشور است. این انسجام به‌ویژه در شرایط حساس و بحرانی، نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت وضعیت و عبور از چالش‌ها ایفا کرده است.

وی افزود: در مقاطع مختلف، از جمله در بحران‌های منطقه‌ای، این همبستگی به‌خوبی خود را نشان داده و موجب شده تلاش‌های خارجی برای ایجاد بی‌ثباتی، به نتیجه نرسد. هماهنگی میان مردم، مسئولان، نهادهای مختلف و نیز تعامل میان میدان و دیپلماسی، از جمله عوامل مهمی است که توانسته قدرت کشور را در برابر فشارهای خارجی افزایش دهد.

شهاب تصریح کرد: هرچه این هماهنگی و انسجام تقویت شود، امکان اثرگذاری اقدامات خصمانه کاهش خواهد یافت و کشور می‌تواند با قدرت بیشتری مسیر خود را ادامه دهد.

ابعاد منطقه‌ای تحولات؛ از تنگه هرمز تا تغییر موازنه‌ها

این تحلیلگر سیاسی با اشاره به تحولات منطقه‌ای اظهار کرد: در کنار موضوعاتی همچون برنامه هسته‌ای و توان دفاعی، برخی مؤلفه‌های راهبردی دیگر نیز به معادلات منطقه‌ای افزوده شده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به اهمیت تنگه هرمز اشاره کرد. این مسئله به‌عنوان یکی از نقاط کلیدی در معادلات انرژی و تجارت جهانی، همواره مورد توجه قدرت‌های بین‌المللی بوده است.

وی افزود: تمرکز آمریکا در سال‌های اخیر بر موضوعاتی همچون هسته‌ای و توان موشکی بوده، اما پیچیده‌تر شدن شرایط منطقه‌ای و ورود مؤلفه‌های جدید، نشان‌دهنده تغییر موازنه‌ها در این حوزه است.

شهاب ادامه داد: ناتوانی آمریکا و متحدانش در پیشبرد اهداف خود در برخی از این حوزه‌ها، بیانگر کاهش کارآمدی سیاست‌های یک‌جانبه و محدود شدن ابزارهای فشار است.

وی تأکید کرد: این تحولات نشان می‌دهد که معادلات منطقه‌ای در حال تغییر است و بازیگران مختلف در تلاش هستند تا جایگاه خود را در این نظم جدید تثبیت کنند.

کاهش نفوذ آمریکا و شکل‌گیری ترتیبات جدید بین‌المللی

شهاب در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات بین‌المللی گفت: در سال‌های اخیر، نشانه‌هایی از کاهش نفوذ آمریکا در سطح جهانی قابل مشاهده است و حتی برخی از متحدان قدیمی این کشور نیز در همراهی کامل با سیاست‌های آن دچار تردید شده‌اند.

وی افزود: در مقابل، شاهد گسترش روابط و همکاری‌ها میان برخی کشورها، به‌ویژه در سطح منطقه و همچنین میان قدرت‌هایی مانند روسیه و چین هستیم که این موضوع می‌تواند به شکل‌گیری ترتیبات جدیدی در عرصه بین‌المللی منجر شود.

این کارشناس سیاسی اظهار کرد: علاوه بر سطح دولت‌ها، در میان افکار عمومی نیز تغییراتی در حال وقوع است و در برخی کشورها، مردم با برگزاری تجمعات و اقدامات مدنی، مواضعی متفاوت با سیاست‌های رسمی دولت‌های خود اتخاذ کرده‌اند که این مسئله نیز قابل توجه است.

وی ادامه داد: مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که جهان در حال گذار به سمت نظمی جدید است و در این مسیر، نقش و جایگاه بازیگران مختلف در حال بازتعریف است.

جمع‌بندی؛ ضرورت تداوم هم‌افزایی داخلی و هوشیاری در برابر جنگ روانی

شهاب در پایان تأکید کرد: در شرایط کنونی، مهم‌ترین مسئله، حفظ و تقویت انسجام داخلی و تداوم هماهنگی میان ارکان مختلف کشور است. تجربه نشان داده که هرگاه این هم‌افزایی وجود داشته، کشور توانسته با موفقیت از چالش‌ها عبور کند و فشارهای خارجی را بی‌اثر سازد. در کنار این مسئله، هوشیاری در برابر جنگ روانی و رسانه‌ای نیز اهمیت ویژه‌ای دارد و باید با تحلیل دقیق و اطلاع‌رسانی صحیح، مانع از اثرگذاری این‌گونه اقدامات شد. با توجه به روند تحولات، می‌توان انتظار داشت که در صورت تداوم این رویکردها، کشور در آینده نیز بتواند دستاوردهای بیشتری کسب کرده و در عرصه‌های مختلف، موفق عمل کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
سعید امینی
دبیر:
مهدی مخبری
captcha