به قلم حسین عبداللهیفر، معاون تبیین و گفتمانسازی سازمان بسیج اساتید کشور
ملت ایران ظرف چهل روز به پیروزی بسیار بزرگی دست یافت که باید آن را بزرگترین پیروزی حتی بزرگتر از پیروزی انقلاب اسلامی دانست. چراکه انقلاب ملت ایران علیه استکبار جهانی بود که در این جنگ به پیروزی رسید. اگرچه این جنگ تحمیلی و مقاومت دلیرانه ملت ایران ادامه داشته و در وضعیت آتش بسی نه چندان پایدار و قابل اعتماد قرار دارد اما شکست دشمن در رأس 40 روز هیچ مفهومی جز ناتوانی در برابر قدرت دفاعی ایران و عدم امکان ادامه رویارویی میدانی برای دشمن ندارد که برای مردم ایران پیروزی بسیار بزرگ، تاریخی و ماندگار به حساب می آید و البته با میدانداری مردم و تدابیر رهبری معظم انقلاب اسلامی باید تثبیت و تحکیم یابد.
این پیروزی بزرگ با ادله بسیار و کاملا منطقی عقلی و منطق نظامی و سیاسی قابل اثبات است که در ادامه مورد اشاره قرار می گیرد اما پیش از هر چیز ذکر چند نکته به عنوان مقدمه ضروری به نظر میرسد:
1.در نبرد دو میان طرف، وقتی یکی از طرفین پیشنهاد آتشبس می دهد یعنی امکان ادامه جنگ را ندارد و بازنده میدان است. حالا اگر این طرف، کشور متجاوز باشد حتی بگوید با شروط من مذاکره کنیم، بازنده محسوب میشود. چراکه به اهداف خویش از طریق نظامی دست نیافته است؛ این شکست سیاسی و نظامی است. چون هم به اهدافش نرسیده و هم میدان را باخته است. پس چرا وقتی آمریکا حتی شروط ایران را پذیرفته است، خود را بازنده نمیداند و ملت ایران هم جشن پیروزی نمیگیرد. چون او شکست اصلی خود را در احساس پیروزی ایرانیان میداند لذا به شکست اعتراف نمیکند اما همه کشورهای بیطرف و حتی صاحبنظران آمریکایی که جرئت حرف زدن دارند ایران را پیروز میدان معرفی می کنند.
2. در خصوص اینکه چرا ملت ایران احساس پیروزی نمیکند و جشن بزرگی را تدارک نمیکند، باید تاکید شود که حداقل دو مانع مهم در این زمینه وجود دارد: یکی جنگ شناختی دشمن که در جنگ 12 روزه هم نگذاشت مردم ایران احساس پیروزی کنند و اکنون نیز به گونهای رفتار میکند که دست برتر را دارد و خود را در تدارک جنگی دیگر معرفی کرده و با زبان تهدید سخن میگوید. مانع دوم تحلیلهای غلط برخی از شخصیتهای داخلی است. عدهای به دلیل شرطی شدن «حمله حین مذاکره» اساسا میز مذاکره را طرح فریب می دانند، درحالی که پیشنهاد مذاکره در حین جنگ را که مفهوم روشن آن شکست است، ما تجربه نکردهایم. در هر دو موردی که میز مذاکره هدف حمله قرار گرفت کشور در جنگ نبوده و طرف مقابل میخواست از اصل غافلگیری استفاده کند که خودش یک جنگ شناختی برای توان فریب بود اما در هر دو وضعیت ایران حمله نظامی را پیشبینی کرده بود و صرفا برای اقناع افکار عمومی وارد مذاکرات شده بود. عدهای هم هرچند قلیل متأسفانه در هر شرایطی به دنبال قدرت و رقابتهای سیاسی هستند و همواره نگران قوی شدن رقیب انتخاباتی و تسویه حسابهای گروهی هستند.
3. اینکه گفته میشود طرف مقابل با پیشنهاد آتشبس به دنبال خرید زمان برای بازسازی خودش میباشد اولا اگر این فرضیه درست باشد هم باز به معنای شکست است و ثانیا برتری نظامی ایران هم به لحاظ راهبردی یعنی مردمی کردن مقاومت، منطقهای کردن مقاومت، استفاده از ظرفیت تنگه هرمز و هم به لحاظ تاکتیک یعنی موشک باران در مقابل بمباران و بومیسازی پدافند و شلیکهای نقطهزن پیوسته و پرحجم و دقیق، ضربههای اساسی و سنگین و... به گونهای است که طرف مقابل نه 15 روز حتی 15 ماه و شاید 15 سال هم نمیتواند به گونهای بازسازی کند که توان ایستادگی مقابل موشکهای ایران را داشته باشد.
4. پرسش دیگر این است که پس چرا آمریکا شروط ایران را قبول نکرد و به طرح محاصره تنگه هرمز روی آورد. از نظر آمریکا شروط دهگانه ایران مبنای خوبی برای مذاکره و آتشبس میباشد نه اینکه همه شروط را قبول دارد. آنها بر این گمان بودند که اگر تعداد بیشتر شروط را بپذیرند مثلا 7 مورد ایران هم در 3 مورد کوتاه میآید. چون سه موردی که نمیتوانند بپذیرند یکی تغییر رژیم حقوقی تنگه هرمز است. دلایل زیادی وجود دارد که این تغییر رژیم را نپذیرند اما مهمترین آنها این است که مأموریت ترامپ احیای قدرت آمریکا بوده اما با این اشتباهی که کرد افول قدرت آمریکا را رسما شروع میکند. لذا مفهوم تغییر رژیم حقوقی تنگه صرفا بحثهای اقتصادی و سیاسی نیست بلکه آغاز پایان آمریکاست و ترامپ بازنده این میدان نیست بلکه آمریکا و به عبارت دقیقتر غرب بازنده اصلی این میدان است. لذا به باید به آنها حق بدهیم که به سرعت و سادگی این طرح را نپذیرفته و امضاء نکنند. چنانچه هر کشور دیگری هم بود پایان خود را نمیپذیرفت و تحمیل این قاعده نیاز به اعمال قدرت بیشتری دارد. قدرتی که بتواند پایدار باشد. چراکه همیشه این گونه امتیازات منشاء درگیریهای بعدی بوده است. مثل چینیها که هنوز دنبال بازگرداندن تایوان هستند و با تضعیف قدرت آمریکا احتمالا محقق هم خواهد شد.
5. اما اینکه چرا باز هم احساس پیروزی نکردیم دو دلیل دارد: یکی جنگ شناختی دشمن و بهرهبرداری کودکانه برخی از چهرههای سیاسی تازه به دوران رسیده برای رسیدن به قدرت و رقابتهای انتخاباتی. همه تلاش جهادگران تبیین باید تشریح ابعاد پیروزی ملت ایران در این جنگ بسیار مهم و سرنوشتساز است.
ملت ایران 40 روز زمان نیاز داشت تا خودش را اثبات کند و ناگفته ها و ابعاد جدیدی از فرهنگ اسلامی و ایرانی، اعتقادات مذهبی و اراده ملی خود را به نمایش بگذارد. این در حالی است که این ملت ایران در زیر بمباران شدید دشمن، 40 روز داغ سنگین شهادت مظلومانه امام و مقتدای خودش را بر دل و جان دارد و برایش جانسوزتر این است که هنوز نتوانسته مراسم تشیع و خاکسپاری آن عزیز سفرکرده را برگزار کند، با این وجود ملت بزرگ ایران نشان داد:
1.ملت مسلمان ایران نشان داد برای کسب نصرت الهی حاضر است دین خدا را تا پای جان حمایت کند.
2.خدا هم که ابرقدرت واقعی جهان هستی است، نشان داد که همچنان ارادهاش بر بقاء نظام اسلامی است و وفق وعده «ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم» به یاری ملت ایران آمد. تبلور این نصرت الهی را میتوان در هدایت دلهای مردم برای حفظ انقلاب و ایستادگی در خط رهبری به وضوح مشاهده کرد. این درحالی است که سراسر جبهه دشمن را شکاف و اختلاف، تشتت وحشت فراگرفته است.
3.مردم ایران در این مدت نرم جدید و بینظیری از میزان تابآوری اجتماعی یک ملت در برابر تهدیدات کشورهای متجاوز را به رخ جهانیان کشید. شجاعت مثالزدنی، همدلی بیسابقه، درک عظیم و بصیرت مضاعف، اسلامدوستی و پایبندی به وطن، ایستادن پای علم و پرچم و جانفشانی برای عقیده و باور و رکورد تازهای را این جهت به ثبت رساند.
4.همچنین مردمی بودن یک نظام و یک سیستم سیاسی را به نمایش گذاشتند. در طول 40 سال گذشته بارها مسئولان نظام از مردمی بودن آن و مردمسالاری دینی سخن گفته بودند اما کمتر کسی مصداق عینی آن را تا این حد و اندازه پیشبینی میکرد. به عبارت دیگر مفهوم نظامی که با تلفیق جمهوریت و اسلامیت شکل گرفته بود برای افکار عمومی دنیا روشن نبود اما ملت ایران در این مدت عملا و عینا آن را به همه زبانهای زنده دنیا ترجمه کردند.
5.مردم انقلابی ایران توانستند در این مدت کوتاه مفهوم اراده ملی را در بر دشمنان، قلدران و متوهمان زورگو تعریف و پیروزی آن را تفسیر کرد.
6.این مردم با حضور حماسی خود نشان دادند که انقلاب اسلامی جاودانه است. علت این جاودانگی را باید در جوشش خون امام شهیدمان جستجو کرد که همانند خون حضرت سیدالشهداء(ع) که اسلام را زنده کرد، انقلاب اسلامی ایران نیز زنده و جاودانه شد.
7.همچنین مردم شریف ایران وحدت و اتحاد، انسجام و همدلی را در سطوح مردم – مردم، مردم – مسئولان، مسئولان – مسئولان را به نمایش گذاشتند.
8.در همین مدت کوتاه تمدن و فرهنگ بومی اسلامی - ایرانی به صورت میدانی و مصداقی به جهانیان معرفی شد و عزت و شرافت آن به رخ سایر تمدنها و فرهنگها کشیده شد.
9.مردم حماسهساز ایران در این 40 روز گونه جدیدی از مقاومت تا پای جان، غیرت ایرانی، شجاعت اسلامی و شهادتطلبی ملی به نمایش درآوردند.
10.در این مدت پر رمز و راز اربعین سیدالشهدای انقلاب اسلامی، مفاهیم بسیار بزرگی چون استکبارستیزی، خداباوری، ملیگرایی واقعی، حب وطن، اتحاد مقدس، بعثت مردمی و... که بوسیله آن رهبر آسمانی و حکیم اسلامی وارد ادبیات انقلاب اسلامی شده بود، تعبیر و تفسیر شد.
11.علاوه بر این، ملت ایران به برکت خون شهدا و اقتدار نیرویهای مسلح توانستند در زمینه راهبردی، نظامی، دفاعی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به دستاوردهای بزرگی دست یابند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
12.اثبات ساختارمندی و ثبات سیاسی نظام اسلامی که معادلات دشمن را به هم ریخت
13.دستیابی ایرانیان به فرمول لغو تحریمها با تحمیل تحریمهای اقتصادی به جهانیان
14.ترسیم عملی هندسه جدید قدرت جهان با ظهور ابرقدرتی به نام ایران
15.تضمین آینده ایران با تغییر معادله قدرت منطقه
16.اثبات شکستپذیری استکبار طبق فرموده رهبر شهیدمان که خطاب به ترامپ فرمودند فرعون هم در اوج قدرت شکست خورد
17.بروز اختلاف و شکافهای اساسی در جبهه دشمن از داخل آمریکا تا میان ایالات متحده با اروپا و ناتو تا میان هر دو آنها با رژیم غاصب
18.بروز شکافهای سیاسی و اجتماعی در ارکان قدرت رژیم و عوامل موجده و بقای آن
19.اثبات عملی توانایی جمهوری اسلامی در معادلات قدرت اقتصادی جهان
20.تثبیت جایگاه ولایت فقیه و محبوبیت رهبری در میان اقشار مختلف مردم
21.تضعیف اساسی کشورهای مخالف و معارض ایران
22.نومیدی اپوزیسیون و گروهکهای ضد انقلاب اسلامی
23.دستیابی ایران به اجماع جهانی برای مقابله با شرارتهای آمریکا و اسرائیل برای نخستین بار
24.شکست هیمنه نظامی آمریکا و غرب با برتری راهبردها و تاکتیکهای دفاعی ایران
25.آغاز عملی خروج آمریکا از منطقه و حذف پایگاههای آن در جنوب غرب آسیا
26.محرومسازی دشمنان ملت ایران بویژه رژیم منحوس از منابع کشورهای منطقه
27.اقبال طیفهای وسیعی از مردم به نظام اسلامی بخاطر ایستادگی، توانایی و حقانیت
28.خنثیسازی ترفندهای جدید غرب بویژه جنگهای شناختی
29.تضعیف پایگاه غربگرایان در ایران و سرمایه 200 ساله غرب در ایران
30.تعریفی نو از اسلام و فرهنگ اسلامی در مقاومت و دشمنستیزی که موجب اقبال ملتهای جهان به اسلام خواهد شد. چنانچه وزیر خارجه آمریکا گفت اگر آمریکا شکست بخورد از این پس اسلام بر دنیا حکومت خواهد کرد.
31.بازکردن باب جدیدی از گفتوگو با زورمداران و زورگویانی که زبانی جز زور را نمی فهمند.
32.تعریف درآمد جدیدی از نفت و تجارت برای ملت ایران
33.تشکیل سامانه دفاعی یکپارچه ایرانی با دانش بومی و کاهش آسیبهای پدافندی
34.اثبات ناکارآمدی سلاحهای پیشرفته غربی در هوا و دریا
35.پایبندی به اخلاق و ارزشهای انسانی در سختترین شرایط
36.ترسیم سیستم مدیریتی نظامی و سیاسی بسیار مستحکم و آسیبناپذیر
37.امکان عمل به وعدهها و تهدیدات که عمدتا نقش بازدارنده داشته است.
38.تحمیل خسارتهای میدانی دوچندان به دشمن و طرف مقابل
39.اثبات چیرگی و اشراف اطلاعاتی بر پایگاههای نظامی و شرکتهای آمریکایی و رژیم در منطقه
40.هماهنگی و همگرایی میان جبهه مقاومت و تشکیل اتاق فرماندهی واحد در این جبهه