
علیرضا تقوینیا، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با ایکنا درباره سفر دونالد ترامپ به چین بامحوریت مسئله ایران اظهار کرد: این دیدار برخلاف تصور برخی، غیرمنتظره و غیرمترقبه نبود، بلکه در چارچوب توافقات قبلی برنامهریزی شده بود اما چیزی که حائز اهمیت است، تصور اشتباه ترامپ از جایگاه خود در این سفر بود.
وی افزود: انتظار ترامپ این بود که جنگ با ایران خیلی زود تمام شود و او بتواند در قامت یک کشور برنده و یک رئیسجمهور پیروز به دیدار رئیسجمهور چین برود. این تصور تا حدی بر پایه یک دستاورد قبلی شکل گرفته بود: آمریکا توانسته بود جریان صادرات نفت ونزوئلا به چین را قطع کند و آن را به سمت خود هدایت کند. ترامپ گمان میکرد همین الگو میتواند در ایران نیز تکرار شود.
تقوینیا تأکید کرد: یکی از اهداف اصلی آمریکا از جنگ با ایران این بود که توازن قدرت در خلیج فارس را کاملاً به سود خود تغییر دهد و بر زنجیره انتقال انرژی به چین تسلط کامل پیدا کند. چرا که چین امروز اصلیترین رقیب اقتصادی آمریکاست اما یک نقطه ضعف بزرگ دارد: از حدود ۱۱ میلیون بشکه نفت مصرفی روزانه خود، بخش قابل توجهی را وارد میکند. این نقطه ضعف، فرصتی است که آمریکا سعی دارد از طریق سیطره بر کشورهای مستقل تأمینکننده انرژی چین، از آن استفاده کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه وقایع میدان از زمان آغاز جنگ علیه ایران خلاف انتظار ترامپ را رقم زد، گفت: اتفاقاتی که در طول جنگ با ایران افتاد، کاملاً برخلاف پیشبینیهای او بود. دیدار ترامپ با رئیسجمهور چین حدود دو هفته عقب افتاد و سرانجام دو سه روز پیش برگزار شد.
وی تصریح کرد: تلاش ترامپ این بود که با دادن امتیازات گزاف، چینیها را متقاعد کند در پرونده ایران با آمریکا همراه شوند اما خبرهایی که منتشر شده، حاکی از آن است که چینیها همراهی لازم را با ترامپ نشان ندادند. در مقابل ایران اجازه داد تعداد زیادی کشتی چینی از تنگه هرمز عبور کنند؛ این یک مشوق مهم از سوی ایران برای چین بود.
تقوینیا اظهار کرد: استنباط من این است که در این دیدار، چین هیچ امتیاز قابل توجهی به آمریکا نداد و ترامپ نتوانست ژست پیروزی مورد نظرش را پیاده کند.
تقوینیا در پاسخ به سؤالی درباره بحث تایوان در این دیدار گفت: هنوز اخبار دقیقی به بیرون منتشر نشده، اما ظاهراً آنچه که از خبرها قطرهچکانی به دست آمده، این است که چینیها در مورد تایوان هیچ انعطافی از خود بروز ندادند.
وی دلیل این موضع را روشن خواند و گفت: چینیها تایوان را بخش جداییناپذیر چین میدانند. حتی آمریکاییها هم در گذشته بر سیاست «چین واحد» تأکید کردهاند. چین روی مسئله تایوان بسیار حساس است و آن را یک مسئله داخلی خود میداند، همانطور که ما جزایر سهگانه (بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) را مسائل داخلی خود میبینیم. چین اجازه نمیدهد آمریکا در این خصوص اظهارنظر کند و به نظر میرسد ترامپ در این زمینه نیز به انتظاراتش نرسیده است.
این کارشناس مسائل بینالملل در واکنش به ادعای شبکه سیانان مبنی بر درخواست مقامات ایرانی از چین برای میانجیگری گفت: بنبست روابط ایران و آمریکا به حدی عمیق است که حتی میانجیگری چین را هم کماثر میکند. ایران خواستههایی به حق دارد: جبران دهها میلیارد دلار خسارت به زیرساختها، خروج آمریکا از منطقه و از بین رفتن مبانی تهدید. ایران خود را در موضع پیروزی میبیند. از طرف دیگر، آمریکا نیز خود را ابرقدرت میداند و زیر بار خواستههای ایران نمیرود. شکاف میان خواستههای دو طرف چنان عمیق است که حتی میانجیگری چین هم نمیتواند آن را حل کند.
تقوینیا افزود: اما مهمتر از آن، متغیر اسرائیل است. اسرائیل درگیری با ایران را برای بقای خود، حیاتی و حتی آخرالزمانی میداند. حتی اگر یک میانجی عادلانه میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، اسرائیل اجازه نخواهد داد آن میانجیگری به نتیجه برسد و قطعاً با یک اقدام خرابکارانه، جنگ را از سر خواهد گرفت. بنابراین تا زمانی که مبانی تهدید ایران در منطقه (پایگاههای آمریکا، اقدامات امارات و موجودیت رژیم صهیونیستی) پابرجاست، نباید انتظار حل و فصل پایدار داشت.
وی تأکید کرد: ایران به دنبال یک آتشبس موقت سه یا شش ماهه نیست، چرا که این نوع میانجیگریهای مقطعی، تنها جنگ را به تعویق میاندازد و به نفع اقتصاد و منافع ملی ایران نخواهد بود.
تقوینیا با اشاره به اهمیت تنگه هرمز در معادلات چین و آمریکا گفت: دنیا به شدت نگران تنگه هرمز است. تا جایی که نخستوزیر ژاپن رسماً اعلام کرد با مجوز ایران، یک کشتی را از تنگه هرمز عبور داده است. این نشان میدهد که تنگه هرمز تا چه حد برای کشورها، به ویژه قدرتهای اقتصادی بزرگ مثل چین و ژاپن، حیاتی شده است.
وی افزود: نشستهای بینالمللی اخیر در سایه تحولات خلیج فارس، حال و هوای دیگری داشت. کشورها به شدت نگران هستند. از یک سو آمریکا کوتاه نمیآید و از سوی دیگر ایران حاضر نیست از حقوق خود کوتاه بیاید اما نکته مهم این است که پنجرهها برای ترامپ در حال بسته شدن است. زمان برای آمریکا به سرعت میگذرد، در حالی که ایران با صبر و حوصله، تحمل و تابآوری آمریکاییها را کاهش میدهد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پایان اظهار کرد: از خرداد ماه، اثرات بسته بودن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی بیش از پیش آشکار خواهد شد، زیرا کشورها ذخایر نفت، گاز مایع، محصولات پتروشیمی و کود شیمیایی خود را تا حدودی مصرف کردهاند و این ذخایر در حال اتمام است. این وضعیت، مسئولیت سنگینی برای آمریکاییها که خود را پلیس دنیا میدانند، ایجاد میکند. از آنجا که آمریکا نمیتواند از طریق نظامی به این وضعیت پایان دهد، به اعتقاد من در نهایت از روی استیصال، جنگ را یکطرفه تمام خواهد کرد.
انتهای پیام