به گزارش ایکنا از همدان، حجتالاسلام والمسلمین علی الوندی، عضو هسته علمی مؤسسه کلامی احیای همدان در مطلبی ضمن بررسی چگونگی مبارزات سیاسی حضرت جوادالائمه(ع) در شش محور این مبارزات را مورد بررسی قرار داده است، که مشروح آن را میخوانیم:
برای درک صحیح از مبارزات سیاسی امام جواد(ع)، نخست باید به دو ویژگی منحصربهفرد دوره ایشان توجه کنیم؛ اول، امامت در کودکی (هفت یا هشت سالگی) و دوم قرار گرفتن در میان دو خلیفه قدرتمند عباسی با دو راهبرد متفاوت؛ مأمون با سیاست نرم و فرهنگسازی و معتصم با سیاست سخت و سرکوبگر.
در چنین شرایطی، مبارزات سیاسی امام جواد(ع) هرگز شکل مسلحانه و قیام علنی نداشت، بلکه از نوع جنگ هوشمندانه، ترکیبی و زیرساختی بود که در چند محور قابل تحلیل است.
-اولین محور مبارزه برای تثبیت اصل «امامت الهی» در برابر قدرت ظاهری بود. مهمترین چالش سیاسی پیش روی امام، مقابله با این باور رایج بود که «امام باید حتماً فردی مسن و دارای سابقه سیاسی باشد». مأمون و دستگاه عباسی از این باور برای تضعیف جایگاه امام استفاده میکردند.
امام جواد(ع) با ورود به صحنه مناظرات علمی در سطح عالی و شکست دادن بزرگانی چون یحیی بن اکثم (قاضیالقضات عباسی)، عملاً این نظریه را باطل کردند که علم و رهبری دینی به سن و سال وابسته نیست. این مناظرات که در مهمترین محافل سیاسی حکومت برگزار میشد، یک «کودتای نرم» علیه مشروعیت دستگاه خلافت بود؛ زیرا نشان میداد که منبع حقیقی علم و حکومت، فقط میتواند از ناحیه خدا و نص باشد، نه از راه قدرت و ثروت.
-دومین محور مبارزه با جریانهای انحرافی درونشیعی بهویژه واقفیه بود. بعد از شهادت امام کاظم(ع)، گروهی به نام واقفیه اعلام کردند که امامت در ایشان متوقف شده است. این جریان نه تنها یک انحراف اعتقادی، بلکه یک پروژه سیاسی برای تضعیف خط امامت و ایجاد تفرقه در میان شیعیان بود.
امام جواد(ع) با احیای شبکه وکالت و ارسال نامهها و پیامهای متعدد به شهرهای مختلف از جمله بغداد، کوفه، قم، ری، نیشابور و مصر، عملاً نشان دادند که امامت همچنان ادامه دارد و واقفیه از مدار تشیع خارج شدهاند. این کار، «پاکسازی سیاسی درونگروهی» بود که مانع از آن شد که انحراف واقفیه به یک فرقه رقیب با حمایت حکومت تبدیل شود.
-سومین محور؛ اداره شبکه وکالت به عنوان مهمترین ابزار مبارزه پنهان بود. یکی از پیشرفتهترین اشکال مبارزه سیاسی در تاریخ تشیع، نظام وکالت بود. این شبکه یک سازمان مخفی، منظم و پولمحور بود که از طریق وکلای امام در شهرهای مختلف اداره میشد.
امام جواد(ع) با وجود سن کم و سفرهای اجباری بین مدینه و بغداد، این شبکه را تقویت کردند. وکلای ایشان وجوه شرعی خمس، زکات، نذورات را جمعآوری میکردند، مسائل شرعی و سیاسی مردم از طریق وکلا به امام میرسید، پاسخهای امام از طریق همین شبکه توزیع میشد.
اهمیت سیاسی این شبکه از آن جهت بود که یک «دولت موازی» و «اقتصاد مستقل شیعی» در دل خلافت عباسی ایجاد کرده بود. حکومت مأمون و معتصم تلاش زیادی کرد تا به این شبکه نفوذ کند یا وکلای امام را شناسایی و اعدام کند، اما ساختار پیچیده و رمزنگاری نامهها مانع از موفقیت کامل آنها شد.
-محور چهارم مناظرات علمی در دربار؛ عرصه رویارویی مستقیم با حاکمیت بود. دستگاه خلافت با راهبردی حسابشده، جلسات مناظره را با هدف تحقیر علمی امام ترتیب میداد. اما هر بار این امام جواد(ع) بودند که با پاسخهای دقیق، سریع و مبتنی بر قرآن کریم، سنت و حتی ریاضیات، حریفان را به زانو درمیآوردند.
معروفترین نمونه، مناظره با یحیی بن اکثم درباره حد شرعی سرقت و زنا بود که امام با استدلالهای ظریف فقهی، هم اشتباهات علمی قاضیالقضات را نشان دادند و هم برتری دانش اهل بیت را به اثبات رساندند.
اهمیت سیاسی این مناظرات در علنی بودن آنها بود. وقتی در حضور صدها عالم و درباری، یک نوجوان ۱۰ الی ۱۲ ساله، بزرگترین دانشمند رسمی حکومت را شکست میداد، عملاً دستگاه خلافت در یک جنگ نرم و رسانهای شکست میخورد.
-پنجمین محور ازدواج با امالفضل دختر مأمون به عنوان یک مانور استراتژیک دوطرفه بود. این ازدواج یکی از پیچیدهترین رویدادهای سیاسی در زندگی امام جواد(ع) است. تحلیل درست آن نیازمند نگاه دوطرفه است از دید مأمون، او میخواست با این وصلت، هم امام را تحت نظر مستقیم و در تله سیاسی قرار دهد، هم به جهان اسلام القا کند که امام با خلافت کنار آمده و هم اگر فرزندی از این ازدواج به دنیا آید، خلافت عباسی را در نسل امام تثبیت کند.
اما امام جواد(ع) با احتیاط کامل وارد این ازدواج شدند و هرگز اجازه ندادند که این رابطه خویشاوندی، استقلال سیاسی آنها را محدود کند. هیچگاه در کاخ خلافت ساکن نشدند و اجازه ندادند امالفضل در امور سیاسی یا علمی ایشان دخالت کند. پس از مرگ مأمون و روی کار آمدن معتصم، این هدف مأمون عملاً به پایان رسید و امام با حیلهای هوشمندانه از آن خارج شدند.
امام با پذیرش ظاهری این ازدواج، یک «بازدارنده سیاسی» ایجاد کردند؛ هم مأمون را از درگیری مستقیم با ایشان منصرف کردند و هم فرصت یافتند تا شبکه وکالت را بدون مزاحمت جدی گسترش دهند.
-ششمین محور نیز شهادت ایشان به عنوان نقطه اوج مبارزه و شکست محاسبات حکومت است. در نهایت، معتصم عباسی که برخلاف مأمون، اهل مصالحه نبود دریافت که این جوان ۲۵ ساله با وجود سن کم، به یک «امامِ تمامعیار سیاسی و فکری» تبدیل شده است و مبارزات زیرساختی او، خطری مستقیم برای بقای خلافت است.
بنابراین دستور مسمومیت امام توسط همسرش امالفضل یا به نقلی، زنی به نام «سمانه» را صادر کرد. شهادت امام جواد(ع) در اوج جوانی، خود یک پیام سیاسی بود که قدرتهای ظالم هرگز با وجود علم و عدالت کنار نمیآیند.
اما این شهادت نیز نتوانست مسیر تشیع را متوقف کند؛ چراکه امام پیش از شهادت، فرزند خود امام هادی(ع) را به عنوان امام بعدی معرفی کرده بودند و شبکه وکالت همچنان به کار خود ادامه داد.
بر این اساس مبارزات سیاسی امام جواد(ع) یک «جنگ تمامعیار ترکیبی» بود در چارچوب تقیه و مدارای هوشمندانه. ایشان با سه ابزار کلیدی وارد میدان شدند؛ مناظرات علمی برای تخریب مشروعیت علمی حکومت، شبکه وکالت برای حفظ استقلال مالی و ارتباطی شیعیان، و ازدواج استراتژیک با خاندان خلافت برای خنثیسازی یک تله بزرگ سیاسی. در این مسیر، نه تنها نگذاشتند سن کم ایشان به یک نقطه ضعف تبدیل شود، بلکه از آن به عنوان ابزاری برای اثبات الهی بودن امامت استفاده کردند. شهادت ایشان توسط معتصم، نشان داد که دستگاه خلافت حتی پس از شکست در همه میدانهای غیرنظامی، چارهای جز حذف فیزیکی امام نمیبیند. اما این شهادت نیز نتوانست نظام امامت را متوقف کند و در حقیقت، پیروزی نهایی از آنِ جبهه حق بود.
انتهای پیام