کد خبر: 4352808
تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۹
ناظمی اردکانی مطرح کرد

پالایش جامعه، اقتصاد مقاومتی و تشکیل هسته‌های مقاومت برای نهادینه‌سازی وحدت ملی

یک کارشناس مسائل سیاسی، وحدت ملی ایران در مقابله با تهدیدات خارجی را پدیده‌ای تاریخی و فراتر از مقتضیات جنگی تعبیر و با اشاره به سه دوره مذاکره و ترور فرماندهان و دانشمندان هسته‌ای تا شهادت رهبری، حضور کنونی مردم در خیابان‌ها را «مبعوث شدن معجزه‌گونه» توصیف کرد و بر لزوم پالایش جامعه، اجرای اقتصاد مقاومتی و تشکیل «هسته‌های مقاومت محلی» برای نهادینه کردن این وحدت ملی توسط حاکمیت تأکید کرد.

محمد ناظمی اردکانی، کارشناس مسائل سیاسی

در شرایط حساس کنونی، همراه شدن با تصمیمات دلسوزان نظام در هنگامه جنگ، آتش‌بس و مذاکرات و پرهیز از اختلاف‌افکنی ضرورتی انکارناپذیر است، زیرا تفرقه از انواع بمب‌ها و هر گونه جنگ سخت، ویرانگرتر عمل می‌کند. دشمن با پیام‌های فریبنده در آتش‌بس، انسجام ملی را هدف گرفته است؛ ازاین‌رو وظیفه تاریخی ما حفظ وحدت پیرامون «ایران عزیز اسلامی» است.

رهبر شهید انقلاب نیز بارها بر حفظ وحدت ملی و همبستگی مردم با مسئولان تأکید داشتند؛ چنانکه در فروردین ۱۴۰۳ در دیدار نوروزی اقشار گوناگون مردم فرمودند: «همه‌ ما وظیفه داریم که وحدت ملّی را، اتّحاد مردم را، اتّحاد مردم و مسئولین را حفظ کنیم؛ روزبه‌روز آن را تقویت کنیم؛ این سیاست قطعی نظام جمهوری اسلامی از روز اوّل بوده است.» وحدت تنها یک شعار نیست، بلکه ستون فقرات مقاومت و سدی مستحکم در برابر توطئه‌های داخلی و خارجی است. خوشبختانه با هوشیاری ملت، تلاش دشمنان برای خدشه‌دار کردن این سرمایه گرانبها تا کنون ناکام مانده و وحدت ملی همچنان رمز پیروزی و اقتدار ایران اسلامی باقی خواهد ماند. چنانکه این وحدت در تجمعات قریب به 85 شب نمود و بروز داشته و دارد. 


بیشتر بخوانید: 


در این راستا ایکنا با محمد ناظمی اردکانی، کارشناس مسائل سیاسی گفت‌وگو کرده است که در ادامه می‌خوانیم:

اتحاد همیشگی ملت ایران در مقابل دشمن خارجی

ایکنا ـ در جنگ تحمیلی سوم، با وجود پیش‌فرض‌هایی مانند کمرنگ شدن هویت ملی و شکاف‌های اجتماعی، شاهد وحدت حول محور ایران و ارزش‌های دینی هستیم. آیا این وحدت نشان می‌دهد آن پیش‌فرض‌ها باطل بوده‌اند، یا صرفاً مقتضای شرایط جنگی است و در صلح ثباتی دیده نمی‌شود؟

جامعه ایرانی در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، هر زمان که هویت ملی یا سرزمینش در معرض تهدید دشمن خارجی قرار گرفته، متحد شده تا دشمن را به عقب‌نشینی یا شکست وادارد. این در تاریخ کاملاً نمود دارد. در تاریخ معاصر هم در نهضت تنباکو، نهضت ملی شدن نفت رد پای این موضوع را می‌بینیم به‌ویژه تبلور آن در انقلاب اسلامی که مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی بود اما در هشت سال دفاع مقدس و به‌ویژه در جنگ تحمیلی سوم، این وحدت و انسجام ملی جلوه‌ای دیگر به مثابه نوعی مبعوث شدن، برانگیخته شدن پیدا کرده و به‌نوعی معجزه‌گونه بیش از 80 شب حضور مردم را در خیابان‌ها و میدان‌های شهر شاهد هستیم.

یکی از علت‌های شکل‌گیری این انسجام این است که دشمن به دنبال آن است از طریق مذاکره، فریب و نیرنگ، این ملت را از پا درآورد و از حسن‌نیت برخی سیاستمداران سوءاستفاده کند. 

سه مرحله مذاکره و ترور؛ روایتی از خلف‌وعده‌های دشمن

ایکنا ـ «نیرنگ در مذاکره» چیست و چه ارتباطی با انسجام کنونی دارد؟

در مذاکره اول که در دولت دهم و یازدهم صورت گرفت، دشمن حاصل مذاکرات چندین ساله یعنی برجام را در انظار جهانیان پاره کرد. در مذاکره دوم در میانه مذاکرات، تعدادی از فرماندهان و دانشمندان هسته‌ای را به شهادت رساند و جنگ 12 روزه را تحمیل کرد؛ فرماندهان و دانشمندانی که در پیش ملت عزیز بودند. در مذاکره سوم دشمن باز در میانه مذاکرات وارد جنگ شد و این بار قائد عظیم‌الشأن امت و همچنین جمعی از فرماندهان و دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور را به شهادت رساند و جنگ رمضان یا جنگ سوم را تحمیل کرد.

جالب است که دشمن هر بار در جنگ کم آورد و به اهداف خود نرسید، درخواست آتش‌بس داد اما با این فریب‌کاری‌ها و به شهادت رساندن عزیزترین عزیزان این ملت از جمله 168 دانش‌آموز بی‌گناه مینابی، این مردم چنان با هم متحد شدند که شکست قطعی دشمن را رقم بزنند یا دشمن را سر جای خودش بنشانند که دیگر هوس تهاجم نکند. به فرمایش رهبر شهید، مردم این دفعه به میدان آمدند تا کار با این اتحاد و مبعوث شدن تمام شود.

حضور یکپارچه مردم؛ مطالبه‌گری و پشتیبانی همه‌جانبه 

ایکنا ـ حضور کنونی مردم در خیابان‌ها چه ویژگی خاصی دارد؟

این حضور یکپارچه از یک طرف از نیروهای مسلح و صحنه میدان پشتیبانی می‌کند و از طرف دیگر از تیم مذاکره‌کننده مطالبه می‌کند که کوتاه نیاید و ایستادگی کند. یعنی یک مطالبه و پشتیبانی همه‌جانبه انجام می‌دهند. در چنین شرایطی بدیهی است که رسالت بسیار سنگینی بر دوش مسئولان، مدیران ارشد و همه دست‌اندرکاران اداره کشور است تا از این ظرفیت و سرمایه اجتماعی بی‌نظیر در تاریخ استفاده کنند.

پیشنهاد به قوا؛ پالایش جامعه، اجرای اقتصاد مقاومتی و هسته‌های محلی

ایکنا ـ باتوجه به اینکه مردم از اقشار و سلایق مختلف نزدیک به 80 شب برای دفاع از ایران همراهی کردند، وظیفه دولت و حاکمیت در نهادینه کردن این وحدت ملی چیست؟ 

دستگاه قضایی با کمک دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی می‌تواند جامعه را پالایش و از هر آلودگی و فسادی منزه کند؛ فساد اقتصادی، رانت و مسائلی که متأسفانه در گذشته جامعه را آلوده کرده است.

نمایندگان مجلس می‌توانند به کمک مسئولان دولتی بیایند و سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را که می‌تواند اقتصاد کشور را روی پاشنه درست بچرخاند، اجرا کنند و تنگناهای اقتصادی را بردارند. متأسفانه به سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی توجه لازم صورت نگرفته است. اگر این توجه می‌شد امروز پاشنه آشیل ما در برابر دشمن، مسائل اقتصادی، گرانی و تورم نبود.

از طرفی پیشنهاد می‌کنم در این شرایط، چون ممکن است جنگ ادامه‌دار باشد و هجمه‌های بعدی سنگین‌تر شود، به‌ویژه اگر دشمن زیرساخت‌ها را هدف قرار دهد، هسته‌های مقاومت محلی ایجاد کنیم. این هسته‌های مقاومت محلی می‌توانند حول محور ظرفیت مساجد با ترکیبی از اقشار و نخبگان محلی  مانند فرهیختگان، نخبگان، معتمدین، روحانیت و بسیج محله تشکیل شوند.

این هسته‌های مقاومت محلی می‌توانند: در حین حمله و تهاجم دشمن کمک و خدمت‌رسانی کرده و صدمات وارده را جبران کنند. همچنین آنها می‌توانند در دوره پساجنگ در سازندگی کشور و ترمیم خسارت، مشارکت کنند.

وظیفه خواص در تداوم حس میهن‌دوستی پس از جنگ

ایکنا ـ نخبگان، روشنفکران و دانشگاهیان متعهد و دلسوز، چه وظیفه‌ای برای تداوم حس تعلق خاطر به میهن و وطن‌دوستی به واسطه این جنگ، در دوران پساجنگ و صلح دارند؟

این را بایستی قطعاً توجه داشته باشیم؛ رهبر شهیدمان هم همواره این موضوع را یادآور می‌شدند که خواص در جامعه نقش تعیین‌کننده و کلیدی دارند. این خواص عبارتند از اساتید دانشگاه، نویسندگان، هنرمندان، حقوقدانان، علما، جامعه‌شناسان، اقتصاددانان. خوب است که این عزیزان حالا نه هر شب در میدان شهر، ولی هرچند شب یک بار، بین مردم بیایند و شور و شعور در بین مردم را از نزدیک ببینند و مطالبات آنها را بشنوند. اگر خواص، مردم را درک کنند، آن وقت می‌توانند برای رسیدن به تعالی و ادا شدن مطالبات بحق مردم، نقشه راهی ترسیم کنند که ما را به قله برساند.

جنگ تحمیلی سوم؛ یک درس دشمن‌شناسی تمام‌عیار

ایکنا ـ جنگ تحمیلی سوم تا چه میزان توانست ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب را در جامعه تعمیق ببخشد؟ این در حالی است که برخی از نخبگان و روشنفکران پیشتر تصور می‌کردند پیوند جامعه ایرانی به ویژه نسل جدید با این ارزش‌ها و آرمان‌ها به شدت کمرنگ و ضعیف شده است.

جنگ تحمیلی سوم عاملی شد که مردم و همه خواص، دست‌های چدنی دشمن را که زیر آستین مخملی‌ مخفی شده بود، به عینه ببینند. اگر امام شهیدمان می‌فرمود که «به چنین دشمنی نمی‌توانیم اعتماد کنیم، مذاکره با او شرافتمندانه، هوشمندانه و خردمندانه نیست»، این را دیگر همه با عمق وجود پی بردند. بنابراین این جنگ، یک درس دشمن‌شناسی تمام‌عیار بود؛ هم در ابعاد سیاسی، هم در ابعاد نظامی، هم در ابعاد اطلاعاتی و امنیتی.

مردم نسبت به نقش‌های دوست و دشمن در داخل هم آگاه شدند. مرزبندی‌هایی که در داخل کمرنگ بود، پررنگ شد. وقتی این مرزبندی روشن شد، استکبارستیزی در جان مردم شعله‌ور شد، در حالی که استکبارستیزی یکی از اصول قانون اساسی ماست؛ یعنی با مستکبرین کنار نیامدن.

تولد ادبیات سیاسی تازه‌ با ترکیبی از ارزش‌های دینی و ملی 

این امر در شعارهای مردم در میدان و در سرودهای حماسی و مداحی مداحان تبلور یافته است. مداحی‌ها به ادبیاتی تبدیل شده که ترکیبی از ارزش‌های دینی و ملی و عشق به سرزمین را در خود دارد. ما چنین ادبیاتی را به‌ویژه در سال‌های اخیر، کمتر داشتیم. الان این ادبیات در میدان جاری است.

صحنه‌هایی که از اقشار مختلف می‌بینیم، نشان می‌دهد آن تصوری که برخی از روشنفکران، تحصیل‌کرده‌ها یا بعضی از اقشار نسبت به جوانان داشتند یک نگاه ظاهری و کم‌مایه بوده است. چرا که در خیابان و میدان، همین جوانان و نوجوانان پرشورترین‌ اقشار هستند و چه بسا خود آنها دست پدر و مادرشان را می‌گیرند و آنها را به میدان و خیابان می‌برند. مستندسازی این حضور حماسی و ادبیات نوپدید آن، می‌تواند برای نسل‌های بعدی یک سرمایه تاریخی ماندگار باشد.

جنگ سوم، ذهن خوش‌بینان را به هم ریخت

ایکنا ـ چه میزان تجربه جنگ تحمیلی سوم توانسته است آن تصویر مثبتی که در ذهن برخی از افراد نسبت به غرب و آمریکا وجود داشت، تغییر بدهد؟

به طور کلی جنگ تحمیلی سوم، اذهان افرادی را که نسبت به آمریکا و غرب خوش‌بین بودند به هم ریخت و این‌ها متوجه شدند که اگر آمریکا و غرب در کشورهای منطقه پایگاه‌ها دارند و میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری نظامی و غیرنظامی را کرده‌اند، صرفاً برای تاراج ذخایر نفت و گاز آن کشورها و همچنین در اختیار گرفتن بازارشان بوده است. اگر چنین ثروت خدادادی و ذخایری در زیر پای این کشورها نبود، آن‌ها یک دلار هم نمی‌آمدند سرمایه‌گذاری کنند.

مردم متوجه شدند که بسیاری از دولت‌های منطقه واقعاً مستعمره آن‌ها هستند و به راحتی اجازه داده‌اند که ثروت ملی آن‌ها توسط کشورهای غربی و آمریکا غارت بشود.

بستن تنگه هرمز؛ نماد قدرت ایران در استفاده از سلاح تحریم 

بسته شدن تنگه هرمز باعث شد که دشمنان بفهمند ایران هم قادر است در برابر تحریم‌ها از سلاح تحریم استفاده کند. تا حالا به جهت شرایطی که وجود داشت یا ملاحظاتی که بود، از این سلاح استفاده نکردیم اما قطعاً بعد از این از سلاح تحریم در مقابل تحریم آن‌ها استفاده خواهیم کرد.

حتی ترامپ در سفر به چین رفت از رئیس‌جمهور چین درخواست کمک برای باز کردن تنگه هرمز کرد اما رئیس‌جمهور چین دست رد بر سینه او زد. این به معنای آن است که قدرت آمریکا رو به افول است و آمریکا قادر نیست از پس ایران بربیاید.

ایران امروز ابرقدرت چهارم دنیاست و توانسته تنگه هرمز را در برابر ناوهای آمریکایی مدیریت کند، ناوهایی که بالاترین سرمایه نظامی آمریکا هستند و پیشرفته‌ترین سلاح‌ها را در اختیار دارند اما آنها از پس قایق‌های تندرو و تجهیزات و سلاح‌های ما برای مدیریت تنگه هرمز، برنیامده‌اند.

 

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
دبیر:
مهدی مخبری
captcha