
به گزارش ایکنا، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در ادامه سلسله نشستهای «الهیات جنگ در حکمت اسلامی»، نشست تخصصی را با موضوع «الهیات مقاومت در حکمت اسلامی» 28 اردیبهشتماه با سخنرانی حجتالاسلام سیداحمد غفاری قرهباغ برگزار کرد.
وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به برخی انتقادها درباره بهکارگیری اصطلاح «الهیات جنگ» گفت: این تعبیر، اصطلاحی رایج در مباحث کلام جدید است و از نظر محتوایی نیز اشکالی ندارد، زیرا همانگونه که بسیاری از پدیدههای زندگی دارای گزارههای الهیاتی هستند، جنگ نیز میتواند دارای گزارههای الهیاتی باشد. جامعه فلسفی و الهیاتی باید مفاهیم و مبانی حکمت اسلامی را از سطح نظری به عرصه زندگی اجتماعی و مسائل عینی امتداد دهد.
در این زمینه بیشتر بخوانید: بازخوانی مفهوم «جنگ عادلانه» در حکمت عملی فارابی
غفاری قرهباغ با اشاره به اینکه در جهان امروز صحنهای از رویاروییها و منازعات شکل گرفته است، افزود: انتظار میرود فیلسوفان و اندیشمندان اسلامی نشان دهند که دادههای فلسفی و حکمی چگونه میتوانند در تشخیص جبهه حق و باطل و جهتدهی به کنشهای اجتماعی نقشآفرین باشند.
وی در ادامه با طرح این پرسش که «مقاومت در برابر کدام جریان فکری در غرب قرار میگیرد»، اظهار کرد: مقاومت ایدهای اسلامی و مبتنی بر رئالیسم است؛ یعنی پذیرش واقعیت خیر و شر و اصالت آنها. بر این اساس، خیر و شر اموری واقعی و غیرنسبیاند و تابع منافع، کارکردها یا سلیقههای انسانی نیستند. دیدگاههایی که واقعیت را از محوریت خارج میکنند، در نهایت به نسبیگرایی میانجامند؛ در حالی که مقاومت بر مبنای رئالیسم شکل میگیرد و بر وجود واقعی جبهههای خیر و شر تأکید دارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، مقاومت را در تقابل با نظریه «جهانیشدن» دانست و گفت: نظریه جهانیشدن مبتنی بر نوعی جبر تاریخی است و مدعی است که تاریخ به سمت همگرایی فرهنگی و شکلگیری یک فرهنگ واحد جهانی حرکت میکند؛ به گونهای که مرزهای فرهنگی و اعتقادی در نهایت از میان خواهند رفت. از سوی دیگر در فلسفه تاریخ، هر نظریهای که به جبر تاریخی قائل باشد قابل دفاع نیست، زیرا هم فرد و هم جامعه دارای اختیارند و میتوانند در روند تاریخ نقشآفرینی کنند.
وی در عین حال میان دو مفهوم «جهانیشدن» و «جهانیسازی» تفکیک قائل شد و گفت: در حالی که جهانیشدن مبتنی بر جبر تاریخی است، جهانیسازی به کنشگری انسانها و جوامع توجه دارد. از این منظر، جوامع میتوانند با کنش آگاهانه خود به سمت ساخت جهانی الهی حرکت کنند. مفاهیمی مانند مهدویت یا تمدن نوین اسلامی را میتوان در چارچوب ایده جهانیسازی فهم کرد؛ زیرا این مفاهیم مبتنی بر اختیار و کنشگری انسانها در مسیر شکلدهی به نظم جهانی هستند.
وی با بیان اینکه در نگاه الهیاتی، رویارویی جبهه خیر و شر تا پایان تاریخ ادامه دارد، گفت: انسان به دلیل برخورداری از ظرفیتهای الهی و شیطانی و جهان به دلیل حضور نیروهای خیر و شر، همواره صحنه تقابل این دو جبهه خواهد بود و این تقابل هرگز به مصالحهای پایدار منتهی نمیشود. در منطق دینی، در برابر جبهه طاغوت نمیتوان بیطرف بود؛ یا باید تسلیم شد یا به مقاومت و مبارزه روی آورد.
وی در پایان با استناد به سخنان امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع) تأکید کرد: در تاریخ اسلام نیز بارها تأکید شده است که مؤمنان میان دو راه «مبارزه» یا «تسلیم» قرار میگیرند و راه سومی وجود ندارد. مبارزه با استکبار همواره با تنش و دشمنی همراه است و طبیعی است که کینهها و دشمنیها در این مسیر شکل بگیرد اما بر اساس آموزههای قرآنی، در تقابل میان جبهه ایمان و جبهه طاغوت، امدادهای الهی همواره در کنار جبهه حق قرار دارد و صبر و تقوا از مهمترین عوامل بهرهمندی از این یاری الهی است.
انتهای پیام