به گزارش ایکنا، نجمه نجم؛ پژوهشگر پژوهشگاه جامعهالزهرا(س)، در کرسی ترویجی «تحلیل تاریخی جامعنگاری علوم علوم قرآن؛ فضائلالقرآن ابوعبید قاسم بن سلّام» که براساس مقاله استخراجشده از پژوهش وی برگزار شد، به تبیین ابعاد این تحقیق پرداخت. وی با اشاره به اینکه مقاله مذکور بخشی از یک کلانپروژه علمی است، اظهار کرد: این کلانپروژه از سه طرح و ضلع اصلی تشکیل شده که هر یک دارای اجزای متناظر و متناسب با خود است.
نجم در ادامه تبیین مقاله خود، به تشریح ابعاد ساختاری و محتوایی کتاب «فضائل القرآن» اثر ابوعبید قاسم بن سلام پرداخت و اظهار کرد: این تحقیق موضوعاتی همچون اقتضائات و عوامل تأثیرگذار پیش از نگارش، شناخت ساختاری، کارکردی و محتوایی کتاب و همچنین گزینش منابع همعصرِ اثر را مورد واکاوی قرار داده است.
وی با اشاره به تأثیر سایر آثار ابوعبید بر این کتاب افزود: بررسیها نشان میدهد که جزوات مرتبطِ این نویسنده در موضوعاتی نظیر نسخ، وجوه و نظائر، متشابه، و بطن و تأویل آیات، بر غنای «فضائل القرآن» افزوده است. همچنین با توجه به تخصص فقهی او، مباحث «فقه القرآن» نیز مورد عنایت وی بوده و ۱۸ سال منصب قضاوت، او را از ساحت نظریهپردازی صرف به فضای عمل و کاربرد نزدیک کرده است؛ به طوری که در برخی احکام، نظرات خاصی را بیان نموده که نشاندهنده رویکرد متفاوت فقهی او در منابعش است.
این پژوهشگر، عوامل جریانساز بودن کتاب «فضائل القرآن» را به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم کرد و گفت: عوامل درونی شامل مبانی فکری، پیشفرضها، تخصص علمی (به ویژه در حوزه کلام و قرائات) و تأثیرپذیری از اساتید و اندیشههای همعصران است. در کنار آن، عوامل بیرونی نظیر اوضاع فکری و فرهنگی روزگار، دغدغههای علمی آن عصر و تأثیر جغرافیایی و منطقهای بر ادوار مختلف تاریخی، در تبلور این اثر نقش بسزایی داشتهاند.
نجم با طرح این پرسش بنیادین که «چرا برخی منابع علمی در تاریخ یک دانش جریانساز میشوند؟»، به دستاوردها و نوآوریهای پژوهش خود اشاره و تصریح کرد: واکاوی عوامل فراز و فرود نگارش این کتاب و ارائه گزارشی تحلیلی از مبادی نویسنده، از جمله نوآوریهای این بحث است. همچنین، این پژوهش قابلیت دارد که در تکمیل سرفصلهای دانشگاهی علوم قرآن مؤثر واقع شده و مدل رتبهبندی عواملِ ارائه شده در آن، به سایر کتب جامعنگاری و تکنگاری تعمیم یابد تا مسیری برای آیندهنگاری منابع علوم قرآن گشوده شود.
منبع دادههای علوم قرآن در سه قرن اول
نجم در بخش دیگری از این نشست با اشاره به نقش کلیدی ابوعبید قاسم بن سلام در تاریخ نگارشهای قرآنی، تصریح کرد: در سه قرن نخست هجری، دادههای علوم قرآن عمدتاً در قالب احادیث و رسالههای تکنگاری پراکنده بودند؛ اما ابوعبید برای نخستین بار این دادهها را در یک نظام هدفمند و با رویکردی روایی تجمیع کرد که همین اقدام، به منبع و دستمایه اصلی نگارشهای جامع علوم قرآن در قرون بعدی تبدیل شد.
این پژوهشگر با تبیین اولویت عوامل تأثیرگذار بر ماندگاری آثار علمی، اظهار کرد: یافتههای این تحقیق نشان میدهد که تأثیر عوامل درونی نویسنده شامل مبانی فکری، اصول و سلایق شخصی، به مراتب بیش از عوامل بیرونی همچون مسائل اقتصادی، سیاسی یا تعصبات فرقهای است. ابوعبید با حفظ حریت علمی و اتخاذ رویکردی اجتهادی و نقادانه نسبت به احادیث، توانست جریانسازی پایدار کتاب «فضائل القرآن» را رقم بزند.
وی با انتقاد از اکتفا به «تاریخ نقلی» در بررسی منابع، تأکید کرد: برای سیاستگذاری علمی دقیق، نیازمند تحلیل تاریخیِ «عاملمحور» هستیم تا سهم و رتبه عوامل درونی و بیرونی در شکلگیری هر منبع مشخص شود. این نوع تحلیل، زمینه را برای جهتدهی صحیح به آینده منابع علوم قرآن فراهم میآورد.
نجم، ویژگیهای منحصربهفرد کتاب «فضائل القرآن» را عاملی برای جریانسازی آن در تاریخ دانست و افزود: قدمت، جامعیت روایی، ساختار هدفمند و تخصص ویژه نویسنده در حوزه حدیث و قرائت، موجب شد که وی با نگاهی نقادانه و ذاتگرایانه به روایات نگریسته و اثری تمدنساز خلق کند.
این پژوهشگر در پایان، با اشاره به ضرورت بهکارگیری دستاوردهای این پژوهش در حوزه سیاستگذاری تدوین متون درسی، پیشنهاد داد: نتایج این تحقیقات میتواند در اختیار سازمانهایی نظیر «سمت»، شورای تحول و ارتقای علوم انسانی، معاونت پژوهشی وزارت علوم و سایر دانشگاهها و پژوهشگاههای علوم قرآن قرار گیرد تا در تألیف و تدوین متون درسی آینده مورد استفاده قرار گیرد.
نیاز به تحلیل تاریخی عاملمحور
نجم در بخش دیگری کرسی ترویجی خود، با انتقاد از رویکرد فعلی در تدوین منابع آموزشی، اظهار کرد: امروزه منابع پژوهشی علوم قرآن در ایران عمدتاً بر «تاریخ نقلی» (صرفاً گزارش نام کتابها و نویسندگان) متکی هستند؛ در حالی که برای تدوین منابع آینده، نیازمند گذر به «تحلیل تاریخیِ عاملمحور» هستیم. بررسی کتاب جریانساز «فضائل القرآن» به عنوان نخستین جامعنگاری سده سوم، ثابت کرد که ترکیبِ قدمت، جامعیت روایی، ساختار هدفمند و اجتهاد شخصی نویسنده، ارکان اصلی تأثیرگذاری یک منبع علمی محسوب میشوند.
این پژوهشگر با تأکید بر لزوم بازنگری در سرفصلهای رشته علوم قرآن، پیشنهادات اجرایی خود را بدین شرح ارائه داد:
۱. افزودن ۲ واحد درسی با عنوان «تحلیل تاریخی و آیندهپژوهی منابع علوم قرآن» در مقاطع حوزوی و دانشگاهی (ارشد و دکتری).
۲. تغییر رویکرد سرفصل «تاریخ علوم قرآن» از گزارشهای نقلی به تحلیلهای عاملمحور.
۳. انتشار فراخوانهای ویژه برای تألیف «جامعنگاریهای نوین» با رویکردهای نوپدید.
وی در ادامه، ورود به عرصههای میانرشتهای را ضروری دانست و افزود: تدوین آثاری با موضوعات «جامعنگاری علوم قرآن و
علوم شناختی»، «جامعنگاری علوم قرآن و
هوش مصنوعی» و همچنین «روشهای تفسیر علمی معاصر با رویکرد آیندهنگرانه» از ضرورتهای این عرصه است. همچنین پیشنهاد میشود هستههای علمی یا گرایش «تاریخ و آینده منابع علوم قرآن» در دانشگاههای تراز اولی همچون دانشگاه تهران، دانشگاه قرآن و حدیث و دانشگاه علوم اسلامی رضوی راهاندازی شود.
نجم با ارائه یک هشدار علمی به نهادهای سیاستگذار، تصریح کرد: اگر فاکتورهای جریانسازی (مانند ساختار هدفمند و رویکرد اجتهادی) در فراخوانهای تألیف و ارزیابی طرحهای پژوهشی لحاظ نشود، آینده منابع علوم قرآن در دام تکرار و تقلید باقی خواهد ماند.
این پژوهشگر در پایان بر ضرورت تشکیل یک کارگروه مشترک تأکید کرد و گفت: برای تدوین نقشه راه اجرایی و خروج از وضعیت موجود، برگزاری نشستهای تخصصی با حضور نمایندگان حوزه علمیه، سازمان «سمت»، شورای تحول، بنیاد ملی علم ایران و پژوهشگران برجسته این حوزه، جهت بهرهگیری از یافتههای این کلانپروژه امری ضروری و اجتنابناپذیر است.
این پژوهشگر گفت: دریافتن «آینده منابع علوم قرآن» با حضور نمایندگان حوزه، سمت، شورای تحول، بنیاد ملی علم ایران و پژوهشگران این حوزه، برای تدوین نقشه راه اجرایی بر اساس یافتههای این کلانپروژه و احیانا پروژههای مرتبط دیگر ضروری است.
انتهای پیام