به گزارش ایکنا از همدان، مهدی یوسفی پارسا، پژوهشگر مدیریت راهبردی فرهنگی در همدان، به مناسبت هفته جمعیت یادداشتی را در اختیار ایکنا همدان قرار داده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
این جمله «ایست! دو بچه کافی است»، برای نسل دهه شصت فقط یک شعار نبود؛ یک باورِ پوستانداخته، یک جزمِ فرهنگی بود که از جعبه جادویی تلویزیون به جانشان نشست. دههها از آن روزها میگذرد، اما هنوز همان نسلی که امروز مادران و پدران ایراناند، کمکم با همان منطق نفس میکشند: «دو بچه، خط قرمزِ خانوادهی موفق».
اما اکنون، بعد از سه دهه، شواهد چیز دیگری میگویند. شعار دیروز، به خطری برای فردا تبدیل شده است. نهتنها «دو بچه کافی نیست»، بلکه اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران با سقوط آزاد جمعیتی، پیری بیسابقه و حتی فروپاشی برخی ساختارهای اجتماعی روبهرو خواهد شد.
در سالهای پس از جنگ تحمیلی، سازمانهای فرهنگی ایران دست به دست هم دادند تا یک مسئله را در اذهان عمومی نهادینه کنند: کنترل جمعیت. رسانه ملی در این اتحاد، نقشی بیبدیل و پیشتاز داشت. موفقیت این پویش فراتر از پیشبینی کارشناسان بود. اما همین موفقیت، امروز تبدیل به یک تهدید راهبردی شده است.
صداوسیما نشان داد که میتواند «اثربخش» باشد. اما حالا سؤال این است: آیا همان رسانه میتواند بدون تناقضگویی، مسیر را معکوس کند؟
مرکز آمار ایران هشدار داده است که نرخ باروری در کشور به کمتر از حد جانشینی رسیده است. پیشبینیها نشان میدهد، در سال اگر همین روند ادامه یابد، جمعیت ایران به ۳۱ میلیون نفر سقوط خواهد کرد، جمعیتی که ۴۷ درصد آن را سالمندان تشکیل میدهند. به عبارت دیگر، ایران از هرم جوان، به گورستانی از سالمندان تبدیل میشود؛ کشوری بدون نیروی کار کافی، بدون انگیزه، بدون جهش اقتصادی.
دکتر محمودی، رئیس مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه، در گفتوگویی صریح هشدار داده است که کاهش نرخ رشد جمعیت، تبعاتی فراتر از اقتصاد دارد؛ افزایش تهدیدات سیاسی و امنیتی علیه ایران، امکان تغییر مذهب رسمی کشور (تشیع)، وابستگی به نیروی کار خارجی و رکود اقتصادی مزمن.
وقتی رهبر شهید در این رابطه از خداوند طلب عفو میکند، یعنی فاجعه در راه است. شاید تلخترین بخش ماجرا، اظهارات صریح رهبرشهید عزیزمان در مهرماه ۱۳۹۱ در استان خراسان شمالی باشد. ایشان سیاستهای کاهش جمعیت پس از دهه ۷۰ را اشتباه خواندند و با تواضعی عبرتآموز، از خداوند طلب عفو کردند.
این سطح از احساس خطر در بالاترین سطح نظام، نشان میدهد که مسئله جمعیت دیگر یک «بحث کارشناسی» نیست؛ یک خط مقدم امنیت ملی است.
اما غرب چگونه «فرزند کمتر» را به یک فرهنگ تبدیل کرد؟ تحلیلها نشان میدهد که کاهش باروری در ایران، بیش از آنکه ریشه اقتصادی داشته باشد، ریشه فرهنگی دارد. باروری در طبقات مرفه جامعه، حتی کمتر از طبقات متوسط و پایین است؛ یعنی مسئله فقط «فقر» نیست، مسئله «تغییر سبک زندگی» است.
اما این تغییر از کجا آمد؟ مایکل روبین، تحلیلگر سرشناس آمریکایی، در یادداشتی با عنوان «پرتگاه جمعیتی ایران» افشا کرد: «علت بنیادی کاهش تمایل به فرزندآوری در ایران، ناشی از گرایشهای غربی است». او آشکارا به دولتمردان آمریکایی توصیه کرده که بهجای جنگ سخت، از طریق تهاجم فرهنگی، فرهنگ «فرزند کمتر، زندگی بهتر» را در ایران تثبیت کنند. همان فرهنگی که امروز در بسیاری از سریالها، تبلیغات و فضای مجازی، تبدیل به یک ارزش شده است.
یعنی ارتش آمریکا، با همان بودجهای که صرف موشک میکرد، امروز صرف «مدیریت جمعیت ایران از راه دور» میکند. و متأسفانه، موفق هم بوده است.
در این میان، رسانه ملی در موقعیتی دوگانه قرار دارد؛ از یک سو، همان سازمانی است که زمانی شعار «دو بچه کافی است» را به معروفترین جمله ایران تبدیل کرد. از سوی دیگر، امروز مسئولیت دارد که این باور را اصلاح کند، بدون آنکه نزد مخاطب «متناقضگو» جلوه کند.
اما نکته امیدوارکننده این است: اگر صداوسیما توانست یک فرهنگ جمعیتی را در یک دهه نهادینه کند، میتواند با همان قدرت، فرهنگ «فرزندآوری هوشمندانه و با امید» را جایگزین کند. مشروط بر اینکه از کلیشههای فرمایشی و شعارهای بیاثر دست بردارد، به جای تهدید، «الگوی زندگی موفق با فرزندان بیشتر» را به تصویر بکش و داستان خانوادههای واقعی، شاد و پویا با سه فرزند و بیشتر را نه به عنوان استثنا، که به عنوان هنجار نشان دهد.
اگر رسانه ملی امروز هوشیارانه عمل نکند، فردا جامعهای خواهد داشت که نه تنها جوانی برای جهش اقتصادی، که حتی مخاطبی برای تماشای تلویزیون نخواهد داشت. سالمندی جمعیت یعنی کاهش مخاطب، کاهش انگیزه، کاهش حیات اجتماعی. اما اگر به نقطه زن وارد میدان شود، میتواند دوباره تاریخ ساز شود. این بار نه با شعار «ایست»، که با روایت «تلاش و توکل».
انتهای پیام