حجتالاسلام والمسلمین مهدی رستمنژاد، استاد مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم، در گفتوگو با ایکنا از قم، با معرفی سوره مبارکه انفال اظهار کرد: نام دوم این سوره، سوره بدر است زیرا در ارتباط با جنگ نازل شده است. «انفال» نیز که از ابتدای همان آیه آمده، به غنائم جنگی و مسائل مرتبط با جنگ اشاره دارد و علما نیز در همین سوره، بحث خمس و غنائم را مطرح کردهاند.
وی افزود: میدانیم که جنگ بدر در سال دوم هجری و در ماه رمضان رخ داد؛ نخستین سالی که روزه تشریع شده بود و در همان آغاز صوم و صیام، این رخداد بزرگ اتفاق افتاد، در این جنگ، پیروزی بسیار قاطعی نصیب اسلام شد که در همین سوره نیز بازتاب یافته است.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه پیامبر اکرم(ص) اهل جنگ نبود و اساساً قصد نبرد نداشت، تصریح کرد: ایشان با سلاح جنگی نیز حرکت نکرده بودند بلکه با سلاح معمولی حرکت کرده بودند زیرا از ابتدا، زمانی که از مدینه حرکت میکردند، بنای جنگ در میان نبود. هدف اولیه این بود که به سراغ کاروان مالالتجاره قریش بروند که از نزدیکی مدینه عبور میکرد و درواقع، تقاص اموالی را که پیشتر از دست داده بودند، بگیرند بنابراین بحث جنگ مطرح نبود.
رستمنژاد بیان کرد: در نهایت، کار به جایی کشید که در تعبیر آیات همین سوره انفال آمده است که خداوند میفرماید شما چیز دیگری میخواستید اما من خواستم که شما را روبهروی هم قرار دهم. این سخن تعارف نیست بلکه در آیه هفتم سوره مبارکه انفال آمده است که میفرماید: «وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَ يَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِين؛ و ياد كنيد هنگامى را كه خدا پيروزى بر يكى از دو گروه (سپاه دشمن يا كاروان تجارتى قريش) را به شما وعده داد و شما دوست داشتيد بر كاروان تجارتى قريش دست يابيد ولى خدا مىخواست پيروزى در ميدان جنگ را با فرمان نافذى كه داير بر پيروزى مؤمنان و شكست دشمنان جارى کرده بود تحقق دهد و ريشه كافران را قطع كند.»
وی افزود: خدا پیروزی مطلق را برای مسلمانان خواست و تنبیهی برای کفار و همان هم اتفاق افتاد. شمار شهدای مسلمانان 14 نفر شد و شمار کشتههای آنان بیش از 70 نفر بود، در حالیکه آنان مسلح و نظامی بودند و مسلمانان پیاده و غیرنظامی.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به اینکه در همان شرایط آیه ۶۱ سوره انفال نازل شد، تصریح کرد: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ و اگر دشمنان به صلح گرايند، تو هم به صلح گراى، و بر خدا توكل كن، كه يقيناً او شنوا و داناست.»
رستمنژاد بیان کرد: این یک جنگ خاص بود؛ جنگی که خداوند بهصراحت میفرماید خودم خواستم این اتفاق بیفتد، برای تنبیه دشمن و غلبه نیز با مسلمانان بود و در اینجا چندان ابزار و تجهیزات آنان تعیینکننده نبود.
وی افزود: در اینجا، «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» معنایی روشن دارد یعنی اگر کفار تمایل قلبی و واقعی به صلح داشتند، شما هم بپذیرید، نه اینکه شما پیشقدم صلح شوید بلکه تقاضا باید از سوی آنان باشد، معمولاً کسی صلح میکند که در موقعیت شکستخورده قرار گرفته است. همانطور که در جنگهای فعلی نیز دیده میشود، کسی که تقاضای صلح میکند، درواقع بهدنبال تنفس یا فرار از جنگ است زیرا روشن است که در تنگنا قرار گرفته است.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نکات تفسیری آیه ۶۱ سوره انفال تصریح کرد: این آیه صرفاً به پذیرش صلح اشاره ندارد بلکه در ارتباط با مسائل پیچیدهتری است و اگر دشمن درخواست صلح کرد اما شما نتوانستید احراز کنید که این تمایل به صلح، واقعی است و فریبنده نیست، ابتدا باید تلاش کنید تا این موضوع را کشف کنید اما اگر نتوانستید بهطور قطع بفهمید، توکل بر خدا کنید و آن را بپذیرید.
رستمنژاد بیان کرد: مفهوم «توکل علی الله» در اینجا به این معناست که اگر نتوانستید انگیزه واقعی دشمن را کشف کنید، ابتدا باید جَنَحُوا لِلسَّلْمِ یعنی تمایل به صلح را احراز کنید، اما اگر در جایی این موضوع برایتان مبهم شد و نتوانستید کشف کنید، توکل بر خدا کنید و بپذیرید. خداوند ناظر است و بقیه را خودش جبران خواهد کرد.
وی ضمن تبیین آیه «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» اظهار کرد: «سَلم» به معنای صلح پایدار و واقعی است. این واژه در آیات دیگر قرآن نیز بهکار رفته و ریشه در واژه «سلامت» دارد. بنابراین امنیت باید تأمین شود، «سَلم» را نمیتوان به «آتشبس» امروز تعبیر کرد؛ آتشبس با صلح متفاوت است. در ادبیات امروز نیز آتشبس به معنای توقف موقت جنگ است که ممکن است دوباره از سر گرفته شود و شاید واژه «توقف جنگ» دقیقتر باشد، زیرا فقط یک ایستگاه است و ممکن است ادامه یابد.
رستمنژاد بیان کرد: مقصود قرآن در آیه 61 سوره مبارکه انفال «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» پذیرش صلحی است که واقعاً به «سَلم» یعنی امنیت و آرامش پایدار بینجامد، نه هر پیشنهادی که از سوی دشمنان مطرح شود. بنابراین، نمیتوان مفاهیم عمیق قرآنی را به ادبیات سیاسی امروز تقلیل دهیم.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه همه اینها تابع شرایط و مصالح است، تصریح کرد: در موقعیتی پیش میآید که باید صلح کرد و اینها همگی زیرمجموعه یک قاعده بالاتر هستند. نکتهای راهبردیتر وجود دارد و آن، تأمین مصالح مسلمانان است. در آن زمان اگر پیامبر اکرم(ص) قاطعانه میجنگد و اساساً مأمور است که به هیچوجه به سخنانی از این دست اعتنا نکند، مسئله، مصلحت است و در اینجا بحث تنفس دشمن مطرح است. دشمن میخواهد تنفسی پیدا کند تا دوباره نیرو بگیرد، دورخیز کند و محکمتر حمله کند. روشن است که این امر به مصلحت نیست.
رستمنژاد بیان کرد: بنابراین، صلح و جنگ همگی تابع مصالحاند و درواقع، چیزی بالاتر از اینها وجود دارد و آن تأمین مصالح اسلام و مسلمانان است. بر همین اساس، پیامبر اکرم(ص) در صلح حدیبیه نیز صلح را پذیرفتند. در آن زمان افرادی به پیامبر(ص) گفتند شما مقیاس را کوچک دیدهاید و امروز را مینگرید، اما من فرداها را هم مینگرم. یعنی در مقیاس بزرگتر، همین صلح و نیز دیه، که برخی از جوانان آن را نمیپذیرفتند، به نفع مسلمانان بود.
وی افزود: این آیه مربوط به سال دوم هجری است، اما چند سال بعد در آیه ۳۵ سوره محمد(ص) خداوند میفرماید: «فَلَا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ؛ پس با توجه به يارى و كارسازى خدا سست نشويد و كافران و مشركان را به آشتى و صلحى كه براى شما خفتبار است دعوت نكنيد، در حالیكه شما برتر هستيد و خدا با شماست و هرگز از ثواب و پاداش اعمالتان نمىكاهد.» باز هم واژه سلم بهکار رفته است. این آیه، برخلاف آیه سوره انفال، خطاب به مسلمانان است.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به تفاوت دو آیه تصریح کرد: در آیه سوره انفال، میفرماید: اگر آنان تقاضای صلح کردند، شما هم بپذیرید یعنی پیشنهاد صلح از طرف دشمن مطرح میشود، اما در آیه سوره محمد(ص) میفرماید: شما سستی نکنید و بهسوی صلح نروید. پس شما خودتان تقاضای صلح نکنید چراکه تقاضای صلح، در ادبیات جنگی، بهویژه از سوی دشمن، پیام ضعف و سستی دارد و اگر شما خودتان پیشنهاد صلح بدهید، دشمن ممکن است آن را نشانه ضعف شما تلقی کند و حتی آن را نپذیرد و محکمتر حمله کند.
رستمنژاد بیان کرد: این مطلب با شرایط امروز نیز منطبق است. آیه میفرماید: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ»؛ یعنی سستی نورزید و شما پیشنهاد صلح ندهید، در حالیکه شما برتر هستید و مسلمانید و از موضع برتر قرار دارید. این برتری، فقط برتری ابزار و سلاح نیست بلکه برتری ایمان و اراده است. سپس میفرماید: «والله معكم»؛ یعنی خدا با شماست.
وی افزود: پیشنهاد صلح نباید از طرف شما باشد زیرا در قاموس ادبیات جنگی، بهویژه برای دشمن، چنین پیشنهادی معمولاً حمل بر ضعف میشود، از اینرو، صلح و جنگ و نیز پیشنهاد یا پذیرش صلح، همگی تابع این قاعدهاند که نباید مفهوم ضعف از طرف ما القا شود.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان بیان کرد: اگر دشمن بخواهد از موضع ما ضعف بفهمد یا بخواهد ما را بفریبد، باید در اینباره دقت کرد. فریب، نوعی خیانت است و قرآن نیز نسبت به چنین وضعی هشدار داده است. خود این آیه نیز، با تعبیر «و إن جنحوا للسلم»، درواقع به این نکته اشاره دارد که سخن از صلح واقعی است، نه خدعه و نیرنگ یعنی اگر واقعاً هدف آنان رسیدن به صلح و امنیت باشد، شما آن را بپذیرید و بر خدا توکل کنید، اما اگر هدف، خدعه باشد، آیه ناظر به پذیرش خدعه نیست.
انتهای پیام