شورای فرهنگ عمومی استان همدان، هفته گذشته با موضوع بررسی ظرفیتهای تجمعات مردمی برگزار شد، مطالب مختلفی در این جلسه شورا مطرح شد اما یک مدل دقیق یا موضوع واحد برای استفاده از این ظرفیت ارائه نشد که البته ارائه راهکار در مورد این مسئله قطعا نیازمند بررسیهای چند جانبه صاحب نظران، اساتید دانشگاه و اعضای حقیقی و حقوقی شورای فرهنگ عمومی است.
از این رو خبرگزاری ایکنا از همدان، به منظور بهرهمندی از نظرات نخبگان دانشگاهی و فعالان حوزه فرهنگی و اجتماعی، برای استفاده از ظرفیت ایجاد شده در تجمعات مردمی بعد از گذشت بیش از 80 شب، برای رفع چالشها و مشکلات جامعه و ارائه یک راهکار پیشنهادی و منجسم، نشست واکاوی چند بعدی ظرفیت مردمی در تجمعات شبانه را با حضور اساتید حوزه علوم اجتماعی و فرهنگی برگزار کرد.
مهمانان این نشست محمد مبارکی، عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا، امیر کردکریمی عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان و حجتالاسلام والمسلمین ناصر طاهری، معاون فرهنگی تبلیغات اسلامی همدان و عضو حقیقی شورای فرهنگی عمومی استان همدان، بودند.
محمد مبارکی: جنگ تحمیلی سوم از ابعاد مختلف سیاسی اجتماعی فرهنگی جغرافیایی و زیست محیطی اهمیت بالایی داشت و لازم است این ابعاد مورد بررسی و موشکافی قرار بگیرد.
چهار عامل موجب شد ما در این جنگ پیروز باشیم، چراکه اهداف جنایتکاران آمریکا و رژیم صهیونیستی در این حمله که از حوادث دیماه گذشته برنامه ریزی کرده بودند، محقق نشد از جمله این اهداف در حمله ماه رمضان تجزیه و غارت منابع نفتی بود.
هرچند متاسفانه در این جنگ رهبر ما به شهادت رسید اما اگر ایشان به شهادت نمیرسید، این بعثت مردم و حرکات مردمی ایجاد نمیشد. رهبر عزیز با نثار خون خود این بعثت را رقم زد، سرآغاز پویش جانفدا که بیش از 30 میلیون نفر در آن شرکت کردند نیز به شهادت و فدا شدن خود ایشان در راه میهن و اسلام باز میگردد و به ما یاد داد در راه حفظ میهن و دین خود پیشقدم باشیم.
در اصل عامل اصلی موفقیت ما همان شهادت و فدا شدن ایشان بود، عامل دوم نیروهای نظامی و مسلح بودند که در این زمینه بسیار خوب عمل کردند و مقاومت جانانهای را رقم زدند.

عامل سوم که بسیار ارزشمند بود همین بعثت و حرکت خودجوش مردم بود که از همان شب اول رقم خورد و هنوز هم تداوم دارد و به هیچ جناح یا گروه خاصی نسبت ندارد بلکه مردمی هستند که با جان و دل شرکت کرده و در حفظ وطن خود نقش آفرینی میکنند. مبعوث شدن مردم موجب شد هدف اصلی دشمنان که تجزیه ایران بود را با شکست مواجه شود.
اگر این بعثت مردم اتفاق نمیافتاد مرزهای غرب و شمال غرب طبق برنامهریزیهایی که داشتند ممکن بود از دست برود و با توجه به تجهیزاتی که وارد کرده بودند و بر اساس تجربه دیماه آنها، کشور از درون هم دچار درگیری نظامی و در نهایت شکست بخورد، اما حرکت مردم این فتنه را خنثی کرد.
عامل چهارم موفقیت ما در این جنگ، موقعیت جغرافیایی ایران و به ویژه تنگه هرمز بود. این عوامل در کنار سایر عوامل پیروزی ایران را رقم زد و موجب شد تا به امروز موفق شویم، البته این موفقیت نیاز به تثبیت دارد، تا با دیدگاه ارزشمندی که رهبر معظم انقلاب دارند در آن راستا حرکت کنیم.
این عامل که به صورت خودجوش شکل گرفت لازم است که همچنان روند خودجوشی خود را ادامه دهد، در بیانیه اول رهبر معظم انقلاب بیان شد که این حرکت مردم مداوم باشد و در تمام حوزهها مستمر باشد.
عامل موفقیت جامعه ما بعد از این ماجرا همین حضور و مشارکت مردم در تمام حوزهها خواهد بود. این مشارکت و حضور نباید مقطعی باشد و بعد از اتمام جنگ راکد شود، بلکه لازم است در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تداوم داشته باشد و مردم به معنی واقعی کلمه در این حوزهها مشارکت داشته باشند.
پس از پیروزی انقلاب هرجا مشارکت مردم وجود داشته، موفق بودهایم. از جمله دفاع مقدس، سیل، زلزله و کرونا و... و هرجا مردم مشارکت نداشتند و سیاستگزاران دولتی به صورت فرمایشی برنامهای را پیش بردند که حضور و مشارکت مردم نادیده گرفته شده، موفق نبودهایم.
امیر کردکریمی: تجمعات این شبها با سایر تجمعات دارای تفاوت است؛ در هیچ جای دنیا چنین چیزی رویت نشده است. جنگ تحمیلی رمضان باعث شکلگیری هویت جمعی و مای مشترک در کشور شد. باید بدانیم تجمعات شبانه مردم، دورهمی نیست، بلکه قدرت نمایی اجتماعی و کمک به میدان نبرد است. دشمن این را به خوبی لمس کرده و میداند جنگ، اتحاد و همدلی مردم ایران را افزایش داده و بر تاب آوری آنها افزوده است. لذا راههای دیگری در پیش گرفته که باید هوشیار بود و هر اتفاقی که سبب از هم گسستن اتحاد ملی میشود را کنار گذاشت. هویت جمعی که بعد از جنگ 40 روزه شکل گرفته به مراتب قویتر از جنگ 12 روزه است، زیرا خواست مردم مبعوث شده یک چیز است و آن هم، سربلندی و اعتلای نام ایران عزیز است.
دقت کنیم و ببینیم چه میشود که رهبری با این تراز جان خود را برای کشور فدا میکند، بعد از این واقعه تلخ و دردناک و تهاجم همه جانبه دشمن به میهن عزیزمان، تفاوتهای درخواست مردم آشکار شد. تمایلات، از بقا به معنا و از سکوت به فریاد تغییر پیدا کرد، لذا در ادامه باید برای توانمندسازی این ظرفیتها، برنامه ریزی داشته باشیم.
حجتالاسلام والمسلمین ناصر طاهری: یکی از دغدغههایی که نماینده ولی فقیه و رئیس شورای فرهنگ عمومی استان همدان داشت، این بود که از این بعثت مردم که ظرفیت بزرگی است چگونه میتوان در عرصههای مختلف بهرهمند شد.
این بعثت مردمی بدون حضور فعالان فرهنگی و داشتن راهبران محلی ممکن نبود؛ این راهبری در سطح شهر رقم خورده است و از همان لحظات اولیه شهادت قائد اعظم ایجاد شد و هستههای مردمی در قالبهای مختلف در این بعثت تأثیرگذار بودند.
در هر محله قطعا یک مسجد، یا هیئت یا امام جماعتی امر راهبری را دنبال میکند و پای کار آمده است، قلب تپندههایی ایجاد شده که لازم است تقویت شوند.
در روزهای اول، ستاد بزرگداشت مراسمات با حضور گروههای مردمی و موثران فرهنگی و اجتماعی در کنار دستگاههای اجرایی، در معدود دفعات در مورد یک موضوع واحد، پای کار آمدند. در اصل در این جریان تمام ظرفیتها برای تسهیلگری پای کار آمد.
همه کارها و هزینهها به واسطه مسجد، هیئت، بسیج و امام جماعتی که سالها اعتمادسازی کرده و با مردم ارتباط داشتند، دنبال شد و مردم کف میدان آمدند و بعثت شکل گرفت.
محمد مبارکی: از نظر بنده این مهم با تکیه بر اجتماعات محلی و توانمندسازی محلات محقق میشود. تجمعات مردمی امروز کاملا در بستر محلهای است، در تمام محلات این تجمع وجود دارد و هر محله با توجه به تعلقی که نسبت به جامعه و کشور خود دارد، در وهله دوم با تعلقی که به محل و شهر خود دارد در محله خود با همسر و فرزندان و خانوادهاش شرکت میکند. در اصل تجمعات محلات از سوی مردم رقم خورده است و محلات امروز فعال و کنشگر هستند.
امیر کردکریمی: در نبرد تمدنی ما با نظام غربی، این آگاهی باید ایجاد و ترویج شود که هدف ما رساندن پرچم به صاحب اصلی انقلاب است و هیچ هدفی غیر این نخواهیم داشت. در این مسیر اگر نیروهای مسلح ما توان نظامی و اقتدار لازم را از خود نشان دادهاند؛ به پشتوانه همین بعثت مردمی است که در کف میدان و در خیابانها حاضرند.

آنچه که دشمن هیچگاه قادر به تجزیه و تحلیل و برنامهریزی برای آن نیست؛ همین حضور حماسی و حمایت مردم از کشور و نظام اسلامی است؛ ملت مسلمان ایران، یک نقاط برجسته و عدم باوری دارد که در بزنگاههای مختلف، از خود نشان داده و همواره جلوتر از مسئولان بوده است.
این ظرفیت باید بعد از جنگ در مسیر توانمندسازی محلات مورد استفاده قرار گیرد. یکی از بهترین نهادهای همسو با تجمعات، مساجد هستند؛ مساجدی که در بحث توانمندسازی محلات میتواند کمک حال مردم باشند؛ نهادهای متولی و عهدهدار امور، چقدر تاثیرگذار و همراه بودهاند؛ آیا در ترکیب هیئت امنای مساجد، جایی برای نخبگان یا حتی جوانترها که با ترکیب باتجربهها کار را جلو ببرند، دیده شده است؟ انتظار از نهادهای متولی امر مسجد این است که به مسائل ورود داشته باشد و برای این ظرفیت عظیم برنامه ریزی و آن را بالفعل کنند.
حجتالاسلام طاهری: تا در کنار کف میدان، پشتوانه علمی و تخصصی نخبگان و صاحبنظران دانشگاهی نباشد، آتش پراکنده عمل کردن و تضییع منایع انسانی و مادی است.
چراکه احصای درست مسائل از طریق مبادی علمی باید انجام شود، در غیر این صورت ظرفیتها آنطور که باید به نتیجه نمیرسد و موجب سرخوردگی افراد در میدان شده و تلاشها به ثمر نمیرسد.
متاسفانه این نگاه که همه ما خود را صاحب نظر در مسائل اجتماعی بدانیم موجب میشود از ظرفیت نخبگانی و آکادمیک استفاده نکنیم و این خلأ بزرگی است که لازم در قدم اولا این خلأ رفع شود.
بسیاری از پایاننامههای تخصصی وجود دارد که میتواند به کمک مسائل و مشکلات کف میدان بیاید. اما به دلیل ضعیف بودن این ارتباط دو سویه نتیجه تحقیقات به کف میدان نرسیده و کف میدان از آن استفاده نکرده است.
اما اگر این ارتباط دوسویه ایجاد شود، کنشگران اجتماعی میتوانند با استفاده از نقشه راه این نخبگان، راهبری فرهنگی کنند. متاسفانه در عرصه فرهنگی در حال درجا زدن هستیم. این میدان لازم است که به اندیشه ورزی وصل شود تا مبدع و طلیعهای برای اتصال در تمام عرصهها شود، همچنین تمام فعالان فرهنگی و اجتماعی باید بدانند برای امروز نیاز به قوه عاقله دارد و لازم است یک افق و چشمانداز روشنی برای خود مشخص کنیم.
محمد مبارکی: اگر تقسیم بندی در امر اجتماعی داشته باشیم 4 امر وجود دارد، امر اقتصادی، امر سیاسی، امر فرهنگی و امر اجتماعی.
ذات هر امر با دیگری متفاوت است. امر اقتصادی با مولفههای سود و زیان و هزینه مورد حساب قرار میگیرد، امر سیاسی به دنبال کسب قدرت است، امر فرهنگی نیز به دنبال حفظ ارزشها و هنجارهای فرهنگی است و امر اجتماعی امری است که به دنبال منافع فردی نیست بلکه به دنبال منافعی است که مربوط به عموم مردم است.
متاسفانه در نظام سیاست گزاری ما این امر اجتماعی مورد توجه قرار نگرفته و مغفول مانده است و متولی مشخصی ندارد؛ وقتی به امر اجتماعی توجه نشود چالشها و مشکلات مختلف در سطح خرد، میانی و کلانی در حوزههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد میشود و پیامدهای آن در جامعه دیده میشود، در این زمینه جامعه هزینه پرداخت میکند. لذا این امر اجتماعی در سیاستگزاریها باید لحاظ شود و از متخصصان این امر استفاده شود.
راه دیگر نیز تداوم پیدا کردن مشارکت و حضور مردم است، بخشی از ظرفیتهای مردم خودانگیخته بوده و بخشی از آن برانگیخته شده است، که این ظرفیت در جامعه ایجاد شده و تداوم پیدا کرده است.
«توانمندسازی محلات» مهمترین راهکار میتواند باشد، اگر در این زمینه تنها از تئوریهای عام استفاده کنیم و از دیدگاه تئوریک صرف استفاده کنیم موفق نمیشویم، چراکه بسترها و شرایط مختلف باهم تفاوت دارند، به طور مثال تهران با همدان تفاوت دارد حتی محلات همدان باهم متفاوت هستند، یک سیاست اجرایی در شهرک مدرس شاید در محله خضر قابل اجرا نباشد، اگر از الگوهای عام استفاده کنیم و از طرف دیگر از بسترهای خاص محلات الگو بگیریم به یک الگوی کارآمد و اثربخش میتوان رسید که از این دستورالعمل در عمل برای حل چالشهای میتوان استفاده کرد.
اگر بخواهیم توانمندسازی را معنا کنیم، عملی برای تقسیم اختیارات، دانش و پاداشها با دیگران است، توانمندسازی باید بتواند افراد را در زمینه ابتکار عمل، تصمیم گیری و حل مشکل توانمند کند.
اگر توانمندسازی را در محلات بخواهیم پیادهسازی کنیم، باید از ظرفیتهای آن محل از جمله افراد آن محل برای حل مسائل استفاده کنیم، اگر سیاستی از بالا به صورت عمودی بخواهد اجرا شود پیامدهای منفی دارد، ازجمله اینکه اگر این سیاست بدون کمک گرفتن از افراد محل و بدون مراجعه به محل و به صورت عام اجرا شود، شناخت درستی از معضلات را ارائه نمیدهد. در این صورت نیز بیاعتمادی از سوی مردم نسبت به نظام سیاست گزاری ایجاد شده و مشارکت لازم صورت نمیگیرد و آن سرمایه اجتماعی ایجاد نمیشود و بین مردم و حاکمیت آن چسبندگی لازم ایجاد نمیشود.
اگر در توانمندسازی محلات، مردم را در حل معضلات و شناخت مسائل خود مشارکت بدهیم، در وهله اول خود مردم احساس تعلق نسبت به آن مسئله خواهند داشت، همانطور که در حال حاضر افراد با تعلقی که دارند در تجمعات حضور پیدا میکنند. وقتی این احساس تعلق در افراد ایجاد شود در حل مسائل و حوزههای مختلف مشارکت میکنند، و سپس وقتی زمینه مشارکت فراهم شود اعتماد بین حاکمیت و مردم ایجاد میشود و مردم جانانه وارد میدان شده و سعی میکنند دولت را کمک کنند، چراکه اعتقاد خواهند داشت که این سیاست گزار برای حل مشکلات آنها پای کار آمده است.
توانمندسازی دو رویکرد عمده دارد، یک رویکرد مکانیکی که سیاستی از بالا به پایین حاکم است، مدیر قدرت را توزیع میکند و فرصتهایی به زیرمجموعه میدهد و در نهایت خود کنترل میکند که ممکن است در این رویکرد بیاعتمادی هم رقم بخورد.
اما رویکرد ارگانیکی برنامهریزی از پایین به بالاست که خود مردم مشارکت میکنند، خلاقیت به خرج میدهند و سیاست از بالا به پایین اجرا نمیشود بلکه مردم با توجه به شناخت به محلات در بطن مسائل هستند، نقش سیاست گزاران در این زمینه تنها تسهیلگری است.
اگر وظیفه دولت صرفا تسهیلگری باشد موفق میشویم اما اگر دولت عاملیت خود را نشان دهد، موجب میشود مردم کنار بکشند و دولت تنها بماند. اگر دولت یا سیاستگزاران بسترها را فراهم کنند قطعا موفقیت رقم میخورد.
برای تحقق این مسئله لازم است سه مرحل را طی کنیم؛ در مرحله اول رصد آسیبهای اجتماعی صورت بگیرد، این مسئله در همدان وجود ندارد، لازم است این رصد به تفکیک محلات انجام شود، سیاستگزاران همدانی شاید نمیدانند دقیقا مهمترین معضل همدان چیست و نهادهای مختلف در این زمینه نمیتوانند به یک معضل مشترک اذعان کنند.
این آسیبها باید به صورت سالانه مورد توجه و بررسی قرار بگیرد، اگر این رصد صورت بگیرد با وقایعی مثل دیماه مواجه نخواهیم شد، در آن جریانات عامل بیرونی تأثیرگذار و تعیین کننده بود اما با توجه به اینکه ذات دشمن نیش زدن است و عامل بیرونی به دنبال سو استفاده است، ما نباید فرصت را در اختیار آنها قرار میدادیم و زمینه را برای آنها فراهم میکردیم تا از نقطه ضعف ما استفاده کنند.
در ادامه جریانات دیماه دشمن جرئت کرد به کشور حمله کند، اگر حوادث دیماه رقم نمیخورد به هیچ وجه جنگ تحمیلی سوم را نداشتیم و دشمن به هیج وجه جرئت حمله را پیدا نمیکرد.
پس از رصد آسیبهای اجتماعی به تفکیک محلات، در مرحله دوم باید از متخصصان امر بخواهیم وارد کار شوند، یکی از مشکلات ما عدم ارتباط جامعه با دانشگاه است. معضلات امروز به خاطر این حلقه مفقودهای است که وجود دارد، اساتید دانشگاه با ارائه مسائل تئوریک و به اشتراک گذاشتن آن با تجربیات مسئولان و همافزایی در این زمینه و ایجاد تیمهای مختلف متشکل از متخصصان امر و مدیران و کارشناسان اجرایی که در بطن کار هستند و تجربیات نابی دارند تبیین آسیبها و چالشها انجام میشود و در مرحله سوم با توجه به اینکه ظرفیت مردمی در محلات با همکاری مشترک میتوان راهکارهایی را برای حل مشکلات ارائه داد.
همافزایی در این زمینه بسیار اهمیت دارد و مورد نیاز است. اگر بخواهیم حرکتی را در زمینه توانمندسازی محلات انجام دهیم، بین نهادهای حاکمیتی باید هم افزایی وجود داشته باشد تا در کنار تجمعات مردمی به صورت هدفمند حرکاتی را آغاز کنند. اگر در این راستا هر کسی حتی یک قدم بردارد دِین خود را به جامعه ادا کرده است.
امروز برخی موازی کاریها باعث شده این همافزایی از بین برود و کارهای انجام شده نیمه کاره و ناقص بماند. در جنگ 12 روزه بیان کردیم یک سرمایه اجتماعی ایجاد شده که لازم است تداوم پیدا کند و تغییراتی در سیاستگزاری ایجاد شود در غیر این صورت این سرمایه از بین میرود که متاسفانه پس از آن همدلیهای ایجاد شده در جنگ تحمیلی خردادماه اتفاقات خطرناک دیماه رقم خورد. این خطر نیز هنوز مرتفع نشده است. آنچه که مانع این خطر است، همین تجمعات مردمی است. وقتی این خطر کامل از بین میرود که در بحث حل معضلات برنامهریزی صورت گیرد و مردم ببینند تغییرات در سیاستگزاریها در حال انجام است.
امیر کردکریمی: اگر یک نقطه کانونی و محوری برای تحول وجود داشته باشد، مسجد است؛ باید از موازیکاری دور، بر کیفیت برنامهها بیفزاییم. نیازی نیست خیلی دوردست به دنبال مسائل و مشکلات بگردیم؛ ضمن قدردانی از اتفاقات خوبی که به همت برخی از نهادهای فرهنگی در شهر همدان داشتیم، اما حلقه مفقوده فرهنگی اجتماعی شهر، نبود برنامه جامع و حرکت بر مبنای آن است. کار سلیقهای، محدود و کم اثر خواهد بود.
توجه به مسائل علمی و بهرهمندی از ظرفیت نخبگان یک ضرورت است؛ همواره به آن کمتر توجه میکنیم؛ بهرهمندی از نظریات یا حتی نظریه پردازیهای موجود و بومیسازی آنها، به عنوان مثال نظریه سپهر عموم هابرماس، قابل تشریح و مرتبط با تجمعات اخیر است. سپهر عموم هابرماس همان خیابان فعلی است که مردم بر مدار عقلانیت و اتخاذ مبانی صحیح در دل شب به فکر تحقق اتفاقی بی نظیر هستند. هم فرصت را از فرصت طلبان گرفتند و هم مدل جدیدی از مطالبه گری ارائه دادند.
توانمندسازی باید از نقطه مشخصی آغاز شود؛ ابتدا آرامش را به بدنه عمومی جامعه برگردانیم و بعد با برنامهریزی و نسخه مردم پایه، به دنبال حل مشکلات باشیم. در قالب یک نظریه دیگر، حضور مردم در تجمعات، قابل تبیین است؛ بر مبنای تفکر والزر، حضور مردم در صحنه، میتواند یک قرارداد فی مابین مردم و حاکمیت تلقی شود، یعنی ما در تهاجم دشمن به کشور همواره پشت نظام هستیم و میایستیم، اما خواهان رسیدگی و توجه بیشتر به امور خودمان هم هستیم و یقینا بعد از فتح و نصرتی که به حول و قوه الهی به زودی رقم خواهد خورد؛ مطالبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را با متانت دنبال میکنیم.
حجتالاسلام والمسلمین ناصر طاهری: طرح توانمندسازی محلات با فعالیتها و سندهای مختلف و به صورت پراکنده در حال اجراست، از جمله فعالیت قرارگاه تحول اجتماعی و چندین قرارگاه و متولی دیگر که هر کدام اساسنامه و راهبردهایی دارند. اما به نظر میرسد توانمندسازی در عرصه تئوری مانده است و وارد میدان نشده است، تئوریهای عمومی نمیتوانند نسخه هر شهر و محله باشند.

امروز در محلات فعالیتهای اجتماعی برای کاهش آسیبها در حال برگزاری است اما مشکل این است که این فعالیتها ناظر به توانمندی خود فردی است که فعالیت را بر عهده گرفته است و نیازسنجی از مخاطب صورت نگرفته تا ناظر به آن نیاز فعالیتها رقم بخورد.
در اصل توانمندسازی محلات با راهبران فرهنگی هر محله که متشکل از مسجد، هیئت، بسیج و امام جماعت است، امکان پذیر است تا راهکارهایی ارائه شود.
انتظار میرود دانشگاهیان در گرایشات مختلف، به آسیبشناسی یک محله بپردازند تا رصد و شناسایی مسائل هر محله صورت بگیرد. از طرفی لازم است اتاق وضعیت شکل بگیرد، در عرصه اجتماع که با کالبد جامعه و آحاد مردم ارتباط دارد نیز باید رصد میدانی صورت گرفته و بدانیم تنها تئوری در این زمینه جواب نمیدهد. چراکه آسیبها تغییر کرده و عوامل موثر در موضوعات مختلف است، لذا یک اتاق وضعیت علمی و مستمر لازم است این مهم را دنبال کند.
محلات را با ظرفیتهای مردمی، علمی و دانشگاهیان با استفاده از تحقیقات و رصدهای میدانی با واقعیت جامعه باید در نظر بگیریم و سپس با گره زدن علم و میدان این توانمندسازی دنبال شود.
وقتی یک فرد به عنوان یک عضو فعال در محله شروع به فعالیت کند اما منجر به نتیجه و خروجی مناسب نشود بیثمر است و افراد او را کنار میگذراند از این رو اهمیت این اتاق وضعیت بیش از پیش نمود پیدا میکند چراکه همه افراد به دنبال راهکار در میدان هستند و از آن استقبال میکنند.
راهاندازی اتاق رصد وضعیت در محلات که در اصل به کار گرفتن علم در خدمت امور فرهنگی است، میتواند وضعیت محله را مبنتی بر آمار دقیق محلات از جمله آسیبها و دادههای آماری را بررسی کند و راهکارهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت ارائه دهد. در این شرایط نیز خود مردم برای رفع آسیبهای اجتماعی و فرهنگی مبعوث میشوند چراکه مسائل برای آنها به طور دقیق روشن شده است.
مردم امروز در تجمعات به دنبال این هستند که کاری انجام دهند و اثرگذار باشند. اگر بتوانیم علم را در میدان ضرب کنیم و اطلاعات دقیق عرضه کنیم روند خودبهخود پیش میرود و موتور محرکه روشن میشود.
رهبر شهید ما در بیانیه گام دوم انقلاب فرمودند، در گام دوم انقلاب باید جوان مومن متعهد وارد میدان شود و در 4 عرصه نقش آفرینی کند؛ شناخت صحنه، جهتگیری مناسب، امیدآفرینی و راهکارهای عملیاتی. که اولین قدم شناخت صحنه است یعنی اگر میدان صحنهای که مردم در آن مبعوث شدهاند را روشن کنیم مردم سایر مسائل را خود حل میکنند.
انتهای پیام