همزمان با فرارسیدن سالروز شهادت پنجمین اختر تابناک امامت و ولایت، امام محمدباقر(ع)، بازخوانی سیره و سبک مبارزاتی آن حضرت، بیش از هر زمان دیگری ضرورت مییابد. بسیاری، امام باقر(ع) را تنها با لقب «باقرالعلوم» و شکافتن مرزهای دانش میشناسند؛ اما در پس این چهره علمی، رهبر بزرگی دیده میشود که در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ اسلام، عمیقترین و ماندگارترین حرکت تشکیلاتی و تمدنی اهل بیت(ع) را پایهگذاری کرد.
خبرنگار ایکنا از قم در اینباره با زینب محمدرضایی، پژوهشگر دینی گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
حضرات معصومین(ع) بهطور کلی یک هدف مهم و اساسی داشتند و آن تلاش برای تشکیل حکومت توحیدی در سراسر عالم بود؛ اما با توجه به تفاوت دورانهایشان، نوع اقدامات آنها برای رسیدن به هدف، متفاوت بود. در کتابهای تحلیلی تاریخ، این مبارزات را در برپایی حکومت توحیدی به چهار دوره مبارزاتی تقسیم کردهاند:
دوره نخست: صبر و مدارا با قدرتهای زمانه؛ ۲۵ سال اول امامت امیرالمؤمنین(ع).
دوره دوم: تشکیل حکومت اسلامی؛ حکومت پنج ساله امیرالمؤمنین(ع) و حکومت شش ماهه امام حسن(ع).
دوره سوم: دوره تلاش سازنده کوتاهمدت برای ایجاد حکومت اسلامی؛ بعد از صلح امام حسن(ع) تا عاشورا.
دوره چهارم: مبارزه تشکیلاتی با قدرتها و گسترش اسلام حقیقی با برنامه درازمدت؛ بعد از عاشورا تا شهادت امام حسن عسکری(ع).
نکتهای که قابل توجه است، در دوران چهارم به وسعت کل زمانی که تا عصر کنونی سپری شده، حضرات معصومین(ع) در حال تلاش برای رسیدن به این هدف هستند و لطفشان در دوران غیبت نیز شامل حال شیعیان شده است، چراکه حفظ و رشد شیعیان در سراسر عالم مدیون عنایت خاصه آن بزرگواران، بهویژه امام عصر(عج) است.
منطقی است که هر قیامی شرایطی لازم دارد. معصومین(ع) نیز برای رسیدن به اصلاح جامعه و برپا کردن حکومت توحیدی در سراسر دنیا، نیاز به این شرایط دارند. از جمله این شرایط داشتن برنامه، رهبر، یاران بصیر و آمادگی عمومی است که از این چهار شرط اساسی دو مورد از آنها آماده است: برنامه که همان قرآن و سنت نبی اکرم(ص) است و رهبری که حضرات معصومین(ع) هستند؛ اما آنچه در قیام اهل بیت(ع) به حد لازم وجود ندارد و به خاطر آن انقلاب یا رخ نمیدهد و یا به سرانجام نمیرسد، وجود یاران بصیر و صبور است. بنابراین، تا این نیرو به اندازه کافی، مهیا نشود، قیامی به مقصد نخواهد رسید و این یاران هستند که آمادگی عمومی در کل دنیا را ایجاد میکنند. پس اصلیترین تلاش اهل بیت(ع)، نیروسازی برای برپایی حکومت توحیدی بوده است.
کمیت نیروی شیعه در دوران امام باقر(ع) بسیار به شرایط و حوادث دوران امام سجاد(ع) ارتباط دارد و کادرسازی امام باقر(ع)، ادامه دوران امام سجاد(ع) است، بنابراین بسیار مختصر دوران قبل از حضرت، یعنی دوران سنگین امام سجاد(ع) را بررسی میکنیم.
در دوران امام سجاد(ع) بر اثر حادثه تلخ کربلا، واقعه حره در مدینه و به منجلیق کشیده شدن خانه خدا در مکه توسط بنیامیه، شیعیان به پایینترین حد جامعه آماری خود رسیده بودند.
امام سجاد(ع) در این باره میفرمود: «در همه حجاز، دوستان و علاقهمندان ما به 20 نفر نمیرسند» این تازه مکه و مدینه است که مهد اصلی شیعه و اسلام است و اینکه حضرت نمیفرماید ۲۰ تا شیعه نداریم بلکه میفرماید اینکه ما را دوست داشته باشند هم نداریم و این تلخی دوران امام را میرساند.
در عراق نیز دو توابین و مختار انجام شد، اما چون به موقع نبود، آن محصول خوبی که باید داشته باشد را نداشت و نیروی شیعه تقلیل یافت.
سختگیریهای شدید خلفا، توسط عمالی چون حجاج بن یوسف ثقفی وجود داشت که شیعه نمیتواست به راحتی به امام خود دسترسی پیدا کند، بنابراین امام سجاد(ع) با زیرکی فوقالعاده خود، شیعه به صفر رسیده را کم کم بازسازی و با درایت فوقالعادهاش هم اسلام و هم شیعه را حفظ کرد و از نابودی نجات داد و در دروان حیات پربرکت خود، بر تعداد شاگردان ایشان که بنابر حدیث امام صادق(ع) در ابتدا، سه یا پنج نفر بودند، افزوده شد و بالغ بر ۱۷۳ شاگرد شدند. این نجات و رشد شیعیان در دوران امام سجاد(ع) جای بحث مفصلی دارد که مجال دیگری میطلبد.
اما شرایط دوران امام باقر(ع) چنین بود که از خفقان شدید حکومت بنیامیه اندکی کاسته شده بود، چراکه خلفای بنیامیه دچار تزلزل داخلی شده بودند. نشانه آن، کوتاه شدن مدت حکومت هر کدام از آن خلفاست؛ البته به استثنای هشام بن عبدالملک که استقرار و گستره جنایاتش بیشتر از خلفای قبلی بود که امام در زمان ایشان به شهادت رسیدند.
شروع تحرکات قیام بنیعباس در دوران حضرت بود که توجه خلفای بنیامیه به آنسو رفته است. هر چند که هنوز مقدمات نهضت آنهاست و اصل قیام در دوران امام صادق(ع) است. پس اندکی فشار و توجه از حضرت برداشته شد و از شدت تقیه کاسنه شد.
سوم اینکه این مورد شاید از موارد قبلی مهمتر و تأثیرگذارتر بر اقدامات حضرت باشد، اینکه در دوران ایشان و همزمان با خلافت عمر بن عبدالعزیز، ممنوعیت نقل و کتابت حدیث برداشته شد. این اقدام در عین حالیکه اقدام بسیار خوب و مهمی بود، اما بسیار خطرناک و نگرانکننده است، چراکه دست هر کسی برای بیان احادیث باز شده و فراوانی احادیث جعلی را بهدنبال دارد که چنین هم شد و شکلگیری فرقههای مختلف فقهی و کلامی در این دوران شدت یافت.
اسرائیلیات در دوران حضرت، رواج شدید پیدا کرد؛ با وجود اینکه ممنوعیت نقل و کتابت حدیث از زمان خلفای راشدین شروع شد، اما خلیفه دوم به کعبالاحبارهای یهودی اجازه داد، تا حدیث نقل کنند. آنان نیز به شدت از این موقعیت استفاده کردند و در تمام عرصههای فقهی، تفسیری، کلامی و... به بیان احادیث پرداختند که اوج این جریان در دوران امام باقر(ع) بود.
پس همانطور که گذشت میبینیم فرصتها و تهدیدات زیادی در دوران امام وجود دارد که باید برای رسیدن به هدف دقیق رفتار کرد.
تنها به چند نکته از زندگی مبارزاتی حضرت اشاره میکنیم:
نخست حفظ اسلام از انحرافات علمی و فرهنگی: یکی از اصلیترین مبارزات حضرت، مبارزات گسترده علمی و فرهنگی ایشان بود. انحرافات علمی و فرهنگی، بهویژه اسرائیلیات در همه جا نفوذ کرده بود و اذهان و افکار را به انحراف کشانده بود و حضرت به مقابله با آن پرداخت.
ایشان با تلاش بسیار به بیان درست معارف میپرداختند و در حدی ابعاد مختلف علوم را شکافتند که به حق باقرالعلوم شدند و از همین روست که نبی اکرم(ص) در حدیث معروفی به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: «إنّكَ ستُدرِكُ رجُلاً مِنّي، اسمُه اسْمِي و شَمائلُهُ شَمائلي يَبْقَرُ العِلْمَ بَقْرا؛ تو مردى از خاندان مرا درک خواهى كرد كه نامش نام من، و رفتار و كردارش، رفتار و كردار من است و دانش را تا ژرفايش مىشكافد.»
دوم ایجاد تشکل و سازماندهی شیعه: امام باقر(ع) با تلاش بسیار به تربیت نیرو و سازماندهی آنها پرداختند. ایشان کسانی را از شاگردان و دوستان خود تربیت کرده و بهصورت اختصاصی تعلیم دادند سپس آنها را بهصورت شبکهای به هم وصل کردند و در سرتاسر دنیای اسلام آنها را بهعنوان یک رکن و نایب خود گذاشتند تا ادامه تبلیغات و تعلیمات آن حضرت را به عهده بگیرند.
این سازماندهی پنهانی امام باقر(ع) بود، که از زمان قبل از ایشان شروع شده بود، اما در زمان آن حضرت یک هیجان بیشتری پیدا کرد و البته در زمان امام صادق(ع) و ائمه بعدی به اوج خودش رسید که در تاریخ به شبکه وکالت معروف شده است.
سوم جهاد تبیین در تمام عرصهها: یکی از اتفاقات مهمی که در دوران حیات ایشان واقع شد حادثه تلخ کربلاست؛ ایشان در آن حادثه، کودکی حدودا پنج ساله بودند. حضرت حسین(ع) به خاطر نیاز شدید به مبارزه در برابر تبلیغات سوء بنیامیه نسبت به جریان کربلا، زنان و کودکان را نیز با خود همراه کردند. آن کاروانیان با جهاد تبیین به بیان حقایق رخ داده در کربلا پرداختند و جلوی تحریف آن را گرفتند.
حال یکی از شاهدان عینی ماجرا امام باقر(ع) است. از جمله مبارزات ایشان، برپا کردن مجلس روضه برای حضرت سیدالشهدا(ع) بود. ایشان حتی در وصیتنامه خود میفرماید بعد از من به مدت 10 سال برای امام حسین(ع)، مجلس روضه، آن هم در ایام حج و در منا برگزار کنید. این اوج زیرکی حضرت در رساندن صدای حق به گوش کل مسلمان است.
انتهای پیام