حجتالاسلام والمسلمین علیاحمد پناهی، دانشیار روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: در تلاطم امواج سهمگین روزگار، آنگاه که غبار فتنهها و فریبها، دیدگان حقیقتجو را به تیرگی میکشاند، تنها چراغ روشن راه، «بصیرت» است؛ کیمیایی که میان سره و ناسره مرز میکشد و آدمی را از چاه جهل و ظلمات وهم، به شاهراه یقین رهنمون میشود.
ضرورت تحصیل این گوهر گرانبها در پیکره جامعه، نه یک انتخاب، که ضرورتی حیاتی و وجودی است. جامعهای که در آن، خِردورزی و تعمق بر سایهسار هیجانات زودگذر و شورهای بیبنیاد فدا شود، همچون کشتی بیلنگری است که در طوفان حوادث، بیمحابا به صخرههای فنا کوبیده خواهد شد.
بسیاری از آسیبهای جانکاه اجتماعی و شکستهای تاریخی، ریشه در رفتارهای انگیزشی و احساسات تندی دارد که از سر غفلت و تهی از ژرفنگری بصیرتآمیز سر میزند.
احساسات، اگرچه آتش گرم حرکتاند، اما بدون مهار عقل و دیده بصیرت، همچون شرارهای سرکش، خانمانسوز خواهند بود. خوشباوریهای سادهلوحانه و واکنشهای هیجانی آنی، آدمی را بازیچه دست موجسواران عرصه سیاست و فرهنگ میکند که از جهل تودهها، نردبانی برای صعود خویش میسازند.
بصیرت، نگریستن فراتر از ظاهر فریبای امور است؛ درک لایههای زیرین حوادث و شناخت زنجیرههای علّی و معلولی که در خفا، سرنوشت جوامع را رقم میزنند. فرد بابصیرت، مصلوب احساسات آنی نیست؛ او در طوفان شعارها و غوغای هیاهو، سکوت متفکرانه خویش را پاس میدارد تا حقیقت را از پس پرده نیرنگ بیرون کشد.
بر آحاد جامعه فرض است که به جای واکنشهای بیخردانه که جز فرسایشِ انرژی جمعی ثمری ندارد، به تقویت قوه «تمییز» و «تشخیص» همت گمارند. باید دانست که کنش اجتماعی متعالی، محصول پیوند میان شور ایمانی یا آرمانخواهی با شعور عقلانی است.
ایمان بیبصیرت، حجابی است که حقیقت را در پس تعصب میپوشاند و عقل بیاحساس، تنی بیجان است که حرکتی نمیآفریند. آنچه جامعه را به سرمنزل کمال و سلامت میرساند، جریانی است که در آن، «شناخت» بر «خشم»، «تأمل» بر «تعجیل» و «بصیرت» بر «احساس» پیشی میگیرد. تنها در سایه چنین فرزانگی است که جامعه، نه بازیچه بادهای موافق و مخالف، که خود، سکاندار سرنوشت خویش خواهد بود.
حضور بانشاط در خیابان و فریادهای سنجیده و اتحاد ملی و پرهیز از خصومت و اختلاف، جلوهای از بصیرت ایمانی و هوشیاری خردمندانه است.
انتهای پیام