کد خبر: 4354403
تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۷
دفتر خاطرات سرزمین غدیر/ 2

اقامه باشکوه‌ترین نماز جماعت تاریخ در قلب غدیر

عجب نماز جماعتی بود؛ هیچ جای دنیا چنین نمازی خوانده نشده است. هنگامی که همه آماده شدند پیامبر(ص) از خیمه خود بیرون آمد و زیر درختان کنار منبر بر سجاده ایستاد. آنگاه نماز جماعت 120 هزار نفری باشکوه بی‌نظیری خوانده شد.

نماز 120 هزار نفر«دفتر خاطرات سرزمین غدیر» کتابی است به قلم محمدرضا انصاری که با روایتی متفاوت، خاطره های سه روز اعلام ولایت دوازده امام(ع) در غدیر خم و ۱۴وقایع ۱۴۰۰ ساله آن تا به امروز را برای ما روایت می‌کند. کتابی که خواندن آن موجب می‌شود لذت در غدیر بودن را از عمق جانمان احساس کنیم و اگر در آنجا نبوده‌ایم از شنیدن ماجراها و سرگذشت آن لذت ببریم.

سرزمین غدیر، سرزمین نبوت و ولایت که ثمره زحمات ۱۲۴ هزار پیامبر در آنجا اعلام، بلندترین و مهم‌ترین خطابه پیامبر خطاب به بشریت در آنجا بیان و بیعتی ۱۲۰ هزار نفری در آن رخ داده است، از آنچه دیده و شنیده برای ما روایت می‌کند؛ روایت‌هایی کوتاه و خواندنی که ایکنا تا روز عیدالله اکبر هر روز بخش‌هایی از آن را منتشر خواهد کرد.

تمسخر به منبر پیامبر(ص) 

ساعتی تا ظهر باقی نمانده که کار ساخت منبر تمام می‌شود و واقعاً جای تحسین دارد. اما همان منافقینی که پیشتر رفته بودند و بازگردانده شدند، آماده‌سازی چنین جایگاه با عظمتی را تحمل نکردند و یکی از آنها با لحنى تمسخرآميز به گونه‌ای که همه بشنوند گفت: او که تا ساعتی دیگر از اینجا می‌رود، چه خبری باعث شده که می‌خواهد اینجا را تمیز کند؟ گمان می‌کنم خبر خطرناک و مصیبت‌باری با خود داشته باشد.

از عصبانیت نمی‌دانم چه کنم؟ کاش اجازه داشتم این پست فطرتان را در خود فرو برم و دنیا را از وجودشان پاک کنم. آنان اقدام به تحرکی دیگر در بین مردم نمودند و شایع کردند اگر این مراسم انجام شود دیگر راه بازگشتی نخواهد بود.

همچنین یکی از افرادشان را نزد پیامبر(ص) فرستادند و پیشنهاد کردند که در ولایت علی(ع) دیگری را هم شریک کند تا مردم سخنش را بپذیرند. اینان از اعلام ولایت امیرالمؤمنين(ع) هراس داشتند که اینچنین دست و پا می‌زدند. اما پیامبر(ص) هیچ عکس‌العملی در برابر این حرکت منافقین را صلاح ندانست و آنان را بی‌پاسخ گذاشت.

عظیم‌ترین نماز جماعت

«الله اکبر» چه صدای دلنشینی دارد بلال؛ کاش این کاروان برای همیشه در سرزمین من می‌ماند و صدای اذان بلال در این بیابان مونس من می‌شد. مردم با صدای اذان از خیمه‌ها و استراحتگاه‌های خود بیرون آمده وضو می‌گرفتند و برای نماز جماعت جمع می‌شدند. با توجه به قرار داشتن درختان در سمت قبله نماز به همان سو خوانده می‌شد در حالی که امام جماعت زیر درختان کنار منبر ایستاده باشد.

بلال بعد از اذان ندا داد که همه برای نماز جماعت و آغاز مراسم در برابر جایگاه جمع شوند. مردم همه رو به قبله صف‌های نماز را مرتب کردند. زنان نیز در قسمت خاصی قرار گرفتند که منبر را می‌دیدند. عجب نماز جماعتی بود هیچ جای دنیا چنین نمازی خوانده نشده است. هنگامی که همه آماده شدند پیامبر(ص) از خیمه خود بیرون آمد و زیر درختان کنار منبر بر سجاده ایستاد. آنگاه نماز جماعت یکصد و بیست‌هزار نفری باشکوه بی‌نظیری خوانده شد. کاش شما هم بودید و آن صحنه‌ها را می‌دیدید؛ صحنه‌هایی که فقط یک بار در تاریخ به وقوع پیوست و برای همیشه افتخارش برای من ماند.

شروع مراسم سخنرانی

پیامبر(ص) بعد از سلام نماز برخاست و به سمت منبر رفت. بلال از قبل اعلام کرده بود که پس از نماز مراسمی خواهد بود و اکنون همه منتظر شروع آن برنامه بودند. عجایب این مراسم یکی و دو تا نبود؛ برایتان می‌گویم پیامبر(ص) قدم بر پله‌های منبر گذاشته تا آخرین نقطه بالا رفت و بر فراز آن ایستاد. سپس اميرالمؤمنین(ع) را فراخواند و به او دستور داد بالای منبر بیاید و در سمت راستش بایستد. آن حضرت هم از منبر بالا رفت و یک پله پایین‌تر از پیامبر در طرف راست و احتراماً کمی مایل به طرف رسول خدا(ص) ایستاد که پشت به آن حضرت نباشد.

در این حال پیامبر دست بر شانه علی گذاشت. عجب منظره ابهت‌انگیزی بود. دو نفر بالای منبر با فاصله یک پله و جمعیت
120 هزار نفری در برابرشان؛ کاش می‌دیدید منافقین چگونه از حسادت به خود می‌پیچیدند. پیامبر(ص) نگاهی به راست و چپ جمعیت نمود و منتظر شد تا مردم پس از نماز فشرده‌تر بنشینند و با سکوت آماده شنیدن سخنرانی شوند.

در آغاز مراسم پیامبر و امیرالمؤمنین بر فراز منبر ایستاده‌اند و مردم در برابر منبر نشسته منتظر آغاز مراسم‌اند؛ اما حرکات منافقین ناراحتم کرده است.

آنان در صف‌های اول نشسته‌اند و فکرهایی در سر دارند. خدای من اینان می‌خواهند در اولین لحظه شروع سخنرانی از جا برخیزند و متفرق شوند تا مجلس بر هم خورد و برنامه ادامه پیدا نکند. چقدر بی‌حیا هستند که اینگونه در مقابل فرستاده خدا عمل می‌کنند.

مضطربم، نگرانم اما کاری از دستم برنمی‌آید خدا کند نتوانند اما .... ناگهان چندین نفر از میان جمعیت منسجم در برابر منبر برخاستند و از چپ و راست متفرق شدند. منظره بسیار بی‌ادبانه‌ای بود. پیامبر(ص) لحظاتی آنان را زیر نظر گرفت و منتظر ماند تا شاید از حرکت زشت خود دست بردارند. اما وقتی جدی بودن توطئه را احساس کرد به اميرالمؤمنین دستور داد تا از منبر پایین رفته از تفرقه مردم جلوگیری کند و آنان را به سرجایشان بازگرداند و مجلس را منظم نماید.

آرام شدم. این توطئه هم با بزرگواری پیامبر خنثی شد؛ چراکه توطئه گران با این اقدام بار دیگر در مقابل منبر نشستند و امیرالمؤمنين بر فراز منبر بازگشت. وقتی مجلس آرامش خود را باز یافت پیامبره قبل از شروع سخنرانی فرمود: ای مردم من از تخلف شما و فاصله گرفتنتان از من ناراحت شدم شما به گونه‌ای عمل کردید که به نظرم آمد حتی درختی که نزدیک من باشد از همۀ درختان نزد شما مبغوض تر است.

اما بدانید خداوند مقام علی بن ابی طالب را نسبت به من همچون من نسبت به او قرار داده است. خدا از او راضی است همانگونه که من از او راضی هستم چرا که او هیچ چیز را بر نزدیک شدن بـه مـن و محبت نسبت به من ترجیح نمی‌دهد. نگاه کردم و دیدم فریب خوردگانی که بازگشته بودند گریه و عذرخواهی می‌کنند، اما منافقین و سردمدارانشان هنوز در فکر نقشه‌های دیگری بودند.

جالب این بود که عده‌ای برای عمل قبیح خود عذر تراشی کرده می‌گفتند: يا رسول الله ما از شما دور نشدیم مگر به خاطر آنکه نخواستیم مزاحم شما باشیم و شما اذیت شوید. ما از نارضایتی رسول خدا به پروردگار پناه می‌بریم. پیامبر نیز عذر آنان را پذیرفت تا موقعیت سخنرانی حفظ شود و مراسم عظیم اعلام ولایت با آرامش برگزار گردد.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا ایرجی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha