کد خبر: 4356510
تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۶
حجت‌الاسلام رمضان محمدی:

توسعه اقتصادی خانواده در سیره امام کاظم(ع) عبادت است

نویسنده کتاب «تاریخ و سیره امام کاظم(ع)» گفت: سیره امام کاظم(ع) نشان می‌دهد که توسعه اقتصادی خانواده و تامین مالی آنان نوعی عبادت است و در تحکیم روابط خانواده موثر است.

حجت‌الاسلام والمسلمین رمضان محمدی، عضو هیئت علمی گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاهسیره عملی امام کاظم(ع) پر از صحنه هایی است که در هر زمان و عصری، برای بشریت علاوه بر اینکه درس گذشت، صبر و شکیبایی، استقامت، آزادگی، عبودیت و بندگی خدا و غیره را می‌دهد چراغ فروزانی است که در ظلمات و تاریکی‌هایی که شیاطین انس و جن زمینه‌ساز آن‌ها هستند، راهگشا خواهد بود.

خبرنگار ایکنا به همین مناسبت به گفتگو با حجت‌الاسلام والمسلمین رمضان محمدی، عضو هیئت علمی گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و نویسنده کتاب «تاریخ و سیره امام کاظم(ع)» پرداخت. مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا - درس‌هایی از سیره عملی امام کاظم (ع) بفرمایید؟

امام هفتم شیعیان، حضرت موسی بن جعفر(ع) بنابر مشهورترین اقوال در سال ۱۲۸ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود. مشهورترین لقب آن حضرت، «کاظم»، یعنی کسی که همواره خشمش را فرو می‌خورد و صبر و گذشتش بسیار بود تا آنجا که وقتی می‌شنید کسی درباره­‌اش سخن نادرستی گفته، از روی کرم و بزرگی، مالی برای او می‌فرستاد و این گونه آن شخص شرمنده­ می‌شد.

شدت عبادت و خوف از پروردگار متعال، پيكرش را فرا گرفته بود. به آن حضرت لقب «باب الحوائج» نیز داده‌اند، چرا که هم زائران قبر شریفش و هم آنان که از راه دور به او توسل جسته و می‌جویند همواره آثار اجابت را تجربه کرده‌اند.

امام کاظم(ع) بسیار عابد و در برخورد با مردم بسیار نرم‌خو و مهربان و متواضع بود. آن حضرت، همیشه به اخلاق نیکو سفارش می‌کرد و صاحب خُلق نیک را در حمایت خداوند و مورد لطف او و داخل در بهشت می‌دانست و می‌فرمود: «خداوند هیچ پیامبری را به نبوت مبعوث نکرده، مگر آنکه به سخاوت و اخلاق نیک فرمانش داده است.»

آن حضرت در مقابل بدی بدخواهانش به آنان احسان می‌کرد، کار و تلاش را دوست داشت و از درآمد سرشار خود به مسلمانان نیازمند کمک می‌کرد و در عین داشتن ثروت فراوان، زندگی بسیار ساده و زاهدانه‌ای داشت و بسیار سخاوتمند و بخشنده بود. از تکبر دوری می‌کرد و یارانش را از آن باز می‌داشت و به رعایت حقوق افراد تاکید داشت.

هنگامی که مهمانی بر او وارد می‌شد برای تکریم مهمان جلوی در می‌نشست. آن حضرت قبل و بعد از غذا دستان مبارک خود را می‌شست، قبل از غذا بسم الله می‌گفت و با نمک آغاز به خوردن غذا می‌کرد، از خوردن غذای داغ امتناع داشت و به هنگام غذا از دیگران برای خوردن غذا دعوت می‌کرد. اگر در محیط باز غذا می‌خورد، سفارش می‌کرد، بقایای غذا را برای پرندگان و حیوانات رها کنند، غذاهایی را که رسول خدا(ص) و امامان قبل از او دوست داشتند تناول می‌کرد و به دیگران نیز می‌خوراند.

مهربان‌ترین فرد در میان خانواده و خاندان بود و بسیار به مهربان بودن توصیه می‌کرد و می‌فرمود که هرکس با برادران و خانواده‌اش مهربان باشد، عمرش طولانی خواهد شد. محاسن خود را خضاب می‌کرد و به آراستگی و نظافت بسیار اهمیت می‌داد و خانواده‌ها را به تفریح در اوقات فراغت تشویق می‌کرد تا به افسردگی و خمودگی دچار نشوند.

آن حضرت پیروی از سیره رفتاری حضرت عیسی(ع) را برای مؤمنان برتر از تبعیت کردن از سلوک شخصی حضرت یحیی می‌دانست و می‌فرمود: «يحيی بن زکریا(ع) گريه می‌کرد و نمی‌خنديد و عيسی بن مریم(ع) می‌خنديد و گريه می‌کرد و عمل حضرت عيسی(ع) برتر از عمل حضرت يحيی(ع) است.»

البته، این سخن امام کاظم(ع) به معنای رد و انتقاد از سلوک رفتاری حضرت یحیی(ع) نسبت به خودِ آن حضرت نیست؛ بلکه این سخن بسیار مهم آن حضرت، درباره مناسب نبودن تبعیت از سلوک شخصی و مخصوص برخی افراد حتی انبیاء و ائمه(ع) است.

امام کاظم(ع) درخانواده هرگز فرزندان خود را تنبیه بدنی نمی‌کرد و از آن نهی می‌کرد و قهر کردن با فرزند سرکش را برای مدتی کوتاه روا می‌دانست و تاکید داشت که قهر را طولانی نکنید. آن حضرت در تمام لحظات زندگی فرزندان، به تربیت آنان اهتمام داشت و درهای دانش را به روی آنان می‌گشود و روابط خوبی با فرزندانش برقرار می‌کرد.

آن حضرت بر روزی حلال تاکید و بر تامین معیشت خانواده و رفاه مالی آنان اهتمام ویژه داشت و آن را سبب پایداری نعمت از طرف خداوند متعال می‌دانست و می‌فرمود: «خانواده و عیال انسان مانند امانت در دستان اوست، اگر کسی بتواند باید در حق آنان انفاق کند و زمینه آسایش آنان را فراهم سازد، چرا که اگر بتواند و این کار را نکند، خداوند نعمت را از او می‌گیرد.»

سیره امام کاظم(ع) نشان می‌دهد که توسعه اقتصادی خانواده و تامین مالی آنان نوعی عبادت است و در تحکیم روابط خانواده اثر دارد. آن حضرت در تمام مدتی که در زندان هارون خلیفه عباسی قرار داشت، به عبادت مشغول بود و خداوند متعال را از این جهت که مکان خلوتی برای عبادت به ایشان عنایت کرده، شکر می‌کرد.

اذکار و دعاهایی با مضامین عالی، سجده‌های طولانی، دعا و نیایش، از ویژگی‌های عبادت آن حضرت است. امام کاظم(ع) پیوسته به ذکر خداوند متعال مشغول بود و بسیار دعا می‌کرد و می‌فرمود: «بر شما باد به دعا، که پروردگار متعال بلا را با دعا دفع می‌کند و دعا سپر نجات بخش از بلاست؛ حتی اگر وقوع آن حتمی باشد.»

امام کاظم(ع) در عظمت و اهمیت دعا می‌فرمود: «دعا آنچه را حتمی شده و هر آنچه را که حتمی نشده، بر می‌گرداند.» هم چنین می‌فرمود: «هر دردی را دوایی است.» از حضرت توضیح خواستند فرمود: «هر دردی را دعایی است، اگر به مریض الهام شود که دعا کند خداوند فرمان شفایش را صادر می‌کند.» در بی توجهی به دعا ‌فرمود: «هر بلایی که بر بنده مؤمنی وارد شود و او از دعا خودداری کند، آن بلا به درازا می‌کشد.»

ایکنا - شرایط سیاسی دوران امام کاظم (ع) را شرح دهید؟

پس از شهادت امام صادق(ع) در سال ۱۴۸ هجری قمری، امام کاظم(ع) به امامت رسید و حدود 10 سال از امامت ایشان تا سال ۱۵۸ هجری قمری مصادف با خلافت منصور عباسی بود. منصور به خاطر حرکت‌های انقلابی و نظامی بنی الحسن، بعد از شهادت امام صادق(ع) فشارهای خود را به علویان به ویژه به امام کاظم(ع) شدت بخشید، بسیاری از علویان در زندان منصور کشته شدند و امام(ع) به شدت مسائل امنیتی را برای حفظ جان خود و پیروانش رعایت می‌کرد اما با همه این سختی‌ها، امام کاظم(ع) با رعایت اصل تقیه به فعالیت‌های سیاسی اجتماعی خود ادامه داد و امور شیعیان سراسر مناطق اسلامی را پیش برد. بعد از منصور، مهدی عباسی به خلافت رسید.

حدود 11 سال از عمر مبارک امام کاظم(ع) مصادف با خلافت مهدی عباسی بود. البته، سخت گیری‌های مهدی عباسی نسبت به علویان و امام کاظم(ع) به مراتب کمتر از منصور عباسی بوده است.

پس از آن بیش از یک سال با خلافت هادی عباسی روبرو بود، اما حدود ۱۴ سال یعنی بیشترین دوره امامت امام کاظم(ع) همزمان با خلافت خلیفه سخت‌گیر عباسی، هارون بود. عصر هارون از نظر سیاسی، فرهنگی، از بغرنج‌ترین و پرحادثه‌ترین دوران برای اهل بیت(ع) به شمار می‌رود.

این عصر به لحاظ سیاسی، اقتصادی، عصر طلایی خلافت عباسی بود و دامنه حكومت هارون، مقتدرترین خلیفه عباسی، بیش از سایر خلفا بر سرزمین‌های اسلامی گسترش یافت. فرهنگ جامعه عصر هارون، فرهنگی دور از اسلام و آموزه‌های دینی بود و ناعدالتی بسیاری در حق مردم به ویژه علویان صورت می‌گرفت. هارون، علویان را به شدت تعقیب و بسیاری از آنان را به قتل رساند. اگرچه امام کاظم(ع) از آغاز امامت خود تا لحظه شهادت به شکل‌های مختلف مشغول مبارزه با خلافت عباسی بود، اما مواضع آشکار آن حضرت در عصر خلافت هارون و شدت عمل هارون و تغییر مواضع او نسبت به امام(ع) و شهادت ایشان از نشانه‌ها و شواهد این مبارزه است.

در راستای همین مبارزه سیاسی امام کاظم(ع) هر نوع کمک و همکاری با حکومت هارون را حرام کرد و پیروان خویش را از بر عهده گرفتن هر وظیفه‌ای از وظایف حکومتی برحذر داشت و به زیاد بن ابی سَلَمه که در صدد همکاری با حکومت هارون بود فرمود: «اگر از بالای بلندی بیفتم و بدنم قطعه قطعه شود بهتر از آن است که به این حکومت کمکی کرده باشم.» همچنین صفوان جَمّال را که شتران خود را به هارون برای سفر حج کرایه داد بود برحذر داشت و صفوان از کرایه دادن شتران خود به هارون خودداری کرد.

مبارزه امام کاظم(ع) با خلافت عباسی، اگرچه جنبه‌های براندازی نداشت اما دستورات آن حضرت به لزوم عدم همکاری با عباسیان و عدم مراجعه به طاغوت و غیره می‌توانست، از طرفی دعوت به امامت خویش باشد و از طرفی نیز مشروعیت خلافت عباسی را هدف قرار دهد و به این وسیله اعتماد مردم و مسلمانان را نسبت به خلافت عباسی سلب کند.

سرانجام، هارون در یکی از سفرهایش به مدینه دستور حبس امام کاظم(ع) را داد. هارون حتی امام محبوس را نتوانست تحمل کند و پس از مدتی امام کاظم(ع) را به شهادت رساند، این و صدها حادثه توجه برانگیز و پرمعنی در عین‌ حال ظاهراً بی‌ارتباط و گاه متناقض با یک‌دیگر در زندگی موسی‌بن جعفر(ع) هنگامی معنی می‌شود که ما آن رشته مستمری را که از آغاز امامت آن بزرگوار تا لحظه شهادتش ادامه داشته، مشاهده کنیم.

به فرموده رهبر شهید: «این رشته همان خط جهاد و مبارزه ائمه(ع) است که در تمام دوران ۲۵۰ ساله و در شکل‌های گوناگون استمرار داشته و هدف از آن، اولاً تبیین اسلام ناب و تفسیر صحیح قرآن و ارائه تصویری روشن از معرفت اسلامی است و ثانیاً، تبیین مسأله امامت و حاکمیت سیاسی در جامعه اسلامی و ثالثاً، تلاش و کوشش برای تشکیل آن جامعه و تحقق بخشیدن به اهداف پیامبران؛ یعنی اقامه قسط و عدل و زدودن اندادالله از صحنه حکومت و سپردن زمام اداره زندگی به بندگان صالح خداوند است.»

ایکنا - امام کاظم(ع) چگونه به مبارزه با عقاید انحرافی پرداخت؟

حرکت‌های الحادی از آغاز عصر عباسی پدیدار شد و مردم را به بی‌بندباری و هرزگی می‌خواند که امام کاظم(ع) و یارانش در مقابل جریان‌های الحادی به نقد و بررسی افکار و اندیشه‌های ناصواب و بیان نادرستی آن‌ها با دلایل استوار علمی و آموزه‌های دینی پرداختند.

در عصر امام کاظم(ع) مباحث توحید و صفات خداوند بین فرقه‌های مختلف، اهمیت بسزایی یافت و آن حضرت نقش بسیار مؤثری در دفاع از عقیده اسلامی و تضعیف اندیشه‌های باطل ایفا کرد.

راهنمایی‌های امام کاظم(ع) توانست شیعیان را از تأویلات و توجیهات فرقه‌های مختلف و جذب به آن فرقه‌ها نجات دهد. برای نمونه، از جمله برداشت‌های عامیانه اهل حدیث، برداشت از آیه شریفه «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‌» بود که به جهت بی‌بهره­‌گی از استدلال و تعقل و تمسک به ظاهر برخی روایات دچار نوعی ظاهربینی شدید بودند، امام کاظم(ع) با تفسیر و تبین صحیح آیه، آن را کنایه از احاطه خداوند بر تمام امور بزرگ و کوچک تفسیر کردند.

یکی دیگر از دغدغه‌های امام(ع)، حفظ و حفاظت از فکر شیعیان نسبت به جریان بوده است. جریان غلو، یک جریان فکری، سیاسی بود که بیشتر عقاید شرک‌آلود و الحادی آنان باعث مبهم شدن تفکر اصیل شیعی نسبت به معارف دینی و متهم شدن شیعیان و سرکوب آنان می‌شد.

غالیان با نقاب تشيع به دنبال منافع مادی خود بودند و انديشه‌های باطل خود را ترویج می‌دادند، از این رو امامان شیعه در هر دوره‌ای به مبارزه با آنان پرداخته و آنان را از خود دور می­‌کردند. امام کاظم(ع) صریحاً پیروان خویش را از جذب در سایر گروه‌ها مثل مرجئه، قدریه، زیدیه، خوارج و معتزله نهی می‌فرمود.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهام حلاجیان
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha