به گزارش ایکنا از همدان، حجتالاسلام والمسلمین حسین ثروتی مدرس و پژوهشگر قرآن کریم در ادامه تشریح و بیان نکاتی از سوره مبارکه «زمر» مطالبی را در مورد آیات 17 تا 22 این سوره بیان کرده است، که مشروح این سخنان را در زیر میخوانیم:
خداوند در آیه 17 سوره مبارکه «زمر» میفرماید: «وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ؛ و کسانی که از پرستیدن طاغوت یعنی بتها، اربابان کفر و شیطانهای سرکش دوری کردند و بهسوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به بندگانم مژده ده.»
در آیات قبل در مورد کسانی که به خاطر بندگی غیر خدا گرفتار جهنم شدند، صحبت شد که خداوند با این عذابها بندگانش را میترساند تا نسبت به او تقوا داشته باشند، در این آیه نیز میفرماید کسانی که بنده طاغوت نیستند و به خدا توجه میکنند، به این افراد مژده و بشارت بده.
بیشتر بخوانید:
در آیه 18 این سوره میخوانیم: «الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ؛ آنان که سخن را میشنوند و از بهترینش پیروی میکنند، اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند.»
اینکه انسان بداند و دریابد چه کسی خوب صحبت میکند و حرف درست میزند به تنهایی ارزشی ندارد زیرا این آیه فقط به این مسئله دریافت حرف درست و نادرست اشاره ندارد، بلکه پس از این دانستن تبعیت از حرف درست را مطرح میکند. دانستن منهای عمل کردن ارزشی ندارد، اینکه بنده بعد از فکر کردن و فهم اینکه کدام مطلب درست است از آن تبعیت کند در این صورت این افراد کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است و از عاقلان هستند.
امام علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید چه بسیار دانشمندی که نادانی او، او را کشت اما علم به او نفعی نمیرساند. بنابراین، صرف دانستن دلیل بر عاقبتبخیری و هدایت یافتن نیست.
در این رابطه آیه 44 سوره بقره نیز میفرماید: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ؛ آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خود را در ارتباط با نیکی فراموش میکنید؟ در حالی که کتاب تورات را که با شدت به نیکی دعوتتان کرده میخوانید. آیا به وضع زیان بار و خطرناک خود نمیاندیشید؟»
آیه 19 سوره زمر میفرماید: «أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ؛ آیا کسی که فرمان عذاب بر او محقق و ثابت شده راه گریزی از آن دارد؟ آیا کسی را که در آتش است، تو نجات میدهی؟»
در این آیه سؤال انکاری مطرح شده است؛ اینکه پیامبر(ص) میتواند راه درست زندگی را به ما نشان دهد، اما اگر خود فرد راه را درست انتخاب نکند و وعده عذاب بر او قطعی شده باشد دیگر پیامبر نمی تواند او را نجات دهد.
آیه 20 این سوره نیز میفرماید: «لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ وَعْدَ اللَّهِ ۖ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ؛ ولی کسانی که از پروردگارشان پروا داشتند، برای آنان غرفههایی است که از فراز آنها غرفههایی دیگر بنا شده و از زیر آنها نهرها جاری است. خدا این وعده را داده است؛ خدا خلف وعده نمیکند.»
براساس این آیه، بیتقوایی انسان را تا ته جهنم پیش میبرد، اما کسی که تقوا پیشه کند در منزلهای مرتفع و بالایی جا میگیرد. با همه اینها اگر عقیده داشته باشیم بدانیم چه چیز خوب است و چه چیز بد تا وقتی عمل نکنیم ارزشی ندارد، اینکه بدانیم غیبت بد است تا وقتی آن را ترک نکنیم و به این دانستن عمل نکنیم هیچ ارزشی ندارد. این آیات مدام تأکید بر تقوا و تبعیت دارد.
در آیه 21 سوره خداوند میفرماید: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِأُولِي الْأَلْبَابِ؛ آیا ندیدی که خدا از آسمان آبی نازل کرد، پس آن را بهصورت چشمههایی در زمین درآورد، آنگاه بهوسیله آن زراعتی را که رنگهایش گوناگون است، بیرون میآورد، سپس آن زراعت خشک میشود، در نتیجه آن را به رنگ زرد بینی، پس آن را ریز ریز و در هم شکسته میکند؛ بیتردید در این دگرگونیها برای خردمندان هشدار و عبرتی است.»
این آیه مثلی است که دنیا به آن شبیه شده است؛ مثال آیه این است که چیزی بهوجود میآید، دوران طراوتی دارد و بعد از آن دوره ضعف و رو به زوال رفتن و در نهایت از بین میرود، که عمر انسان نیز چنین است، این تذکر نیز پندی است که طروات و نشاطی که انسان دارد، در نهایت از بین میرود.
در آیه 22 این سوره نیز میخوانیم: «أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ ۚ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ؛ آیا کسی که خدا سینهاش را برای پذیرفتن اسلام گشاده است، و بهرهمند از نوری از سوی پروردگار خویش است مانند کسی است که سینهاش از پذیرفتن اسلام تنگ است؟ پس وای بر آنان که دلهایشان از یاد کردن خدا سخت است، اینان در گمراهی آشکار هستند.»
این آیه دو نفر را با هم مقایسه میکند، کسی که دستورات الهی را با روی باز قبول میکند و کسی که حوصله ندارد تسلیم دستورات خداوند باشد، قرآن کریم میفرماید این دو نفر یکی نیستند؛ فردی که دستورات الهی را میپذیرد، نورانیتی از سوی خدا دارد و آن دیگری دلش در برابر فرامین خدا نفوذناپذیر است، این مسئله را قطعا در اطراف خود مشاهده میکنیم که برخی شاید ساعتها برای امور بیهوده وقت تلف میکنند، اما حتی 5 دقیقه برای شنیدن از خدا حوصله نکنند، وقت نگذارند و تحمل نمیکنند. قرآن این افراد را افرادی دلسنگ و نفوذناپذیر در برابر کلام الهی میداند، اینها در گمراهی هستند که به آشکار این گمراهی مشخص است.
انتهای پیام