کد خبر: 4357222
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۹
یک پژوهشگر الجزایری:

صیانت از امامت ضامن استقرار و تحریف‌ناپذیری آموزه‌های اسلام است

یک پژوهشگر مطالعات دینی الجزایر با اشاره به چرایی پذیرش امامت از سوی امام علی(ع) بیان کرد: امامت برای استقرار دین در قلب‌ها و ذهن‌های مردم به دست کسانی بود که مصداق آیه «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا: و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم» (آیه 24 سوره سجده) هستند.

صیانت از امامت ضامن استقرار و تحریف‌ناپذیری آموزه‌های اسلام استصادق السلایمیه، پژوهشگر مطالعات دینی، فعال رسانه‌ای، نویسنده و شاعر الجزایری به مناسبت عید غدیر گفت‌و‌گویی با ایکنا انجام داد و در بخش اول آن به دلایل انحراف از واقعه غدیر در صدر اسلام پرداخت و در بخش دوم چرایی پذیرش امام علی(ع) به عنوان جانشین پس از پیامبر(ص) و قبول امامت فاتح خیبر به عنوان امام اول از سوی شیعیان را تبیین و اظهار کرد: اگر حدیث ثقلین نبود و واقعه انتصاب در غدیر خم توسط رسول خدا روی نمی‌داد و پیامبر(ص)، رحلت و مسلمانان را رها می‌کرد تا طبق قرآن کریم، کسی را که از نظر علم، عدالت، شجاعت و بردباری برای دین و دنیایشان مناسب‌تر است، منصوب کنند؛ چه کسی را در میان صحابه، می‌توانستند بیابند که آیات علم و جهاد در رفتارش ترسیم شده باشد؟ قرآن به کسانی که از پادشاهی طالوت امتناع ورزیدند، زیرا ملاک آنها برای تعیین پادشاه، پول بود، می‌گوید: «قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ: گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنكه ما به پادشاهى از وى سزاوارتريم و به او از حيث مال گشايشى داده نشده است پيامبرشان گفت در حقيقت ‏خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نيروى] بدنى بر شما برترى بخشيده است»(آیه 247 بقره).

وی افزود: امام علی(ع) رهبری بود که هیچ‌کس، نمی‌توانست با او رقابت کند. او کسی است که دروازه خیبر را از جا کند، قهرمان بدر، احد و احزاب بود و ضربه او به عمرو بن عبدود، همانطور که رسول خدا فرمود، معادل اعمال انس و جن است. او دروازه شهر علم پیامبر، همسر دخت نبی(ص) ​​و برادر رسول خدا بود؛ زمانی که پیامبر(ص) بین اصحاب پیمان برادری برقرار کرد.

السلایمیه بیان کرد: بیشتر مردم از این واقعیت غافلند که امامت پس از رسول خدا برای تدوین دین و استقرار آن در قلب‌ها و ذهن‌های مردم به دست کسانی بود که مصداق آیه «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ: و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت می‌کردند» (آیه 24 سوره سجده) هستند. مسلمانان چقدر گمراه بودند که امامت را نادیده گرفتند و دینی از تورات، انجیل و قبیله‌گرایی ساختند؛ دینی که برای بازگشت به شکل صحیح خود به قرن‌ها پالایش نیاز داشت.

غدیر؛ واقعه تاریخی یا اصلی اعتقادی؟

وی در پاسخ به این سؤال که آیا غدیر صرفاً یک واقعه تاریخی است یا یک اصل اعتقادی و معرفتی نیز محسوب می‌شود؟، گفت: واقعه غدیر، حجتی بر مسلمانان است که طبق دستور قرآن کریم، باید قوی‌ترین، آگاه‌ترین و امین‌ترین رهبر را انتخاب کنند. علاوه بر این، اعتقاد به نبوت، اگر با پیروی از امامت ـ عمل به وحی الهی در کتاب مقدس قرآن و برقراری عدالت ـ همراه نباشد، منجر به تحریف دین و تسلیم آن در برابر دیکتاتوری‌ها و فرقه‌گرایی خواهد شد. بنابراین، می‌گوییم که روز غدیر، اوج لطف الهی و روز کمال دین است.

این پژوهشگر الجزایری درباره اینکه آیا غدیر از یک واقعه تاریخی صرف به الگویی برای حکومت و سبک زندگی در دنیای امروز تبدیل شده است؟، بیان کرد: ایران نمونه‌ای پیشرفته در این نوع حکومت با الگوی ولایت فقیه است، ولایت فقیه ادامه حکومت اهل بیت(ع) در پیروی از ارشادات آنها از طریق ولی فقیه است. رهبر و ولی فقیه، نص الهی مرتبط با ثقلین(قرآن و سنت) را با مشورت (شورا) که شامل نخبگان ملت(خبرگان) است و ولی فقیه را انتخاب می‌کنند، ترکیب می‌کند. این امر سبب می‌‌شود که انسان‌های آگاه و خردمند در حکومت، احساس کنند که آن‌ها کنترل امور را در دست دارند و بهترین‌ها را از میان خود انتخاب کرده‌اند که شایسته رهبری بر مردم هستند.

وی گفت: این مدل حکومت‌داری چیزی است که حتی پیشرفته‌ترین دموکراسی‌های غرب نیز به آن نرسیده‌اند. اگر غرب به نخبگان خود اجازه می‌داد رهبران خود را انتخاب کنند، ترامپ، مکرون و تونی بلری وجود نداشت و افرادی در حد و اندازه هایدگر، نیچه، ارسطو و مولیر در رأس بودند.

صادق السلایمیه تأکید کرد: ولایت فقیه از مشورت مردمی در انتخاب کسانی که به آنها خدمت می‌کنند و برایشان امنیت و رفاه می‌آورند، غافل نشده است. آنها رئیس‌جمهور، رؤسای شوراهای شهر و اعضای پارلمان را انتخاب می‌کنند. همچنین شوراهای نظارت و پاسخگویی برای تضمین انسجام اجتماعی و عملکرد صحیح مقامات منتخب وجود دارد. عمل به اصول اهل بیت(ع) در نظام حکومت‌داری، به معنای رابطه خوب با خدا و خدمت خوب به مردم است؛ یعنی دنیا در خدمت دین و دین نیز در خدمت دنیا باشد و خردمندان و انسان‌های فرهیخته، بزرگ داشته شوند. اگر این الگو نبود، ایران در اولین حمله آمریکا سقوط می‌کرد.

 

مکتب اهل بیت(ع) در تغذیه روح با احساسات والا مرتبط است

وی درباره تأثیر اعمال معنوی مانند خطبه‌خوانی، بزرگداشت سادات و خواندن زیارت غدیر بر پیوند عاطفی نسل جوان با مسئله ولایت اظهار کرد: مکتب اهل بیت(ع) در ارتباط معنوی و تغذیه روح با احساسات والا مرتبط است. می‌توانم بگویم که هیچ مکتب معنوی در همه ادیان و مذاهب نمی‌تواند مانند مکتب اهل بیت، احساسات انسانی را از طریق آن دعاهای صبحگاهی، شامگاهی و گاه به گاه در مواقع شادی و غم، ارتقا دهد. من شخصاً هر روز صبح با گوش‌دادن به دعای صبحگاهی امام علی(ع) که در آن عظمت خالق و فروتنی مخلوق و عظمت این جهان و اداره آن وجود دارد، سوخت معنوی خود را دوباره پر می‌کنم. چه بسیار خطبایی که با یادآوری مصائب سید الشهداء(ع و امام علی(ع) که در محراب ضربه خورد، هزاران نفر را تحت تأثیر قرار دهند و به گریه بیندازند.

السلایمیه بیان کرد: بزرگداشت سادات، خواندن دعا در زیارت‌ها و زیارت مزارها، از ابعاد معنوی اسلام است که سرشار از رحمت و انسانیت است. تمدنی که عاری از انسانیت باشد، مانند تمدن غرب امروز، تمدنی وحشی است، برخی از کسانی که متفکران بزرگ نامیده می‌شوند، از اصلاحی که از مکتب علی(ع) در سه رکن اسلام یعنی انسان‌گرایی، خردگرایی و آزادی سرچشمه می‌گیرد، غفلت کرده‌اند. آنها مردم را با سرگرمی‌های ظاهری مشغول و اسلام را از محتوای آن تهی کرده‌اند. بدون این سه، پنج رکن اسلام یعنی شهادتین، نماز، زکات، روزه و حج تنها درهایی در یک خیمه وسیع بادیه‌نشینی هستند که در معرض تبدیل‌شدن به پوسته‌ای صرف خواهند بود.

وی یادآور شد: در صدر اسلام گفته می‌شد «هر که با خلیفه بیعت نکند، او را بکشید!» تفکری شیطانی است، شیطان با خدا، پیامبرش و بشریت مخالفت می‌کند؛ در حالی که از سوی خدا آزادی کامل دارد تا هر که را که می‌خواهد تا روز قیامت وسوسه کند. نتیجه چنین تفکراتی، آمدن خلیفه‌ای پس از رسول خدا(ص) بود که خود را بالاتر از اراده خدا قرار داد و می‌گفت: «هر کس با من بیعت نکند، خانه‌اش را به آتش می‌کشم». در اینجا باید بگویم به خدا قسم، اگر عقلانیتی که در اسلام علی بن ابی طالب(ع) یافتم، نبود، و اگر آزادی‌ای که او به مخالفانش داد، نبود و اگر انسانیتی که درباره‌اش فرمود: «مردم دو دسته هستند: یا در خلقت با تو برابرند یا در ایمان برادر تو» در اسلام وجود نداشت، من ملحد، بودایی یا مسیحی می‌شدم، زیرا دینی که پس از رسول خدا تحریف و این سه رکن را از آن حذف کردند و اکنون سعی دارند آن را با نام‌های مختلف که هیچ چیز جدیدی در آن نیاورده‌اند، گسترش دهند، قابل قبول نیست.

انتهای پیام
captcha