رضا منتظری، منتقد و کارشناس سینما و تلویزیون در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه مفهوم سینمای دینی بسیار گستردهتر از آن چیزی است که عموماً در ذهن مخاطبان شکل گرفته، اظهار کرد: متاسفانه در سالهای اخیر این تصور به وجود آمده که هر فیلمی درباره زندگی پیامبران، ائمه یا شخصیتهای برجسته مذهبی ساخته شود، در زمره آثار دینی قرار میگیرد، در حالی که چنین تعریفی بسیار محدود و تقلیلگرایانه است. سینمای دینی صرفا به روایت زندگی بزرگان دین اختصاص ندارد، بلکه هر اثری که بتواند ارزشهای اخلاقی، انسانی و معنوی را در جامعه ترویج کند، در این حوزه جای میگیرد. دین صرفاً مجموعهای از مناسک و آیینها نیست، بلکه شیوهای برای زیستن و تنظیم روابط انسانی است و به همین دلیل هر فیلمی که در مسیر ترویج این ارزشها حرکت کند میتواند واجد ویژگیهای یک اثر دینی باشد.
وی ادامه داد: اگر به آموزههای ادیان الهی به ویژه دین اسلام نگاه کنیم، میبینیم که بخش بزرگی از آن به مسائل اخلاقی و اجتماعی مربوط میشود. احترام به والدین، تکریم سالمندان، مهربانی با همسایگان، کمک به نیازمندان، رعایت حقوق دیگران، پرهیز از ظلم، توجه به عدالت، حفظ کرامت انسانی و حتی مهربانی با حیوانات از جمله موضوعاتی هستند که بارها در متون دینی مورد تأکید قرار گرفتهاند. بنابراین اگر یک فیلم بتواند این مفاهیم را به شکلی هنرمندانه و باورپذیر به مخاطب منتقل کند، بدون تردید در حوزه سینمای دینی قرار میگیرد، حتی اگر هیچ شخصیت مذهبی یا واقعه تاریخی دینی در آن وجود نداشته باشد.
این منتقد سینما تصریح کرد: یکی از مشکلاتی که در مواجهه با سینمای دینی وجود دارد، نگاه قالبی و از پیش تعیین شده به این مفهوم است. برخی گمان میکنند که دین فقط در ظاهر و نمادها خلاصه میشود، در حالی که جوهره دین در رفتار، اخلاق و سبک زندگی انسانها متجلی میشود. اگر فیلمی بتواند مخاطب را به سمت فضیلت، انسانیت، مسئولیتپذیری و معنویت سوق دهد، در حقیقت در مسیر اهداف دینی حرکت کرده است. از همین رو لازم است تعریف خود را از سینمای دینی بازنگری کنیم و آن را در چارچوبی وسیعتر مورد بررسی قرار دهیم.
اگر به آموزههای ادیان الهی به ویژه دین اسلام نگاه کنیم، میبینیم که بخش بزرگی از آن به مسائل اخلاقی و اجتماعی مربوط میشود
وی درباره جایگاه سینمای دینی در جهان امروز و کارکرد آن در پاسخ به نیازهای معنوی انسان معاصر گفت: یکی از مهمترین ظرفیتهای سینمای دینی پاسخ دادن به خلأهای روحی و معرفتی جامعه است. در دورانی زندگی میکنیم که رسانهها بخش عمدهای از زیست انسانها را تحت تأثیر قرار دادهاند. بسیاری از تولیدات رسانهای امروز در جهان بر پایه نگاه مادی و سکولار شکل گرفتهاند و طبیعی است که در چنین فضایی، مسائل معنوی و روحی انسان کمتر مورد توجه قرار گیرد. در حالی که انسان تنها موجودی مادی نیست و نیازهای او صرفاً به حوزه اقتصاد و رفاه محدود نمیشود. دین اسلام به عنوان یک مکتب جامع، برای ابعاد مختلف زندگی انسان برنامه و راهکار ارائه کرده است. اگر آموزههای دینی در زندگی فردی و اجتماعی ما به درستی مورد توجه قرار گیرد، بخش قابل توجهی از مشکلات فرهنگی، اخلاقی و حتی روانی جامعه کاهش پیدا خواهد کرد. نمیخواهم نگاه مطلقگرایانه داشته باشم و ادعا کنم که همه مشکلات صرفاً از این طریق حل میشود، اما معتقدم سهم بزرگی از آسیبهای اجتماعی ناشی از فاصله گرفتن از همین ارزشها و آموزههای بنیادین است.
قدرت سینما و تصویر برای نفوذ در ذهن و احساس مخاطب
منتظری با اشاره به نقش سینما در انتقال این مفاهیم اظهار کرد: سینما یکی از موثرترین ابزارهای فرهنگی عصر حاضر است. هیچ رسانهای به اندازه سینما و تصویر قدرت نفوذ در ذهن و احساس مخاطب را ندارد. به همین دلیل این هنر میتواند به بستری برای انتقال مفاهیم عمیق انسانی و دینی تبدیل شود. اما متاسفانه در سالهای اخیر شاهد آن بودهایم که نوعی نگاه شبه روشنفکرانه بر بخشهایی از سینمای کشور غلبه پیدا کرده و بسیاری از تولیدات به جای پرداختن به مسائل بنیادین جامعه، به سمت تقلید از الگوهای رایج غربی حرکت کردهاند. مسئله فقط به فیلمسازانی که نگاه غیرمذهبی دارند محدود نمیشود. حتی بخشی از فیلمسازان متعهد و مذهبی نیز گاه تلاش میکنند به جای خلق زبان و هویت مستقل، از همان الگوهای رایج پیروی کنند. نتیجه چنین رویکردی آن است که سینما از ظرفیت عظیم خود برای ترویج ارزشهای انسانی و دینی فاصله میگیرد. در حالی که اگر این ظرفیت به درستی به کار گرفته شود، میتواند در کاهش آسیبهای اجتماعی و ارتقای سطح آگاهی و معنویت جامعه نقش قابل توجهی ایفا کند.
وی در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان مفاهیم قدسی و متافیزیکی را که ماهیتی غیرمادی دارند در مدیوم سینما که مبتنی بر تصویر و ماده است به نمایش گذاشت، گفت: برخی تصور میکنند چون مفاهیمی مانند ایمان، وحی، فرشته، شیطان یا جهان غیب ماهیتی غیرمادی دارند، امکان بازنمایی آنها در سینما وجود ندارد، اما تجربه نشان داده که این تصور چندان درست نیست. در طول سالهای گذشته آثار متعددی در سینما و تلویزیون ایران تولید شده که توانستهاند این مفاهیم را به شکلی قابل قبول و باورپذیر به تصویر بکشند. برای نمونه میتوان به فیلم «ملک سلیمان» اثر شهریار بحرانی اشاره کرد که تلاش داشت بخشی از زندگی حضرت سلیمان(ع) و رویارویی او با نیروهای شیطانی را به تصویر بکشد. همچنین در تلویزیون نیز مجموعههایی مانند اغما و برخی آثار مناسبتی ماه رمضان توانستند مفاهیم مربوط به عالم غیب، وسوسههای شیطانی و تأثیر نیروهای معنوی را به شکلی نمایشی برای مخاطب روایت کنند. این آثار نشان دادند که اگر فیلمساز شناخت درستی از موضوع داشته باشد و از ابزارهای فنی و روایی به درستی استفاده کند، امکان نمایش این مفاهیم وجود دارد.
منتظری ادامه داد: نکته مهم این است که جامعه ما از کودکی با این مفاهیم آشنا شده است. آموزشهای خانوادگی، مدرسه، رسانه و فرهنگ عمومی باعث شده بسیاری از این مفاهیم برای مردم آشنا و قابل درک باشد. وقتی فردی از سالهای نخست زندگی درباره مفاهیمی مانند خیر و شر، فرشته و شیطان، ثواب و گناه یا پاداش و مجازات الهی شنیده باشد، طبیعتاً ارتباط برقرار کردن با بازنمایی هنری این مفاهیم برای او دشوار نخواهد بود. بنابراین مسئله اصلی ناتوانی مخاطب در درک این مفاهیم نیست، بلکه کمبود آثار جدی و دغدغهمند در این حوزه است. آنچه امروز بیش از هر چیز احساس میشود، کاهش دغدغهمندی نسبت به تولید آثار معنوی است. فضای غالب سینما به سمت موضوعاتی حرکت کرده که بیشتر تحت تأثیر نگاههای روزمره و گاه سطحی قرار دارند. در چنین شرایطی طبیعی است که پرداختن به مفاهیم قدسی و متافیزیکی کمتر مورد توجه قرار گیرد. در حالی که ظرفیتهای فراوانی در فرهنگ و معارف دینی ما وجود دارد که میتواند دستمایه خلق آثار ماندگار و تاثیرگذار قرار گیرد.
وی درباره راهکارهای جلوگیری از تبدیل آثار دینی به بیانیههای سیاسی یا تبلیغات مستقیم گفت: مهمترین مسئله در این زمینه پرهیز از شعارزدگی است. هر زمان که تصور کنیم هنر و سینما صرفاً تریبونی برای بیان مستقیم دیدگاهها و شعارها هستند، از مسیر درست فاصله گرفتهایم. مخاطب امروز بسیار آگاهتر از گذشته است و به راحتی میتواند میان یک اثر هنری و یک پیام تبلیغاتی تفاوت قائل شود. اگر فیلمساز بخواهد پیام خود را به صورت مستقیم و بدون ظرافت به مخاطب تحمیل کند، احتمالاً نتیجه معکوس خواهد گرفت. هنر زمانی تاثیرگذار است که پیام خود را در لایههای زیرین روایت پنهان کند. بسیاری از آثار موفق جهان نیز دقیقاً از همین شیوه استفاده کردهاند. مخاطب باید فرصت کشف و دریافت معنا را داشته باشد. زمانی که همه چیز به صورت آشکار و مستقیم بیان شود، جذابیت اثر از بین میرود و مخاطب احساس میکند با یک سخنرانی یا بیانیه روبهرو شده است، نه با یک اثر هنری.
مهمترین مسئله در این زمینه پرهیز از شعارزدگی است. هر زمان که تصور کنیم هنر و سینما صرفاً تریبونی برای بیان مستقیم دیدگاهها و شعارها هستند، از مسیر درست فاصله گرفتهایم
این کارشناس سینما تاکید کرد: برای مثال زمانی که درباره مفاهیمی مانند خیر و شر یا ایمان و معنویت صحبت میکنیم، نباید به سمت اغراقهای غیرواقعی حرکت کنیم. هر اندازه روایت به زندگی واقعی مردم نزدیکتر باشد، امکان پذیرش آن نیز بیشتر خواهد شد. مخاطب امروز در فضایی زندگی میکند که به منابع متعدد اطلاعاتی دسترسی دارد، مطالعه میکند، تحقیق میکند و با تحولات فناوری آشناست. بنابراین طبیعی است که نسبت به روایتهای اغراقآمیز و غیرواقعی واکنش منفی نشان دهد. یکی از دلایل موفقیت برخی آثار دینی این بوده که مفاهیم معنوی را در بستری طبیعی و قابل لمس ارائه کردهاند. وقتی مخاطب احساس کند شخصیتها شبیه انسانهای واقعی هستند و اتفاقات داستان نیز با منطق زندگی سازگار است، راحتتر پیام اثر را میپذیرد. اما اگر همه چیز به شکل گلدرشت و شعاری مطرح شود، اثرگذاری آن کاهش پیدا میکند و حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
وی بیان کرد: باید میان تبلیغ مستقیم و انتقال هنرمندانه مفاهیم تفاوت قائل شویم. هنر قرار نیست جایگزین منبر یا سخنرانی شود. وظیفه هنر ایجاد تجربه، احساس و اندیشه در مخاطب است. زمانی که مفاهیم دینی در تار و پود داستان، شخصیتپردازی و روابط انسانی جریان پیدا کند، مخاطب بدون احساس اجبار با آنها ارتباط برقرار خواهد کرد و تاثیر عمیقتری نیز خواهد پذیرفت. سینمای دینی زمانی میتواند موفق باشد که از یک سو به اصالت مفاهیم وفادار بماند و از سوی دیگر زبان هنری و نیازهای مخاطب معاصر را بشناسد. اگر فیلمسازان بتوانند میان این دو حوزه تعادل برقرار کنند، آثار دینی نه تنها با استقبال مخاطبان مواجه خواهند شد، بلکه میتوانند به ابزاری موثر برای ارتقای اخلاق، معنویت و آگاهی اجتماعی تبدیل شوند. آینده سینمای دینی در گرو فاصله گرفتن از کلیشهها، پرهیز از شعارزدگی و توجه به روایتهای انسانی و باورپذیر است؛ روایتهایی که بتوانند ارزشهای دینی را نه در قالب سخنرانی و نصیحت، بلکه در متن زندگی و تجربه زیسته انسانها به تصویر بکشند.
ضرورت توجه به زبان روز در تولید آثار دینی
منتظری در ادامه این گفتوگو با اشاره به ضرورت توجه به زبان روز در تولید آثار دینی اظهار کرد: یکی از مهمترین آسیبهایی که در سالهای اخیر گریبانگیر بخشی از تولیدات مذهبی و ارزشی شده، فاصله گرفتن از زبان و دغدغههای نسل جدید است. ما گاهی تصور میکنیم که اگر یک مفهوم دینی ارزشمند باشد، صرف بیان آن برای جذب مخاطب کافی است، در حالی که این تصور چندان درست نیست. مخاطب امروز به ویژه نسل جوان با حجم گستردهای از محتوا در فضای مجازی، شبکههای نمایش خانگی، رسانههای بینالمللی و ابزارهای نوین ارتباطی مواجه است. در چنین شرایطی دیگر نمیتوان با شیوههای قدیمی و تکراری انتظار تأثیرگذاری گسترده داشت. مفاهیم دینی اگرچه ثابت و جاودانه هستند اما شیوه بیان آنها باید متناسب با نیازها و اقتضائات هر دوره زمانی تغییر کند.
وی افزود: بسیاری از جوانان امروز درگیر پرسشهای تازهای هستند که شاید نسلهای گذشته کمتر با آنها مواجه بودند. موضوعاتی مانند هویت فردی، تنهایی، اضطراب، آینده شغلی، روابط اجتماعی، تاثیر فناوری بر زندگی و دهها مسئله دیگر ذهن نسل جدید را درگیر کرده است. اگر سینمای دینی بتواند برای این دغدغهها پاسخهایی مبتنی بر ارزشهای انسانی و معنوی ارائه دهد، قطعاً مخاطب خود را پیدا خواهد کرد. مشکل زمانی ایجاد میشود که ما صرفاً به تکرار مفاهیم کلی بسنده کنیم و از پرداختن به مسائل واقعی زندگی مردم غفلت ورزیم. دین زمانی اثرگذار است که بتواند در متن زندگی حضور داشته باشد و راهکارهای عملی برای مواجهه با مسائل روز ارائه کند.
این منتقد سینما درباره اهمیت شخصیتپردازی در آثار دینی نیز گفت: یکی از نقاط ضعف برخی فیلمهای مذهبی این است که شخصیتها بیش از حد آرمانی و دور از دسترس ترسیم میشوند. در حالی که مخاطب نیاز دارد با شخصیتهای داستان همذاتپنداری کند. وقتی قهرمان یک فیلم هیچ خطا، تردید، ضعف یا چالش انسانی نداشته باشد، مخاطب ارتباط چندانی با او برقرار نمیکند. در مقابل، شخصیتهایی که در مسیر رشد و تعالی قرار دارند و با مشکلات و وسوسههای مختلف دست و پنجه نرم میکنند، برای مخاطب باورپذیرتر هستند. بسیاری از داستانهای قرآنی نیز بر همین اساس شکل گرفتهاند و انسانهایی را نشان میدهند که در مسیر آزمون و انتخاب قرار دارند. متاسفانه گاهی در آثار دینی از ترس اینکه مبادا شخصیتها دچار ضعف یا خطا شوند، تصویری کاملاً بینقص از آنها ارائه میشود. این مسئله باعث میشود شخصیتها از واقعیت فاصله بگیرند و به موجوداتی دستنیافتنی تبدیل شوند. در حالی که مخاطب امروز بیش از هر چیز به صداقت نیاز دارد. او میخواهد ببیند چگونه یک انسان در شرایط دشوار تصمیم درست میگیرد، چگونه از اشتباهات خود درس میآموزد و چگونه در مسیر رشد معنوی حرکت میکند. این فرایند بسیار تأثیرگذارتر از ارائه یک تصویر کاملاً آرمانی و غیرواقعی است.
مخاطب امروز به ویژه نسل جوان با حجم گستردهای از محتوا در فضای مجازی، شبکههای نمایش خانگی، رسانههای بینالمللی و ابزارهای نوین ارتباطی مواجه است
منتظری درباره ظرفیتهای مغفول مانده تاریخ و فرهنگ اسلامی برای تولید آثار نمایشی اظهار کرد: ما از نظر منابع داستانی با کمبود مواجه نیستیم، بلکه با وفور سوژه روبهرو هستیم. تاریخ اسلام، تاریخ ایران، زندگی دانشمندان، عالمان، مصلحان اجتماعی، قهرمانان ملی و حتی مردم عادی سرشار از روایتهایی است که قابلیت تبدیل شدن به آثار سینمایی و تلویزیونی را دارند. متاسفانه بخش قابل توجهی از این ظرفیتها هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است. در حالی که بسیاری از کشورهای جهان برای تولید آثار تاریخی و هویتی به سراغ منابعی بسیار محدودتر از آنچه ما در اختیار داریم میروند. نکته مهم این است که نباید صرفاً به زندگی شخصیتهای مشهور بسنده کنیم. گاهی یک داستان ساده از زندگی یک انسان معمولی میتواند حامل مفاهیم عمیق دینی و انسانی باشد. اساساً دین برای زندگی مردم آمده است و به همین دلیل نمایش زندگی انسانهای عادی که درگیر انتخابهای اخلاقی و انسانی هستند، میتواند تاثیر بسیار زیادی بر مخاطب داشته باشد. بسیاری از فیلمهای ماندگار جهان نیز بر پایه همین اصل شکل گرفتهاند و بدون استفاده از شخصیتهای تاریخی مشهور توانستهاند مفاهیم عمیق انسانی را منتقل کنند.
این کارشناس سینما در بخش دیگری از سخنان خود به نقش فیلمنامه در موفقیت آثار دینی اشاره کرد و افزود: مهمترین رکن هر اثر نمایشی فیلمنامه است. اگر فیلمنامه ضعیف باشد، حتی حضور بهترین بازیگران و استفاده از پیشرفتهترین امکانات فنی نیز نمیتواند فیلم را نجات دهد. متاسفانه در برخی پروژههای مذهبی توجه کافی به فیلمنامه نمیشود و گاهی تصور میشود که صرف ارزشمند بودن موضوع برای موفقیت اثر کافی است. در حالی که مخاطب پیش از هر چیز به دنبال یک داستان جذاب، پرکشش و تاثیرگذار است. اگر روایت ضعیف باشد، پیام اثر نیز به درستی منتقل نخواهد شد. فیلمنامهنویسان باید علاوه بر شناخت اصول درام، آشنایی عمیقی با مفاهیم دینی نیز داشته باشند. زمانی که این دو حوزه در کنار یکدیگر قرار گیرند، امکان خلق آثاری فراهم میشود که هم از نظر هنری ارزشمند باشند و هم بتوانند مفاهیم معنوی را به شکلی موثر منتقل کنند. مشکل زمانی ایجاد میشود که یکی از این دو بخش نادیده گرفته شود. گاهی دانش دینی وجود دارد اما شناخت دراماتیک کافی نیست و گاهی نیز مهارت فیلمنامهنویسی وجود دارد اما مفاهیم دینی به درستی فهم نشدهاند.
منتظری در پایان بیان کرد: آینده سینمای دینی بیش از هر چیز به کیفیت آثار وابسته است. مخاطب امروز به دنبال فیلم خوب است؛ فیلمی که او را درگیر کند، به فکر وادارد و تجربهای ماندگار برایش ایجاد کند. اگر اثری بتواند این ویژگیها را داشته باشد، مخاطب فارغ از برچسبهایی که بر آن زده میشود از آن استقبال خواهد کرد. به همین دلیل معتقدم مهمترین وظیفه فیلمسازان این است که به جای تمرکز بر شعارها و عناوین، به کیفیت روایت، شخصیتپردازی، فیلمنامه و ارتباط صادقانه با مخاطب توجه کنند. در چنین شرایطی مفاهیم دینی نیز به شکلی طبیعی و تاثیرگذار در اثر جاری خواهد شد و سینما میتواند نقش واقعی خود را در ارتقای فرهنگ و معنویت جامعه ایفا کند.
انتهای پیام