شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیک شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شکل است. شهادت مرگی است که شهید آگاهانه و بهخاطر هدف مقدس و به تعبیر قرآن فی سبیل الله انتخاب میکند. یعنی شهید در راهی کشته میشود که هر ارزش فی سبیل الله را داراست و چنین مرگی است که به تعبیر پیامبر(ص) شریفترین و بالاترین نوع مردن است «اَشرُفُ المُوًتِ قَتْلُ الشَّهادَهِ» و حضرت علی(ع) آن را گرامیترین نوع مردن میداند: «اَکرُمُ المُوًتِ اَلْقُتْلُ.»
شهید در لغت به معنی گواه است و در اصطلاح به کسی میگویند که در مجرای شهادت قرار گرفته و در راه خدا کشته میشود. شهادت نوعی از مرگ نیست بلکه صفتی از حیات معقول است، زیرا حیات معمولی که اکثریت انسانها را اداره میکند، همواره ادامه بیپایان خود را میخواهد، اما در حیات معقول فرد خود را در یک مجموعه بزرگی به نام جهان هستی در مسیر تکاملی میبیند که پایانش سعادت الهی است. بنابراین، شهید همواره زنده است و حیات و ممات او همواره صفتی برای حیات طیبه است؛ از همینرو خبرنگار ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین اسماعیل چراغی کوتیانی استاد حوزه علمیه بهمناسبت سالروز شهدای اقتدار و اتحاد ملی گفتوگو کرده است که مشروح آنرا در ادامه میخوانیم:
اگر بخواهیم نگاه قرآن به مفهوم شهادت را بررسی کنیم، باید پیش از هر چیز زاویه دیدمان را نسبت به کلمه مرگ تغییر دهیم. در منطق مادی، مرگ پایان و نقطه صفر و تمام شدن است؛ اما قرآن در مواجهه با کلمه شهادت، خط باطلی بر این تفکر میکشد و شهادت را نه از دست دادن، بلکه بهدست آوردن معرفی میکند.
برای بیان جایگاه شهادت در قرآن کریم باید به چند نکته اشاره کرد: نخستین نکته در قرآن کریم این است که واژه شهید همخانواده شهود و شهادت دادن است. قرآن کریم، شهید را کسی نمیداند که صرفاً جانش را از دست داده، بلکه او را گواه و ناظر میداند. شهید کسی است که با دادن بالاترین سرمایهاش یعنی جان خود، بر حقانیت یک مسیر شهادت داده است. او به درجهای از بصیرت رسیده که حقیقت را میبیند و برای اثبات آن جان میدهد.
نکته دوم اینکه شاهبیت نگاه قرآن به شهادت در دو آیه معروف ۱۵۴ سوره مبارکه «بقره» «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ؛ و كسانى را كه در راه خدا كشته مىشوند مرده نخوانيد بلكه زندهاند ولى شما نمیدانید» و ۱۶۹ سوره مبارکه «آل عمران» «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ؛ هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند مرده مپندار بلكه زنده اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند» نهفته است.
قرآن در این دو آیه با لحن بسیار قاطع و هشداردهنده میفرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ» یعنی هرگز گمان مبرید یا «وَلَا تَقُولُوا» یعنی حتی به زبان هم نیاورید که اینها مردهاند. قرآن میگوید که آنها زندهاند، اما سطح این زندگی به قدری بالاست که شما با حواس مادی خود آن را درک نمیکنید «وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ.»
نکته جذابتر در سوره آل عمران است که میفرماید: «عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» یعنی شهید به مقام عندیت میرسد و آنجا روزی میخورد.» این یعنی شهادت، جهش به بالاترین سطح حیات است.
نکته سوم اینکه قرآن شهادت را یک تجارت و معامله معرفی میکند: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ؛ خداوند جان و مال مؤمنان را در ازای بهشت از آنان خريده است، همان كسانى كه در راه خدا كارزار مىكنند و مىكشند و كشته مىشوند، اين وعده به راستى و درستى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست، و كيست از خداوند وفادارتر به پيمانش؟ پس به داد و ستدى كه به آن دست زدهايد، شادمان باشيد، و اين همان رستگارى بزرگ است.» (سوره توبه/ آیه 111)
در این نگاه، شهادت یک اتفاق کور یا یک قربانیشدن منفعلانه نیست. یک انتخاب کاملاً آگاهانه است. خداوند خریدار، مؤمن فروشنده، کالای مورد معامله جان و بهای این معامله بهشت و رضایت الهی است. قرآن نشان میدهد که شهید بازنده نیست، بلکه برندهترین تاجر عالم هستی است چون امر فانی یعنی جان دنیوی را داده و امر باقی یعنی حیات ابدی نزد خدا را گرفته است.
در نهایت نکته پایانی و بسیار مهم این است که قرآن شهید را یک موجود منزوی در بهشت نمیداند. «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ آنان که گفتند: آفریننده ما خداست و بر این سخن پایدار و ثابت ماندند بر آنها هیچ ترس و بیمی و حزن و اندوهی در دنیا و عقبی نخواهد بود.» (سوره احقاف/ آیه 13)
خداوند میفرماید که شهدا به خاطر الطاف الهی شادمانند و به کسانی که هنوز به آنها نپیوستهاند یعنی ما که در دنیا ماندهایم، بشارت میدهند که نه ترسی داشته باشید و نه غمی. یعنی شهادت در منطق قرآن، موتور محرک جامعه است. شهید از آنسو به جامعه، پیام ایستادگی، امید و نترسیدن مخابره میکند. بنابراین، در یک جمله؛ شهادت در قاموس قرآن، مرگ تحمیل شده نیست، بلکه حیاتی است که انسان آگاهانه آن را انتخاب میکند تا هم خود به تکامل برسد و هم جامعهاش را زنده نگه دارد.
اگر بخواهیم در یک جمله رابطه جهاد و شهادت را از نگاه قرآن بیان کنیم، باید بگویم که جهاد مسیر است و شهادت قله. در منطق قرآن، شهادت یک اتفاق ناگهانی یا یک تصادف کور نیست؛ بلکه میوه رسیده درختی است که ریشهاش ایمان و تنهاش جهاد است. قرآن به ما میآموزد که هیچکس بدون طی کردن مسیر تلاش و مبارزه، به مدال قبولی نهایی یعنی شهادت نمیرسد. این رابطه را در ضمن چند نکته میتوان توضیح داد:
نکته اول اینکه امروزه رسانههای غربی تلاش میکنند از کلمه جهاد، خشونت و جنگطلبی بسازند، اما نگاه قرآن کاملاً برعکس است. «الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ؛ آن مؤمنانی که به ناحق از خانههاشان آواره شده و جرمی نداشتند جز آنکه میگفتند: پروردگار ما خدای یکتاست. و اگر خدا رخصت جنگ ندهد و دفع شر بعضی از مردم را به بعض دیگر نکند همانا صومعهها و دیرها و کنشتها و مساجدی که در آن نماز و ذکر خدا بسیار میشود همه خراب و ویران شود. و هر که خدا را یاری کند البته خدا او را یاری خواهد کرد، که خدا را منتهای اقتدار و توانایی است.» (سوره حج/ آیه 40)
خداوند در این آیه فلسفه جهاد را کاملاً انسانی و دفاعی معرفی میکند و میفرماید اگر جهاد و دفاع مؤمنان نبود نه تنها مساجد، بلکه صومعهها، کلیساها و کنیسهها هم ویران میشد. پس جایگاه جهاد در قرآن، جایگاه پاسداری از آزادی، عدالت و مکانهای مقدس همه موحدان عالم است در برابر طغیانگران عالم.
نکته دوم اینکه قرآن در تعیین جایگاه اجتماعی و معنوی افراد تعارف ندارد. «لا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا؛ آن گروه از مؤمنانی که بدون بیماری جسمی و نقص مالی، و عذر دیگر، از رفتن به جهاد خودداری کردند و در خانه نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با اموال و جانهایشان به جهاد برخاستند، یکسان نیستند. خدا کسانی را که با اموال و جانهایشان جهاد میکنند به مقام و مرتبهای بزرگ بر خانهنشینان برتری بخشیده است. و هر یک از این دو گروه را به خاطر ایمان و عمل صالحشان وعده پاداش نیک داده، و جهادکنندگان را بر خانهنشینان بیعُذر به پاداشی بزرگ برتری داده است.» (سوره نساء/ آیه 95)
پس قرآن کریم خطکشی بسیار صریحی دارد میان کسانی که در کنج عافیت نشستهاند (قاعدین) و کسانی که در میدان مبارزهاند (مجاهدین). قرآن صراحتاً در این آیه میگوید که در ترازوی قرآن، کسی که درد جامعه را دارد، برای حق، قیام میکند و هزینه میدهد، با کسی که فقط تماشاگر است، برابر نیست. جهاد، عامل برتری انسان در پیشگاه خداوند است.
نکته سوم اینکه کلمه جهاد در قرآن از ریشه جُهد به معنای نهایت تلاش است؛ نه لزوماً فقط جنگیدن با شمشیر. ما در نگاه قرآنی جهاد علمی، اقتصادی و فرهنگی (جهاد کبیر) نیز داریم. اما جایگاه شهادت اینجاست که وقتی این مجاهدت به نقطهای میرسد که فرد باید از جان خودش بگذرد تا دین و انسانیت بماند، او این کار را با آغوش باز انجام میدهد. به همین دلیل است که ما میگوییم شهادت، پاداش یک عمر مجاهدت است. کسی که در زندگی روزمرهاش مجاهد نباشد، در پایان کار شهید نمیشود.
بنابراین، در منطق مادی، مرگ پایان و نقطه صفر و تمام شدن است؛ اما قرآن در مواجهه با کلمه شهادت، خط باطلی بر این تفکر میکشد و شهادت را نه از دست دادن، بلکه بهدست آوردن معرفی میکند.
قرآن کریم وقتی به لحظه شهادت میرسد، داستان را تمام نمیکند، بلکه دقیقاً از همین نقطه پردهها را کنار میزند و یک پنجره فرامادی به روی ما باز میکند. بشارتهای قرآن به شهدا، صرفاً وعدههایی درباره نعمتهای بهشتی نیست، بلکه ترسیم یک مقام و جایگاه است. درواقع، بشارت در قرآن یک مسیر دوطرفه است؛ ابتدا خداوند به شهید بشارت میدهد و سپس شهید به جامعهای که پشت سر گذاشته است.
اولین بشارت قرآن به شهید، بشارت تقرب مطلق است. در همان آیه ۱۶۹ سوره آل عمران که ذکر کردیم، قرآن نمیگوید شهدا فقط به بهشت میروند، بلکه میفرماید: نزد پروردگارشان روزی میخورند. کلمه «عِندَ» نشاندهنده بالاترین سطح تقرب و حضور بیواسطه است. به تعبیر عرفا، شهید میهمان ویژه خداست. روزی او هم از جنس رزقهای مادی بهشت نیست، بلکه معرفت، تجلی الهی و آرامش مطلق است.
دومین بشارت این است که میفرماید: «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوستهاند شادى مىكنند كه نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين مىشوند.» (سوره آل عمران/ آیه 170) در این آیه، قرآن از حالت روانی و درونی شهید پردهبرداری میکند و میفرماید که شهدا غرق در شادی و سرورند به خاطر آنچه خدا از فضل خود به آنها داده است. این شادمانی به این دلیل است که شهید میبیند معاملهای که با خدا کرده، چقدر سودآور بوده و خداوند چقدر بزرگوارانه با او حساب و کتاب کرده است.
نکته مهم و اوج زیبایی بیان قرآن در آین آیه اینجاست که شهید در آن مقام عالی، خودخواه نیست. او به یاد همرزمان و مردمی است که هنوز در دنیا هستند. در بخشی از این آیه میفرماید: «وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ؛ و به کسانی که هنوز به آنها نپیوستهاند بشارت میدهند.» حال این بشارت چیست؟ یک پیام دو کلمهای که داروی تمام دردهای امروز بشر است: «أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ نه ترسی بر آنهاست و نه غمی.»
انسان در دنیا همیشه یا از آینده ترس دارد یا برای گذشته غمگین است. شهید از آن سوی هستی به ما که در میدان ماندهایم پیام ارسال میکند که در مسیر حق قدم بردارید، اینجا نه ترسی از آینده هست و نه غمی برای از دست دادن جان.
بشارت قرآن به شهدا، بشارت رسیدن به آغوش خداست و بشارت شهدا به ما، تزریق واکسن شجاعت و امید به جامعه است. جامعهای که این بشارت را بشنود، هرگز در برابر تهدیدها و تحریمها دچار ترس و یأس نمیشود.
تفاوت اصلی شهدا با افراد معمولی در این بود که آنها قرآن را صرفاً یک کتاب مقدس برای تبرک یا خواندن در مراسم نمیدانستند؛ بلکه قرآن برای آنها مرجع و منشور زندگی و آییننامه تصمیمگیری زندگی بود. قرآن در جان آنها رسوب کرده و به جهانبینی آنها تبدیل شده بود.
مواردی که باید مورد توجه قرار گیرد: نخست اینکه اولین تأثیر تربیتی قرآن بر شهدا، تغییر دستگاه محاسباتی آنها بود. قرآن به آنها یاد داد که قدرتهای ظاهری دنیا، پوشالی هستند. «إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ اگر خدا شما را يارى كند هيچكس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از يارى شما بردارد چه كسى بعد از او شما را يارى خواهد كرد و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند.» (سوره آل عمران/ آیه 160)
همین نگاه قرآنی باعث میشد یک جوان 20 ساله یا یک رزمنده با کمترین امکانات، در برابر کوهی از تجهیزات دشمن بایستد، چون اتکایش به نیرویی بینهایت بود. قرآن به آنها نترسیدن از غیر خدا را یاد داده است. نکته دوم، مفهوم «اِحدَی الحُسنَیَین» (یکی از دو نیکی) در سوره توبه است. خداوند میفرماید: «قل هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ؛ بگو: آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی پیروزی یا شهادت را انتظار میبرید؟ در صورتی که ما درباره شما انتظار میبریم که خدا از سوی خود یا به دست ما عذابی به شما برساند؛ پس انتظار برید که ما هم با شما منتظریم.» (سوره توبه/ آیه 52)
قرآن به شهدا آموخت که در مسیر حق، چیزی به نام شکست وجود ندارد. آیه ۵۲ سوره توبه میفرماید که شما در هر حال به یکی از دو پیروزی میرسید یا دشمن را شکست میدهید و پیروز میشوید، یا شهید میشوید که این هم بالاترین پیروزی است. این تربیت قرآنی باعث میشد شهدا دچار یأس نشوند. آنها برای انجام تکلیف میجنگیدند، نه صرفاً برای رسیدن به یک نتیجه دنیوی و همین امر به آنها آرامش روانی عجیبی میداد.
نکته سوم اینکه قرآن سرشار از داستانهای ایستادگی حق در برابر باطل است؛ تقابل ابراهیم و نمرود، موسی و فرعون، طالوت و جالوت. شهدا با خواندن این آیات، خودشان را در امتداد تاریخ انبیا(ع) میدیدند.
همانگونه که در آیه ۲۴۹ سوره مبارکه «بقره» آمده است: «الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ؛ آنان که به لقای رحمت خدا و ثواب آخرت معتقد بودند ثابت قدم مانده، گفتند: چه بسیار شده که گروهی اندک به یاری خدا بر سپاهی بسیار غالب آمده، و خدا با صابران است.» شهدا با خواندن آن، حس میکردند سربازان امروز طالوت هستند و قرآن به آنها هویت تاریخی میداد و آنها را از یک رزمنده ساده، به مدافعان جبهه حق در طول تاریخ تبدیل میکرد.
از بُعد فردی نیز، قرآن کتاب خودسازی شهدا بود. در وصیتنامههای شهدا به کرات میبینیم که چقدر به تلاوت قرآن، خصوصاً در دل شب تأکید دارند. این انس با قرآن در سنگرها، نفس آنها را صیقل میداد، منیتها را از بین میبرد و خلوص را جایگزین میکرد. کسی که شب با قرآن گریه میکند، روز در میدان نبرد مانند شیر میغرد. در یک کلام، قرآن کریم کارخانه انسانسازی بود که با دمیدن روح توحید، شجاعت، اخلاص و تکلیفمداری در انسانهای مجاهد، از آنها محصولی به نام شهید بیرون داد؛ انسانی که در اوج لطافت روحی، در سختترین میدانها حماسهآفرین بود.
انتهای پیام