کد خبر: 4359276
تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۱
محرم در آینه اندیشه/ 8

هیئت تراز؛ احیاگر ظلم‌ستیزی و بیداری اجتماعی

پژوهشگر و مؤلف سیره اهل‌ بیت(ع) با بیان اینکه هیئت تراز انقلاب، هیئتی است که هم‌هدف با حضرت سیدالشهدا(ع) باشد، گفت: اگر هدف عاشورا بیدارگری، اصلاح امت، مبارزه با ظلم و احیای معروف‌ها بود، هیئت حسینی هم باید ادامه همان راه باشد؛ عزاداری اگر به معرفت، مسئولیت، ظلم‌ستیزی و بیداری اجتماعی نرسد، بخشی از پیام عاشورا را ناقص منتقل کرده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین ابوالفضل هادی‌منش، پژوهشگر و مولف سیره اهل‌بیت(ع)قیام امام حسین(ع)، همانند قیام‌های انبیا و اولیای الهی، یک هدف اصلی و اساسی دارد و آن دعوت به‌سوی حق و برپایی توحید در زندگی انسان است. برپایی حکومت عدل و نفی ظلم و ستم، خود نمونه‌ای از دعوت به حق و برپایی توحید در جامعه است.

امام حسین(ع) وقتی مشاهده می‌کند، حاکمان بنی‌امیه راه ستم پیش گرفته‌اند و حق و عدالت را نابود کرده و چهره اسلام را سیاه و تباه می‌کنند، برای احیای اسلام و نجات مردمان و روشنگری و... قیام می‌کند، چنان‌که امام صادق(ع) در زیارت اربعین می‌فرماید: «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ؛ آخرین قطره‌های خون خویش را در راه تو [خدا] داد تا بندگانت را از نادانی و جهالت و سرگردانی نجات دهد.»

خبرنگار ایکنا از قم با حجت‌الاسلام والمسلمین ابوالفضل هادی‌منش پژوهشگر و مؤلف سیره اهل‌ بیت(ع) درباره چرایی قیام امام حسین(ع) به گفت‌وگو پرداخته است که مشروح آن‌را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا- هدف اصلی امام حسین(ع) از قیام چه بود؟

هدف امام حسین(ع) از قیام را نباید تک‌بعدی دید. قیام ایشان نه صرفاً برای تشکیل حکومت بود و نه صرفاً برای رسیدن به شهادت. اگر امکان تشکیل حکومت حق فراهم می‌شد، امام آن را در مسیر اصلاح امت به‌کار می‌گرفتند و اگر راه جز شهادت نبود، شهادت را به‌عنوان بلندترین فریاد بیداری انتخاب کردند. هدف اصلی، همان چیزی است که خود حضرت در وصیت‌نامه‌شان به محمد بن حنفیه فرمودند: «إِنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلَا بَطِرًا وَلَا مُفْسِدًا وَلَا ظَالِمًا، وَإِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی؛ أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ؛ من از روی خودخواهی، خوش‌گذرانی، فساد و ستم خروج نکردم؛ بلکه برای اصلاح امت جدم قیام کردم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.» (مقتل الحسین، خوارزمی، ج ۱، ص ۱۸۸؛ بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹)

این عبارت، منشور قیام عاشوراست. امام حسین(ع) دیدند جامعه اسلامی به جایی رسیده که حاکمی مانند یزید بر آن مسلط شده؛ کسی که آشکارا حرمت دین را می‌شکند. در چنین شرایطی سکوت امام به معنای تأیید انحراف بود؛ از همین‌رو فرمودند: «وَعَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِیدَ؛ باید با اسلام وداع کرد آن‌گاه که امت گرفتار زمامداری مانند یزید شود.» (اللهوف، سید‌ بن‌ طاووس، ص ۲۴؛ بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۳۲۶)

پس قیام امام، قیام برای بیداری امت بود؛ برای شکستن خواب سنگین جامعه‌ای که ظلم را می‌دید اما عادت کرده بود سکوت کند. امام حسین(ع) آمدند تا وجدان تاریخ را بیدار کنند. شهادت، پایان حرکت نبود؛ آغاز انفجار نور بود. حکومت هم اگر تحقق می‌یافت، ابزار اجرای عدالت بود. اما هدف اصلی، احیای اسلام ناب، اصلاح جامعه، امر به معروف، نهی از منکر و بازگرداندن امت به مسیر ولایت بود.

ایکنا - چرا امام حسین(ع) در شب عاشورا یارانش را از بیعت با خود آزاد کردند، تفاوت «وفاداری اختیاری» با «وفاداری مسئولانه» در این قضیه چیست؟

در شب عاشورا، امام حسین(ع) یکی از شگفت‌انگیزترین صحنه‌های تاریخ وفاداری را رقم زدند. ایشان چراغ را خاموش کردند و به یاران خود فرمودند که دشمن فقط با من کار دارد؛ شما می‌توانید بروید. در نقل تاریخی آمده است که حضرت فرمودند: «أَلَا وَإِنِّی قَدْ أَذِنْتُ لَکُمْ، فَانْطَلِقُوا جَمِیعًا فِی حِلٍّ، لَیْسَ عَلَیْکُمْ مِنِّی ذِمَامٌ؛ آگاه باشید که من به شما اجازه رفتن دادم؛ همگی بروید، شما از جانب من آزادید و تعهدی بر گردنتان نیست.» (الإرشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۹۱؛ تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۱۸)

هدف امام این بود که در کربلا فقط کسانی بمانند که آگاهانه، خالصانه و هم‌هدف با امام هستند. اگر کسی برای غنیمت، تعصب قبیله‌ای، رودربایستی، هیجان یا احساسات لحظه‌ای مانده بود، باید می‌رفت؛ زیرا عاشورا باید خالص‌ترین صحنه تاریخ می‌شد. ماندگان کربلا باید نه فقط همراه امام، بلکه هم‌افق با امام می‌بودند.

درباره حضرت عباس(ع)، باید توجه کرد که امام حسین(ع) بیعت را از همه برداشتند و در اصل، حضرت عباس(ع) را نیز از این امتحان بزرگ مستثنا نکردند. اما عظمت حضرت عباس(ع) در این بود که ماندن او از سر اجبار نبود؛ از سر معرفت بود. او نه فقط ماند، بلکه پرچمدار ماندن شد. در نقل‌ها آمده است که پس از سخن امام، نخستین کسانی که اعلام وفاداری کردند، اهل‌ بیت(ع) و در رأس آنان حضرت عباس(ع) بودند. مضمون پاسخ آنان این بود که آیا بعد از تو زنده بمانیم؟ خدا چنین روزی را نیاورد. (الإرشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۹۱؛ اللهوف، سید بن طاووس، ص ۹۰)

اینجا تفاوت «وفاداری اختیاری» و «وفاداری مسئولانه» روشن می‌شود. وفاداری اختیاری یعنی انسان آزادانه بماند؛ نه از ترس، نه از اجبار، نه از رودربایستی. اما وفاداری مسئولانه مرتبه‌ای بالاتر است؛ یعنی انسان بفهمد که ماندنش فقط یک انتخاب شخصی نیست، بلکه تکلیف تاریخی او در برابر ولایت است. حضرت عباس(ع) فقط برادر امام نبود؛ عبد صالح خدا، مطیع ولی خدا و پرچمدار جبهه حق بود.

زیارت‌نامه حضرت عباس(ع) این حقیقت را چنین بیان می‌کند: «أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ وَالتَّصْدِیقِ وَالْوَفَاءِ وَالنَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ؛ شهادت می‌دهم که تو نسبت به جانشین پیامبر، تسلیم، تصدیق‌کننده، وفادار و خیرخواه بودی.» (کامل الزیارات، ابن‌قولویه، باب زیارت حضرت عباس(ع))

پس وفاداری حضرت عباس(ع)، وفاداری احساسی و لحظه‌ای نبود؛ وفاداری عاقلانه، ولایی و مسئولانه بود. او امام را فقط دوست نداشت بلکه ایشان را می‌شناخت و این شناخت، او را به قله‌ای رساند که تاریخ هرگاه نام وفا را می‌برد، قامت عباس بن علی(ع) در برابر چشم‌ها زنده می‌شود.

ایکنا - حضرت زینب(س) پس از این همه مصیبت فرمودند: «ما رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلًا»؛ جز زیبایی ندیدم. به نظر شما این زیبایی در کربلا چه بود؟

زیبایی کربلا، زیبایی ظاهری حادثه نبود؛ زیرا در ظاهر، کربلا میدان تشنگی، غربت، شهادت، اسارت و مصیبت بود. اما حضرت زینب(س) با نگاه ملکوتی خود حقیقت صحنه را دید؛ حقیقتی که پشت پرده خون و شمشیر پنهان بود. آن زیبایی، پیروزی خط امامت بر سلطه اموی بود؛ پیروزی حقیقت بر تحریف، پیروزی خون بر شمشیر و پیروزی ایمان بر قدرت پوشالی.

امام حسین(ع) در مسیر کربلا فرمودند: «أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا یُعْمَلُ بِهِ، وَأَنَّ الْبَاطِلَ لَا یُتَنَاهَى عَنْهُ؟ آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری نمی‌شود؟» (تحف‌العقول، ابن‌شعبه حرانی، ص ۲۴۵)

این سخن نشان می‌دهد که کربلا برای دفاع از حق و افشای باطل بود. زیبایی کربلا در این بود که امام حسین(ع) اجازه ندادند شریعت پیامبر(ص) در دست امویان به ابزار قدرت‌طلبی تبدیل شود. یزید می‌خواست با بیعت گرفتن از فرزند رسول خدا(ص)، انحراف خود را مشروع جلوه دهد؛ اما امام ایستادگی کردند و فرمودند: «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ؛ کسی مانند من با کسی مانند یزید بیعت نمی‌کند.» (الإرشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۳۳)

پس زیبایی کربلا در این بود که امام حسین(ع) مرز حق و باطل را برای همیشه روشن فرمودند. حضرت زینب(س) دیدند که اگرچه پیکرها بر خاک افتاده، اما پرچم حقیقت برافراشته مانده است. دیدند که کاخ ظلم یزید از همان روز عاشورا شروع به فروریختن کرد. این همان زیبایی متعالی است؛ زیبایی عزت، بندگی، وفاداری و پیروزی تاریخی خط امامت.

ایکنا - هیئت تراز انقلاب چه ویژگی‌هایی دارد؟

هیئت تراز انقلاب، هیئتی است که هم‌هدف با حضرت سیدالشهدا(ع) باشد. اگر هدف عاشورا بیدارگری، اصلاح امت، مبارزه با ظلم و احیای معروف‌ها بود، هیئت حسینی هم باید ادامه همان راه باشد. هیئت فقط محل گریه نیست؛ البته گریه بر امام حسین(ع) عبادت بزرگی است و روایات فراوانی در فضیلت آن آمده است. امام رضا(ع) فرمودند: «إِنَّ یَوْمَ الْحُسَیْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا، وَأَسْبَلَ دُمُوعَنَا؛ ماجرای حسین، پلک‌های ما را مجروح و اشک‌های ما را جاری کرد.» (الأمالی، شیخ صدوق، مجلس ۲۷، حدیث ۲)

اما گریه حسینی باید انسان را حسینی کند. عزاداری اگر به معرفت، مسئولیت، ظلم‌ستیزی و بیداری اجتماعی نرسد، بخشی از پیام عاشورا را ناقص منتقل کرده است؛ به‌ویژه اکنون که بیش از صد روز است از شهادت رهبر عزیزمان و جنگ رمضان می‌گذرد، هیئت‌ها باید بیدارگرانه‌تر در صحنه محرم امسال حاضر شوند. امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به لشکر دشمن فرمودند: «إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دِینٌ، وَکُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ، فَکُونُوا أَحْرَارًا فِی دُنْیَاکُمْ؛ اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌ترسید، لااقل در دنیای خود آزاده باشید.» (مقتل‌الحسین، خوارزمی، ج ۲، ص ۳۳؛ بحارالأنوار، ج ۴۵، ص ۵۱)

هیئت تراز انقلاب باید همین پیام آزادگی را زنده کند. چنین هیئتی مردم را فقط به اشک دعوت نمی‌کند، بلکه به انتخاب، بصیرت و ایستادگی فرامی‌خواند. در این هیئت، نوحه و سینه‌زنی مقدمه معرفت است؛ منبر، محل تحلیل حق و باطل است؛ مداحی، فریاد بیداری است و عزادار حسینی، انسانی مسئول در برابر جامعه و زمانه خویش است.

هیئت تراز، هیئتی است که از عاشورا فقط خاطره نمی‌سازد، بلکه حرکت می‌آفریند. چنین هیئتی باید جوان را با امام زمان خود آشنا کند، جامعه را نسبت به ظلم حساس نگه دارد و روحیه عدالت‌خواهی، خدمت، مقاومت، اخلاق و اخلاص را تقویت کند. هیئت اگر می‌خواهد حسینی باشد، باید در مسیر هدف اصلی عاشورا یعنی بیدارگری حرکت کند وگرنه ممکن است صورت عزاداری حفظ شود، اما روح عاشورا کم‌رنگ بماند.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهام حلاجیان
دبیر:
مژگان فرهنگیان
captcha