دانیال بصیر مدرس و پژوهشگر تاریخ اسلام طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: در ادامه سیر تاریخی منابع، در اواخر قرن سوم میتوان از یعقوبی نام برد؛ مورخی ارزشمند و شناختهشده که بنا بر مشهور، از گرایشهای شیعی نیز برخوردار بوده است، تا آنجا که برخی او را از چهرههای مهم و اثرگذار در این مکتب تاریخی دانستهاند.
با این حال، در گزارشهای مربوط به کربلا، حجم مطالب او چندان گسترده نیست و در حدود چهار صفحه از کتاب دو جلدی او را شامل میشود. شیوه نگارش یعقوبی نیز برخلاف برخی مورخان، مبتنی بر نقل حدیثی صرف نیست، بلکه رویکردی ترکیبی در تاریخنگاری دارد.
از این جهت، گزارش او از واقعه عاشورا، هرچند اجمالی است، اما از حیث ساختار، شباهتهایی با نقلهای ابومخنف دارد و در عین حال، حاوی برخی افزودهها و جزئیات محدود نیز است.
در ادامه، به تاریخ طبری بازمیگردیم. پیشتر نیز از طبری یاد شد، از آن جهت که بخش مهمی از گزارشهای او درباره عاشورا، مبتنی بر روایات ابومخنف است، اما اکنون او را در کنار سایر منابع مستقل بررسی میکنیم.
کتاب مشهور او با عنوان تاریخ الامم و الملوک (یا تاریخ الرسل و الملوک)، تألیف محمد بن جریر طبری است؛ مورخ، مفسر و محدث نامدار اهل سنت که اصالتاً از طبرستان بوده و در سال ۳۱۰ هجری درگذشته است. این اثر احتمالاً در اواخر قرن سوم تدوین شده و از منابع مهم و اثرگذار تاریخ اسلام بهشمار میرود.
ویژگی مهم این کتاب آن است که با رویکردی نسبتاً علمی و مبتنی بر نقلهای سنددار تدوین شده و مؤلف، اقوال مختلف را درباره یک واقعه بهصورت روایی و مستند نقل میکند. از اینرو، امکان نقد رجالی و بررسی منابع در آن فراهم است.
در بخش مربوط به واقعه کربلا، بخش قابل توجهی از گزارشهای طبری برگرفته از روایات ابومخنف است و درواقع میتوان آن را بازتابی از مقتل ابومخنف در قالب تاریخ طبری دانست. البته در اینکه تمام گزارشهای ابومخنف بهطور کامل در این کتاب آمده باشد، میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.
در کنار این نقلها، روایات دیگری نیز در تاریخ طبری درباره حادثه عاشورا دیده میشود، از جمله: روایتی از عمار دُهْنی، از اصحاب امام باقر(ع)، که گزارشی کوتاه از حادثه کربلا نقل کرده و این روایت در منابع دیگر کمتر یا اصلاً مشاهده نمیشود.
همچنین روایتی از حسین بن عبدالرحمان که او نیز گزارشی از واقعه عاشورا ارائه کرده و این نقل نیز منحصر به تاریخ طبری است.
در مجموع، تاریخ طبری مجموعهای از گزارشهای متنوع درباره حادثه کربلا را در خود جای داده است. بررسی تفصیلی و نقد سندی این گزارشها، مجالی مستقل میطلبد؛ اما بهطور کلی میتوان گفت که این اثر، نسبت به بسیاری از منابع متأخر، از آلودگی به نقلهای افراطی یا گزارشهای غیرمستند تا حد زیادی دور است.
در ادامه مباحث، پس از بررسی تاریخ طبری متوفای ۳۱۰، به ابن اعثم کوفی میرسیم که متوفای ۳۱۴ و از معاصران طبری بهشمار میرود. کتاب مشهور او با عنوان الفتوح، هرچند در ظاهر به فتوحات اسلامی اختصاص دارد، اما اثری مفصل و چندجلدی در حوزه تاریخ اسلام محسوب میشود که ساختاری مشابه با تاریخ طبری دارد.
در بخشی از این اثر، گزارشهای مربوط به واقعه کربلا و مقتل امام حسین(ع)، همچنین حوادث مرتبط با حرکت آن حضرت آمده است. برخی از این گزارشها از اهمیت برخوردارند و در منابع دیگر به این گستردگی نقل نشدهاند.
این بخش بعدها بهصورت مستقل نیز با عنوان مقتل الحسین ابن اعثم منتشر شده است؛ هرچند در حقیقت، این اثر کتابی مستقل نیست، بلکه گزیدهای برگرفته از همان کتاب الفتوح بهشمار میرود.
در این کتاب، در کنار گزارشهای قابل توجه، نکاتی نیز وجود دارد که موجب شده برخی محققان با احتیاط بیشتری با آن برخورد کنند. از جمله آنکه، برخی رویکرد آن را تا حدی داستانی دانستهاند؛ به این معنا که در مواردی، گزارشها با تفصیل بیشتر یا با ساختار روایی و داستانگونه نقل شدهاند.
از دیگر اشکالات مطرحشده، اختلاف در ترتیب و زمان برخی وقایع است؛ بهگونهای که در مواردی، منازل و مراحل حرکت امام حسین(ع) و حوادث مرتبط با آن، با جابجایی در ترتیب تاریخی گزارش شده است.
همچنین در برخی نقلها، اختلافهایی با سایر منابع دیده میشود؛ از جمله اینکه در مورد نخستین شهیدان کربلا، در حالیکه در بسیاری از منابع حضرت علیاکبر(ع) بهعنوان نخستین شهید معرفی شدهاند، در این اثر، عبدالله بن مسلم بهعنوان اولین شهید ذکر شده است.
از دیگر موارد قابل بحث، نحوه بیان ورود امام حسین(ع) به کربلاست؛ بهگونهای که در برخی تعابیر، چنین برداشت میشود که آن حضرت با اختیار خود در آن مکان فرود آمدهاند، در حالیکه در بسیاری از منابع تاریخی، بر تحمیل و جلوگیری از ادامه مسیر تأکید شده است.
همچنین گزارشی درباره کندن چاه در کربلا در این کتاب آمده است که مورد پذیرش همه محققان نیست؛ زیرا از یک سو وضعیت جغرافیایی منطقه و نزدیکی محدود به فرات، و از سوی دیگر کیفیت آب آن ناحیه، این گزارش را با ابهامهایی مواجه میکند.
در کنار این موارد، برخی گزارشها مانند نقل خوابها و پیشگوییهای مرتبط با شهادت امام حسین(ع) نیز در این کتاب آمده است که از منظر پژوهشی، مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند.
با این حال، در میان مطالب این اثر، گزارشی مهم نیز وجود دارد و آن وصیتنامه امام حسین(ع) به محمد بن حنفیه است که از حیث تبیین اهداف نهضت، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در مجموع، کتاب الفتوح ابن اعثم هرچند از آثار کهن و ارزشمند تاریخی بهشمار میرود، اما نسبت به برخی منابع دیگر، با سطح بالاتری از نقد و بررسی محتوایی و روایی مواجه است و در استفاده از گزارشهای آن، دقت بیشتری لازم است.
نکته مهم دیگر آن است که کتاب الفتوح، تأثیر قابل توجهی بر آثار بعدی، از جمله لهوف سید بن طاووس داشته است. بسیاری از گزارشهایی که در لهوف آمده، از طریق منابعی همچون مقتل خوارزمی نقل شدهاند و مقتل خوارزمی نیز به نوبه خود متأثر از الفتوح ابن اعثم است.
انتهای پیام