
به گزارش ایکنا، علی محمدی در سخنانی با تبیین جایگاه «حجت ظاهری و باطنی» در اندیشه اسلامی، به اهمیت احیای فرهنگ غدیر، تداوم ولایت تا عصر امام زمان(عج) و ضرورت توجه به معارف اهل بیت(ع) در جامعه پرداخت. مشروح سخنان را در ادامه میخوانیم:
حجت ظاهری و باطنی
امام موسی کاظم(ع) در این روایت میفرمایند: «إنَّ للهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَین؛ حُجَّةً ظاهِرَةً وَحُجَّةً باطِنَةً؛ فَأمّا الظّاهِرَةُ فَالأنبیاءُ وَالرُّسُلُ وَالأئمّة، وَأمّا الباطِنَةُ فَالعُقول». بر اساس این روایت، خداوند برای انسان دو حجت قرار داده است؛ حجت ظاهری که همان پیامبران، رسولان الهی و ائمه معصومین (ع) هستند و حجت باطنی که عقل انسان است. واژه «حجت» به معنای کسی یا چیزی است که خداوند به واسطه گفتار، رفتار یا تقریر او بر بندگانش احتجاج میکند. بنابراین انسان همواره با دو راهنمای الهی مواجه است؛ یکی در بیرون از وجود او یعنی پیامبران و امامان، و دیگری در درون او که عقل است.
در کلام رسول خدا (ص) آمده است: «العقل ما عُبد به الرحمن و اکتُسب به الجنان»؛ عقل وسیلهای است که به وسیله آن خدا عبادت میشود و بهشت به دست میآید. اگر عقل نباشد، اساساً تکلیف و مسئولیتی نیز بر انسان مترتب نخواهد شد؛ همانگونه که هیچ قاضی عادلی فرد فاقد عقل را به خاطر ارتکاب جرم مورد مؤاخذه قرار نمیدهد.
این ایام علاوه بر ولادت امام موسی کاظم (ع)، یادآور چند واقعه مهم تاریخی نیز هست. مرحوم حجتالاسلام والمسلمین حاج آقای جذبی که بنیانگذار جشنهای دهه غدیر در تهران و مسجد روحانی خیابان خراسان بودند، اعتقاد داشتند نباید زنگ محرم را زودتر از موعد به صدا درآورد. به باور ایشان از شب نیمه ماه که منسوب به ولادت امام هادی (ع) است تا شب بیستوپنجم باید مراسم جشن و شادی برپا شود. همانگونه که شیعه برای عاشورا آیین حزن و سوگواری دارد، برای غدیرخم نیز باید آیین جشن و سرور داشته باشد؛ چرا که عاشورا روز حزن و مصیبت است و غدیر روز جشن و ولایت.
فرزند ایشان نقل میکرد که علامه امینی در نجف در روز عاشورا دستههای عزاداری باشکوهی برگزار میکردند. روزی فردی غیرشیعه به ایشان اعتراض کرد که این همه مراسم عزاداری برای چیست. علامه امینی در پاسخ گفته بودند: اگر ما در غدیر همانگونه که امروز در عاشورا دستههای عزاداری برپا میکنیم، کاروانهای شادی و جشن برپا کرده بودیم، کسی جرأت انکار غدیر را پیدا نمیکرد. عاشورا در میان مردم حفظ شد، اما غدیر بیشتر در حجرههای علمی و مباحثهها باقی ماند. اگر همانگونه که سنت «یحزنون لحزننا» در عاشورا رعایت میشود، فرهنگ شادی و بزرگداشت غدیر نیز در میان جامعه گسترش یابد، جایگاه این واقعه عظیم بیش از پیش در میان مسلمانان تثبیت خواهد شد.
در این ایام هرجا توفیق حضور پیدا کردهام، یک تذکر و درخواست از برگزارکنندگان مجالس داشتهام و آن این است که مراسم استقبال از ماه محرم زودتر از موعد برگزار نشود. بدون تردید مراسم استقبال از ماه محرم از مصادیق تعظیم شعائر الهی است و برگزاری آن ارزشمند است. حتی اگر او را نه به عنوان خادم سیدالشهدا (ع) بلکه به عنوان خدمتگزار خادمان آن حضرت خطاب کنند، برایش افتخار و شرافتی بزرگ است.
در اردبیل مراسم «تشتگذاری»، در یزد، بافت و میبد آیین «نخلبرداری» و در تهران مراسم سیاهپوشان مساجد، تکایا و حسینیهها برگزار میشود. این مراسمها بسیار ارزشمند است و باید هر سال باشکوهتر از قبل برگزار شود؛ چراکه قرآن کریم میفرماید: «ذلک و من یعظم شعائر الله فإنها من تقوی القلوب».
نباید بلافاصله پس از عید غدیر لباس سیاه پوشید یا اعلامیههای ماه محرم را نصب کرد. این ایام همچنان ایام شادی و سرور اهلبیت (ع) است و باید حرمت آن حفظ شود.
بیستم این ماه علاوه بر اینکه روز ولادت امام موسی بن جعفر (ع) است، روزی است که آیات ابتدایی سوره مبارکه «معارج» نیز در اثبات حقانیت امیرالمؤمنین علی(ع) و انحراف دشمنان آن حضرت نازل شده است.
ولایت از سوی خدا بود
در روز سوم، فردی به نام نعمان بن حارث فهری که کینهتوز و بددل بود نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: همه میدانند علی بن ابیطالب نزد شما عزیز و محبوب است، اما گمان نمیکردیم در مسئله رهبری نیز چنین تصمیمی بگیرید. سپس پرسید آیا ولایت علی از جانب خداست یا از سوی شما؟ پیامبر اکرم (ص) در پاسخ فرمودند که در مکتب وحی، امام از سوی خداوند تعیین میشود و آنچه در غدیر اعلام شد، فرمان الهی بوده است. آن فرد پس از شنیدن پاسخ پیامبر (ص) گفت: «اللهم إن کان هذا هو الحق من عندک فأمطر علینا حجارة من السماء»؛ یعنی اگر این سخن حق است، خدایا سنگی از آسمان بر ما فرود آور. قرآن کریم در همین باره میفرماید: «سأل سائل بعذاب واقع للکافرین لیس له دافع»؛ آن شخص خود درخواست عذاب کرد و بنا بر نقلها سنگی بر سرش فرود آمد و همانجا هلاک شد. به این ترتیب آیات ابتدایی سوره معارج در این زمینه نازل شد و حجت بر همگان تمام گردید.
صاحب ولایت و اطاعت مطلق کیست
بیستویکم ذیالحجه نیز سالروز نزول آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» است؛ آیهای که اطاعت مطلق از «اولیالامر» را در کنار اطاعت از خدا و پیامبر قرار میدهد. پرسش اساسی این است که صاحبان این ولایت و اطاعت مطلق چه کسانی هستند؟
حتی پدر و مادر نیز ولایت مطلق بر فرزند ندارند؛ قرآن میفرماید اگر والدین انسان را به شرک دعوت کنند، اطاعتشان جایز نیست، هرچند احترامشان باید حفظ شود. همچنین مرد نیز ولایت مطلق بر همسر ندارد و نمیتواند او را به ترک واجباتی چون نماز، روزه یا حج وادار کند؛ نهایتاً در امور مستحب میتواند امر و نهی داشته باشد، نه در واجبات. بنابراین ولایت مطلق تنها در شأن کسانی است که خداوند در کنار اطاعت از خود و رسولش قرار داده است.
در تعریف برخی از عالمان اهل سنت در قرون گذشته، امامت به عنوان ریاست عمومی در امور دین و دنیا و منصبی مدیریتی معرفی شده که مردم میتوانند با رأی و شورا هر فردی حتی اگر فاسق باشد را برگزینند و پس از انتخاب نیز کسی حق مخالفت با او را ندارد. براساس این دیدگاه، حتی حاکمان بنیامیه و بنیعباس نیز مصداق «اولیالامر» تلقی شدهاند؛ در حالی که در نگاه مکتب اهلبیت(ع)، اولیالامر منحصر در امامان معصوم هستند.
در روایتی معروف، جابر از پیامبر(ص) درباره اولیالامر پرسید و حضرت فرمودند: «اولهم علی و آخرهم المهدی»؛ نخستین آنان علی(ع) و آخرینشان حضرت مهدی(عج) است. امروز نیز مصداق کامل اولیالامر، وجود مقدس امام عصر(عج) است و ولایت مطلق از آنِ حجت خدا و امام معصوم است.
اگر واقعه غدیر نبود، مباهله برای اثبات ولایت امیرالمؤمنین(ع) کافی بود
بیستوچهارم ذیالحجه یادآور چند فضیلت بزرگ برای امیرالمؤمنین(ع) است؛ از جمله نزول آیه تطهیر «إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»، نزول آیه ولایت در سوره مائده «إنما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا…» که به ماجرای انگشتر بخشیدن در حال رکوع اشاره دارد، و نیز آیه مباهله.
اگر واقعه غدیر هم نبود، واقعه مباهله به تنهایی برای اثبات جایگاه امیرالمؤمنین(ع) کافی بود و شایسته بود یک ماه برای آن جشن گرفته شود. مباهله در عین عظمت، در جامعه ما کمتر شناخته شده است، در حالی که از نظر دلالت، همسنگ غدیر است و بهصورت عقلی امامت امیرالمؤمنین(ع) پس از پیامبر(ص) را اثبات میکند.
در این واقعه، مصداق «أبناءنا» امام حسن و امام حسین(ع)، مصداق «نساءنا» حضرت فاطمه زهرا(س) و مصداق «أنفسنا» امیرالمؤمنین علی(ع) بودند. طبق نص صریح آیه، امیرالمؤمنین(ع) «نفس» پیامبر(ص) معرفی میشود، آیا برای جانشینی پیامبر باید به سراغ نفس او رفت یا میان پیامبر و جانشینش فاصله انداخت؟ از این منظر، علی(ع) نه صرفاً شبیه پیامبر(ص)، بلکه به تعبیر آیه، نفسِ اوست.
علی(ع) همان محمد(ص) است
فردی به حضرت عرض کرد نذر کرده بود اگر خداوند پسری به او عطا کند نامش را محمد بگذارد، اما پس از تولد فرزند نام او را علی گذاشته و نگران شکستن نذر است. امام فرمودند: «محمد علی و علی محمد»؛ علی همان محمد است و کفارهای بر تو نیست. این روایت نشاندهنده پیوند عمیق و یگانگی معنوی پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) در مکتب اهلبیت(ع) است.
پیامبر(ص) و علی (ع) و دیگر مردمان
در دعای ندبه آمده است «أنا و علی من شجره واحده و سائر الناس من شجر شتی»؛ من و علی از یک درخت هستیم و دیگر مردم از درختهای گوناگون و یا در روایت دیگری آمده است که مردی عرب از پیامبر اکرم(ص) پرسید در میان یاران شما خوشبوترین گل کدام است؟ پیامبر(ص) فرمودند سلمان فارسی. آن مرد با تعجب گفت انتظار داشتم نام علیبنابیطالب را بشنوم. پیامبر(ص) فرمودند: تو درباره مردم از من پرسیدی نه درباره جان من؛ علی نفس من است.
روایتی از پیامبر اکرم(ص) که میفرماید: «إن لکل نبی آیه و آیه نبوتی علی بن ابیطالب»؛ برای هر پیامبری نشانهای است و نشانه نبوت من علیبنابیطالب است. همچنین در واقعه جنگ احد ابناثیر، مورخ اهل سنت در کتاب «الکامل فی التاریخ» نقل میکند که در میدان احد بیشتر مسلمانان از صحنه گریختند و تنها چند نفر باقی ماندند؛ از جمله سهل بن حنیف، ابو دجانه و زنی به نام نسیبه که از مجروحان پرستاری میکرد، و در رأس آنان امیرالمؤمنین علی(ع). ابو دجانه نقل میکند که در آن میدان دیدم بدن علیبنابیطالب از سر تا پا پر از زخم است و حدود ۹۰ زخم بر بدن او وارد شده، اما همچنان همچون پروانهای گرد وجود پیامبر(ص) میچرخد و از جان ایشان دفاع میکند. در همین ماجرا پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «علی منی و أنا منه»؛ علی از من است و من از علی هستم. همچنین در نقلها آمده است که جبرئیل نیز گفت: «و أنا منکما». در همان صحنه بود که ندای آسمانی طنینانداز شد: «لا فتی إلا علی، لا سیف إلا ذو الفقار».
اهمیت مباهله به اندازهای است که بهتنهایی میتواند امامت امیرالمؤمنین(ع) را اثبات کند. پس از مباهله نیز وقایع مهمی در روزهای بعدی ذیالحجه رخ داده است. بیستوپنجم ذیالحجه نیز با نزول آیاتی از سوره «هل أتی» یا «انسان» درباره ایثار اهل بیت(ع) همراه است؛ آیاتی که با جمله «و یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً…» آغاز میشود.
حاکم حسکانی از عالمان اهل سنت کتاب «شواهد التنزیل» را در فضائل علیبنابیطالب(ع) نوشت و در آن بیش از ۲۳۰ آیه قرآن را که درباره آن حضرت نازل شده گردآوری کرد. او در مقدمه کتاب تصریح میکند که انگیزهاش دفاع از مظلومیت علی(ع) بوده است. همچنین نسائی، صاحب «سنن نسائی» نیز کتابی با عنوان «خصائص علی بن ابیطالب» نگاشت. در نقلها آمده است که وقتی به شام رفت و دید در آنجا فضائل معاویه بسیار گفته میشود و از فضائل علی(ع) کمتر سخن به میان میآید، تصمیم گرفت کتابی در بیان فضائل امیرالمؤمنین(ع) بنویسد.
وظيفه ما نسبت به غدیر
نباید گمان کرد که با برگزاری چند مجلس یا چراغانی در ایام غدیر وظیفه ما نسبت به معرفی و تبیین جایگاه امیرالمؤمنین(ع) پایان مییابد؛ بلکه باید در رفع غربت و شناساندن جایگاه آن حضرت تلاش بیشتری انجام شود. مرحوم علامه کرباچیان، مؤسس مدارس علوی تهران، نقل میکردند که در دهه ۱۳۲۰ فردی تمام دارایی خود را که حدود ۵۰۰ هزار تومان بود در اختیار آیتالله بروجردی قرار داد و گفت نمیخواهد این اموال به فرزندانش برسد، زیرا بیم دارد در راه گناه صرف شود. پس از درگذشت آن شخص، فرزندش نزد آیتالله بروجردی آمد و گفت من همان فرزند آن مرد هستم و اکنون حتی پولی برای تهیه لباس و نان ندارم. آیتالله بروجردی از او پرسید چرا پدرت نخواست اموالی به شما برسد و او پاسخ داد که پدرمان معتقد بود ما فرزندان خوبی نیستیم. ایشان در پاسخ گفتند اگر مسیر زندگی خود را اصلاح کنید، این اموال به شما بازگردانده میشود. برخی اطرافیان به آیتالله بروجردی پیشنهاد کردند چنین تصمیمی نگیرند، اما ایشان گفتند اگر با این کار انسانی هدایت شود، ارزش آن بسیار بیشتر است.
«یا علی، اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند، برای تو از هر آنچه خورشید بر آن میتابد ارزشمندتر است» بر مسئولیت فرهنگی در معرفی معارف اهلبیت(ع) تاکید کرد. نباید گمان کرد که با برگزاری چند مجلس جشن یا اطعام در ایام غدیر وظیفه ما پایان مییابد. ممکن است در قیامت از انسان پرسیده شود که چرا بیش از این برای معرفی معارف اهلبیت(ع)، بهویژه در میان نوجوانان و جوانان، تلاش نکرده است.
این زیارتنامه که در مفاتیحالجنان آمده، از مفصلترین متون درباره فضائل امیرالمؤمنین(ع) است و حجم آن به اندازه یک جزء قرآن است. امام هادی(ع) در شرایط سخت و در مسیر تبعید از مدینه به سامرا، در روز غدیر به نجف رسیدند و این زیارت مفصل را درباره امیرالمؤمنین(ع) بیان کردند. در این زیارت تعابیر بلندی درباره جایگاه امیرالمؤمنین(ع) آمده است؛ از جمله «السلام علیک یا امیرالمؤمنین و وارث علم النبیین» و «السلام علیک یا مولای و مولی المؤمنین» که نشاندهنده جایگاه ولایت و هدایت آن حضرت است. همچنین در فرازی دیگر از این زیارت آمده است: «السلام علیک یا دین الله القویم و صراطه المستقیم»، که بر اساس آن امیرالمؤمنین(ع) به عنوان راه مستقیم الهی معرفی شدهاند.
در این اشعار، آن حضرت به عنوان شخصیتی جامع اضداد معرفی شدهاند؛ کسی که در عین شجاعت بینظیر در میدان نبرد، در زندگی فردی زاهد و مهربان و در برابر نیازمندان دلسوز و کریم بود.
در خطبه غدیر بخش قابل توجهی به معرفی و توصیف امام مهدی(عج) اختصاص دارد و پیامبر اکرم(ص) در آن خطبه از ادامه مسیر امامت تا ظهور حضرت سخن گفتهاند. اگر در زمان واقعه غدیر حضور نداشتیم تا با امیرالمؤمنین(ع) بیعت کنیم، امروز وظیفه داریم با وارث غدیر، یعنی امام عصر(عج)، تجدید بیعت کنیم.
انتهای پیام