به گزارش خبرنگار ایکنا، بیست و چهارمین دوره نمایشگاه و رویداد فرهنگی «عطر سیب» از ۲۱ تا ۲۸ خردادماه هر روز از ساعت ۱۶ تا ۲۱ میزبان هیئتهای مذهبی و خانوادههایی است که برای استقبال از ماه عزای حسینی راهی این میدان شدهاند. اینجا روزهای پایانی خرداد به یکی از پرترددترین نقاط پایتخت تبدیل میشود؛ نه برای یک جشنواره خرید، بلکه برای آماده شدن جهت برپایی مجالسی که ریشه در باور و سنت مردم دارد.
هنوز هوا گرم است، اما آفتاب کمکم رنگ میبازد و میدان شلوغتر میشود. از مترو که خارج میشوی، مسیر را پرچمها نشانت میدهند. هر چه جلوتر میروی، ازدحام بیشتر میشود. مردی چند طاقه پارچه مشکی روی دوشش انداخته و با عجله از کنار جمعیت عبور میکند. کمی آنطرفتر، چند نفر دور یک غرفه ایستادهاند و درباره جنس کتیبهها و ابعاد پرچمها مشورت میکنند.
یکی از مسئولان هیئت که برای خرید آمده، میگوید: «محرم برای مردم 10 شب عزاداری است، اما برای هیئتها از هفتهها قبل شروع میشود. باید همه چیز آماده باشد؛ از سیستم صوتی گرفته تا ظروف نذری و پارچههای مجلس». همین جمله، شاید بهترین توصیف برای حالوهوای این روزهای نمایشگاه باشد؛ تدارک برای میزبانی از عزاداران حسینی.

در ۱۳۳ غرفه نمایشگاه هر آنچه هیئتها نیاز دارند، عرضه میشود. دیگهای بزرگ و تجهیزات آشپزخانه، ظروف یکبار مصرف، وسایل سرمایشی، کتیبهها و بیرقها، محصولات فرهنگی و مذهبی، اقلام صوتی و تصویری و حتی پوشاک ویژه ایام محرم.
اما آنچه «عطر سیب» را از یک بازار موقت متمایز میکند، حضور آدمهایی است که هر کدام داستانی برای آمدن به اینجا دارند. پیرمردی با موهای سپید، مقابل غرفه فروش پرچم ایستاده است. دست روی پارچه مشکی میکشد و با لبخند میگوید: «پنجاه سال است در هیئت خدمت میکنم. هر سال که اینجا میآیم، احساس میکنم دوباره جوان شدهام».
در نزدیکی او، چند جوان مشغول انتخاب تجهیزات هیئت هستند. از مدل بلندگوها حرف میزنند و قیمتها را با هم مقایسه میکنند. یکی از آنها میگوید: «نسل ما دوست دارد هیئت را با امکانات بهتر اداره کند، اما اصل ماجرا همان عشق قدیمی است».
صدای دمام ناگهان رشته افکار را قطع میکند. جمعیتی به سمت ورودی شرقی میدان حرکت میکنند. گروهی از دمامزنان، با ضرباهنگی آشنا، فضای میدان را تغییر دادهاند. صدایی که برای بسیاری از مردم، نشانه نزدیک شدن به محرم است. کودکان با کنجکاوی نگاه میکنند و بزرگترها با تلفنهای همراهشان از این لحظات فیلم میگیرند.

چند متر آنسوتر، صدای دیگری به گوش میرسد؛ صدای تعزیه. هر شب، کانون تعزیه منهاج یکی از مجالس تعزیه را اجرا میکند و علاقهمندان، از پیرغلامان گرفته تا نوجوانان، برای تماشای آن گرد هم میآیند. در میان تماشاگران، کودکی روی دوش پدرش نشسته و با دقت به صحنه خیره شده است؛ شاید نخستین مواجههاش با این هنر کهن آیینی.
در گوشهای دیگر، غرفههای فرهنگی ویژه کودکان و نوجوانان برپا شدهاند. دختر بچهای مشغول رنگآمیزی است و پسر بچهای با هیجان کاردستی خود را به مادرش نشان میدهد. در غرفههای مجاور نیز پوشاک مناسب ایام محرم برای کودکان و نوجوانان عرضه میشود.
به نظر میرسد برگزارکنندگان، امسال نگاه ویژهای به حضور خانوادهها داشتهاند. اینجا فقط مسئولان هیئتها مخاطب نیستند؛ خانوادهها نیز سهمی از این رویداد دارند. پدر و مادری که برای خرید آمدهاند، در حالی که فرزندشان در برنامههای فرهنگی شرکت میکند، با آرامش بیشتری از غرفهها بازدید میکنند.

در بخش دیگری از نمایشگاه، محصولاتی با مضامین مقاومت و ایثار به چشم میخورد. پرچمها و کتیبههایی با تصاویر شهدای مقاومت و محصولاتی با عنوان «رهبر شهید» توجه بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جلب کرده است.
با نزدیک شدن به ساعت پایانی نمایشگاه، هنوز از تعداد مراجعهکنندگان کاسته نشده است. بعضیها خریدهایشان را انجام دادهاند و راهی خانه میشوند، بعضی دیگر تازه از راه رسیدهاند. صدای گفتوگوها، نوای تعزیه، ضرباهنگ دمام و رفتوآمد مردم، تصویری از پویایی یک سنت دیرینه را پیش چشم میگذارد.
«عطر سیب» شاید در ظاهر، نمایشگاهی برای تأمین نیازهای هیئتهای مذهبی باشد؛ اما در حقیقت، میتوان ردپای همدلی، مشارکت و انتقال یک فرهنگ از نسلی به نسل دیگر را دریافت.
محرم برای بسیاری از مردم با دیدن هلال ماه آغاز میشود؛ اما برای میدان امام حسین(ع)، از همین روزهای پایانی خرداد شروع شده است. از همین عصرهایی که مردم، بیآنکه کسی دعوتشان کرده باشد، گرد هم میآیند تا برای میزبانی از نام حسین(ع)، سهم کوچکی در آمادهسازی این آیین بزرگ داشته باشند.
انتهای پیام