ماه محرم اگرچه برای ما رنگ و بوی معنویت عمیقی دارد اما برای کودکان روایت حقیقتی است که آنها را گاه به فکر فرو برده و گاه متحول و یا خوشحال میکند. قلب کودکان صفحه سفید عشق به انسانیت است و آنگاه که جانفشانی صحرای کربلا در وجود آنها مینشیند، ذهن فعالشان پر میشود از سؤالاتی که پاسخ به آنها بر عهده مادر و پدر و متولیان مربوطه است.
مکتب عاشورا و جریان کربلا مکتبی پر از مفاهیم و ارزشهای والاست که انتقال آن به کودکان نیازمند دقت و ظرافتهایی است؛ اینکه چگونه باید این مفاهیم را باید به کودکان منتقل کرد تا از این مکتب تربیتی بهترین بهره را در تربیت کودکان خود داشته باشیم، موضوع مهمی است که به منظور بررسی آن خبرنگار ایکنا از همدان، با فائزه بالایی، استاد گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان همدان گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
همه مفاهیم و ارزشهایی که در جریان کربلا وجود دارد، قابلیت انتقال به کودکان و نوجوانان را دارد؛ اما پرداختن به آنها باید متناسب با سن کودک باشد، اینگونه نیست که به صورت انتخابی برخی مفاهیم را منتقل کنیم و برخی دیگر را ارائه نکنیم چراکه در این صورت به گونهای دست به تصرف و تحریف معنوی زدهایم. بسیاری از جریانهایی که در واقعه عاشورا رشد و ظهور پیدا میکند در همان بستر معنا پیدا میکند و ما اگر آن بستر را بگیریم و یا حذف کنیم، مسلما آن ارزش هم آنگونه که باید قابلیت انتقال ندارد.
اما توان روحی و روانی انسانها متفاوت است و به ویژه در سنین زیر ۱۸ سال این قابلیت در حال رشد کردن است و در همین مسیر رشد کردن فهم و درک از مسائل مختلف برای انسانها ممکن است یکباره به وجود نیاید و ممکن است لازم باشد به دلیل تناسب این حالت روحی ما دست به انتخاب بزنیم.
اساسا همه مفاهیم و ارزشها قابلیت انتقال دارند اما با توجه به نیازسنجی مخاطبان باید دست به انتخاب زد و این انتخاب از جهت تناسب و ظرفیت مخاطب است و اینگونه نیست که یک سری از مفاهیم عاشورا را نباید منتقل کنیم و مفاهیم دیگر را باید منتقل کنیم. این انتخاب نمیتواند اثر مثبتی در تربیت داشته باشد و موجب تحریف معنوی در واقعه عاشورا خواهد شد.
وقتی سن کودکان کمتر است، تا نزدیک به سنین نوجوانی، بیان صحنههایی که موجب ترس و وحشت آنها میشود خیلی ضرورتی ندارد، اصطلاحا برای بچهها تروما ایجاد میکند و از آنجایی که بچهها قوه تخیل بالایی دارند و ممکن است وقتی سختی مسیر برای آنها گفته شود بر روحیه حساس آنها تأثیر خواهد داشت، اما در سنین نوجوانی میتوان مسائل عاشورا را برای آنها بازگو کرد تا بتوانند با سختیها هم آشنا شوند.
در سنین کودکی ارتباط خوب امام حسین(ع) با فرزندان را بیان کنیم و در روز جنگ نیز که حضرت در شرایط سختی قرار دارند باز هم به سخنان دخترشان در لحظه وداع گوش میکنند و در شب عاشورا پای صحبت با حضرت زینب(س) مینشینند. این صحبتها ارتباط و هم بستگی خوبی که بین حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) و در کل خانواده وجود دارد را نشان میدهد.
ما میتوانیم این ارتباط و همبستگی خوب و مثبتی که در خانواده حضرت(ع) وجود داشته به کودکان منتقل کنیم به ویژه در این سنین قهرمانسازی و قهرمانپروری بسیار حائز اهمیت است، ما از این نکته میتوانیم استفاده کنیم و نقش تک تک قهرمانان واقعه کربلا را برای کودکان بازگو کنیم.
وقتی کودکان به سنین نوجوانی میرسند کم کم میتوانیم مشکلات و سختیهایی که خاندان اهل بیت علیهمالسلام در واقعه کربلا داشتند را برایشان بیان کنیم. به طور مثال درباره بستن آب فرات بر روی فرزندان امام حسین(ع) توسط دشمنان میتوانیم صحبت کنیم و به بچهها بیاموزیم که برای حفظ ارزشهای انسانی خاندان اهل بیت چنین سختیهایی را متحمل شدند.
برای آنها توضیح دهیم که گاهی برای برخی باورها و ارزشهای خود ممکن است از نیازهای حیاتی نیز دست بکشیم و این مسیر حقیقت از طریق همین از خودگذشتگیها نشان داده میشود.
پس از طی دوران نوجوانی اول و در دوران نوجوانی دوم میتوان نوجوانان را با سختیهای بیشتری آشنا کنیم و سختیهای امام حسین(ع) را بیان کنیم به طور مثال جزئیات فداکاری امام حسین(ع) و نزدیکترین یاران و فرزندان ایشان که برای حفظ ارزشها صورت گرفت را انتقال دهیم و اینکه در نهایت خود حضرت(ع) به سختترین شکل ممکن شهید شدند.
اگر بخواهیم ارزشها و مفاهیم عاشورا را به کودکان انتقال دهیم در سه دوره باید آن را عملی کنیم؛ دوره اول مربوط به سنین قبل از نوجوانی، دوره دوم سنین نوجوانی اول و دوره سوم نیز نوجوانی دوم است.
در دوره قبل از نوجوانی با شخصیتهای کربلا برای کودکان قهرمان پروری میکنیم. در دوره نوجوانی اول از سختیها و مسائل خاندان اهل بیت علیهمالسلام صحبت میکنیم بدون اینکه وارد فاز خشونتها و مصایب شویم، در مرحله نوجوانی دوم نیز از ظلم و ستمهایی که به امام حسین(ع) و خاندان ایشان انجام شده سخن بگوییم گاهی این صحنهها ممکن است دلخراش و وحشتناک باشد اما در این سن بچهها از توان روحی و روانی بهتری برخوردار هستند و استنباط درستی خواهند داشت.
کاری که نیاز است انجام دهیم و مهم به نظر میرسد این است که مراسم عزاداری ویژه کودکان و نوجوانان را خلق کنیم. گرچه مهم است که کودکان و نوجوانان ما را در مراسمهای عزاداری همراهی کنند و حضور داشته باشند چراکه صرف حضور نیز آثار تربیتی مثبت را دارد، روضه و عزاداری ویژه بزرگسالان ممکن است خوب باشد اما تأثیری که هیئتهای ویژه کودکان و نوجوانان دارد بسیار بیشتر است.
بنابراین لازم است در ایام سوگواری اباعبدالله(ع) همه دستاندرکاران امور فرهنگی تلاش کنند مراسمهای عزاداری ویژه کودکان را اجرا کنند و حتی به فکر مداحان و سخنرانان کودکان باشند چراکه کودکان و نوجوانان امروز مانند کودکان دهه شصت و هفتاد نیستند که صرفا همراهی با پدر و مادرها آنها را اغنا کنند. بنابراین لازم است فعالان فرهنگی برنامه ویژهای برای کودکان و نوجوانان در این عرصه داشته باشند.
انتهای پیام