
به گزارش ایکنا از البرز؛ نسیم در اولین روزهای محرم از کوچههای شهر کرج با مکثی غمآلود رد میشود انگار چیزی را به یاد میآورد که تاریخ فراموش نکرده است. پرچمهای سیاه بر سردر خانهها، نشانه نوعی بازگشتاند. بازگشت به زخمی که هر سال تازه میشود و معنایی دیگر میگیرد.
در این کوچهها، سوگ تنها در صدای روضه خلاصه نمیشود. در سکوت یخزده یخچالهای خالی هم جاری است؛ در نگاه مادرانی که میان بودن و فقر معلق ماندهاند و در دستانی که بیشتر از آنکه به آسمان بلند شود، به زمین و نان فکر میکند. محرم در اینجا در دل زندگی مردم جریان دارد. جهانی که در آن، رنج و معنا در یک قاب مشترک نفس میکشند.
در همین فضا خبر آرام و بیهیاهو از دل یک نهاد وقفی بیرون میآید: توزیع ۲۰۰ بسته معیشتی توسط موقوفه عام گلشهر (به نیت شادروان علی حاجیترخانی) با همراهی موقوفه شهدا (شادروان کاظم حاجیترخانی) میان خانوادههای شهدا، جانبازان و اقشار نیازمند. بستههایی با ۱۳ قلم کالای اساسی، به ارزشی بالغ بر شش میلیارد ریال.
علیرضا حاجیترخانی، مدیر اجرایی موقوفه عام گلشهر در میان انبوه پروندهها و لیستهای توزیع، از محرم به عنوان یک منطق یاد میکند؛ منطقی که اگر درست فهم شود، از عزاداری فراتر میرود و به اخلاق تبدیل میشود.
میگوید: «ما اگر محرم را فقط در اشک و عزاداری خلاصه کنیم، از اصل پیام آن دور شدهایم. محرم، برای ما، یک دعوت است؛ دعوتی برای ایستادن کنار انسانها. دیدن دیگری. به اینکه فراموش نکنیم کرامت انسان حتی در سختترین شرایط، قابل معامله نیست».
سکوت کوتاهی میان جملههایش مینشیند؛ سکوتی که بیشتر شبیه تأمل است تا مکث. سپس ادامه میدهد: «در موقوفات خانواده حاجیترخانی تلاش کردهایم نیت واقفان را از یک کار مناسبتی به یک جریان زنده تبدیل کنیم؛ به معنای کمک مستمر، نه مقطعی و و اقشار نیازمند در این چرخه مرکز معنا هستند».
حاجیترخانی اضافه میکند: «برای ما وقف به یک اخلاق در حرکت تبدیل شده است. اخلاقی که باید جلوی فراموشی بایستد. چون اگر در چارچوب اداری دیده شود، بخش مهمی از معنایش را از دست میدهد. ما سعی کردهایم آن نیت اولیه و خیر را از دل کاغذ و سند بیرون بیاوریم و وارد زندگی امروز کنیم».
مدیر اجرایی موقوفه عام گلشهر توضیح میدهد: «ما در این مرحله ۲۰۰ بسته معیشتی بین نیازمندان توزیع میکنیم. هر کدام از این بستهها برای ما نوعی مواجهه با زندگی واقعی مردم است؛ یعنی با خانوادههایی روبهرو هستیم که این اقلام ساده مثل برنج و روغن و… برایشان بخشی از آرامش روزمره است، نه یک کمک حاشیهای».
حاجیترخانی یادآور میشود: «توزیع این بستههای معیشتی ذیل پویش باران مهر ۳۵ انجام میشود. عنوانی که خود، استعارهای کامل است. باران، در اینجا نماد تداوم است؛ تکراری که زمین خشک را زنده نگه میدارد. مهر نیز نه یک احساس گذرا، بلکه نوعی پیوند اجتماعی است؛ پیوندی که در روزگار فاصلهها، معنای تازهای پیدا کرده است».
او در ادامه، به یک نکته کمتر دیدهشده اشاره میکند؛ اینکه کارهای خیر در لایههای عمیقتر، به اعتماد اجتماعی گره میخورند و بخش مهمی از این فعالیتها بازسازی همین اعتماد است؛ اعتمادی که در زندگی شهری و فشارهای اقتصادی بهتدریج فرسوده میشود.
مدیر اجرایی موقوفه عام گلشهر در پایان میگوید: «برای من مهم این است که مردم حس کنند هنوز سازوکاری وجود دارد که میتوان به آن تکیه کرد. همین حس، خودش یک سرمایه اجتماعی است و اگر این اعتماد از بین برود، هیچ کاری به تنهایی نمیتواند جای آن را پر کند».
شب که بر شهر مینشیند صدای روضه از خانهای دور میآید و در خانهای دیگر، چراغی روشن است که روی بستهای ساده میافتد؛ بستهای که در سکوت باز میشود و برای لحظهای کوتاه، زندگی را به شکل دیگری نشان میدهد.
در این رفتوآمد آرام میان سوگ و زندگی، آنچه باقی میماند ردی کمرنگ از همدلی در دل روزمرگی است. اینکه هنوز در این شهر، امکان دیدن دیگری از میان نرفته است و در نهایت، آنچه این تصویر را به هم پیوند میدهد، عملکرد موقوفه عام گلشهر است؛ نهادی که در دل این روزها، تلاش کرده میان سوگ و زندگی، میان نیاز و کرامت، پلی محکم بسازد.
انتهای پیام