منزل بَیَضَه، یکی از منازل مسیر کاروان امام حسین (ع) در حرکت از مکه به سمت کوفه بود. در این منزل، امام خطبهای ایراد کردند و با استناد به حدیث پیامبر(ص) درباره لزوم مقابله با سلطان جائر، بنیامیه را به پیروی از شیطان، ترک اطاعت خدا، تعطیل حدود الهی و حلال و حرام کردن اموال متهم کردند و خود را شایستهترین فرد برای تغییر این وضعیت دانستند. خبرنگار ایکنا از همدان به منظور بررسی اینکه چه نکاتی در این خطبه امام حسین(ع) مطرح شده و اهمیت این نکات و تأثیر آن بر جامعه امروز با حجتالاسلام والمسلمین رضا غلامی روشن، مدرس دانشگاه فرهنگیان، گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
وقتی که امام در مسیر کوفه به همراه کاروان حرکت میکردند در منزل بیضه به سپاه حربنریاحی رسیدند که با هزار سوار راه را بر حضرت بست. این لحظه نقطه تقاطع دو جبهه بود؛ جبهه حق به رهبری امام معصوم و جبهه باطل به رهبری یزید که حر فرمانده لشگر این جبهه بودند.
امام در این فضا و منزل ایستادند و خطبهای را قرائت کردند، خطبهای نه برای اصحاب و یاران خود و نه برای لشگریان حر، بلکه این خطبه برای تمام تاریخ هست. این خطبه با نام خطبه بیضه معروف است و به عنوان سندی است که بشر در طول تاریخ در تقابل بین حق و باطل باید مد نظر قرار دهد.
امام به سه گروه همزمان در این خطبه اشاره میکنند، یک گروه یاران خود هستند که باید استقامت و استحکام یقینی و باور خود را عمق ببخشند و بخشی برای سپاه حر است که شاید قلبشان بلرزد و به مسیر حق گرویده شوند و حق را از باطل تشخیص دهند و بخشی از این خطبه نیز برای تاریخ بشریت است که وقتی در تقابل بین حق و باطل قرار گرفتند بتوانند مسیر درست را انتخاب کنند.
حضرت در این خطبه پس از حمد و ثنای الهی، به فرمایشی از پیامبر استناد میکنند که ایشان فرمودند: «هر کس سلطان ستمگری را ببیند که حرامهای خدا را حلال کرده، عهد خدا را شکسته، با سنت پیامبر مخالفت میکند و در میان بندگان خدا به گناه و تجاوز عمل میکند پس با فعل و گفتار در برابر او تغییر ایجاد نکند بر خداست که او را با همان ستمگر وارد جهنم کند».
امام حسین(ع) در این خطبه تکلیف مردم را در برابر سلطان ستمگر مشخص میکند و در ادامه درباره لشگر یزید میفرماید: «آگاه باشید که اینان اطاعت شیطان را بر خود گرفتهاند و اطاعت خداوند را رها کردهاند، فساد را آشکار ساختند، احکام الهی را تعطیل کردند، بیتالمال را به خود اختصاص دادند، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کردهاند.» و در ادامه نیز میفرمایند: «من سزاوارترین کسی هستم که این وضعیت را تغییر میدهم.»
این بیان حضرت، همردیف با سایر بیانات ایشان در جریان عاشورا به عنوان نمونه ایشان میفرمایند من خروجم برای تغییر و اصلاح سنت و سیره جدم هست.
نکته طلایی و کلیدی این فراز این است که ایشان نمیگویند من آمدهام که این تغییر را انجام دهند بلکه میفرمایند من سزاوارترین هستم به عبارتی این قیام حسینی یک قیام احساسی، ذوقی و شخصی نیست بلکه یک قیام مبتنی بر مسئولیت قانونی و دینی است که از موضع امامت و بر اساس علم ایشان انجام گرفته و حضرت در بزنگاه تشخیص میدهند حق از مدار خود خارج شده و خود را شایسته ترین فرد برای تغییر و اصلاح میدانند.
محور اول این خطبه مسئولیت در برابر ظلم و ظالم است. حدیث «من رای سلطانا جائرا» که ایشان از پیامبر نقل کردند یکی از صریحترین احادیث دینی در برابر مسئولیت اجتماعی است. این حدیث چهار شرط و یک تکلیف را برای مؤمن معرفی میکند. سلطان ظالمی که حرام خدا را حلال کرده، عهد خدا را شکسته، با سنت پیامبر مخالفت کرده، بر بندگان خدا ظلم کرده چهار موردی هستند که مصادیق آن را در رفتار یزید شاهد هستیم.
یزید شراب میخورد و حرام خدا را علنا حلال میکرد، امنیت مردم را نقض میکرد و امامی مانند امام حسین(ع) را تهدید میکرد، سنت نبوی را کنار گذاشته و ظلمی که در حق بندگان کرده و کربلایی به وجود آورد که اوج ظلم تاریخ بشریت است. بنابراین حدیث بیضه بین فعل و قول تمایز قائل میشود و انکار با عمل را مورد تأکید قرار میدهد و با عمل خود در مقابل ظالم بایستیم.
محور دوم آسیب شناسی سکوت اجتماعی است که حضرت سیدالشهدا(ع) با عبارتی آسیب شناسی جامع شناختی از جامعهای ساکت را برمیشمارد. در جامعهای که در برابر ظالم سکوت اختیار کند احکام الهی معطل میماند، بیتالمال چپاول میشود و ارزشها وارونه شده، حلال حرام و حرام نیز حلال میشود.
امام بین اطاعت از شیطان و خود شیطان تمایزی قائل میشود و میفرماید اگر از روی ضعف، ترس و حسابگری انسان در برابر ظالم سکوت کند عملا در خدمت شیطان قرار گرفته است.
سپس حضرت در این بخش هشداری میدهند و تجربه تلخ عالمان یهود که در برابر ظالم سکوت کردند را بیان میکنند و هشدار میدهند که این جریان در امت اسلامی تکرار میشود.
و محور سوم نیز اصلاحگری اندیشه توسط امام حسین(ع) در این خطبه دیده میشود. در وصیت حضرت به برادرش آمده است، من جز برای اصلاح سنت جدم قیام نکردم. این اصلاح در فرهنگ امام حسین(ع) نه اصلاح تدریجی از درون نظام فاسد، بلکه بازگرداندن به اصل و همان چشمه زلال هست.
گاهی اصلاح از درون یک نظام فاسد انجام میگیرد اما از دیدگاه حضرت برگرداندن به چشمه زلال و بازگشت به سنت نبوی است و منظور ایشان از اصلاح همین است. بنابراین اصلاحگری در فرهنگ اباعبدالله(ع) ریشه در تکلیف دارد و نه محاسبه سود و زیان.
با علم و معرفتی که به عاقبت این جریان دارد آن را انتخاب میکند و بر پایه حق و حقانیت هست و نه قدرت. همچنین الگوی این اصلاحگری در سیره نبوی است. بر این اساس خطبه بیضه یک سند تاریخی صرف نیست بلکه چهارچوب و نظام اجتماعی برای فهم مسئولیت اجتماعی در هر زمانهای است و تکلیف بشریت در طول تاریخ در مواجهه با ظلم مشخص میکند.
انتهای پیام