مجید کافی، عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار گرفته، گفت: نباید رزمندگانی که در یکی از حساسترین سنگرهای دفاع از منافع ملی ایستادهاند، تنها بمانند و سیبل تهمتها، ناسزاها و قضاوتهای عجولانه تعداد اندک بیبصیرتان شوند.
در روزگار نبرد، هر کس به اندازه توان خویش وظیفهای بر عهده دارد. یکی در میدان نظامی سلاح بر دوش میگیرد، دیگری در میدان رسانه از حقیقت دفاع میکند و گروهی نیز در میدان سیاست و میدان دیپلماسی، با صبر، تدبیر و تحمل فشارهای سهمگین، از حقوق ملت پاسداری میکنند. من نیز امروز احساس میکنم که باید به اندازه بضاعت خویش به میدان بیایم؛ شاید بتوانم در دفاع از این رزمندگان، موجشکن بخشی از طوفان تخریبها و سیبل برخی تیرهای زهرآگین شوم.
من از دیرباز چندصدایی را در جامعه، لازمه پویایی و رشد فکری میدانستهام. جامعه زنده، جامعهای است که در آن اندیشهها مجال طرح و نقد داشته باشند. اما میان «گفتوگوی درونگفتمانی» و «اختلافآفرینی در میدان نبرد» تفاوتی بنیادین وجود دارد. تاریخ همه ملتها گواهی میدهد که در لحظات سرنوشتساز، رمز پیروزی در انسجام و همصدایی است. کشتیای که در میانه طوفان گرفتار شده است، بیش از هر چیز به وحدت پاروزنان نیاز دارد. قرآن کریم مؤمنان را به وحدت در لحظات حساس فرا میخواند و میفرماید: «يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ [اى پيامبر] از تو درباره غنايم جنگى مىپرسند بگو غنايم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد پس از خدا پروا داريد و با يكديگر سازش نماييد و اگر ايمان داريد از خدا و پيامبرش اطاعت کنید.»(سوره انفال/ آیه ۱)
در هنگامه رویارویی با دشمن، تفرقه نه نشانه آزادی، بلکه زمینهساز فرسایش توان ملی است. بهویژه آنکه در نظام جمهوری اسلامی، هدایت کلان این میدان بر عهده ولی فقیه است؛ شخصیتی که بر اساس مبانی حقوقی و سیاسی نظام، مسئول تشخیص مصالح عالی کشور و تنظیم راهبردهای کلان در شرایط بحران است. هنگامی که فرمانده میدان مسیر را تعیین میکند، اقتضای عقلانیت سیاسی و انضباط راهبردی آن است که نیروها در مسیر واحد حرکت کنند و از تبدیل اختلافنظرها به شکافهای اجتماعی بپرهیزند.
از همین رو، با صدایی رسا و بدون تردید، از تصمیمات نظام در این مقطع حساس، از جمله موضوع مذاکره، دفاع میکنم. این دفاع، پیش از آنکه یک محاسبه صرف سیاسی باشد، یک مسئله اعتقادی و ایدئولوژیک است؛ دفاع از سازوکاری که مشروعیت تصمیمگیری آن را پذیرفتهایم و در بزنگاههای تاریخی، حفظ انسجام آن را شرط بقا و اقتدار کشور میدانیم.
البته این موضع صرفاً بر مبانی اعتقادی استوار نیست. برای آن میتوان دلایل متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی نیز برشمرد. وضعیت اقتصادی کشور، ضرورت کاهش فشارهای معیشتی بر مردم، امکان افزایش صادرات و فروش نفت، کاهش آثار محاصره اقتصادی، جلوگیری از فرسایش منابع ملی، کاستن از هزینههای بازسازی و تخریبهای ناشی از تنش و دهها ملاحظه دیگر، همگی میتوانند مستند پذیرش یک توافق مقتدرانه از مسیر مذاکره باشند.
مذاکره، اگر از موضع عزت، حکمت و مصلحت صورت گیرد، نه نشانه ضعف است و نه علامت عقبنشینی؛ بلکه یکی از ابزارهای عقلانی تأمین منافع ملی است. چنانکه سعدی بزرگ فرمود: «درشتی و نرمی به هم در به است چو رگزن که جرّاح و مرهمنه است»
سیاست نیز عرصه جمع میان اقتدار و تدبیر است؛ نه میدان احساسات زودگذر و نه عرصه تسلیم و انفعال. امروز بیش از هر زمان دیگری به یاد این بیت حکیمانه فردوسی میافتم: «همه سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم»
اما پاسداری از کشور تنها در سنگر نظامی معنا نمییابد؛ گاه حفظ کشور در گرو نبردی دیپلماتیک است و گاه در گرو تصمیمی دشوار که بتواند منافع ملت را در بلندمدت تضمین کند.
در چنین روزهایی باید بیش از گذشته به این حقیقت بیندیشیم که دشمنان ایران، بیش از هر چیز از وحدت ملی هراس دارند. آنان میکوشند میان میدان و دیپلماسی، مردم و مسئولان و میان نیروهای وفادار به کشور شکاف ایجاد کنند. هنر ما آن است که ضمن حفظ حق نقد و نظر، از تبدیل اختلافها به گسلهای مخرب جلوگیری کنیم.
امروز زمان آن است که در کنار همه رزمندگان این سرزمین بایستیم؛ چه آنان که در میدان نبرد از مرزها پاسداری و چه آنان که در میدان دیپلماسی از منافع ملت دفاع میکنند. هر دو در یک جبههاند و هر دو برای یک هدف تلاش میکنند: عزت، امنیت و سربلندی ایران.
انتهای پیام