کد خبر: 4359877
تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۴۰۵ - ۰۶:۳۰
خانواده آرمانی در فرهنگ عاشورا/ ۵

سلوک مؤمنانه در اندیشه ائمه اطهار(ع)

محمدرضا سنگری با اشاره به ویژگی‌های مؤمنانه در اندیشه ائمه اطهار(ع) گفت: بخشیدن، نیازمند عظمت روح است؛ بالاترین درجه‌ بخشش زمانی است که انسان بتواند حتی در لحظه‌ آخر، قاتل فرزندش را ببخشد؛ این است اوج انسانیت و بخشش.

محمدرضا سنگری، عاشوراپژوه

به گزارش ایکنا از خوزستان، محمدرضا سنگری، عاشوراپژوه، شامگاه اول تیرماه در ادامه سلسله‌نشست‌های «خانواده آرمانی براساس فرهنگ عاشورا» که در مؤسسه علامه مخبر دزفولی برگزار شد به شرح ویژگی‌های مؤمنانه در اندیشه ائمه اطهار(ع) پرداخت که مشروح آن را می‌خوانیم: 

بخشیدن و گذشت، بخشی از مفهوم کربلاست. ما معمولاً وقتی از کربلا یاد می‌کنیم، تصویری از خون و جنگ در ذهن می‌یابیم؛ اما شیوه‌های دیگری از رزم نیز وجود دارد. هر یک از این شیوه‌ها، خود نوعی «رزم» است. به‌طور نمونه، وقتی در میدان معرفت قرار می‌گیریم یا در فضای رسانه‌ای برای انتشار حق و جلوگیری از روایت‌های دروغ و باطل تلاش می‌کنیم، درواقع در کربلا می‌جنگیم. ما نیز با این اقدامات در نهضت حسینی حضور داریم و گویی در زمره یاران حضرت اباعبدالله(ع) هستیم.

خطاب به بانوان می‌گویم: شما نیز بخشی از آن گروه هستید؛ چه نفر چهل و چهارم و چه نفر چهل و پنجم. در کربلا، 44 تن زن حضور داشتند که بعدها چه در عرصه نبرد و چه پس از آن در رسانه‌اندوزی و پیام‌رسانی، درست معادل خود امام حسین(ع) عمل کردند. اگر حضرت اباعبدالله(ع) به حضرت زینب(س) می‌فرمود: «ای پاره وجود من»، به این دلیل بود که سهم حضرت زینب(س) در کربلا، ۵۰ درصد از کل این نهضت است و جایگاهی معادل خود حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) دارد.

در مبحثی که تقدیم‌تان شد، درباره ویژگی‌های لازم برای رهپویی در راه حضرت اباعبدالله(ع) و به‌طور روشن‌تر در راه حضرت صاحب‌الزمان(عج) صحبت کردیم. با تکیه بر روایاتی از امام حسین(ع)، به 30 ویژگی رسیدیم که در شرایط بحران و فروپاشی روانی جامعه، یا حتی در لحظات آرامش، نیاز داریم آن‌ها را کسب کنیم.

می‌رسیم به ویژگی پنجم: «یَقْبَلُ و مَعْذِرَت» (پذیرش و عذرپذیری) که در ساختار زندگی ما بسیار مؤثر است؛ برای توضیح این نکته، باید در هنگام پوزش خواستن یا عذرخواهی، درنگی داشته باشیم. نوعی سلوک معنوی است که تلاش کنیم اصلاً کاری نکنیم که نیاز به عذرخواهی پیش بیاید.

باید پیش از انجام هر کاری درنگ کنیم، بیندیشیم و پس از سنجش دقیق، عمل کنیم. نباید شتاب‌زده، بدون مشورت و بدون دیدن شرایط اطراف وارد قلمرو عمل شویم؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است دچار پشیمانی شویم یا تخریب‌هایی ایجاد کنیم که گاهی جبران‌ناپذیر باشند. حتی اگر این تخریب‌ها جبران شوند، باز هم بخشی از «زمان» ما تلف شده است.

همان‌طور که حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) می‌فرمایند: «یَابنَ آدَم اِنَّمَا اَنتَ ایّامٌ...؛ انسان چیزی جز زمان نیست» اگر ما نسنجیده عمل کنیم و سپس عذرخواهی کنیم، درواقع بخشی از سرمایه زمانی خود را از دست داده‌ایم. ما در برابر زمان مسئولیت داریم و می‌دانیم در لحظه‌ تنهایی (روز قیامت)، با چهار پرسش مواجه می‌شویم که دو مورد از آن‌ها مستقیماً مربوط به زمان و جوانی است: «وقتت را کجا گذراندی؟» و «جوانی‌ات را چگونه مصرف کردی؟»

باید مراقب باشیم زندگی‌مان با ببخشید و عذرخواهی‌های پراکنده همراه نباشد. متأسفانه امروزه کلمه‌ «ببخشید» برای ما عادی شده است؛ به‌طور نمونه برای نشستن یا بلند شدن. این نوع عذرخواهی‌ها، وجه حقیقی پوزش ندارند. امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «کاری نکن که بعداً مجبور به عذرخواهی شوی.» (بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۳۶۹)

کسانی که مدام عذرخواهی می‌کنند، نشان می‌دهند که در زندگی برنامه ندارند، هندسه‌ ذهنی مشخصی ندارند و کنش‌هایشان سامان‌نیافته است. آن‌ها افرادی عجول هستند که در زندگی‌شان «سنجش» ندارند.

امام حسین(ع) در توصیفی در کتاب تحفه‌العقول، ص ۲۴۸ به ما هشدار می‌دهند (إياك...) و می‌فرمایند: «بپرهیز از کاری که تو را به عذرخواهی بکشاند.» تفاوت رفتار مؤمن و منافق در این است؛ مؤمن کسی است که در رفتار خود دقت می‌کند، عملش را می‌سنجد و مطالعه می‌کند؛ بنابراین نه به کسی بدی می‌کند و نه نیازی به عذرخواهی می‌یابد.

منافق کسی است که تمام روز را به بدی و اشتباه می‌گذراند و شبانه‌روز در حال عذرخواهی است، زیرا دائم دچار ضعف و خطاست. 

مفضل بن عمر از اصحاب امام صادق(ع) از نسل عبیدالله بن حُر جُعفی است. عبیدالله بن حُر در نزدیکی کربلا، خیمه‌ای مجلل برپا کرده بود. امام حسین(ع) وقتی به خیمه او رسیدند، او را دعوت کردند تا همراه ایشان باشد. او به امام گفت: «من از کوفه بیرون آمدم تا نه با عبیدالله بن زیاد باشم و نه با شما؛ زیرا می‌دانم شما در این جنگ کشته خواهید شد و من جانم را دوست دارم.» او با اینکه ارادت داشت، اما از ترس مرگ، حاضر به همراهی نشد. در عوض، بهترین اسب عرب که نامش «لاحِق» یا «مُلحَق» بود و بهترین شمشیرش را که شش ماه روی آن کار کرده بود، به امام تقدیم کرد. اما پاسخ امام(ع) این بود: «خیری در اسب و شمشیر تو نیست، من خود تو را می‌خواستم.»

این درس بزرگی است که گاهی کمک‌های مادی ما در میدان حق به درد نمی‌خورد، بلکه حضور خود شخص در صحنه اهمیت دارد.

پس از واقعه کربلا، عبیدالله بن زیاد شروع به شناسایی و کشتن کسانی کرد که در کربلا بودند یا با امام همراهی کرده بودند. عبیدالله بن حُر جُعفی نیز فراخوانده شد. او با همان اسب سریعش به نزد عبیدالله بن زیاد رفت که با طعنه به او گفت: «کجا بودی؟» و وقتی او ادعای بیماری کرد، عبیدالله بن زیاد پاسخ داد: «آیا تنت بیمار بود یا دلت؟» (یعنی می‌دانستم با امام بودی)؛ در همان لحظه، عبیدالله بن حُر از فرصتی استفاده کرد و با اسبش گریخت. تعقیب‌کنندگان هرچه تلاش کردند نتوانستند به سرعت اسب او برسند. او در نهایت به کربلا آمد و بر سر قبر امام حسین(ع) شروع به شعر خواندن و زاری کرد و حسرت خورد که چرا فرصت همراهی با امام را از دست داد.

مفضل بن عمر نوه جعفی از امام صادق(ع) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: «شایسته نیست مؤمن خودش را خار کند و تحقیر کند.» مفضل پرسید: «چه کاری باعث می‌شود انسان خودش را خار و پست کند؟» امام(ع) پاسخ دادند: «اینکه انسان وارد کاری شود که از پس آن برنیاید و در نهایت ناگزیر شود معذرت‌خواهی و عذرخواهی کند.» این نکته مستقیماً به بحث قبلی یعنی سنجیدگی در عمل متصل است.

متأسفانه در جامعه ما عادت شده که در هر کاری دخالت کنیم و نظر بدهیم، اما چون سنجیدگی و برنامه‌ای نداریم، در نهایت با اشتباهاتمان منجر به تحقیر خودمان می‌شویم و مدام در حال عذرخواهی هستیم.

بسیاری از افراد دچار این تصور هستند که می‌توانند در هر کاری نفر اول باشند و همه چیز را حل کنند (چیزی شبیه به وضعیت سوپرمن)، اما درواقع با دخالت در کارهایی که تخصص ندارند، باعث تخریب بیشتر می‌شوند. به‌طور نمونه، در دوران جنگ، برخی سعی می‌کردند در تعمیرات تانک‌ها دخالت کنند. یادم می‌آید یکی از این دوستان تانکی را برای تعمیر گرفت و در نهایت با یک تشت پر از پیچ و مهره (که معلوم نبود متعلق به کجای تانک است) تحویل داد؛ یعنی نه تنها تانک را درست نکرد، بلکه خراب‌ترش هم کرد. اگر در امری تخصص ندارید، نظر ندهید، پیشنهاد ندهید و وارد آن نشوید.

تا اینجا بحث کردیم که نباید کاری کنیم که مدام نیاز به عذرخواهی داشته باشیم. اما بخش دوم این ویژگی، «پذیرش عذر دیگران» است. اگر کسی از شما پوزش خواست، عذر او را بپذیرید. نباید مانند دوران کودکی باشیم که می‌گفتیم: «تا قیامت با تو قهر هستم و نمی‌بخشمت.»

امام علی(ع) می‌فرمایند: در رابطه با برادر (دوست) خود، هرگز رشته‌ صلح را نگسلید. حتی اگر کسی از شما دور شد یا اشتباه کرد، شما سعی کنید رشته‌ رابطه را دوباره برقرار کنید و با لطف و مدارا پیش بروید. سعدی بزرگ در توصیف کرم و لطف خداوند می‌گوید که خداوند چنان کریم است که گویی خودش گناه کرده و شرمسار است که بنده اشتباه‌کارش را به جهنم ببرد. ما باید از خداوند الگو بگیریم و رنگ و بوی کرم الهی را در رفتار خود داشته باشیم.

بخشیدن، نیازمند عظمت روح است. بالاترین درجه‌ بخشش زمانی است که انسان بتواند حتی در لحظه‌ آخر، قاتل فرزندش را ببخشد؛ در حالی‌که طناب دار گردن اوست و فاصله تا مرگ بسیار کم است. این است اوج انسانیت و بخشش.

این روایت بسیار عجیب است. می‌فرماید: «عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اللَّطَفِ وَ الْمُقَارَبَةِ وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى الْبَذْلِ...» یعنی طوری عذرخواهی کن که گویی تو مقصری. این سطح از اخلاق، درواقع ابزاری برای ساختن شخصیت و انسانیت است که در دنیای امروز کمتر به آن توجه می‌شود.

برای اینکه بتوانیم پیوندهای برادری و دوستی را حفظ کنیم، باید عذر دیگران را بپذیریم. «اقبل أعذار الناس؛ عذرهای مردم را بپذیر». این کار باعث می‌شود که ما نیز از لطف و عنایت خداوند بهره‌مند شویم.

«فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ»؛ دعوت قرآن از ما این است که کینه‌ها را از دل بیرون بکشیم. کینه‌هایی که شاید نسبت به پدر، مادر، برادر یا دوستان در دل داریم را پاک کنیم. هدف این است که به «صفح جمیل» (ببخشایشی زیبا و بی‌دغدغه) برسیم. «صفحه» در لغت به معنای سپید و صاف است؛ پس باید قلبمان را مانند صفحه‌ای سفید و پاک از کینه کنیم.

امام زین‌العابدین(ع) می‌فرمایند: اگر کسی از شما عذرخواهی کرد، حتی اگر می‌دانستید که او دروغ می‌گوید، باز هم عذر او را بپذیرید. این اوج سعه‌صدر و بخشندگی است.

پذیرش عذر سه تأثیر بنیادین دارد: استواری دوستی: باعث تقویت صمیمیت و پیوند میان انسان‌ها می‌شود. رسیدن به شفاعت: در روایت آمده است که هر کس دیگران را ببخشد، ائمه(ع) شفاعتش می‌کنند. امام صادق(ع) هشدار می‌دهند: «هر کس عذرخواهی کسی را (چه راست باشد و چه دروغ) قبول نکند، به شفاعت من نخواهد رسید.» رهایی از بدترین جایگاه: کسی که عذر دیگران را نمی‌پذیرد، در زمره «شر الناس» (بدترین مردم) قرار می‌گیرد.

پیامبر(ص) در فتح مکه، با بخشایشی بی‌نظیر، موجی از تغییر را ایجاد کردند. ایشان حتی کسانی را که سال‌ها به ایشان و یارانشان ظلم کرده بودند، بخشیدند. پیامبر(ص) حتی هند (که جسد حضرت حمزه را مثله کرده بود) و ابوسفیان را بخشیدند.

ایشان همچنین در مقابل جمعیتی از زنان که پیش‌تر مرتکب جنایاتی شده بودند، فرمودند: «همه شما بخشیده شدید.» حتی زنی که به‌دلیل تهی‌دست بودن از شوهرش سرقت کرده بود و شوهرش (ابوسفیان) در همان لحظه حضور داشت، زنانی که فرزند زنده به گور کرده بودند و یا دامنشان آلوده بود هم مورد بخشایش پیامبر(ص) قرار گرفت. این رفتار، راه را برای توبه و بازگشت هزاران انسان گشود.

باید سعی کنیم برای دیگران عذرهایی بتراشیم؛ یعنی حتی اگر کسی در انجام قولی تأخیر کرد یا خطایی داشت، به جای سرزنش، به دنبال دلایلی باشیم که او را تبرئه کند. امام صادق(ع) در این باره می‌فرمایند: «اگر از مؤمنی حاجتی خواستی و او انجام نداد، پیش از آنکه خودش عذر بیاورد، تو برای او چند عذر مهیا کن «هَیِّئ لَه المَعاذِیر»؛ اگر عذر آورد، آن را بپذیر، حتی اگر گمان کنی که حقیقت چیز دیگری است.» این یعنی مچ‌گیری نکنیم و به جای استدلال بر سر دروغ یا تنبلی طرف مقابل، راه بازگشت را برای او باز کنیم.

در دعای ۳۸ صحیفه سجادیه، آموزه تکان‌دهنده‌ای وجود دارد که در آن از خداوند عذرخواهی می‌شود برای دو مورد: اول مظلومی که در حضور ما به او ظلم شد و ما کمک نکردیم. دوم گناهکاری که نزد ما آمد تا عذرخواهی کند و ما عذر او را نپذیرفتیم. این نشان می‌دهد که سکوت در برابر ظلم به دیگران، گناهی است که باید در پیشگاه الهی برای آن استغفار کنیم.

غیبت، یکی از متداول‌ترین و در عین حال شیرین‌ترین گناهان است. قرآن کریم در سوره «حجرات» غیبت را به «خوردن گوشت مرده‌ برادر» تشبیه کرده است. همان‌طور که از کسانی که گوشت انسان می‌خورند مانند ترامپ متنفر هستیم، باید از غیبت نیز به همان اندازه متنفر باشیم، زیرا غیبت درواقع «خوردن شخصیت» انسان‌هاست.

برای اینکه در دام غیبت نیفتیم، سه قدم را باید برداریم: اول حفظ حرمت غایبان: در نبود دوستان، از شخصیت آن‌ها پاسداری کنیم. (روایتی از امام موسی کاظم(ع) نقل شده که اگر ۵۰ نفر از کسی بد بگویند و خود آن شخص بگوید من این‌طور نیستم، حرف خود شخص را قبول کنید). دوم وقتی کسی شروع به غیبت می‌کند، اجازه ندهید ادامه دهد. حتی اگر دوستتان ناراحت شود، ترجیح دهید او ناراحت شود تا اینکه خداوند و ملائکه از شما خشمگین شوند. از کسی که مورد غیبت قرار گرفته دفاع کنید. حتی اگر بعداً معلوم شود حرف غیبت‌کننده درست بوده، شما وظیفه داشتید در لحظه غیبت، از مؤمن دفاع کنید. 

هرگاه کسی نزد شما غیبت کند و شما گوش دهید، پنج اتفاق بد می‌افتد: ۱. غیبت‌کننده گناه کرده است، ۲. ذهن شما از موضوعات مفید پرت و مشغول شده است، ۳. شخصیت یک مؤمن تخریب شده است، ۴. شما نسبت به غیبت‌کننده دچار تردید می‌شوید (چون می‌دانید او از دیگران بد می‌گوید، پس احتمالاً از شما هم بد می‌گوید) و ۵. هر دو در گناه شریک می‌شوید. 

غیبت تنها بر عهده گوینده نیست؛ هر کسی که به غیبت گوش دهد، او نیز دچار معصیت شده است. درواقع، شنونده با پذیرش این کلام، در گناه شریک می‌شود. کسانی که فضای غیبت را می‌شکنند و اجازه نمی‌دهند شخصیت دیگران تخریب شود، وعده رهایی از آتش را دارند. در روایتی از رسول خدا(ص) خطاب به ابوذر غفاری آمده است: «هر کس در غیبت از برادر مؤمنش دفاع کند و دژی (حفاظتی) برای او بسازد تا شخصیتش نشکستد، خداوند او را از آتش آزاد خواهد کرد.» این مفهوم «پاسداری» (ذَبّ) را در روز عاشورا نیز از امام حسین(ع) می‌شنویم که در لحظات سخت، فریاد زد: «آیا کسی هست که از حرم رسول خدا پاسداری کند و نگاهبانی نماید؟» (ذَبّ به معنای پاسداری و دفاع است).

هفتمین ویژگی از ویژگی‌های سلوک مؤمنانه، «نصیحت» است. در معنای اصیل آن، نصیحت به معنای «خیرخواهی» است؛ یعنی نخواستن هیچ بدی و شری برای دیگران. 

امروزه مفهوم نصیحت در جامعه ما تخریب شده و به «گیر دادن» تعبیر می‌شود. اما در معنای اصیل خود، نصیحت یعنی خیرخواهی خالصانه برای دیگری. پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) همواره یاران خود را به نصیحت متقابل تشویق می‌کردند. حتی امام علی(ع) در برابر ابوذر (که از بزرگان اصحاب بود) متواضعانه می‌نشستند و از او می‌خواستند که ایشان را نصیحت کند.

امام باقر(ع) می‌فرمایند: «یَجِبُ لِلمؤمِنِ عَلَی المُؤمِنِ النَّصیحَة» بر هر مؤمنی واجب است که خیرخواه مؤمن دیگر باشد. (اصول کافی، ج ۲، ص ۲۴۸)؛ این یعنی ما باید فعالانه به دنبال رشد و اصلاح یکدیگر باشیم.

امام صادق(ع) می‌فرمایند که خیرخواهی و نصیحت باید هم در حضور شخص و هم در غیاب او باشد. شهید مطهری روش جالبی داشتند؛ ایشان و همراهانشان هر از چند گاهی فرصتی می‌گذاشتند تا هر کس تمام تذکرات و نکاتی را که در مورد رفتار دیگران دیده بود، بیان کند. این کار به «مهندسی رفتار» و «شکل‌دهی به شخصیت» کمک می‌کند.

نصیحت در غیاب (تذکرات غیرمستقیم): این کار می‌تواند از طریق تماس تلفنی یا به اشتراک گذاشتن یک روایت زیبا باشد. به جای دستور دادن، می‌توان گفت: «من امروز این روایت زیبا را خواندم و تصمیم گرفتم با آن زندگی کنم، تو هم امتحان کن.»

در دوران جنگ، روشی به نام «نهضت روایت» ابداع شده بود. افراد صبح زود چند روایت کوتاه و کاربردی را روی تکه‌های کاغذ می‌نوشتند و هنگام ملاقات با دیگران، آن کاغذ را در جیب آن‌ها می‌گذاشتند تا در طول روز بخوانند و به آن عمل کنند. این یک روش ظریف و اثرگذار برای نصیحت غیرحضوری و هدایت متقابل است.

کسی که باب نصیحت را می‌بندد و تذکرهای دیگران را نمی‌پذیرد، از رحمت الهی محروم می‌شود. در مقابل، ما نباید با دیدن انحراف یک شخص، به بهانه «به من چه بودن»، سکوت کنیم. پدر، مادر و معلمان باید در مسیر خیرخواهی باشند، اما نکته مهم این است که نصیحت باید با «روش صحیح» باشد؛ نه به‌صورت تند، مستقیم و بی‌ملاحظه، بلکه با درایت و حکمت. عبدالمؤمن انصاری نقل می‌کند که وقتی نزد امام موسی بن جعفر(ع) رفت، راوی به یکی از اصحاب دیگر (محمد بن عبدالله جعفی) لبخند زد. امام(ع) فرمودند: «آیا او را دوست داری؟» عبدالمؤمن پاسخ داد: «بله، فقط چون او در راه توست، دوستش دارم.» امام(ع) در اینجا مفهوم برادری ایمانی را تعریف کردند: «او برادر توست؛ هرچند پدر و مادر او با تو یکی نیستند، اما در حقیقت مانند فرزند یک پدر و مادر است.»

در ادامه این روایت (به نقل از بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۳۲)، چهار دسته از انسان‌ها به‌دلیل رفتار نادرست با برادر مؤمن خود، مورد لعنت و خشم الهی قرار می‌گیرند: 1. فریب‌کار: کسی که برادر خود را بفریبد «مَلعون مَن غَشَّ أَخاهُ»، 2. بی‌تفاوت: کسی که برادرش را نصیحت نکند و در برابر خطای او سکوت کند «مَلعون مَن لَم یَنصَح أَخاهُ»، 3. توجیه‌کننده زشتی‌ها: کسی که بدی‌های برادرش را به‌گونه‌ای پنهان کند که زشت‌ها زیبا به نظر برسند و با این کار، او را در خطا تشویق و توجیه کند «مَلعون مَن حَجَبَ أَخاهُ/سَتَرَ عُیوبَهُ لِتَبرِیرِهِ» و 4. غیبت‌کننده: کسی که در غیبت از برادرش بدگویی کند «مَلعون مَن اِغتَابَ أَخاهُ».

انتهای پیام
دبیر:
سیما محسنی
خبرنگار:
سیما محسنی
captcha