به قلم حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی مروجی طبسی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه حضرت معصومه(س)
تطبیق شرایط امروز با حوادث تاریخی صدر اسلام گرچه کاری درست، الگوگیر و عبرتانگیز است ولی نیازمند دقت و جامعنگری است؛ خطای در برداشت و تطبیق و جری نادرست میتواند دستاوردها را بر باد دهد و آفتی برای مقاومت و حضور در خیابان باشد. یکی از این حوادث ماجرای صلح امام مجتبی(ع) در برابر دولت تزویر و تروریستی معاویه و انطباق آن با شرایط امروز است.
ذکر چند نکته در این مجال ضروری است:
۱. یقینا حزب نامشروع سیاسی و حکومت مستبد، مستکبر، تروریست، فسادگر و فریبکار بنیامیه فتنهای بزرگ و غده سرطانی در پیکره جهان اسلام بود که به دستور مؤکد رسول خدا(ص) مسلمانان موظف بودند اهل بیت ایشان(ع) را در نبرد با این جریان سیاسی خطرناک، یاری و همراهی کنند تا شر فتنههای «مخوف»، «کور»، «تاریک» و «فراگیر» و ریشههای فسادانگیز از جوامع اسلامی، برچیده و برکنده شود، و عزت، امنیت، و شرافت امت اسلامی در پرتو ولایت الهی جانشینان منصوب آن حضرت ـاهل بیت(علیهم السلام)ـ برای همیشه تأمین و تضمین گردد. این دستور جدّی رسول خدا(ص) در ذیل آیاتی مانند: «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها...» (زمر/۱۷)؛ «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ...»(نحل/۳۶)؛ «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ...»(بقره/193)؛ « ...وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتي أَرَيْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزيدُهُمْ إِلاَّ طُغْياناً كَبيراً»(اسراء/۶۰) قابل فهم است.
اگر مردم آن دوران خطرات حاکمیت این حزب مستکبر و فسادگر را که مصداق آشکار طاغوت و شجره ملعونه قرآن بودند درک میکردند، دستورات رسول خدا(ص) و جانشینان آن حضرت(ع) را از جمله امام حسن مجتبی(ع) جدی میگرفتند و در نبرد با بنیامیه استقامت میکردند، دیگر مجبور به تحمل پیامدهای سنگین و ننگین سازش با این جریان خودکامه نمیشدند. اما ترس و طمع و دهانبینی، بصیرت و استقامت مردم زمان امام حسن(ع) را ربود و صلحی ناشی از ناآگاهی و سهلانگاری مردم، خیانت خواص داخلی و فرصتطلبی حزب آشوبگر، نیرنگباز و تروریست بنیامیه، بر آن حضرت(ع) تحمیل کرد.
۲. بیتردید این رویداد تاریخی تلخ و عبرتآموز، برای ایران شرافتمند، آزاده، فهیم، روشنبین و دوستدار اهل بیت(علیهالسلام) در طول تاریخ پرافتخار خود، یک چراغ فروزان برای حرکت به قله عزت و اقتدار در سایه توحید و ولایت «الله» بوده است. مردمی که پیوسته با شاخص «قرآن و اهل بیت(ع)»، دوست و دشمن خود را شناسایی کردهاند.
نبرد جانانه، شجاعانه و غرورانگیز فرماندهان و سربازان میهن در مقابل دشمن آمریکا ـ صهیونی در جنگ تحمیلی دوازده روزه، و جنگ 40 روزه رمضان، و نیز حضور اعجازگونه مردم مبعوثشده در سنگرهای خیابان برای برافراشته نگاهداشتن پرچم «الله»نشان، پشتیبانی از نظام ولایی توحید و حمایت همهجانبه از جنگاوران سلحشور در عرصه نبرد با امویان زمان، شاهد مثالی روشن بر این ادعاست.
۳. خطر تهدیدکننده این واقعیت میدانی که ممکن است ورق را به گونهای ناخوشایند و به جهتی دیگر برگرداند، پذیرش جری و تطبیق ناقص یا نادرست جریان جنگ و صلح امام حسن(ع) بر فضای امروز ایران اسلامی است. برخی خواص دانسته یا ندانسته، با طرح واقعه صلح امامحسن(ع) در پی تلقین این مطلب هستند که: مردم ایران تاب و توان و انگیزهای برای مبارزه با جبهه کفر و طاغوت و امویان زمان ندارند و به سخنی دیگر، مردم ایران تمایلی به یاری و همراهی ولی امر خود ندارند و دیگر گزینه و چارهای جز سازش و کرنش یا تسلیم و عقبنشینی و باجدهی در برابر خواست قدرتهای مستکبر طاغوت وجود ندارد.
زهی خیال باطل! چنین تطبیق ناروایی افزون بر اینکه تحریف و تفسیر به رأی صلح امام حسن(ع) است، اگر توهین به ملت شریف، بصیر، مقاوم، دشمنشناس، ستمناپذیر و ظلمستیز ایران نباشد، قطعا یک اختلال و خطای فاحش در دستگاه محاسباتی برخی خواص، و چشمبستن بر واقعیتهای میدانی و خیابانی است. خطر آن جاست که این خطای محاسباتی که میتواند ناشی از جنگ شناختی، روانی و رسانهای جبهه باطل باشد، در میان خواص طرفدار حق امری مسلم تلقی شده، گسترش یابد.
۴. منشأ دیگر این خطای فاحش محاسباتی و مقایسه غلط و نابجا، ممكن است دنیاطلبی و مالدوستی برخی از خواص جبهه حق(خصوصا اگر پست و قدرت و مقامی داشته باشند) یا احساس «رعب» و «خوف» آنان در مقابل جبهه نظامی دشمنان ایران و اسلام باشد. تنها در این فرض است که «کافر همه را به کیش خود پندارد» و «کار پاکان را قیاس از خود میگیرد» و واقعیتهای بزرگ خیابانهای ایران یعنی حضور اعجازگونه پرچمداران توحید در پیشتیبانی از نظام اسلامی و اعلام صریح آمادگیشان برای مبارزه با نظام کفر و طاغوت و رد هرگونه سازشکاری با امویان زمان، نادیده و به هیچ انگاشته میشود.
۵. کوتاه سخن اینکه قاطبه مردم بصیر، فهیم و شجاع ایران، در پرتو قرآن و ولایت اهل بیت(ع) و همراه با ولی امر خود، تا پای جان هرگونه ستمگری و ستمکشی، سلطهگری و سلطهپذیری، و بردگی قدرتهای طاغوتی و استکباری را که امروزه مصداق آشکار آن آمریکای مستکبر و اسرائیل غاصب است، به شدت نفی میکند. واقعا تاریخ در کدام مقطع از دوران معصومان (ع) چنین مردمی را سراغ دارد؟
انتهای پیام