به قلم احمد مسجدجامعی، وزیر اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و قائممقام رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی
پیوستن ایرانیان ساکن کوفه، در روز عاشورا به یاری حسین (ع) از چند جهت ناممکن بود و این فرصت گرانبها از دست رفت؛ اما پس از آن در کنار کسانی قرار گرفتند که پرچم آل محمد را در دست داشتند.
گزارشی در کتاب «انساب الاشراف» آمده است که روزی مختار با مغیره بن شعبه سوار بر مرکبی حرکت میکردند. هنگامی که از بازار میگذشتند، مغیره گفت: «به خدا قسم کلمهای سراغ دارم که اگر فردی زیرک با آن دعوت کند، میتواند گروههایی را، بهویژه عجمها، به خود جذب کند. مختار پرسید: «آن کلمه چیست؟» مغیره پاسخ داد: «دعوت آنان به یاری خاندان محمد (ص) و خونخواهی از آنان.»
مغیره بن شعبه در فتوحات قادسیه و نهاوند شرکت و با طبقات مختلف ایرانیان سر و کار داشت؛ از این رو، آنان را به خوبی میشناخت و شاید همین شناخت عمیق، زمینهساز والی شدن او بر کوفه شد. کوفه اساساً شهری موالینشین بود. هرچند در آغاز، در دوره خلیفه دوم، این شهر به عنوان یک پایگاه نظامی تاسیس شد، اما حتی ساختوسازهای نظامی آن نیز به سبک ساسانی پایهگذاری شد.
در کتاب «گذری بر معماری متقدم مسلمانان» به این واقعیت اشاره شده است که معماری دارالاماره به سبک کاخهای ساسانی بود و درباره مسجد کوفه نیز نکات مشابهی بیان شده است. در کتاب «تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی» درباره ساخت قصر سعد بن ابیوقاص (سردار نبرد قادسیه) آورده شده است که یکی از دهقانان همدان به نام روزبه پسر بزرگمهر پسر ساسان نقشه ساخت آن را کشید و آن را با آجرها و ستونهای قصر ساسانی دیگری بنا کرد. بهواقع، نه تنها شهر و بازار در اختیار موالی بود، بلکه تاسیسات مهم شهری نیز الگویی از جنس بناهای ساسانی و بهطور کلی دارای نشانههای معماری ایرانی در آجر، نقشه، طرح و ترکیب بودند.
ابنزیاد شهر را در محاصرهای سفت و سخت گرفته بود
پس از وقایع عاشورا، مختار ذیل همان ایده «حبّ و یاری آل محمد» قیام کرد و چنان از موالی پیرامون او گرد آمدند که موجب سرزنش شیوخ عرب کوفه شد. در گزارشی نقل شده است که شخصی هنگام عبور از میان سپاه مختار گفت: غم من دوچندان شد، زیرا اینها حتی یک کلمه عربی صحبت نمیکنند. بنابر نقل روایات تاریخی، ۲۰ هزار نفر از موالی همراه مختار شدند. اگرچه جمعیت دقیق کوفه در آن زمان مشخص نیست، اما با توجه به شرایط، عدد ۲۰ هزار نفر برای آن روزگار قابلتوجه است؛ بهطوری که برخی منابع تاریخی شمار سپاهیان ابنسعد در واقعه کربلا را کمتر از این رقم ذکر کردهاند.
حال سوالی که ممکن است به ذهن بسیاری خطور کند این است: چرا ایرانیان ساکن کوفه، با وجود اینهمه علاقه، در روز عاشورا به یاری حسین (ع) نرفتند؟ در واقع، پیوستن آنها از چند جهت ناممکن بود و این فرصت گرانبها از دست رفت؛ یاران در رکاب امام همان کسانی بودند که از مکه، مدینه و گاهی در راه به ایشان پیوسته بودند. در میان کوفیان نیز تنها یکی دو نفر، از جمله مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر، توانستند از سدِ آهنینِ محاصره بگریزند و خود را به کربلا برسانند. در واقعه کربلا، هیچکس از کوفیان، نه از عربهای طرفدار حسین (ع) و نه از موالی، نتوانست به کمک آن حضرت بشتابد، زیرا ابنزیاد شهر را در محاصرهای سفت و سخت گرفته بود به حدی که هیچکس امکان ورود و خروج نداشت حتی راههای منتهی به کوفه را نیز به شدت کنترل میکرد.
هرچند ایرانیان در روز عاشورا سال ۶۱ نتوانستند به سپاه حسین(ع) بپیوندند، اما پس از آن در کنار کسانی قرار گرفتند که پرچم آل محمد را در دست داشتند. آغاز حرکت آنها با همراهی مختار بود؛ سپستر سپاه سیاه جامگان که از سوی ابومسلم خراسانی به سوی کوفه آمده بودند، در بیرون شهر اردو زدند تا درست در روز عاشورا سال ۱۳۲ هجری قمری وارد دارالاماره شوند و بساط خلافت بنی امیه را برچینند.