محمود نظریپور، پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی درباره زمینههای تاریخی قیام امام حسین(ع) اظهار کرد: اگر رحلت اندوهبار پیامبر اکرم(ص) را سرآغاز شکلگیری یکی از بزرگترین انحرافها در روند حکمرانی جهان اسلام بدانیم، سخنی گزاف نگفتهایم زیرا جریان رسالت و امامت که پیش از آن از علم، حکمت و عصمت بهرهمند بود بهتدریج جای خود را به جریان خلافتی داد که از عناصر لازم برای پیشوایی و راهبری جامعه اسلامی بیبهره بود.
وی افزود: جریان خلافت در دوران دو خلیفه نخست عمدتاً رویکردی بدعتآمیز و مصلحتجویانه داشت و در زمان خلیفه سوم بهتدریج به رویکردی اشرافی و ثروتاندوزانه گرایید. این روند پس از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) و امام حسن مجتبی(ع) در دوران معاویه به نوعی سلطنت و پادشاهی تبدیل شد، چنانکه معاویه خود را اول الملوک یعنی نخستین پادشاه خواند و حتی ساخت قصر خضراء در شام را نمادی از عظمت حکومت خویش معرفی کرد.
این پژوهشگر با اشاره به سخنی از امام علی(ع) در نهجالبلاغه گفت: امیرالمؤمنین(ع) در توصیف این وضعیت میفرمایند: «فإنّ هذا الدین قد کان اسیراً فی أیدی الأشرار، یُعمل فیه بالهوی و تُطلب به الدنیا»؛ یعنی دین در دست بدکاران اسیر شده بود و آنها بهنام دین از سر هوا و هوس عمل میکردند و دنیا را میجستند. خاندان اموی برای تثبیت این رویکرد اقداماتی انجام دادند که زمینه انحراف در دین را فراهم ساخت که یکی از این اقدامات جعل حدیث علیه امیرالمؤمنین(ع) و علویان و در مقابل ساختن فضایل ساختگی برای معاویه بود تا افکار عمومی را در جهت مطلوب خود شکل دهند. این جریان تا آنجا پیش رفت که معاویه در وصف تبار خویش گفت: «نحن شجرة رسول الله»؛ ما خاندان رسول خداییم.
وی افزود: از سوی دیگر برخی مفاهیم دینی مرتبط با مسائل سیاسی و اجتماعی نیز دچار تحریف شد، برای نمونه مفهوم قضا و قدر به ابزاری برای توجیه قدرت تبدیل شد، چنانکه معاویه در پاسخ به اعتراض عایشه نسبت به جانشینی یزید گفت: «إنّ أمر یزید قضاء من الله و لیس للعباد الخیرة من أمرهم؛ خلافت یزید قضای الهی است و مردم در این زمینه اختیاری ندارند».
این پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی اظهار کرد: علاوه بر این در دوران امویان حدود الهی ترک شد و سنت پیامبر(ص) کنار نهاده شد و بدعتها گسترش یافت، حتی در دربار خلافت نوشیدن مُسکر به این بهانه که در قرآن «خمر» تحریم شده نه «مسکر» توجیه میشد. امام حسین(ع) نیز در پاسخ به مروان که ایشان را به بیعت با یزید فرا میخواند، فرمودند: «فکیف تولّی علی أمّة محمّد من یشرب المسکر؟!؛ چگونه کسی که شراب مینوشد میتواند بر امت پیامبر حکومت کند»؟
وی افزود: امام حسین(ع) در ادامه این سخن تصریح میکنند که شرابخوار فاسق و بدکار است و حتی نمیتوان درهمی را به امانت به او سپرد، چه رسد به اینکه زمام امت اسلامی را در اختیار او قرار داد. از اینرو، حضرت اساساً حکومت فردی مانند یزید را با معیارهای اسلامی ناسازگار میدانستند. زمامداران اموی مانند معاویه و یزید با پایمالکردن حدود الهی و کنار گذاشتن سنت پیامبر(ص) زمینه گسترش بدعتها و تحریفهای دینی را فراهم کردند. امام حسین(ع) نیز در سخنی خطاب به مروان فرمودند که از رسول خدا(ص) شنیدهاند خلافت بر خاندان ابوسفیان و آزادشدگان و فرزندان آنان حرام است.
این پژوهشگر گفت: پس از به قدرت رسیدن یزید، امام حسین(ع) اوضاع جامعه اسلامی را به اندازهای نگرانکننده میدیدند که در نامهای به مردم بصره نوشتند: «إنّ السنّة قد أُمیتت و إنّ البدعة قد أُحییت و نعشت؛ سنت پیامبر از میان رفته و بدعت زنده شده است» و در سخنی دیگر نیز فرمودند: «و علی الإسلام السلام، إذ بُلیت الأمّة براع مثل یزید»؛ اگر امت اسلامی به حاکمی مانند یزید مبتلا شود، باید با اسلام وداع کرد و در چنین شرایطی بود که امام حسین(ع) برای احیای سنت نبوی، مقابله با بدعتها و اصلاح مسیر امت اسلامی قیام کردند؛ قیامی که در حقیقت تلاشی برای بازگرداندن جامعه به مسیر اسلام اصیل بود.
انتهای پیام