کد خبر: 4360639
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۴
یادداشت

امام سجاد(ع) و ادامه راه عاشورا

وقتی شمشیرها خاموش و غبار میدان فرو نشست، کربلا وارد فصل تازه‌ای شد؛ فصلی که در آن امام سجاد(ع) پرچم نهضتی را برای ایستادگی در برابر فراموشی و تحریف و زنده نگه‌داشتن پیام عاشورا در دست گرفت.

امام سجاد(ع) و ادامه راه عاشورا

گاهی تاریخ، پس از یک فاجعه، یک سؤال بزرگ از انسان می‌پرسد: بعد از آنچه اتفاق افتاده، چه کسی حقیقت را زنده نگه می‌دارد؟ شمشیرها که آرام می‌گیرند، خاک که روی زخم‌ها می‌نشیند و صدای میدان که خاموش می‌شود، تازه جنگ دیگری آغاز می‌شود؛ جنگی سخت‌تر و پیچیده‌تر. جنگ بر سر اینکه چه کسی روایت می‌کند، به یاد می‌آورد و اجازه نمی‌دهد حقیقت در میان هیاهوی قدرت گم شود.

آفتاب عاشورا که غروب کرد تازه فصل دیگری از کربلا آغاز شد؛ فصلی برای زنده نگه‌داشتن حقیقتی که خطر فراموشی تهدیدش می‌کرد و در میان بازماندگان، مردی بود که تقدیر بار سنگین حفظ یک حقیقت بزرگ را بر دوشش گذاشته بود؛ باری که آن روز کمتر کسی عمق آن را می‌فهمید.

امام سجاد(ع)؛ مردی که از قتلگاه بازگشته بود. بعد از کربلا دیگر هیچ چیز برایش شبیه گذشته نبود. اما زندگی زین‌العابدین(ع) قرار نبود در همان جای خالی‌ها متوقف شود. باید از میان این اندوه بزرگ راهی برای زنده ماندن یک پیام پیدا می‌کرد.

برای فهمیدن نقش امام سجاد(ع)، باید کمی به عقب برگشت؛ به جامعه‌ای که در آن حقیقت آرام‌آرام زیر غبار عادت و ترس پنهان شده بود. جامعه‌ای که روزی صدای پیامبر خدا(ص) را شنیده بود، کارش به جایی رسید که ندای حسین(ع) را نشنید.

این شاید تلخ‌ترین پرسش تاریخ باشد: چگونه ممکن است مردمی که خود را پیرو دین می‌دانند، در لحظه‌ای حساس، در برابر بزرگ‌ترین بی‌عدالتی سکوت کند. پاسخ در تغییرات آرامی نهفته است که گاهی بی‌آنکه جامعه متوجه شود، باورها و معیارهایش را دگرگون می‌کند. هیچ جامعه‌ای ناگهان سقوط نمی‌کند. پیش از هر فروپاشی بزرگ، ارزش‌ها کم‌رنگ می‌شود، حساسیت‌ها از بین می‌رود و انسان‌ها به چیزهایی عادت می‌کنند که روزی برایشان غیرقابل‌قبول بود.

پس از عاشورا، امام سجاد(ع) با جامعه‌ای روبه‌رو بود که دچار فراموشی شده بود و درمان چنین جامعه‌ای با اعتراض لحظه‌ای ممکن نبود باید ریشه‌ها اصلاح می‌شد. ابوالحسین نمی‌خواست تنها روایتگر یک واقعه باشد؛ می‌خواست از انسان بگوید، از اینکه چگونه ممکن است آدمی آن‌قدر از حقیقت دور شود که در برابر آن بایستد. 

شاید بزرگ‌ترین اشتباه درباره امام سجاد(ع) این باشد که او را فقط با دعاهایش بشناسیم اما دعا در زندگی امام سجاد(ع) معنایی بزرگ داشت. برای فهمیدن جایگاه دعا در سیره او، باید روزگاری را دید که امام در آن زندگی می‌کرد. روزگاری که گفتن حقیقت آسان نبود و هر سخن روشنگرانه‌ای می‌توانست برای گوینده هزینه سنگینی داشته باشد. اما حقیقت همیشه راهی برای ماندن پیدا می‌کند. اگر نتواند آشکار گفته شود در قالب دیگری خود را نشان می‌دهد. امام سجاد(ع) در آن شرایط، دعا را به زبانی برای آموزش، بیدار کردن و زنده نگه داشتن معارف دینی تبدیل کرد و صحیفه سجادیه روایت انسانی است که می‌خواهد دوباره نسبت خود را با خدا، جامعه و خویشتن پیدا کند.

در میان کلمات دعاهای این کتاب، انسانی ساخته می‌شود که در برابر ظلم بی‌تفاوت نیست؛ انسانی که می‌فهمد زندگی فقط خوردن و زیستن نیست؛ مسئولیت و انتخاب دارد و آدمی باید در برابر حقیقت پاسخگو باشد. او با دعاهایش می‌خواست جامعه‌ای بسازد که در آن انسان، جایگاه واقعی خود را بشناسد. جامعه‌ای که در آن رابطه انسان با خدا، خانواده، همسایه و دیگر افراد معنا داشته باشد و همین انسان‌سازی بود که بعدها زمینه را برای شکوفایی علمی اهل‌بیت(ع) در دوران امام باقر(ع) و امام صادق(ع) فراهم کرد.

امروز قرن‌ها از آن روزها گذشته است. دیگر نه آن کوچه‌های مدینه باقی مانده، نه آن مردم اما یک صدا همچنان شنیده می‌شود. صدایی که از میان دعاها می‌آید و شاید راز ماندگاری کربلا همین باشد؛ اینکه حقیقت همیشه با قدرت و شمشیر زنده نمی‌ماند. گاهی یک انسان، با صبر، روایت و ایستادگی، کاری می‌کند که یک واقعه قرن‌ها بعد هم قلب‌ها را تکان دهد.

امام سجاد(ع) پس از عاشورا حامل یک پیام بزرگ بود. از میان آتش خیمه‌ها، از کنار پیکرهای بر زمین مانده و از دل روزهای سخت اسارت، حقیقتی را با خود همراه کرد که دشمنان می‌خواستند خاموش شود.

کربلا با شهادت امام حسین(ع) تمام نشد؛ آن روز فصل دیگری از این حماسه آغاز شد. اگر خون شهیدان، پیام عاشورا را نوشت، این امام سجاد(ع) بود که نگذاشت این پیام در گذر زمان گم شود. او با دعا، روشنگری و ساختن دوباره انسان‌ها راهی برای زنده ماندن حقیقت پیدا کرد.

امام سجاد(ع) به ما نشان داد که همیشه میدان مبارزه، صحنه جنگ و رویارویی مستقیم نیست. گاهی بزرگ‌ترین مبارزه، مقابله با فراموشی است؛ اینکه اجازه ندهی حقیقت زیر غبار زمان و تبلیغات گم شود.

سال‌ها گذشت و بسیاری از قدرت‌ها و حکومت‌ها از میان رفتند، اما نام حسین(ع) همچنان زنده ماند؛ چون مردی پس از او ایستاد که رسالتش زنده نگه داشتن حقیقت بود و امروز اگر هنوز نام حسین(ع) در دل‌ها جاری است، بخشی از این ماندگاری مدیون مردی است که پس از پایان نبرد، بزرگ‌ترین جنگ خود را آغاز کرد؛ جنگ با فراموشی. مردی که از کربلا برگشت تا کربلا را برای همیشه زنده نگه دارد.

انتهای پیام
دبیر:
الناز دادمهر
captcha