به گزارش ایکنا از همدان، حجتالاسلام والمسلمین حسین مقدس، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر با استناد به تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی در بخش بعدی تبيين سوره محمد، به تشریح آیات 18 و 19 این سوره پرداخته است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
«فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَتَهُمْ (18) فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ ﴿١٩﴾»
از منظر قرآن کریم کار انسان و سخن او در جهان رها و فراموش نمیشود، بلکه هر عملی با عامل خود پیوند دارد. بر این اساس در قیامت همگان باید پاسخگوی اعمال و گفتار خویش باشند.
خدای سبحان در این آیه استهزا کنندگان سخنان پیامبر اکرم(ص) را به کیفر قیامت چنین تهدید میکند: «فَهَل يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَعْتَةً فَقَد جاءَ أَشراطها فَأَنَّى لَهُم إِذا جَاءَتْهُم ذكرهم ...آیا آنها جز این انتظار میبرند که قیامت که ناگهان فرا میرسد، بر آنان در رسد؛ سپس بخواهند ایمان آورند در حالی که هم اکنون نشانههای آن آشکار شدهاند و یادآوری و ایمان پس از رخداد قیامت به حالشان سودی ندارد.»
بیشتر بخوانید:
از منظر استاد جوادی آملی جمله «فَهَل يَنظُرُونَ» به معنای «هل يَنتَظِرُونَ» است؛ یعنی کافران منتظر قیامت هستند. البته قیامت صغرای هر شخصی با مرگش تحقق مییابد و قیامت کبرا نیز ناگهان پدیدار میگردد و هیچ کس از زمان وقوع آن آگاهی ندارد: «إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ علم الساعة یقیناً خداست که دانش قیامت فقط نزد اوست»( لقمان / آیه 34).
ظهور معاد همراه با رخت بربستن حرکت متحرک و زمان است از این رو میتوان گفت که پدید آمدن معاد تاریخ نخواهد داشت و انقطاع زمان در زمان نیست.
در آیه مورد بحث جمله «فقد جاءَ اشراطها» به معنای تحقق نشانههای قیامت است. رخدادهایی مانند ظهور اسلام و نزول قرآن حادثه شقالقمر، از «أشراط الساعة» هستند. علامه طباطبایی در نگرشی وسیع به معنای «أشراط الساعه»، آفرینش انسانها و دو گونه شدن آنها را یعنی پیدا شدن گروههای متفاوت صالحان و مفسدان و فجار و متقیان را نیز از اشراط الساعه میداند و میفرماید تقسیم انسان به عناوین مؤمن و غیر مؤمن نشانه وقوع اصل قیامت و وجود حساب و بررسی اعمال انسان است چنان که مرگ هم از اشراط وقوع قیامت است.
صاحب تفسیر تسنیم در ادامه بیان میدارد که بر پایه جمله «فانّى لَهُم إِذا جاءَتهم ذكراهم» ایمان و انجام دادن کارهای شایسته، دو عامل سبب نجات انسان از اهوال قیامتاند. بنابراین اگر کسی در دنیا ایمان نداشته باشد، ایمان هنگام مرگ و زمان ظاهر شدن نشانههای عذاب برای او سودی ندارد: «فَلَم يَكُ يَنفَعُهُم ايمانهُم لَمّا رَأَوا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللهِ الَّتى قَد خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَ خَسِرَ هُنَالِكَ الکافرون» (غافر / آیه 85) و اگر نیز ایمان بیاورد ولی عمل صالح نداشته باشد، در قیامت گرفتار میشود: «هَل يَنظُرُونَ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمُ المَلائِكَةُ أَو يَأْتِيَ رَبُّكَ أَو يَأْتِيَ بَعضُ اياتِ رَبِّكَ يَومَ يَأْتَى بَعضُ ايَاتِ رَبِّكَ لا يَنفَعُ نَفْسًا ايمانُها لَمْ تَكُن ءامَنَت مِن قَبْلُ أَو كَسَبَت في ايمانِها خَيْرًا» (انعام / آیه 185).
صاحب تفسیر تسنیم در ذیل تفسیر آیه 19 این سوره بیان میدارد که به دیده برخی مفسران این آیه نتیجه همه گفت و گوهایی است که در آیات پیشین درباره ایمان و کفر و سرانجام مؤمنان و فرجام کافران یاد شدند؛ گویا میفرماید اکنون که سعادت گروهی و شقاوت گروه دیگر دانسته شد، پس درباره علوم توحیدی خویش ثابت قدم باش.
خدای سبحان پس از وصف حال کافران و مؤمنان در آیات پیشین، در این آیه به پیامبر اکرم(ص) چنین میفرماید پس بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست: «فاعلم أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الله» یعنی تو در صراط مستقیم هستی، پس محکم بایست، زیرا راه تو موحدانه است و از علم به اسمای حسنای الهی و اوصاف و ذکر خدای سبحان بهره مند هستی پس این علوم توحیدی را محکم نگه داشته و در آنها ثابت قدم باش.
شرافت هر علمی به شرافت موضوع آن است و برترین دانش، علم توحید است، زیرا موضوع آن ذات اقدس الهی است که اشرف موضوعات و موجودات است، چنان که برترین کارها در حوزه عمل نیز استغفار است. بر این اساس خدای سبحان به پیامبر اکرم(ص) میفرماید نخست رابطه محکم خود با خدا را نگه دار و بر آن مواظبت کن؛ آنگاه به مشکل درونیات توجه داشته باش و برای گناه خویش استغفار کن و در مرحله سوم برای رفع آلودگی مردان و زنان مؤمن از گناهان و گرفتاریهای جامعه نیز استغفار کن، چون آنان هر چند ایمان آوردند و از تعالیم وحیانی پیروی میکنند به برخی از لغزشها و گناهان آلودهاند، پس برای آمرزش آنان از خدا مغفرت بخواه: «فَاعلَم أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللهُ و استغفِر لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ والمُؤمِنتِ.»
خدای حکیم از همه احوال و امور ناپایدار و ثابت و از هرگونه حرکت و سکون انسان آگاهی دارد «و اللهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُم و مَثوكُم» بنابراین مؤمنان نیز باید بر توحید الهی ثابت قدم باشند و از او مغفرت بخواهند و بترسند که بر قلبهایشان مهر زده و آنان را به حال خود رها کند و به هواهایشان بسپارد.
بر این اساس، ذیل آیه تعلیل مطالب صدر آن است که میفرماید پس بدان که هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست و برای خود و مؤمنان استغفار کن زیرا خدای سبحان از ظاهر و پنهان درون و برون و نجوای انسان با خدا و از اندیشهها و نیتهای او در حرکت و سکون آگاهی دارد پس انسان باید موحد باشد و از خدای سبحان مغفرت بخواهد.
خدای متعالی خواستههای مطیعان را به یقین، مثبت پاسخ میدهد، چون فرمان او به استغفار «و استَغفِر لِذَنبِكَ وَلِلمُؤمِنينَ والمُؤمِنتِ» يعنی من پروردگار آمرزنده هستم پس از من آمرزش بخواهید، تا از مغفرت الهی بهرهمند شوید.
خدای سبحان گاهی به استغفار امر میکند «استغفروا رَبَّكُم إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا» و زمانی به اثر آن وعده می دهد: «فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ، و كانَ اللهُ عَفُوا غَفُورًا» و در هر دو صورت، برای خواستار مغفرت، آمرزش الهی قطعی است همان گونه که اگر کسی بر اساس فرمان الهی خدا را بخواند ذات اقدس الهی پاسخ می دهد: «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبادی عَنِّى فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ.»(بقره / آیه 195).
استغفار معصوم برای دفع گناه است؛ نه رفع آن؛ یعنی استغفار پیامبر اکرم(ص) و اهل بيت سبب دفع خطر است؛ نه آنکه خطر آمده را رفع کند، چراکه آنان همواره در حال ذکر و استغفارند پس هیچ گناه و خطری به سویشان نخواهد آمد، گاهی انسان در محیط پاک و شرایط خاصی قرار دارد که نمیگذارد حشرهای به او نزدیک شود و زمانی نیز در محیط آلودهای قرار دارد که حشرات پیرامون او حضور دارند و انسان با وسیلهای آنها را رفع میکند. غیر معصومان با استغفار خطر و لغزش موجود را رفع میکنند؛ ولی معصومان گناه و لغزش را «دفع» می کنند، چنان که امام صادق(ع) فرمود: «إن رسول الله كان يتوب إلى الله في كل يوم سبعين مرة من غير ذنب».
این روایت روشن میسازد که مراد از ذنب در آیه «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا * لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ و ما تَأَخَّرَ» گناه فقهی نیست، زیرا میان مقدم و تالی یعنی فتح مکه و مغفرت گناه ربطی وجود ندارد، بلکه فتح مکه سبب جلال و شکوه پیامبر اکرم(ص) شد و آن حضرت عفو عمومی اعلام کرد و فرمود: «اليوم يوم المرحمة» و خانه ابوسفیان را جای امن قرار داد، تا بدگمانی مشرکان مکه به پیامبر اکرم(ص) برداشته شود، زیرا ایشان را به سبب کشته شدن برخی از نیاکان آنها در جنگ بدر و مانند آن نیز بعضی از مردم شهرشان در جریان فتح مکه گناهکار میدانستند.
خدای سبحان بر همه شئون انسان احاطه علمی دارد «و هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّكُم بِاللَّيْلِ ويَعْلَمُ مَا جَرَحتُم بِالنَّهارِ» چنان که افزون بر گذشته و حال، از آینده او نیز آگاه است. خدای حکیم نهان و آشکار وی را میداند: «و يَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ و ما تُعلِنُونَ» بلکه از صورتهای ذهنی و تصمیمهای وی باخبر است: «و يَعْلَمُ مَا تُسِرُونَ و ما تُعلنونَ وَ اللهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ.»
انتهای پیام