وقتی از میراث علمی رهبر شهید انقلاب سخن میگوییم، ذهنها معمولاً به حمایت از دانشگاهها، نخبگان، شرکتهای دانشبنیان و فناوریهای پیشرفته معطوف میشود، اما برای فهم عمیقتر منطق این حمایتها، باید یک گام فراتر رفت. در منظومه فکری ایشان، علم صرفا موضوعی آموزشی یا فناورانه نبود؛ بلکه بخشی از پروژهای بزرگ برای ساختن ایران قوی و زمینهسازی تمدن نوین اسلامی بود.
از این منظر، تحول علمی از تحول در نگرش و اعتماد بهنفس ملی آغاز میشود، به استقلال و اقتدار میانجامد، با ارزشهای الهی جهت پیدا میکند و در نهایت با تربیت نسل آینده استمرار مییابد.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا از قم با حجتالاسلام والمسلمین حمید نیکزاد معاون آموزش و پژوهش نهاد رهبری دانشگاه فرهنگیان کشور گفتوگو کرده است که مشروح آنرا در ادامه میخوانیم:
در منظومه فکری اسلام، علم هرگز ابزاری صرفاً مادی تلقی نمیشود؛ بلکه نوری الهی و برخاسته از مشکات نبوت است که بسترساز عبودیت، اعتلای کلمه حق و زمینهساز تمدنسازی نوین میشود.
رهبر شهید ما، که حیاتشان سراسر برکت و هدایت بود و شهادتشان نیز تأثیر ژرفتری بر امت نهاد، این نگاه حکیمانه را در چارچوب تمدنسازی نوین اسلامی سامان دادند.
منظومه اندیشه رهبری در چند محور قابل تبیین است. نخست علم بهعنوان مؤلفه راهبردی قدرت ملی است.
امام شهید با درکی عمیق از سنتهای الهی در تاریخ، علم را اصلیترین رکن قدرت ملی میدانستند و با نگاهی آیندهنگر، تحول علمی را در چند زیرمحور طراحی و پیگیری کردند که یکی عبور از خودکمبینی تاریخی است.
ایشان با استناد به آیه ۶۰ سوره مبارکه انفال «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة»، علم را بارزترین مصداق قوت معرفی کرده و بر ضرورت خروج از وابستگی علمی تأکید میورزیدند. دمیدن روحیه ما میتوانیم در کالبد جامعه علمی کشور، اعتماد بهنفس ملی را به سطحی بیسابقه ارتقا داد.
سیاستگذاری کلان و بلندمدت در خصوص اندیشه علمی رهبر شهید نیز قابل توجه است. تدوین نقشه جامع علمی کشور و تأکید بر نهضت نرمافزاری، اقداماتی مقطعی نبود، بلکه معمار ساختاری زیربنایی برای جهش کشور در مسیرهای پیش رو همچون نانو، سلولهای بنیادی، انرژی هستهای و فناوریهای راهبردی بود تا جمهوری اسلامی به قلههای دانش جهانی دست یابد.
رهبر شهید بر عمومیسازی گفتمان علم نیز توجه داشتند. حضور مستمر در دانشگاهها، تقدیر از دانشجویان، اساتید و نخبگان سبب شد علم از حصار آزمایشگاهها خارج شده و به دغدغهای همگانی و گفتمانی فراگیر در جامعه تبدیل شود.
دومین مورد در خصوص علم در اندیشه رهبر شهید، برداشتن گامهای اساسی در سیاستگذاری تمدنساز است. برای آنکه علم، زیربنای تمدن نوین اسلامی باشد، سیاستگذاریها میبایست از تقلید علمی به سمت مرجعیت علمی تغییر جهت دهند. در این راستا، رهبر شهید بر سه محور کلیدی تأکید داشتند. یک مورد گسترش زبان فارسی بهعنوان زبان علم است. ایشان آینده را چنان ترسیم میکردند که زبان فارسی به زبان مرجع دانش در جهان تبدیل شده و دیگران برای دستیابی به علوم پیشرفته، ناگزیر از آموختن آن شوند.
سومین مورد در اندیشه رهبر شهید، پیوند ناگشودنی علم و اخلاق است. تمدن غربی بهدلیل گسست علم از اخلاق (سکولاریسم علمی)، به بنبست انسان معاصر دچار شده و علم را در مسیر امیال دنیوی بهکار گرفته است. در مقابل، سیاستگذاری رهبر شهید بر علم نافع متمرکز بود؛ علمی که گرهگشای مشکلات مردم، بهویژه مظلومان جهان بوده و به حیات طیبه منتهی شود.
چهارمین موردی که در اندیشه رهبری شهید جایگاه ویژهای داشت، اقتصاد دانشبنیان و مقاومتی است. تبدیل دانش به ثروت، محور اصلی مصونیت کشور در برابر تکانههای بینالمللی بود. ایشان همواره تأکید میکردند که مسئولان باید از چرخه کامل ایده تا محصول حمایت کنند تا علم در قفسههای کتابخانهها محبوس نماند.
پنجمین مورد از منظومه اندیشه ایشان، نهادینهسازی گفتمان جهاد علمی و خدمت بیوقفه است. برای تبدیل این رویکرد به فرهنگی پایدار و مدیریتی، ناگزیر از نگاهی مبارزاتی و جهادی هستیم.
مدیریت جهادی، یعنی کار خستگیناپذیر همراه با عقلانیت و ایمان. در نهادهای علمی، مدیر باید خادم نخبه باشد، نه صرفاً ناظری اداری. از اینرو، بروکراسیهای زائد و مزاحمی که روح پژوهش را میکاهد، باید یکسره حذف شوند.
به فرموده رهبر شهید، نیازمند نخبگان مؤمن هستیم؛ علمی که با ایمان همراه نباشد، ممکن است در خدمت استعمار درآید. بنابراین، در نهادهای آموزشی، تقویت هویت اسلامی ـ ایرانی در کنار تخصصورزی، امری حیاتی است.
تبیین زندگی و منش دانشمندان شهید همچون شهیدان فخریزاده، شهریاری و دیگر نخبگان ترور شده بهعنوان الگوهای عینی مجاهدان علمی، مؤثرترین راه برای نهادینهسازی این فرهنگ در نسل جوان است. خدمت بیوقفه به این معناست که دانشمند ما، اتاق کار خویش را همچون سنگری برای دفاع از کیان کشور بداند.
رسیدن به تمدن اسلامی بدون اقتدار علمی محال است. همانگونه که در صدر اسلام، علمآموزی مسلمانان، بشریت را از تاریکی جهل رهاند، امروز نیز رسالت ما بازگشت به آن هویت پیش رو، اما با بهرهگیری از ابزار و دانش روز است. امیدواریم با توکل بر خداوند متعال، استقامت در این مسیر و هدایتهای روشنگرانه رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، شاهد طلوع تمدن نوین اسلامی خواهیم بود.
در منظومه فکری حضرت آیتالله العظمی خامنهای، پیوند ایمان و دانش، اصلی گسستناپذیر و محور تمدنسازی نوین اسلامی است. ایشان بارها تأکید کردهاند که پیشرفت علمی کشور، بدون اتکا به مبانی وحیانی، نه تنها پایدار نیست، بلکه جهتگیری تمدنی خود را از دست خواهد داد.
استعلا و مرجعیت علمی تکلیفی الهی است. مقام معظم رهبری همواره بر دستیابی به مرجعیت علمی بهعنوان یک فریضه ملی و دینی تأکید داشتهاند؛ جایگاهی که دیگران در دانش به ما نیازمند شوند. این نگاه، عین منطق قرآنی عزت است. همانگونه که در آیه ۱۳۹ سوره مبارکه «آل عمران» آمده است: «وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ.»
خداوند «اَعلَون» بودن را نتیجه ایمان میشمارد. در اندیشه رهبری، این برتری هرگز به معنویت صرف محدود نمیشود؛ بلکه در دانش، فناوری، اقتصاد و زیستبوم اجتماعی نیز جاری است. پرسش بنیادین این است که چگونه میتوان اَعلَون بود، در حالیکه در سپهر دانش، عقب ماندهایم؟ پاسخ ایشان، بازتعریف علمپژوهی بهمثابه قدرت نرم اسلام است؛ قدرتی که اقامه حق را ممکن میکند و عزت امت را در عصر وابستگیهای علمی تضمین میکند.
همچنین علم سلاح دفاعی و سد نفوذ دشمن است. از نگاه رهبر شهید انقلاب، عقبماندگی علمی، زمینهساز سلطهپذیری و نفوذ دشمن است. ایشان بارها علم را ابزاری برای مصونسازی کشور در برابر تهدیدها معرفی کردهاند. همانگونه که در آیه ۶۰ سوره مبارکه «انفال» آمده است: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ.»
واژه «مَا استَطَعتُم» اطلاق دارد و در عصر کنونی، مصداق بارز قوّت، دانشهای پیشرفتهای، چون هستهای، هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی و علومشناختی است. رهبر شهید با این نگاه، جهاد علمی را از فعالیتی دانشگاهی به فریضهای دفاعی ارتقا داده بودند؛ بهگونهای که هر پژوهشگر و استادی در آزمایشگاه، مرزهای عقیدتی و سیاسی کشور را حراست میکند. این نگاه مدیریتی، سرمایهگذاری علمی را در اولویت امنیت ملی قرار میدهد.
باید بدانیم که تزکیه پیشنیاز تعلیم و الگوی تربیت دانشمند تراز انقلاب است. آسیب بزرگ تمدن غربی، گسست علم از اخلاق است که به سلاحهای کشتار جمعی و بحرانهای زیستمحیطی انجامیده است. رهبر معظم انقلاب بر تمایز تمدن نوین اسلامی با این الگو، با تأکید بر روحیه و نیت تأکید دارند. همانگونه که در آیه دوم سوره مبارکه «جمعه» آمده است: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأُمِّیّینَ رَسولًا مِنهُم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَکّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَةَ.»
تقدم تزکیه بر تعلیم در سیره نبوی، نشان از بنیادینبودن تربیت اخلاقی در پرورش عالم تراز دارد. رهبر شهید در بیانیه گام دوم انقلاب و دیگر سخنرانیها، بر دانشمند مؤمن تأکید کردهاند؛ علمی که با تزکیه همراه نباشد، نه تنها وسیله خدمت، بلکه ابزار طغیان و ظلم میشود. بنابراین، در نظام علمی کشور، ملاک ارزیابی، افزون بر تولید مقاله، تعهد به سرنوشت امت و مسئولیتپذیری اجتماعی است. دانشمندی که شبانهروز برای حل معضلات مردم میکوشد، عبادتی پویا و اجتماعی را بهجای میآورد.
راهکار اساسی در این خصوص، انتقال فرهنگ کار جهادی از سطح توصیه به سطح ساختار است. ابتدا باید فلسفه کار تبیین شود. هر مدیر اجرایی باید بداند که سفتکردن هر پیچ و مهرهای در یک پروژه علمی ملی، جزئی از بنای تمدن اسلامی است؛ این نگاه، معنا و انگیزه کار را متعالی میکند.
سپس باید ارزیابی مکتبی وجود داشته باشد یعنی نظام تشویقی نهادهای علمی باید میان دانشمندی که صرفاً برای رزومه کار میکند و دانشمندی که با نگاه جهادی و حلالمسائلی برای رفع نیازهای انقلاب میجنگد، تفاوتی آشکار قائل شود؛ آن هم نه در کلام، بلکه در تخصیص بودجه، امتیازات و فرصتهای پژوهشی.
گفتمانسازی مستمر مورد دیگری است که در پیوند بین علم و دین باید به آن توجه داشت. بازخوانی اندیشه رهبری در محافل علمی، بهویژه برای نسل جوان، میتواند امید راهبردی را جایگزین یأس تحلیلی کند و همگان را به قله تمدن نوین اسلامی، که همان افق ترسیمشده انقلاب اسلامی است، نزدیکتر کند.
با تداوم این مسیر و با اتکا به روحیه جهادی و ایمان جمعی، میتوان از پس پیچهای تاریخی برآمد و تمدنی ساخت که نه در سایه، که در جایگاه «اَعلَون» بدرخشد.
در آستانه ورود به فصل تازهای از تمدنسازی اسلامی، ضرورت دارد نگاه خود را به علم از حاشیه به متن بیاوریم. علم در منظومه فکری انقلاب اسلامی، نه یک کالای تشریفاتی، بلکه موتور محرک عزت، استقلال و عدالت است. این گفتار در دو سطح کلان تدوین شده است. نخست پیام به نسل جوان دانشجو بهعنوان مخاطب تحولآفرین و دوم پیام به مدیران اجرایی.
نسل امروز، با شعارهای کلیشهای فاصله دارد. او میخواهد جهاد علمی را نه در کتابها، که در متن زندگی لمس کند. این لمسشدنی نیست، مگر با سه گام عملی. نخست تبدیل مفاهیم به مسئلههای عینی به جای اکتفا به جمله علم عبادت است.
باید نشان دهیم که یک پروژه پژوهشی چگونه گره از زندگی یک روستا یا یک صنعت باز میکند، یک اختراع ساده، چگونه وابستگی کشور به خارج را کاهش میدهد، یک پایاننامه، چگونه به بهبود سلامت، آموزش یا زیرساخت کمک میکند. پس ضرورت امروز دانشگاه، نهادینهسازی فرهنگ کار مسئلهمحور است.
دوم روایتگری از مجاهدان علمی واقعی است. برای جوان امروز، یک الگوی زنده و ملموس، از هزاران توصیه انتزاعی تأثیرگذارتر است. باید زندگی دانشمندانی همچون شهیدان شهریاری، فخریزاده و دیگر چهرههای متعهد و گمنام، در قالب مستندهای کوتاه، نشستهای صمیمی و روایتهای داستانی جذاب به نسل امروز عرضه شود.
جوان باید بداند مجاهد علمی کسی نیست که بیشترین مقاله یا عنوان را دارد؛ بلکه کسی است که هزینه میدهد، خسته نمیشود و برای حل مشکل مردم میایستد.
سوم پیوند علم با عزت و کرامت است. باید به نسل جوان فهماند که علم، تنها ابزار شغل و مدرک نیست؛ بلکه ابزار عزت امت و استقلال ملی است.
مؤمن علمی را میطلبد که او را عزیز و مستقل کند، نه وابسته و ذلیل. بخش دوم پیام به مدیران اجرایی است یعنی مدیریت جهادی، نه بروکراسی فرساینده.
اگر مدیر، تنها حافظ روالهای اداری باشد، تحولی رخ نمیدهد. مدیریت جهادی یعنی تسریع خدمت، حذف موانع و میداندادن به نیروهای مؤمن و خلاق. برای تحقق آن، سه اقدام کلیدی ضروری است. یکی تعریف مأموریت شفاف و زماندار است. هر نهاد علمی یا اجرایی باید بداند که مسئلهی اصلی خود چیست؟ خروجی آن برای مردم چه فایدهای دارد؟ و در چه بازه زمانی باید به نتیجه برسد؟
مدیر تراز انقلابی باید مجوزها را ساده کند، به نخبگان جوان اعتماد کند و میدان دهد، به جای کنترل صرف، زمینهساز رشد باشد و گزارشمحوری صوری را به نتیجهمحوری واقعی تبدیل کند.
در سیره معصومین(ع)، کارگزار خوب کسی است که گرهگشا باشد، نه گرهافزا. در نظام ارزیابی مبتنی بر خدمت ملموس، اگر ملاک ارتقا، تعداد جلسات و نامهها باشد، روح جهاد علمی از میان میرود. معیارها باید به سمت میزان اثرگذاری واقعی بر زندگی مردم، حل مسئلههای بنیادین کشور، کاهش وابستگیها، تربیت نیروی انسانی مؤمن و کارآمد و ارائه خدمت قابلمشاهده تغییر کند.
این را باید همیشه به خاطر داشته باشیم که در منظومه فکری رهبر شهید، جهتگیری علم برای نیل به تمدن نوین اسلامی، در سه محور زیر خلاصه میشود. نخست علم برای عزت دانش، ابزار استقلال و کرامت ملی است، نه وسیله وابستگی. دوم علم برای خدمت پژوهش ارزشمند، درمانگر درد مردم است، نه انباشت مقاله.
سوم علم برای تمدن هدف، پیشرفت مقطعی نیست بلکه پایهگذاری تمدن الهی و عدالتمحور است.
انتهای پیام