عابد اکبری، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با ایکنا، با اشاره به حملات آمریکا پس از تفاهم آتشبس، اظهار کرد: اقدام نظامی پس از توافق آتشبس، پیش از هر چیز اعتبار تعهدات واشنگتن را زیر سؤال میبرد. کشوری که خود را مدافع نظم بینالمللی معرفی میکند، با توسل مجدد به ابزار نظامی این پیام را منتقل میکند که قواعد و اصول بینالمللی تا زمانی معتبر هستند که با منافع آن در تضاد نباشند.
وی افزود: چنین رفتاری نهتنها نقض روح آتشبس محسوب میشود، بلکه اعتماد به هرگونه توافق احتمالی در آینده را نیز تضعیف خواهد کرد؛ چراکه پایبندی طرفها به تعهدات، اصلیترین مؤلفه در شکلگیری هر فرآیند دیپلماتیک و صلح پایدار است.
اکبری با اشاره به ادعای آمریکا درباره دفاع مشروع، تصریح کرد: استناد به این مفهوم در حقوق بینالملل نیازمند ارائه مستندات روشن درباره وجود تهدید فوری، ضرورت اقدام و تناسب میان تهدید و واکنش نظامی است. صرف ادعای وجود تهدید یا نسبت دادن برخی اقدامات به یک کشور، بهتنهایی نمیتواند مشروعیت استفاده از زور را اثبات کند.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: دفاع مشروع نباید به ابزاری برای توجیه حملات پیشدستانه یا تشدید درگیریها تبدیل شود، زیرا چنین رویکردی میتواند اصل منع توسل به زور در روابط بینالملل را تضعیف کند.
وی با بیان اینکه حملات اخیر را نمیتوان صرفاً یک اقدام نظامی دانست، گفت: این اقدامات علاوه بر اهداف عملیاتی، دارای پیامهای سیاسی برای ایران، کشورهای منطقه و افکار عمومی است. آمریکا تلاش دارد ضمن نمایش قدرت بازدارندگی خود، در صورت بازگشت به مسیر مذاکرات احتمالی، با موقعیت قویتری وارد گفتوگو شود.
اکبری افزود: جنگ روانی و فشار سیاسی، بخشی جداییناپذیر از این رویکرد است و اقدام نظامی در بسیاری از موارد با هدف تأثیرگذاری بر محاسبات طرف مقابل انجام میشود.
وی با تأکید بر اینکه تکرار نقض آتشبس امکان شکلگیری اعتماد را از بین میبرد، اظهار کرد: وقتی توافقها بارها نقض شوند، مذاکرات به فرآیندی فرسایشی و بینتیجه تبدیل خواهد شد. صلح پایدار زمانی امکانپذیر است که همه طرفها به تعهدات خود پایبند باشند و توافقها صرفاً ابزاری برای مدیریت کوتاهمدت بحران نباشند.
این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: شواهد موجود نشان میدهد آمریکا تلاش دارد پس از آتشبس نیز معادلات میدانی را به نفع خود و متحدانش تغییر دهد. افزایش فشار نظامی، بالا بردن هزینههای طرف مقابل و تقویت موقعیت خود در هرگونه مذاکره احتمالی، از جمله اهدافی است که در تحلیلهای راهبردی درباره این اقدامات مطرح میشود.
اکبری درباره نقش رژیم صهیونیستی در تحولات منطقه نیز گفت: از نگاه بسیاری از تحلیلگران، رژیم صهیونیستی یکی از بازیگران مؤثر در تشدید تنشهای منطقهای است و همواره از افزایش فشار بر ایران استقبال کرده است. البته درباره نقش مستقیم این رژیم در هر رخداد باید بر مبنای شواهد و اطلاعات مستند قضاوت کرد، اما همراستایی منافع امنیتی آمریکا و اسرائیل سبب شده بسیاری از تحولات منطقه در چارچوب همکاریهای میان این دو بازیگر تحلیل شود.
وی ادامه داد: تداوم حملات نظامی، امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز را با چالشهای جدی مواجه میکند. افزایش تنشها میتواند اختلال در مسیرهای کشتیرانی، افزایش هزینه بیمه حملونقل دریایی و بیثباتی در بازار انرژی را به دنبال داشته باشد؛ پیامدهایی که محدود به کشورهای درگیر نخواهد بود و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
اکبری با بیان اینکه ایران میتواند همزمان مسیرهای دیپلماتیک و بازدارندگی را دنبال کند، گفت: استفاده از ظرفیتهای حقوقی و دیپلماتیک برای ثبت و پیگیری آنچه نقض تعهدات میداند، در کنار حفظ توان بازدارندگی در چارچوب حقوق بینالملل، از جمله اقداماتی است که میتواند مورد توجه قرار گیرد.
وی تأکید کرد: هرگونه واکنش نظامی باید با اصول ضرورت و تناسب همخوانی داشته باشد تا از تبدیل شدن بحران به یک درگیری گستردهتر جلوگیری شود.
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان هشدار داد: استمرار روند افزایش تنش میتواند منطقه را به سمت یک بحران بزرگتر سوق دهد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که اقدامات نظامی معمولاً به زنجیرهای از واکنشهای متقابل منجر میشود و مدیریت بحران را دشوارتر میکند.
اکبری همچنین با انتقاد از سکوت برخی نهادهای بینالمللی در برابر نقض آتشبس، گفت: انفعال جامعه جهانی و برخوردهای دوگانه، اعتبار سازوکارهای بینالمللی را بیش از گذشته تضعیف میکند. اجرای یکسان حقوق بینالملل برای همه کشورها، شرط اساسی حفظ صلح و جلوگیری از گسترش بحرانهای منطقهای است.
انتهای پیام