مدیریت هوشمندانه، آیندهنگری راهبردی، تصمیمگیری مبتنی بر اصول، مردممحوری، تربیت سرمایه انسانی و توانایی هدایت کشور در پیچیدهترین شرایط، از جمله ویژگیهای برجسته رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای (قدس الله نفسه الزکیه)، در طول ۳۷ سال رهبری نظام جمهوری اسلامی بوده است؛ ویژگیهایی که موجب شد ایشان از منظر بسیاری از صاحبنظران، الگویی از «رهبری راهبردی و تمدنساز» در دوران معاصر بهشمار آیند.
سبک مدیریتی رهبر شهید، تنها در عرصه اداره امور کشور خلاصه نمیشود، بلکه ابعاد مختلفی از حکمرانی، مدیریت بحران، آیندهپژوهی، تحولآفرینی، سرمایهسازی انسانی و پیوند ارزشهای اسلامی با دانش روز مدیریت را دربرمیگیرد. از اینرو، بررسی این الگوی مدیریتی میتواند ابعاد تازهای از اندیشه مدیریتی ایشان را آشکار کند. بهمنظور بررسی مهمترین مؤلفههای سبک رهبری و مدیریت رهبر شهید از منظر علم مدیریت، خبرنگار ایکنا از همدان با امیرحسین رهبر عضو هیئت علمی گروه مدیریت دانشگاه بوعلی سینا همدان گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
اگر بخواهیم از منظر علم مدیریت به شخصیت رهبر شهید نگاه کنیم، باید ایشان را صرفاً یک مدیر اجرایی یا سیاستگذار ندانیم، بلکه ایشان نمونهای از یک «رهبر راهبردی تمدنساز» بودند که توانستند در طول نزدیک به چهار دهه، نظام جمهوری اسلامی را در شرایط متنوع و پیچیده داخلی، منطقهای و بینالمللی هدایت کنند. هنر مدیریت زمانی آشکار میشود که یک سازمان یا نظام در شرایط بحران، تحریم، جنگ ترکیبی و فشارهای چندلایه بتواند ثبات خود را حفظ کرده و همزمان مسیر رشد و تحول را نیز ادامه دهد. این همان ویژگی برجستهای است که در مدیریت ایشان مشاهده میشود.
در ادبیات مدیریت، رهبران بزرگ کسانی هستند که علاوه بر اداره وضعیت موجود، قدرت خلق آینده را نیز داشته باشند. رهبر شهید با ترسیم افقهای بلندمدتی مانند تحقق تمدن نوین اسلامی، پیشرفت علمی، اقتصاد مقاومتی، گسترش فناوریهای راهبردی، تقویت جبهه مقاومت و تربیت نسل مؤمن و انقلابی، نشان دادند که مدیریت ایشان محدود به حل مسائل روزمره نبود، بلکه مبتنی بر طراحی آینده و ایجاد ظرفیتهای پایدار برای کشور بود گرچه شرایط بیرونی همچون جنگها و تحریمها امکان تحقق کامل این مفاهیم در دوره خود ایشان را محدود کرد ولی رهبر شهید انقلاب، این بذرها را افشاند و این نهالها را غرس و آبیاری کرده و رشد دادند به نحوی که بسیاری از آنها امروز در شرایط اتکا پذیری قرار دارند.
رهبر شهید مفاهیم کهنتمدنی را به بطن زندگی مردم گره زدند، اگر امروز در شهادت ایشان مردم در میدانها آمدند، در اصل اسطورههای تمدنی به میدان آمدهاند و ایشان به این اسطورهها حیات بخشیدند، بهطوری که جلوههایی از تاریخ 1400 ساله عاشورا و یاری امام و حمایت از امام معصوم به نمایش گذاشته شده است.
همچنین مداحان ما امروز بهویژه پس از آغاز جنگ رمضان و شهادت قائد شهید، آثار بسیار جدید و بدیعی را تولید کردند، در صورتی که اگر 30 یا پنجاه سال گذشته را نگاه کنیم دستگاه شعر مداحی حضرت اباعبدالله(ع) چنین ظرفیتی نداشت، رهبر شهید انقلاب با برگزاری جلسات سالانه که با شاعران و مداحان داشتند زیستبوم هنر انقلابی را ساخته و پرورش دادند و شرایط امروز به گونهای است که نوجوانان انقلابی، نماهنگهای دینی و ملی (و نه بدیلهای خارجی) را زمزمه میکنند.
اگر میبینیم نیروهای نظامی ما علیرغم حقوق و مزایای اندک، لانچر و پادگان را رها نمیکنند برای آن است که در چهل سال گذشته با رمانهای دفاع مقدس مأنوس بودهاند که مشحون از روایت امدادهای غیبی الهی بوده است و نصرت الهی برایشان بدیهی و یقینی شده است. و این رمانها را رهبر شهید انقلاب تقریظ و ترویج میکردند.
این نگاه تمدنساز نیز در عرصه علم و فناوری هم دیده میشود، ایشان یکی از کتابخوانترین رهبران و حاکمان جهان است و به جرئت میتوان گفت علمدوستتر از ایشان در سطح حاکمان جهان سراغ نداریم، اما موضوع فقط در علمدوستی ایشان متمرکز نماند و از ابتدای دهه دوم رهبری خود بر مباحث علم و فناوری تمرکز کردند، مباحثی مثل توسعه دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، سند نقشه جامع علمی کشور را با دیدارهای مستمری که با نخبگان داشتند این مباحث را دنبال میکردند و این موجب شد علاوه بر جهش رتبه علمی ایران، حوزه دانشبنیان در ایران به یک حوزه قابل توجه و با گردش مالی بالا تبدیل شود.
از سوی دیگر، یکی از مهمترین ویژگیهای مدیریتی ایشان، پیوند عمیق میان عقلانیت مدیریتی و ارزشهای اسلامی بود. در نگاه ایشان، مدیریت صرفاً مجموعهای از تکنیکها نبود، بلکه مسئولیتی الهی برای تحقق عدالت، حفظ کرامت انسان، صیانت از استقلال کشور و خدمت به مردم محسوب میشد؛ رویکردی که ریشه در آموزههای قرآن کریم، سیره پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) دارد. ایشان الگوی زیست سادهای پیشه کرده بود و در لابلای همه شئون حاکمیتی به دنبال احیای عدالت بودند و دولتمردان و مجلسیان را بدان توصیه میکردند.
یکی از ویژگیهای برجسته رهبر شهید انقلاب، نگاه جامع و متوازن ایشان به نسبت میان سنت و مدرنیته بود. در فضای فکری ایران، برخی مکاتب بر حذف دستاوردهای دانش نوین به نفع آموزههای سنتی تأکید دارند و در مقابل، گروهی نیز توسعه را در کنار گذاشتن این آموزههای کهن میدانند؛ اما رهبر شهید با بینش عمیق خود، این دو را نهتنها در تضاد و تقابل با یکدیگر نمیدیدند، بلکه آنها را مکمل و سازگار با هم میدانستند و همواره بر پیشبرد همزمان این دو بال پیشرفت تأکید داشتند.
این نگاه را میتوان در موضوع حجاب نیز مشاهده کرد. ایشان ضمن تأکید بر وجوب حجاب و عفاف در جامعه، با فراهم شدن موازین شرعی، مجوز حضور بانوان در رشتههای مختلف ورزشی از جمله تکواندو را صادر کردند؛ اقدامی که در آن زمان با مخالفتهایی، بهویژه از سوی برخی جریانهای حوزوی، همراه بود.
یکی دیگر از ویژگیهای مدیریتی رهبر شهید انقلاب، «اقتضاگرایی» یا توجه دقیق به مقتضیات زمان در اجرای اصول اسلامی بود. ایشان را میتوان از این جهت، آیینهای از اندیشههای شهید مطهری درباره نسبت میان اصول ثابت اسلام و شرایط متغیر زمان دانست. جهتگیری کلان ایشان همواره اجرای کامل و بیکموکاست اصول و ارزشهای اسلامی بود، اما در شیوه تحقق این اصول، شرایط زمانی، اقتضائات اجتماعی، فرهنگی و بینالمللی را بهدقت مورد توجه قرار میدادند.
بر همین اساس، در هر مقطع تاریخی، تاکتیکها و راهبردهای متناسب با همان شرایط را برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی برمیگزیدند. حتی در برخی مقاطع، ممکن بود در ظاهر نوعی انعطاف یا عقبنشینی تاکتیکی در برخی تصمیمات مشاهده شود، اما این اقدامات هرگز به معنای عدول از اصول نبود؛ بلکه تدبیری برای حفظ منافع بلندمدت انقلاب و استمرار حرکت رو به جلو محسوب میشد.
از این منظر، مدیریت ایشان نمونهای از جمع میان «ثبات در اصول» و «انعطاف در روشها» بود؛ رویکردی که از مهمترین شاخصهای مدیریت راهبردی بهشمار میرود. ممکن است روشهای اجرایی با توجه به شرایط تغییر کند، اما اصول، اهداف و ارزشهای بنیادین نباید دستخوش تغییر شوند. این اصل یکی از مهمترین مبانی مدیریت راهبردی موفق نیز محسوب میشود.
به همین بهانه خوب است مصداقی از اصول گرایی ایشان نیز ذکر شود که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و آن در زمینه فتوای تحریم تسلیحات هستهای است. خداوند متعال، بدکاران را چنین توصیف میکند؛ «وَإِذا تَوَلّىٰ سَعىٰ فِي الأَرضِ لِيُفسِدَ فيها وَيُهلِكَ الحَرثَ وَالنَّسلَ ۗ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الفَسادَ و هنگامی که [چنین دشمن سرسختی] قدرت و حکومتی یابد، می کوشد که در زمین فساد و تباهی به بار آورد، و زراعت و نسل را نابود کند؛ و خدا فساد و تباهی را دوست ندارد.» (بقره / آیه 205).
رهبر شهید انقلاب نیز دقیقا مستند به همین آیه سلاح هستهای را مصداق هلاکت حرث و نسل میدانستند و حرام اعلام کرده بودند و حتی با وجود وقوع جنگ دوازده روزه و سایر وقایع و مظالمی که بر ایشان و ملت ایران رفت، این فتوای صحیح را تغییر ندادند. ایشان در مراسم افتتاح ناو جماران فرمودند: «این حرف تکرارى از دهن افتاده مهملی که راجع به ساخت سلاح اتمی به جمهوری اسلامی نسبت میدهند، نشاندهنده نهایت ناتوانی اینها حتی در زمینه تبلیغات است. جمهوری اسلامی هیچ اصراری هم ندارد که در دفاع خودش در این قضیه خیلی احساسات به خرج بدهد؛ نه، ما اعتقاد به بمب اتم نداریم، به سلاح اتمی نداریم؛ دنبالش هم نخواهیم رفت. برطبق مبانی اعتقادی ما، مبانی دینی ما، به کار بردن اینگونه وسائل کشتار جمعی اصلاً ممنوع است، حرام است؛ این، ضایع کردن حرث و نسل است که قرآن آن را ممنوع کرده؛ ما دنبال این نمیرویم. ما دنبال آن چیزی میرویم که قدرتهای سلطهگر حقیقتاً از آن باید بترسند، و من اعتقادم این است الان هم از همان میترسند و آن، بیدار کردن روح حماسه و عزت اسلامی است در همهی امت اسلام. ما این کار را خواهیم کرد؛ این را بدانند.»
انتهای پیام