
رهبر معظم انقلاب اسلامی اخیراً در پیامی ضمن قدردانی از حضور حماسی و تاریخی ملت ایران در مراسم بدرقه و تشییع شهدای گرانقدر، بر ضرورت حفظ «اتحاد مقدس»، تقویت اعتماد میان مردم و مسئولان و پرهیز از اختلافافکنیهای سیاسی تأکید کردند. این پیام در شرایطی صادر شد که جمهوری اسلامی ایران با فشارها و تهدیدهای گسترده دشمنان مواجه است و تلاش جریانهای معاند برای ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت با استفاده از ابزارهای رسانهای و عملیات روانی ادامه دارد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که انسجام ملی و همراهی مردم با مسئولان، یکی از مهمترین عوامل عبور کشور از مقاطع دشوار بوده است. در مقابل، دشمن همواره تلاش کرده با ایجاد بیاعتمادی و دامن زدن به اختلافات داخلی، این سرمایه اجتماعی را هدف قرار دهد.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا گفتوگویی را با فرید شهاب، دبیرکل جامعه جوانان متحد اسلامی و عضو شورای مرکزی خانه احزاب ایران انجام داده است که وی در این گفتوگو به تبیین ابعاد پیام رهبر معظم انقلاب، اهمیت اتحاد مقدس، ضرورت اعتماد متقابل مردم و مسئولان، تجربه مواجهه با آمریکا و آسیبهای تفسیر جناحی از پیامهای رهبری پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب دارای محورهای مهم و راهبردی بود که هر کدام از آنها نیازمند توجه جدی است. نخستین نکتهای که حضرت آقا در این پیام مورد اشاره قرار دادند، تقدیر از ملت بزرگ ایران به دلیل خلق یک حماسه بینظیر و تاریخی در مراسم بدرقه و تشییع شهدای عزیز کشورمان بود.
حضور گسترده مردم در شهرهای مختلف، از تهران و قم گرفته تا مشهد و دیگر نقاط، صحنهای کمنظیر را رقم زد که نشاندهنده عمق پیوند میان مردم و ارزشهای انقلاب اسلامی است. این حضور تاریخی بار دیگر ثابت کرد که برخلاف فضاسازی گسترده دشمنان و رسانههای معاند، رابطه مردم با آرمانهای انقلاب و ارزشهای ملی و دینی همچنان مستحکم است.
به اعتقاد من، یکی از ویژگیهای مهم انقلاب اسلامی همین پیوند عمیق میان مردم و رهبری است. اگر بخواهیم نمونهای روشن از رابطه امام و امت در دوران معاصر ارائه کنیم، چنین صحنههایی از مهمترین مصادیق آن است. همانگونه که در مراسم تشییع بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) شاهد حضور میلیونی و تاریخی مردم بودیم، در این مقطع نیز پس از گذشت سالها، همان روحیه همراهی و وفاداری خود را نشان داد.
این حضور گسترده مردم، پیام مهمی برای دشمنان داشت؛ اینکه سرمایه اجتماعی انقلاب همچنان زنده است و ملت ایران در بزنگاههای حساس، زمانی که احساس کند اصل کشور، امنیت ملی و منافع عمومی در معرض تهدید قرار گرفته است، در صحنه حاضر میشود.
محور دیگر پیام رهبر معظم انقلاب، موضوع «اتحاد مقدس» بود. این تعبیر نشان میدهد که وحدت در شرایط فعلی صرفاً یک توصیه اخلاقی یا سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ قدرت ملی کشور است.
امروز دشمن به خوبی میداند که مهمترین پشتوانه جمهوری اسلامی ایران، فقط توانمندیهای دفاعی یا ظرفیتهای سیاسی نیست؛ بلکه سرمایه اصلی کشور، حضور مردم و انسجام اجتماعی است. به همین دلیل تلاش میکند با جنگ رسانهای، عملیات روانی و ایجاد بیاعتمادی، میان مردم و مسئولان فاصله ایجاد کند.
بنابراین همه جریانها، گروهها و سلایق سیاسی باید توجه داشته باشند که در شرایط فعلی، هر اقدامی که به وحدت جامعه آسیب بزند، در نهایت در مسیر اهداف دشمن قرار خواهد گرفت.
اتحاد مقدس به معنای حذف همه تفاوت دیدگاهها و کنار گذاشتن فضای نقد و گفتوگو نیست. در هر جامعهای که حیات سیاسی و اجتماعی فعال دارد، طبیعی است که دیدگاههای مختلف وجود داشته باشد و حتی این تفاوت نگاهها میتواند به اصلاح امور کمک کند.
مسئله اصلی این است که نقد با چه هدفی و در چه شرایطی مطرح میشود. اگر نقد با هدف اصلاح، ارائه راهکار و کمک به حل مشکلات کشور باشد، نهتنها تهدیدی برای وحدت نیست، بلکه میتواند موجب تقویت نظام شود.
اما زمانی که نقد از مسیر کارشناسی خارج شود و به ابزاری برای تخریب، تسویهحساب شخصی یا رقابتهای جناحی تبدیل شود، دیگر نمیتوان آن را در چارچوب نقد دلسوزانه تعریف کرد.
بهویژه در شرایطی که کشور با تهدید خارجی مواجه است، باید توجه داشت که دشمن دقیقاً به دنبال استفاده از اختلافات داخلی است. بنابراین هر فرد، جریان سیاسی یا رسانهای باید پیش از بیان یک موضوع، به آثار و پیامدهای آن بر افکار عمومی و انسجام جامعه توجه کند.
ممکن است فردی حرفی برای بیان داشته باشد که از نظر خودش درست هم باشد، اما تشخیص زمان مناسب برای طرح آن اهمیت زیادی دارد. گاهی یک موضوع درست، اگر در زمان نامناسب مطرح شود، به جای اینکه به حل مسئله کمک کند، باعث ایجاد شکاف و سوءاستفاده دشمن خواهد شد.
اتحاد مقدس یعنی اینکه همه ما با وجود تفاوت دیدگاهها، در مسائل اساسی مانند دفاع از کشور، حفظ امنیت ملی و مقابله با دشمن، یک جبهه واحد داشته باشیم.
یکی از مهمترین درسهایی که از تجربه سالهای گذشته به دست آمده، این است که در عرصه سیاست خارجی باید رفتار واقعی کشورها را ملاک قرار داد، نه صرفاً وعدهها و اظهارات آنها.
رهبر معظم انقلاب در یکی از پیامهای اخیر اشاره کردند که «علیالاصول بنده نظر دیگری داشتم»، اما با توجه به تعهداتی که گرفته شده بود، مسیر دیگری طی شد. این موضوع نشان میدهد که از ابتدا نسبت به رفتار طرف مقابل و میزان پایبندی آن به تعهدات، ملاحظاتی وجود داشته است.
تجربه برجام و خروج یکجانبه آمریکا از آن توافق، نمونه روشنی از غیرقابل اعتماد بودن این کشور است. آمریکا نشان داده است که حتی امضای مقاماتش نیز تضمینکننده پایبندی آنها به تعهدات نیست و هر زمان که منافع خود را در خطر ببیند، به راحتی از توافقات عبور میکند.
بنابراین این تجربه باید در سیاستگذاریهای کلان کشور مورد توجه قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران همواره اصول مشخصی در سیاست خارجی خود داشته است که همان عزت، حکمت و مصلحت است و تصمیمگیریها باید بر اساس همین اصول انجام شود.
در کنار این موضوع، مسئله اعتماد داخلی نیز اهمیت فراوانی دارد. دشمن تلاش میکند با ایجاد بیاعتمادی میان مردم و مسئولان، فاصله میان دولت و ملت را افزایش دهد. مقابله با این راهبرد نیازمند آن است که هم مردم نسبت به مسئولان اعتماد داشته باشند و هم مسئولان با شفافیت، پاسخگویی و مشارکت دادن مردم در مسائل مهم، این اعتماد را تقویت کنند.
پیامهای رهبر معظم انقلاب همواره دارای چارچوب، راهبرد و جهتگیری مشخصی برای حرکت کشور بوده است. این پیامها معمولاً ناظر به مسائل کلان نظام، منافع ملی و مصالح عمومی جامعه است و نباید به موضوعی برای برداشتهای محدود جناحی یا رقابتهای سیاسی تبدیل شود.
تفسیر به رأی پیامهای رهبری زمانی اتفاق میافتد که فرد یا جریانی به جای توجه به متن، روح کلی و هدف اصلی پیام، بخشهایی از آن را جدا کرده و مطابق با دیدگاه یا منافع سیاسی خود معنا کند. چنین رویکردی نهتنها به فهم درست پیام آسیب میزند، بلکه میتواند موجب ایجاد اختلاف و دوگانگی در جامعه شود.
رهبر معظم انقلاب همواره بر وحدت، همدلی و پرهیز از اختلافاتی که به منافع کشور لطمه میزند، تأکید داشتهاند. بنابراین اگر کسی از یک پیام با هدف تخریب یک جریان، تضعیف مسئولان یا تسویهحسابهای سیاسی استفاده کند، طبیعتاً از مسیر اصلی پیام فاصله گرفته است.
البته تبیین پیامهای رهبر انقلاب یک ضرورت است و جامعه نیاز دارد ابعاد مختلف این پیامها را به درستی بشناسد، اما این تبیین باید توسط افراد و مجموعههایی انجام شود که نگاه ملی داشته باشند و هدفشان افزایش بصیرت عمومی و تقویت انسجام اجتماعی باشد، نه اینکه پیامها را به ابزار رقابت سیاسی تبدیل کنند.
مردم نیز در طول سالهای گذشته نشان دادهاند که قدرت تشخیص بالایی دارند. شاید در کوتاهمدت برخی برداشتهای جناحی بتواند فضای رسانهای را تحت تأثیر قرار دهد، اما در نهایت جامعه متوجه خواهد شد که چه کسانی پیامهای رهبری را در مسیر تقویت وحدت و چه کسانی برای اهداف سیاسی خود مورد استفاده قرار دادهاند.
به نظر من، همه جریانهای سیاسی باید به متن و محتوای اصلی پیامهای رهبر معظم انقلاب توجه کنند و از هر اقدامی که موجب خدشه به اتحاد مقدس و سرمایه اجتماعی کشور میشود، پرهیز کنند.
اعتماد میان مردم و مسئولان یکی از پایههای اساسی قدرت ملی هر کشوری است. دشمنان جمهوری اسلامی ایران نیز به خوبی به اهمیت این موضوع واقف هستند و به همین دلیل یکی از محورهای اصلی جنگ رسانهای و عملیات روانی آنها، هدف قرار دادن اعتماد عمومی است.
آنها تلاش میکنند این تصور را در جامعه ایجاد کنند که میان مردم و مسئولان فاصله وجود دارد و نظام نمیتواند مسائل کشور را مدیریت کند. هدف نهایی این جریان، تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش مشارکت مردم در عرصههای مختلف است.
ما نباید در این پازل دشمن حرکت کنیم. تقویت اعتماد عمومی یک مسئولیت مشترک میان مردم و مسئولان است. مردم باید بدانند که مسئولان کشور در عرصههای مختلف، چه در حوزه اجرایی، چه دفاعی و چه دیپلماسی، در حال تلاش برای حفظ منافع ملی هستند.
در مقابل، مسئولان نیز وظیفه دارند با مردم صادقانهتر سخن بگویند، شفافیت بیشتری داشته باشند و در موضوعات مهم کشور، مردم را در جریان مسائل قرار دهند. زمانی که مردم احساس کنند در تصمیمات مهم کشور نقش دارند و مسئولان با آنها صادقانه رفتار میکنند، این اعتماد تقویت خواهد شد.
یکی از سیاستهای ثابت استکبار جهانی، افزایش فاصله میان دولت و ملت است، اما راهبرد ما باید دقیقاً برعکس باشد؛ یعنی کاهش این فاصله و تقویت پیوند میان مردم و مسئولان.
حضور تاریخی مردم در مراسم بدرقه شهدا نیز نشان داد که اگر مردم احساس کنند موضوعی به اصل انقلاب، امنیت کشور و منافع ملی مربوط است، با تمام وجود در صحنه حاضر میشوند. وظیفه مسئولان نیز این است که از این سرمایه اجتماعی صیانت کنند و اجازه ندهند اختلافات سیاسی یا ضعف در اطلاعرسانی، به این اعتماد آسیب بزند.
پاسخگویی مسئولان یک اصل مهم است و هیچکس نمیگوید که مسئولان نباید مورد نقد قرار گیرند. اتفاقاً یکی از عوامل افزایش کارآمدی نظام، وجود نقدهای دلسوزانه و کارشناسی است.
اما تفاوت مهمی میان نقد و تخریب وجود دارد. نقد زمانی سازنده است که همراه با ارائه راهکار، شناخت دقیق موضوع و با هدف اصلاح امور باشد. اما اگر نقد بر اساس اطلاعات ناقص، انگیزههای شخصی یا رقابتهای جناحی مطرح شود، میتواند به جای اصلاح، موجب بیاعتمادی و آسیب اجتماعی شود.
گاهی ممکن است فردی بدون اطلاع کافی درباره یک موضوع اظهارنظر کند و این اظهارنظر باعث شود به فرد یا مجموعهای که وظیفهای را بر عهده دارد، ظلم شود. این موضوع علاوه بر آثار اجتماعی، از نظر اخلاقی نیز مسئله مهمی است؛ چراکه نباید بدون آگاهی، قضاوتی انجام شود که موجب آسیب به دیگران شود.
در شرایط فعلی، همه باید مراقب باشند که نقدها به سمت انتقامگیری سیاسی یا تسویهحسابهای شخصی و حزبی نرود. امروز دشمن اصلی کشور، دشمن خارجی است و نباید اختلافات داخلی باعث شود اولویتها فراموش شود.
اگر نقدی وجود دارد، باید در مسیر اصلاح و تقویت کشور مطرح شود. هدف همه ما باید این باشد که کشور قدرتمندتر شود، مشکلات مردم کاهش پیدا کند و جبهه داخلی در برابر دشمن مستحکم باقی بماند.
ما امروز وارد یک مقطع تاریخی مهم شدهایم و تحولات آینده منطقه و جهان میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. در چنین شرایطی، مهمترین نیاز کشور حفظ انسجام داخلی و هماهنگی میان بخشهای مختلف است.
قدرت یک کشور زمانی به بالاترین سطح خود میرسد که همه اجزای آن در یک مسیر حرکت کنند. مردم، نیروهای دفاعی و نظامی و همچنین مجموعه دیپلماسی کشور، هر کدام نقش مهمی در تأمین منافع ملی دارند.
نیروهای نظامی کشور با ایثار و فداکاری از امنیت و تمامیت ارضی کشور دفاع میکنند، دیپلماتها در عرصه بینالمللی برای تأمین منافع کشور تلاش میکنند و مردم نیز با حضور و حمایت خود، پشتوانه اصلی همه این اقدامات هستند.
این سه ضلع یعنی مردم، میدان دفاعی و میدان دیپلماسی، زمانی میتوانند بهترین نتیجه را رقم بزنند که هماهنگ و در کنار یکدیگر حرکت کنند.
دشمنان تلاش دارند این هماهنگی را از بین ببرند و میان بخشهای مختلف شکاف ایجاد کنند، اما تجربه نشان داده است هر زمان ملت ایران متحد بوده، توانسته است بر مشکلات و فشارها غلبه کند.
بنابراین امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند حفظ اتحاد مقدس، تقویت اعتماد متقابل و حرکت در مسیر منافع ملی هستیم. اگر این انسجام حفظ شود، قطعاً کشور خواهد توانست از این مرحله حساس نیز با موفقیت عبور کند.
یکی از موضوعات مهم در شرایط فعلی، توجه به حافظه تاریخی ملتهاست. ملت ایران در طول دهههای گذشته تجربههای متعددی از رفتارهای خصمانه آمریکا و برخی قدرتهای استکباری داشته است و این تجربهها نباید فراموش شود.
دشمن تلاش میکند با استفاده از ابزارهای رسانهای، روایت متفاوتی از گذشته ارائه دهد و واقعیتهایی را که برای مردم ایران هزینههای زیادی داشته است، کمرنگ جلوه دهد. به همین دلیل، بازخوانی دقیق این تجربهها و تبیین آنها برای نسلهای مختلف جامعه اهمیت زیادی دارد.
وقتی مردم بدانند در مقاطع مختلف چه فشارهایی علیه کشور اعمال شده، چه تحریمهایی تحمیل شده و چگونه دشمنان تلاش کردهاند مسیر پیشرفت ایران را متوقف کنند، درک دقیقتری از شرایط امروز خواهند داشت.
البته منظور از بازخوانی حافظه تاریخی، ایجاد کینه یا نفرت بیمنطق نیست؛ بلکه هدف، شناخت واقعیتها و افزایش قدرت تحلیل جامعه است. یک ملت زمانی میتواند تصمیمهای درست بگیرد که گذشته خود را بشناسد و از تجربههای تاریخی درس بگیرد.
امروز یکی از اهداف دشمن این است که میان مردم و نظام فاصله ایجاد کند و سرمایه اجتماعی انقلاب را کاهش دهد. اما اگر جامعه نسبت به گذشته و واقعیتهای تاریخی آگاه باشد، در برابر این فضاسازیها مقاومتر خواهد بود.
حضور گسترده مردم در مراسم بدرقه شهدا نیز نشان داد که بخش مهمی از جامعه، این حافظه تاریخی را حفظ کرده و میداند که در بزنگاههای حساس، باید در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کرد.
اتفاقی که در مقطع اخیر رخ داد، یک فرصت مهم برای بازتولید و تقویت سرمایه اجتماعی کشور است. حضور مردم در صحنههای مختلف نشان داد که ظرفیتهای اجتماعی جامعه همچنان بسیار بالاست و نباید این ظرفیت را نادیده گرفت.
سرمایه اجتماعی یک کشور صرفاً با شعار ایجاد نمیشود؛ بلکه نتیجه اعتماد، احساس تعلق، مشارکت مردم و ارتباط صادقانه میان جامعه و مسئولان است.
اگر بتوانیم این حضور و همراهی مردم را به یک روند پایدار تبدیل کنیم، قطعاً قدرت کشور در عرصههای مختلف افزایش پیدا خواهد کرد. لازمه این کار نیز آن است که مسئولان، مردم را صرفاً در مقاطع خاص و زمانهای بحرانی نبینند، بلکه مشارکت و همراهی آنان را در همه عرصهها جدی بگیرند.
یکی از مهمترین اقداماتی که میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کند، کاهش فاصله میان مردم و مسئولان است. مردم باید احساس کنند که صدای آنها شنیده میشود و دغدغههایشان مورد توجه قرار میگیرد.
دشمن دقیقاً به دنبال افزایش این فاصله است، اما ما باید با تقویت ارتباطات اجتماعی، شفافیت و پاسخگویی، این نقشه را خنثی کنیم.
اتحاد مقدس که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید کردند، در واقع یک مسیر برای حفظ همین سرمایه اجتماعی است. این اتحاد زمانی پایدار خواهد بود که همه بخشهای جامعه، از مسئولان گرفته تا جریانهای سیاسی و مردم، خود را در حفظ آن مسئول بدانند.
امروز مهمترین اولویت کشور، حفظ وحدت داخلی و جلوگیری از ایجاد شکاف در جامعه است. ما در شرایطی قرار داریم که دشمنان به صورت آشکار علیه کشور اقدام میکنند و طبیعی است که در چنین وضعیتی، انسجام داخلی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
جریانهای سیاسی باید بدانند که رقابت سیاسی زمانی معنا دارد که منافع ملی و مصالح کشور حفظ شود. هیچ جریان یا گروهی نباید منافع جناحی خود را بر منافع عمومی ترجیح دهد.
همچنین لازم است همه نسبت به نیروهایی که در عرصههای مختلف برای دفاع از کشور تلاش میکنند، اعتماد داشته باشند. نیروهای نظامی و دفاعی کشور با فداکاری از امنیت مردم دفاع میکنند، دستگاه دیپلماسی در عرصه بینالمللی برای تأمین منافع کشور تلاش میکند و مسئولان اجرایی نیز وظیفه دارند مشکلات مردم را مدیریت کنند.
اگر این بخشها در کنار یکدیگر حرکت کنند و مردم نیز پشتیبان این مسیر باشند، قدرت کشور چند برابر خواهد شد.
در نهایت باید تأکید کنم که اتحاد مقدس یک مفهوم مقطعی نیست؛ بلکه یک ضرورت دائمی برای حفظ قدرت و استقلال کشور است. امروز باید همه تلاش کنیم این سرمایه بزرگ اجتماعی را حفظ کنیم و اجازه ندهیم اختلافات فرعی یا رقابتهای سیاسی، وحدت جامعه را خدشهدار کند.
مردم ایران در مقاطع مختلف نشان دادهاند که در مسائل اساسی کشور پای کار هستند. وظیفه همه ما این است که این اعتماد و همراهی را تقویت کنیم و با عمل به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، مسیر تقویت وحدت ملی و منافع کشور را دنبال کنیم.
انتهای پیام