
به گزارش ایکنا، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در بیانیهای تحلیلی ـ تبیینی به واکاوی اجزا و ابعاد پیام ۲۷ تیرماه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی)، رهبر معظم انقلاب اسلامی و مبادی مبنایی محورهای پنجگانه این پیام میپردازد و دالّ مرکزی آن، یعنی شالودهسازی و پافشاری بر دکترین «وحدت» را بهعنوان اصولیترین نیاز و پادزهرِ مکرِ خصم تشریح میکند و میتوان این پیام را «پیام اتحاد برای جنگ» نامید.
متن بیانیه تحلیلی ـ تبیینی به شرح زیر است:
دستور قرآنی «لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» و ندای قرآنی «لا تفرقوا» و استراتژی تواصی به حق و تواصی به صبر و تواصی به مرحمت، بار دیگر در پیام رهبر حکیم انقلاب اسلامی متجلی شد و پیام رهبری، مثل همیشه، منشأ همدلی، هماهنگی و همگرایی در کشور شد و بردارهای واگرا را به همگرایی فراخواند. پیام اخیر رهبر عزیز را میتوان «المراقبات دوران نبرد» نامید؛ زیرا در فرآیند تأسیس، تألیف، تکوین و تدوین نظام مقدس جمهوری اسلامی و در پروسه تطورات آفاقی و تحولات انفسی و سیر سیاسی و صیرورت معرفتی انقلاب اسلامی، هدایتهای ولی خدا منشأ اعتلای امت و ارتقای ملت میشود و تجلیات عینی قدرت ملی و سرمایه اجتماعی، گاه در ساحت حضورهای پیوسته مردم وارسته و اجتماعات بیبدیل و بینظیر و بیشبیه مردمی تشخص مییابد و گاه در قالب هدایتهای معنوی و منشورهای راهبردی از سوی مقام معظم ولایت فقیه عادل و شجاع پردازش میشود و صورتبندی مییابد.
اکنون پیام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، مکمل، متمم و مؤید و تثبیتکننده سرمایه عظیمی است که ملت صبار و شکور ایران و امت اسلام در رستاخیز بدرقه «آقای شهید ایران» و تشییع مرجع تقلید شیعیان و رهبر آزادگان جهان پدید آورد. این پیام فراتر از واکنش عاطفی یا مکتوبِ قدرشناسی متداول، واجد خصایص و «دستورالعمل نبرد همهجانبه» با استکبار در مختصات پیچیده عصر حاضر است و بیشک دال مرکزی و مفهوم کانونی این پیام، «اتحاد مقدس و وحدت ملی» است.
بیانیه تبیینی پیشرو به واکاوی اجزا و ابعاد پیام و مبادی مبنایی محورهای پنجگانه این پیام میپردازد و دالّ مرکزی آن، یعنی شالودهسازی و پافشاری بر دکترین «وحدت» را بهعنوان اصولیترین نیاز و پادزهر مکر خصم تشریح میکند و میتوان این پیام را «پیام اتحاد برای جنگ» نامید.
پیام با واکاوی پدیدارشناختی از پدیده بینظیر «رستاخیز بیسابقه بدرقه آقای شهید ایران» آغاز میشود که نشاندهنده نگاه هستیشناختی و معرفتشناختی رهبری به پیوند وثیق و محبت عمیق میان امام و امت است. حضور دهها میلیونی و امتداد کیلومتری تودههای مختلف مردم در کلانشهرهایی چون تهران، قم، مشهد و سایر نقاط کشور، تجلی عینی و انضمامی و سنجه محسوس و ملموسی از «اراده مستحکم هویت اسلامی ـ ایرانی» و جلوهای نوین از بعثت نبوی و نهضت علوی و عاشورای حسینی در جهان معاصر است که نصاب جدیدی از قدرشناسی، وفاداری و بصیرت را اثبات کرد.
رهبری با تحلیل پیامدهای بینالمللی این رستاخیز، تولید قدرت برخاسته از این میدان را موازنهای دگرگونکننده تبیین میکنند. این جوشش میلیونی و گرمای دلهای گداخته، از یک سو موجب الهامبخشی، امیدآفرینی و تحسین عمیق ملل آزاده و استکبارستیز جهان گشت و از سوی دیگر، محاسبات راهبردی دشمنان مستکبر را دچار اختلال، سرگردانی، خشم پنهان و وحشتی عمیق ساخت. در واقع، حضور حماسی ثابت کرد که سرمایه اجتماعی نظام اسلامی در ساحتهای وفاداری و بصیرت، به نصابی بیبدیل دست یافته که خود، پایهایترین مؤلفه امنیت ملی و قدرت نرم و بازدارندگی سخت است.
بخش ثانوی پیام، تبیین سیاسی از ماهیت ذاتگرایانه نظام سلطه و هویت پلید نظام استکبار به سرکردگی آمریکا است. همزمانی حماسه حضور ملت با نقض عهدهای مکرر و زنجیرهای «شیطان بزرگ» در قبال تفاهمنامه امضا شده میان رؤسای جمهور دو کشور، عینیترین سند برای اثبات این حقیقت همیشگی است که «امضای رئیسجمهور آمریکا فاقد هرگونه ارزش، اعتبار و اصالت حقوقی» است. رهبر معظم انقلاب با این تبیین قاطع، خط بطلانی بر توهم جریانهای سازشکار و غربگرا کشیده و تأکید میکنند که زورگویی، تمامیتخواهی و وحشیگری، اجزای لاینفک مرام و مسلک استکباری و آشکارکننده چهره بدون نقاب آنهاست.
این «تجربه تاریک» از جنایت و بدعهدی، بهعنوان سند محکم تاریخی بر دروغگویی، غیرمنطقی بودن و غیرقابل اعتماد بودن آمریکا ارائه شده است. در واکنش به این حیلهگری و جنگافروزیها، پیام حاوی دکترین بازدارندگی و نظامی روشنی است؛ رهبری با ارجاع به رشادتهای رزمندگان اسلام و غیرت مردمان شجاع خطه جنوب، به دشمن هشدار میدهند که جبهه مقاومت و ملت ایران درسهای فراموشنشدنی و پشیمانکنندهای در چنته دارند که هزینههای سنگینتر و بیآبرویی بیشتر را بر پیکر فرتوت استکبار تحمیل خواهد کرد.
بهعنوان دال مرکزی، گرانیگاه و ثقل محتوایی پیام، مسئله «وحدت کلمه و اتحاد مقدس» اصولیترین، حیاتیترین و اضطراریترین مأموریت این برهه از تاریخ انقلاب تبیین شده است. از منظر رهبری بصیر، قدرت نرم تولیدشده در میدان تشییع (رستاخیز بدرقه) تنها و تنها در سایه هوشمندی سیاسی و انسجام داخلی میتواند تثبیت شود و به ثمر بنشیند تا سدی رسوخناپذیر در برابر دشمن حیلهگر در نبرد سخت باشد. هندسه راهبردی وحدت در این فراز دارای سه رکن اساسی است:
الف ـ شمولیت و رسوخ همهجانبه: این اتحاد مقدس نباید به توافقهای صوری یا جناحی تقلیل یابد، بلکه باید در تمامی سطوح آحاد مردم و مسئولان و در تمام عرصههای سیاسی، اجتماعی و حاکمیتی جاری شود.
ب ـ نهی مطلق از تنازعات ساینده و کاهنده و فرساینده: صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه، تنازع و برجستهکردن اختلافات سیاسی و تفاوتهای اجتماعی، «وظیفه همگانی» و تکلیفی الهی بر دوش تکتک افراد است تا جدول ساختاری کشور مخدوش نگردد.
ج ـ مسئولیت مضاعف خواص: مسئولان و عناصر دلسوز و دلباخته انقلاب، امام و رهبر شهید، نقشی حساستر و تعیینکنندهتر در انسجامبخشی و یکپارچگی جامعه دارند و رفتارهای آنان سنجه اصلی پایدارسازی این اتحاد است.
یکی از برجستهترین فرازهای منشور ابلاغی، تبیین «رویکرد انتقادی دلسوزانه» و «حفظ انسجام ملی و وحدت تمدنی» است. رهبر معظم انقلاب با نگاهی سرشار از سعهصدر و ایجابی، اهتمام، نگرانی، دلسوزی و انتقاداتی را که از سر اخلاص و خیرخواهی نسبت به عملکرد بعضی کارگزاران مطرح میشود، «سرمایهای ارزشمند» و امری فینفسه مطلوب قلمداد میکنند که نشاندهنده پویایی جامعه است. با این حال، برای ممانعت از سوءاستفاده دشمن و جلوگیری از استحاله نقد به تخریب، دو شرط اصلی وضع میفرمایند:
شرط اول؛ عدم روا داشتن ظلم بر بیگناه (مرز فقهی ـ حقوقی): نقدها نباید به مرز اتهامافکنی، هتک حرمت و تضییع حق کارگزاران دلسوزی که در حال تلاش مشهود برای رفاه و سعادت ملت هستند، بینجامد؛ چراکه ظلم، منشأ تکوینی محرومیت جامعه از برکات و عنایات الهی است.
شرط دوم؛ عدم شکست در انسجام اجتماعی (مرز استراتژیک): رویکرد انتقادی نباید ساختار یکپارچه جامعه را دچار تزلزل و انشقاق سازد. دشمن نباید هیچ علامت ضعفی از درون جبهه حق دریافت کند. با رعایت کامل این مراقبتها، انتقادها موجب رونق و شکوفایی امور شده و دشمن به ناچار رو به هزیمت و عقبنشینی حتمی خواهد گذاشت.
بخش پایانی پیام، تبلور عالیترین سطح از سپاسگزاری حکومتی و پیوند عاطفی ـ سیاسی رهبری با بدنه عمومی جامعه است. معظمله با تقدیر پدرانه و برادرانه از یکایک مردم عزیز که خود، صاحبعزای پدر شهید امت هستند و با وجود دشواریها، محدودیتها و ناملایمات، این حماسه تاریخی را رقم زدند، عمق پیوند ارگانیک و اندامواره نظام و ملت را به رخ کشیدند.
در کنار آحاد ملت، تجلیل اصولی از مراجع معزز تقلید، علما، اندیشمندان، نخبگان، فعالان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و نهادهای کشوری و لشکری، نمایانگر شبکه همافزای داخلی برای صیانت از منافع کشور است. نکته راهبردی و بینالمللی این بخش، تشکر ویژه از حضور مقامات و نمایندگان جبهه سرافراز ساحات مقاومت و نهضتهای پرافتخار اسلامی است؛ امری که نشان میدهد آرمان «آقای شهید ایران» به مرزهای جغرافیایی محدود نمانده و کلانشبکه فراملی مقاومت، منسجمتر از گذشته، تحت عنایات و دعای خاص سرورمان حضرت بقیةالله الاعظم (عجلاللهتعالیفرجهالشریف)، تا شکست کامل نظام سلطه رو به جلو حرکت خواهد کرد.
در جمعبندی این پیام باید به افقهای راهبردی آن عنایت کرد.
بازخوانی تحلیلی و بازاندیشی تبیینی پیام رهبر انقلاب نشان میدهد که این منشور، نقشهراه عبور سرافرازانه ایران اسلامی از گردنههای سخت پیشرو است. برآیند نهایی گفتار معظمله اثبات میکند که حماسه تولیدشده در میدان، زمانی به بازدارندگی پایدار تبدیل خواهد شد که ثبات داخلی، هوشیاری سیاسی، صیانت از اتحاد مقدس و انسجام ملی بر برآوردهای ما حاکم باشد.
این زنجیره هوشمند، در غیاب ارسال هرگونه پالس تفرقه به اتاق جنگ دشمن، فرجام تحولات را به نفع جبهه حق رقم زده و استکبار جهانی را به عقبنشینی و شکست حتمی وا خواهد داشت. مشخص است که رهبری معظم برای روزهای آتی جنگ، اتحاد و وحدت و ادامه حضور مردم مبعوث در میدان را ضروریترین رکن موفقیت ملت میدانند. بیشک مسئولان، نخبگان و مردم با تجاوب عملی به این پیام، حرکت عظیم ملت در تشییع امام شهید را تکمیل خواهند کرد؛ انشاءالله.
انتهای پیام