عزاداری برای اهل بیت(ع) بهویژه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) یکی از ماندگارترین و اثرگذارترین جلوههای فرهنگ دینی و هویت شیعی است، آیینی که در طول قرنها نهتنها یاد و پیام عاشورا را زنده نگه داشته، بلکه نقش مهمی در ترویج ارزشهایی همچون ایمان، عدالتخواهی، ظلمستیزی، آزادگی، ایثار و حمایت از مظلوم ایفا کرده است. این مراسم، علاوه بر بعد عاطفی و معنوی، همواره بستری برای انتقال معارف اسلامی، تربیت نسلهای جدید و تقویت انسجام اجتماعی و دینی بوده و از این رو، جایگاهی ممتاز در فرهنگ اسلامی دارد.
با این حال، آیینهای عزاداری نیز همانند هر پدیده اجتماعی و فرهنگی دیگر ممکن است در گذر زمان با برخی آسیبها، تحریفها و رفتارهای ناصواب مواجه شوند؛ آسیبهایی که گاه در قالب بدعت، غلو، نقل روایتهای ضعیف، کمرنگ شدن بعد معرفتی مجالس یا غلبه احساسات بر عقلانیت بروز پیدا میکنند و میتوانند پیام اصیل نهضت عاشورا را تحتالشعاع قرار دهند.
از این منظر، آسیبشناسی عزاداری نه به معنای تضعیف شعائر حسینی، بلکه تلاشی برای صیانت از اصالت این میراث گرانسنگ و جلوگیری از ورود رفتارها و باورهایی است که با اهداف بلند مکتب اهل بیت(ع)، قرآن کریم و سنت معصومان(ع) همخوانی ندارند. بر همین اساس، بررسی مهمترین آسیبهای عزاداری و راهکارهای پیشگیری از آنها ضرورتی است که میتواند به تعمیق معرفت دینی، تقویت پیوند میان «شور» و «شعور» حسینی و حفظ اثرگذاری پیام عاشورا در جامعه امروز کمک کند.
ایکنا در راستای بررسی ابعاد مختلف آسیبشناسی عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به گفتوگو با حجتالاسلام صادق گلزاده، جامعهشناس دینی و پژوهشگر مطالعات اجتماعی پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
در فرهنگ عزاداری اهلبیت(ع) بهویژه در سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دو مفهوم بنیادین «شور» و «شعور» همواره در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند و هیچیک بدون دیگری نمیتواند اهداف واقعی نهضت عاشورا را محقق سازد. «شور» جلوه عاطفی و احساسی عزاداری است؛ همان عشق، دلدادگی و ارادتی که مؤمنان نسبت به امام حسین(ع) و خاندان عصمت و طهارت(ع) در قالب آیینهایی همچون سینهزنی، زنجیرزنی و سایر مراسم سوگواری ابراز میکنند. در مقابل، «شعور» به معنای شناخت عمیق فلسفه قیام عاشورا، درک اهداف نهضت حسینی، فهم پیامهای مکتب اهل بیت(ع) و تلاش برای تحقق ارزشهایی همچون ظلمستیزی، عدالتخواهی، حمایت از مظلوم، امر به معروف و نهی از منکر و استمرار راه امام حسین(ع) در عرصه زندگی فردی و اجتماعی است.
از این رو، عزاداری اصیل زمانی به کمال میرسد که این دو عنصر مکمل یکدیگر باشند و هیچکدام جای دیگری را نگیرد. در مجالس عزاداری نیز هر یک از ارکان این مراسم مسئولیت مشخصی بر عهده دارند. خطیبان و سخنرانان وظیفه دارند ابعاد معرفتی و فکری نهضت عاشورا را برای مردم تبیین کنند، فلسفه قیام امام حسین(ع) را شرح دهند و مخاطبان را نسبت به آموزههای مکتب اهل بیت(ع) آگاه سازند. در مقابل، مداحان و ذاکران با بهرهگیری از مرثیه، نوحه و ذکر مصائب، زمینه بروز عواطف دینی و تقویت پیوند قلبی عزاداران با اهل بیت(ع) را فراهم میکنند. در کنار این دو گروه، هیئتداران، بانیان مجالس، خادمان و عموم مردم نیز سهم مهمی در حفظ اصالت مراسم عزاداری دارند؛ زیرا نحوه برگزاری این آیینها و نوع رفتارهای رایج در آنها تا حد زیادی به عملکرد و نگاه این مجموعه وابسته است.
بر همین اساس، هر رفتار، رسم یا اقدامی که با اهداف متعالی نهضت عاشورا، سیره اهل بیت(ع)، آموزههای قرآن کریم و قواعد کلی شریعت اسلام همخوانی نداشته باشد، میتواند در زمره بدعت قرار گیرد. هرچند واژه «بدعت» در اصطلاح فقهی بیشتر در حوزه اعتقادات به کار میرود، اما در حوزه رفتارهای دینی و آیینی نیز با تسامح از این تعبیر استفاده میشود. بنابراین، بدعت در عزاداری به معنای وارد کردن رفتار یا رسمی جدید به این مراسم است که نه ریشهای در تعالیم اسلام دارد، نه مورد توصیه اهل بیت(ع) بوده و نه با فلسفه قیام عاشورا سازگار است.
یکی از نمونههایی که در این زمینه همواره محل بحث بوده، قمهزنی است. این رفتار از آن جهت که مستند معتبر و روشنی در سیره اهل بیت(ع) ندارد و همچنین، به دلیل آنکه با اصل پرهیز از آسیب رساندن به نفس و مصالح عالی مکتب اهل بیت(ع) سازگار نیست، نمیتواند به عنوان یکی از سنتهای اصیل عزاداری معرفی شود. افزون بر این، چنین اعمالی نه تنها نقشی در تحقق اهداف نهضت عاشورا ایفا نمیکنند، بلکه در بسیاری از موارد میتوانند تصویری نادرست از فرهنگ عزاداری شیعی در افکار عمومی ایجاد کنند و زمینه سوءبرداشت یا بهرهبرداری مخالفان را فراهم آورند. گاهی برای توجیه چنین رفتارهایی به برخی نقلهای تاریخی درباره واکنش حضرت زینب(س) پس از شهادت امام حسین(ع) استناد میشود، اما حتی اگر این نقلها از نظر تاریخی پذیرفته شوند، باز هم نمیتوان آنها را مبنای یک سنت دائمی در عزاداری قرار داد. آن رفتارها در شرایط استثنایی، در متن حادثه کربلا و در اوج مصیبت و اندوه رخ داده است و اساساً نمیتوان آنها را به عنوان دستور یا الگوی همیشگی برای آیینهای عزاداری تلقی کرد. افزون بر این، از نظر ماهیت نیز میان چنین واکنشهای طبیعی و رفتارهایی مانند قمهزنی تفاوتهای اساسی وجود دارد.
نکته مهم دیگر آن است که پیام عاشورا صرفا به برگزاری مراسم سوگواری محدود نمیشود. روح نهضت حسینی بر مبارزه با ظلم، دفاع از حق، حمایت از مظلوم، مقابله با ستمگران و تلاش برای برقراری عدالت استوار است. از این رو، عزاداری زمانی با اهداف واقعی امام حسین(ع) هماهنگ خواهد بود که علاوه بر حفظ شعائر دینی، در رفتار اجتماعی و موضعگیریهای انسان نیز نمود پیدا کند. اگر عزاداری تنها به ابراز احساسات محدود شود و از آرمانهای اساسی نهضت عاشورا فاصله بگیرد، نمیتوان ادعا کرد که تمامی ابعاد پیام عاشورا محقق شده است.
از سوی دیگر، یکی از آسیبهای مهمی که ممکن است در پوشش عزاداری شکل بگیرد، رفتارهایی است که به اختلاف و تفرقه میان مسلمانان دامن میزند. وحدت اسلامی یکی از ضرورتهای مهم جهان اسلام است و در کنار آن حفظ انسجام درونمذهبی نیز اهمیت فراوانی دارد. طبیعی است که هر مذهبی در درون خود نیازمند همدلی و انسجام است، اما این همبستگی نباید به گونهای باشد که موجب ایجاد شکاف، دشمنی یا تقابل با دیگر مذاهب اسلامی شود. از این رو، هر اقدامی که زمینه اختلاف میان مسلمانان را فراهم کند یا چهرهای تفرقهآمیز از فرهنگ اهل بیت(ع) ارائه دهد، با اهداف بلند نهضت حسینی سازگار نخواهد بود.
در نهایت، مهمترین عامل شکلگیری بدعتها را باید برهم خوردن تعادل میان شور و شعور دانست. هرگاه احساسات دینی بدون هدایت عقلانیت، معارف دینی، قرآن کریم و سنت اهل بیت(ع) محور قرار گیرد، زمینه برای شکلگیری رفتارهایی فراهم میشود که هرچند ممکن است در ابتدا با نیت ابراز محبت به اهل بیت(ع) انجام شوند، اما به دلیل نداشتن پشتوانه دینی و معرفتی، به تدریج به عنوان رفتارهای نوپدید و بدعتآمیز شناخته خواهند شد. از این رو، حفظ اصالت عزاداری در گرو آن است که شور حسینی همواره در کنار شعور حسینی قرار گیرد و تمامی آیینهای عزاداری بر پایه عقلانیت دینی، معارف قرآن و سیره اهل بیت(ع) سامان یابند. این توازن مهمترین معیار برای تشخیص سنتهای اصیل از بدعتهایی است که ممکن است در طول زمان به نام عزاداری وارد این مراسم شوند.
غلو در بیان فضائل و مصائب امام حسین(ع) را میتوان یکی از آسیبهای حوزه عزاداری و معارف عاشورا دانست، اما به نظر میرسد این آسیب در مقایسه با بدعتهایی که به نام عزاداری وارد برخی مراسم میشوند، از شدت و گستردگی کمتری برخوردار باشد. با این حال، هر اندازه که این آسیب محدودتر باشد، همچنان نیازمند توجه و مراقبت است؛ زیرا هرگونه خروج از چارچوب معارف اصیل دینی میتواند در درازمدت بر اعتبار و اثرگذاری پیام عاشورا تأثیر منفی بگذارد. برای تبیین این موضوع ابتدا باید میان «بیان فضائل بلند و حقیقی» و «غلو» تفاوت قائل شد. بسیاری از معارفی که درباره جایگاه امام حسین(ع) و دیگر اولیای الهی در منابع معتبر اسلامی نقل شده، به دلیل عظمت و والایی ممکن است در نگاه نخست برای برخی مخاطبان اغراقآمیز به نظر برسد، اما صرف بلند بودن یک فضیلت به معنای غلو نیست. ملاک، مستند بودن آن به آموزههای دینی و عدم خروج از مرزهای اعتقادی اسلام است.
برای نمونه، در روایات قدسی آمده است که خداوند متعال درباره امام حسین(ع) میفرماید: «کَرَّمْتُهُ بِالشَّهَادَةِ»؛ یعنی «او را با شهادت گرامی داشتم». این تعبیر نشان میدهد که شهادت نه یک شکست، بلکه عالیترین جلوه تکریم الهی نسبت به امام حسین(ع) است. همین حقیقت، مبنای این باور عمیق است که خون بر شمشیر پیروز میشود و نهضت عاشورا مسیر پیروزی جبهه حق و عدالت را تا قیامت استمرار میبخشد. این جایگاه اگرچه بسیار متعالی و بلندمرتبه است، اما هیچگونه غلوی در آن وجود ندارد؛ زیرا مستند به معارف دینی است و از چارچوب توحید خارج نمیشود. نمونه دیگری که بیانگر عظمت مقام شهیدان راه خداست، حدیث قدسی معروفی است که در آن خداوند میفرماید: «هر کس مرا دوست بدارد، من نیز او را دوست خواهم داشت؛ هر کس محبوب من شود، او را در مسیر عشق خود قرار میدهم؛ هر کس عاشق من شود، جان خود را در راه من فدا میکند و هر کس در راه من به شهادت برسد، خونبهای او بر عهده من است و من خود پاداش او خواهم بود». این مضمون جایگاه والای شهیدان را ترسیم میکند و مصداق کامل و بینظیر آن را میتوان در وجود حضرت سیدالشهدا(ع) مشاهده کرد. این سخن نیز اگرچه از اوج عظمت مقام شهید حکایت دارد، اما هیچ نسبتی با غلو ندارد؛ زیرا بیانگر لطف و کرامت الهی است، نه نسبت دادن مقام الوهیت یا صفات اختصاصی خداوند به بندگان.
از همین رو، لازم است مرز غلو به روشنی تبیین شود؛ همانگونه که برای تشخیص بدعت ابتدا باید تعریف دقیقی از آن ارائه داد. غلو زمانی تحقق پیدا میکند که جایگاه بندگان برگزیده خدا هر چند پیامبران یا ائمه معصومین(ع) باشند، از مرتبه بندگی فراتر برده شود و ویژگیهایی که مختص ذات الهی است به آنان نسبت داده شود؛ در حالی که اساس مکتب اهل بیت(ع) بر این حقیقت استوار است که پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، امام حسین(ع) و دیگر ائمه اطهار(ع) پیش از هر چیز «عبدالله» و بندگان خالص خداوند هستند. بزرگترین افتخار آنان نیز همین بندگی خداست.
بنابراین، هر توصیفی که در چارچوب بندگی و با استناد به قرآن، سنت و روایات معتبر بیان شود، هر چند بسیار بلند و شگفتانگیز باشد، غلو محسوب نمیشود، اما اگر این توصیفها از مرز بندگی عبور کند و برای اهل بیت(ع) شأنی همعرض یا مستقل از خداوند قائل شود، وارد قلمرو غلو خواهد شد و از نظر اعتقادی پذیرفته نیست. غلو از این جهت میتواند به پیام عاشورا آسیب وارد کند که مرز میان حقیقت و مبالغه را مخدوش میسازد و زمینه سوء برداشت یا تشکیک برخی مخاطبان را فراهم میکند. هنگامی که فضائل امام حسین(ع) بر پایه مستندات معتبر و معارف اصیل اسلامی بیان شود، عظمت شخصیت آن حضرت به خودی خود آشکار است و نیازی به افزودن مطالب غیرمستند یا اغراقآمیز وجود ندارد. در مقابل، نسبت دادن مطالبی که ریشهای در منابع معتبر ندارند، ممکن است اصل پیام عاشورا را نیز در معرض تردید قرار دهد و اثرگذاری آن را کاهش دهد.
در مجموع، غلو را باید یکی از آسیبهای قابل توجه در حوزه معارف عاشورا دانست، آسیبی که هرچند از نظر گستره و پیامدها به اندازه بدعتهای عملی در عزاداری نیست، اما همچنان نیازمند دقت و مراقبت است. بهترین راه پیشگیری از این آسیب، پایبندی به معارف مستند قرآن، روایات معتبر و سیره اهل بیت(ع) و حفظ مرز روشن میان مقام بندگی اولیای الهی و جایگاه یگانه خداوند متعال است. در این صورت، هم عظمت حقیقی امام حسین(ع) به درستی تبیین خواهد شد و هم پیام اصیل عاشورا بدون تحریف و اغراق به نسلهای آینده منتقل میشود.
برقراری تعادل میان «شور» و «شعور» در عزاداری امام حسین(ع) نیازمند توجه به دو بعد اساسی است؛ نخست، مبانی فکری و معرفتی این تعادل و دوم، شیوه و فرایند اجرای آن در مجالس و آیینهای عزاداری. اگر این دو بعد به درستی مورد توجه قرار گیرد، نه تنها میان احساس و عقلانیت تعارضی ایجاد نمیشود، بلکه هر یک دیگری را تقویت خواهد کرد و نتیجه آن، عزاداری خواهد بود که هم از شور و عاطفه برخوردار است و هم بر پایه معرفت، حکمت و آموزههای اصیل اسلامی استوار است. نخستین مبنای تحقق این تعادل، رجوع به متخصصان دین است. همانگونه که در سایر حوزههای تخصصی، از جمله پزشکی، مهندسی یا حقوق، مراجعه به صاحبنظران امری بدیهی و عقلانی است، در مسائل دینی نیز باید سخن متخصصان این عرصه را ملاک قرار داد. این بدان معنا نیست که عموم مردم از معارف دینی بیبهره هستند، بلکه مقصود آن است که در موضوعات تخصصی، نظر عالمان دین، فقها، مراجع تقلید و در رأس آنان ولیفقیه، باید مرجع و معیار تشخیص باشد. هر اندازه این جایگاه در جامعه بیشتر مورد توجه قرار گیرد، امکان فاصله گرفتن از تحریف، بدعت و رفتارهای غیر مستند نیز کاهش خواهد یافت.
مبنای دوم آن است که همه رفتارها، گفتارها و آیینهای مرتبط با عزاداری امام حسین(ع) باید با معارف اسلامی، احکام الهی، قرآن کریم، سنت پیامبر اکرم(ص) و سیره اهل بیت(ع) منطبق باشد. این انطباق مهمترین عامل تقویت شعور حسینی است؛ زیرا معرفت دینی را از سطح احساسات صرف فراتر میبرد و آن را به یک بینش عمیق و ماندگار تبدیل میکند. در گذشته، این رویکرد در بسیاری از مجالس مذهبی بهخوبی رعایت میشد. برای نمونه، برخی از خطیبان سنتی در دهه نخست محرم هر شب یکی از فروع دین مانند نماز، روزه، حج، خمس، زکات و دیگر احکام اساسی اسلام را برای مردم تبیین میکردند. به این ترتیب، مخاطبان علاوه بر حضور در مراسم عزاداری، در پایان دهه محرم شناخت عمیقتری نسبت به آموزههای دینی نیز پیدا میکردند. گروهی دیگر از سخنرانان نیز برنامه خود را بر محور امامشناسی قرار میدادند و در هر شب به معرفی یکی از ائمه اطهار(ع) میپرداختند تا در طول مراسم، مخاطبان با سیره و معارف اهل بیت(ع) آشناتر شوند. نمونههای موفق این شیوه را میتوان در سیره خطیبان برجستهای همچون مرحوم حجتالاسلام محمدتقی فلسفی مشاهده کرد. ایشان منبر را صرفا به ذکر مصیبت محدود نمیکرد، بلکه در طول سال دورههای منظم اخلاق، عقاید، تربیت، مسائل خانواده و حتی تربیت کودک را برای مخاطبان ارائه میداد و از منبر به عنوان رسانهای برای پاسخگویی به نیازهای فکری جامعه بهره میبرد. همچنین امروز نیز برخی از سخنرانان با محور قرار دادن آیات قرآن و استناد مستمر به روایات معتبر تلاش میکنند معارف دینی را مستند، مستدل و متناسب با نیازهای روز جامعه تبیین کنند؛ رویکردی که با استقبال مخاطبان نیز مواجه شده است.
در کنار این شیوه، توجه به شرایط زمان، مکان و مخاطب نیز اهمیت فراوانی دارد. سخنران دینی باید نیازهای جامعه، شرایط روز و ویژگیهای مخاطبان خود را بشناسد و بر همان اساس موضوع سخن را انتخاب کند. به عنوان مثال، در شرایط کنونی که ملت ایران تجربه دفاع مقدس و مقابله با تهدیدهای دشمنان را در جنگ 12 روزه و جنگ رمضان پشت سر گذاشتهاند، طبیعی است که تبیین مفاهیمی همچون دفاع از مظلوم، مقاومت در برابر ظلم و حمایت از جبهه حق، بخشی از پیام عاشورا باشد. اگر خطیب یا مداح نسبت به مسائل مهم زمانه خود بیتفاوت باشد، در حقیقت بخشی از رسالت عاشورا را نادیده گرفته است؛ زیرا یکی از مهمترین پیامهای نهضت حسینی، ایستادگی در برابر ظلم و یاری مظلومان است. در این نگاه، ظلم تنها به معنای اقدام مستقیم علیه مظلوم نیست، بلکه بیتفاوتی در برابر ظلم و خودداری از حمایت از مظلوم نیز نوعی ظلم محسوب میشود. همچنین، همراهی نکردن با جبهه حق، بیاعتنایی به ارزشهای دینی، یا عمل نکردن به رهنمودهای رهبری دینی نیز میتواند مصادیقی از کوتاهی در انجام وظیفه باشد. از این رو، عاشورا تنها یک حادثه تاریخی نیست، بلکه مکتبی زنده است که باید در هر عصر و متناسب با مسائل همان زمان مورد بازخوانی قرار گیرد.
از منظر مبنایی، نکته مهم دیگر آن است که معارف دینی باید همواره با حکمت و عقلانیت همراه باشند. اگرچه بسیاری از آموزههای دینی ذاتا عقلانی هستند، اما گاهی شیوه بیان آنها به گونهای است که این عقلانیت برای مخاطب بهخوبی آشکار نمیشود. از این رو، وظیفه عالمان دین آن است که معارف اسلامی را به گونهای تبیین کنند که پیوند آنها با عقل سلیم برای مخاطبان روشن باشد. در حقیقت، میان عقل و شرع تعارضی وجود ندارد؛ زیرا هر دو از یک منشأ الهی سرچشمه میگیرند. همانگونه که در اندیشه اسلامی گفته میشود، هر آنچه شرع به آن حکم میکند، عقل نیز آن را تأیید میکند و هر آنچه عقل قطعی آن را میپذیرد، با شریعت الهی ناسازگار نیست. بر همین اساس، مجتهدان و فقها در مقام استنباط احکام، این هماهنگی میان عقل و شرع را مورد توجه قرار میدهند و مردم نیز در مقام عمل باید همین هماهنگی را در رفتارهای دینی خود رعایت کنند.
در کنار این مبانی، شیوه برگزاری مجالس عزاداری نیز نقش تعیینکنندهای در ایجاد تعادل میان شور و شعور دارد. در سنت دیرینه شیعه همواره در کنار مداح، قاری قرآن و روضهخوان، سخنران نیز حضور داشته است و هر یک بخشی از رسالت مجلس را بر عهده داشتهاند، اما در برخی از مجالس امروز، جایگاه سخنران کمرنگ شده و گاه تمام برنامه به مداحی محدود میشود. این وضعیت، به طور طبیعی به بعد معرفتی عزاداری آسیب میزند؛ زیرا بخش مهمی از انتقال معارف دینی، فلسفه عاشورا و تحلیل آموزههای اهل بیت(ع) بر عهده خطیب و کارشناس دینی است. از همین رو، هیئتهای مذهبی نباید صرفا بر محور مداحی اداره شوند. حضور یک عالم دینی در کنار مداح نه تنها از ارزش و جایگاه مداحی نمیکاهد، بلکه موجب تکمیل رسالت مجلس عزاداری میشود. همانگونه که مداح با زبان احساس و عاطفه با مخاطب سخن میگوید، سخنران نیز وظیفه دارد با زبان استدلال، معرفت و آگاهی، پیام عاشورا را تبیین کند. این دو نقش نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در امتداد هم هستند و هر یک مکمل دیگری به شمار میروند. تجربه نیز نشان داده است که هرگاه میان سخنران و مداح هماهنگی وجود داشته باشد، اثرگذاری مجلس افزایش مییابد.
در بسیاری از مجالس، سخنران و مداح پیش از آغاز برنامه درباره موضوع سخنرانی و محتوای مداحی با یکدیگر گفتوگو میکنند تا هر دو در یک مسیر حرکت کنند و پیام واحدی را به مخاطب منتقل سازند. این همافزایی، نمونهای موفق از تلفیق شور و شعور در عزاداری است. در عین حال، باید از این تصور نادرست نیز پرهیز کرد که هیئت، مسجد، حسینیه یا تکیه رقیب یکدیگر هستند. هر یک از این مراکز کارکرد خاص خود را دارند. مسجد جایگاه اصلی عبادت و کانون فعالیتهای دینی است و از جایگاهی ممتاز برخوردار است. در کنار آن حسینیهها، هیئتها و تکایا نیز برای توسعه شعائر حسینی و فراهم کردن زمینه مشارکت گستردهتر مردم شکل گرفتهاند. بنابراین، نباید هیچیک جای دیگری را بگیرد، بلکه باید همه این ظرفیتها در کنار یکدیگر و در خدمت اهداف دین قرار گیرند.
یکی دیگر از عوامل مهم در ایجاد این تعادل، توجه به همه گروههای سنی است. مسجد یا هیئتی که جوانان و نوجوانان در آن حضور نداشته باشند، آینده روشنی نخواهد داشت و در مقابل، مجلسی که از حضور افراد باتجربه و پیشکسوتان محروم باشد، از پختگی و تجربه لازم بیبهره خواهد ماند. از این رو، استفاده همزمان از ظرفیت کودکان، نوجوانان، جوانان و بزرگان، به پویایی و استمرار مجالس عزاداری کمک میکند و زمینه انتقال صحیح معارف عاشورا را به نسلهای آینده فراهم میسازد. در مجموع، برقراری توازن میان شور و شعور نه تنها امری ممکن، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ اصالت عزاداری حسینی است. این توازن زمانی محقق میشود که از یک سوی احساس، محبت و دلدادگی نسبت به امام حسین(ع) در قالب آیینهای عزاداری حفظ شود و از سوی دیگر، این احساسات بر پایه معارف مستند، قرآن، سنت، عقلانیت و هدایت عالمان دین سامان یابد. هر دیدگاهی که این دو عنصر را در برابر یکدیگر قرار دهد یا مدعی شود جمع میان آنها امکانپذیر نیست، از پشتوانه کافی دینی، عقلی و معرفتی برخوردار نیست. در حالی که سنت اصیل شیعه همواره نشان داده است که شور و شعور، دو رکن جداییناپذیر مکتب عاشورا هستند و تنها در کنار یکدیگر میتوانند پیام حقیقی امام حسین(ع) را به جامعه منتقل کنند.
یکی از مهمترین عواملی که زمینه رواج روایتهای ضعیف یا غیرمستند را در برخی مجالس عزاداری فراهم میکند، برهم خوردن تعادل میان شور و شعور است. هرگاه در برگزاری مراسم عزاداری جنبه احساسی و عاطفی بر بعد معرفتی و عقلانی غلبه پیدا کند، این خطر به وجود میآید که برای برانگیختن احساسات مخاطبان از مطالبی استفاده شود که از پشتوانه تاریخی و دینی کافی برخوردار نیستند. در چنین شرایطی، هدف اصلی به جای انتقال حقیقت عاشورا صرفا ایجاد تأثر و گریه در مخاطب میشود و همین مسئله میتواند زمینه ورود نقلهای ضعیف و غیرمعتبر را فراهم کند. بنابراین، نخستین راهکار برای جلوگیری از این آسیب، بازگشت به همان توازن میان شور و شعور است. عزاداری اصیل نه بر احساسات صرف استوار است و نه تنها به مباحث معرفتی محدود میشود، بلکه هر دو بعد باید در کنار یکدیگر و به صورت متوازن حضور داشته باشند.
اگر این تعادل حفظ شود، نه شور حسینی آسیب میبیند و نه حقیقت تاریخی و دینی واقعه عاشورا تحتالشعاع قرار میگیرد. در این زمینه، شهید آیتالله مرتضی مطهری نیز به نکتهای قابل تأمل اشاره میکنند. ایشان نقل میکنند که به یکی از اهل منبر توصیه شده بود برخی مطالب ضعیف و غیرمعتبر را در مجالس خود نقل نکند. آن سخنران نیز این توصیه را پذیرفت و از بیان آن مطالب خودداری کرد، اما پس از مجلس عدهای گلایه کردند که مجلس مانند گذشته تأثیر عاطفی نداشته است. حتی به طنز گفته شد که قدری از همان مطالب را هم با سخن خود بیامیزید. هر چند این نقل با زبان طنز بیان شده است، اما واقعیتی را یادآور میشود و آن اینکه اگر ذائقه مخاطب به مطالب غیر مستند عادت کند، به تدریج پذیرش معارف اصیل برای او دشوار خواهد شد.
از همین رو، نباید اجازه داد ذائقه فرهنگی و دینی جامعه به گونهای شکل گیرد که تنها با مطالب اغراقآمیز، غیرمستند یا احساسبرانگیز ارتباط برقرار کند. هنر خطیب و مداح آن است که با تکیه بر حقایق مستند عاشورا هم معرفت مخاطب را افزایش دهد و هم عواطف دینی او را برانگیزد. واقعیتهای نهضت امام حسین(ع) آنقدر عظمت، عمق و تأثیرگذاری دارند که نیازی به افزودن روایتهای سست یا مطالب فاقد اعتبار برای اثرگذاری بیشتر وجود ندارد.
عامل مهم دیگری که میتواند از گسترش روایتهای ضعیف جلوگیری کند، رجوع به متخصصان دین و تکیه بر منابع معتبر است. اگر قرار است مطلبی درباره دین، عاشورا یا سیره اهل بیت(ع) نقل شود، شایسته است مستند آن، سخنان و آثار عالمان بزرگ و شناختهشدهای باشد که اعتبار علمی و دینی آنان مورد قبول جامعه اسلامی است. برای مثال، استناد به دیدگاههای شخصیتهایی همچون شهید مطهری، امام خمینی(ره)، رهبر معظم انقلاب، علامه طباطبایی، علامه محمدتقی جعفری و دیگر اندیشمندان برجسته از اتقان و استحکام بیشتری برخوردار است و مخاطب نیز با اطمینان بیشتری آن را میپذیرد. در مقابل، نقل مطالب براساس شنیدهها، خاطرات شفاهی یا سخنان افرادی که از جایگاه علمی لازم برخوردار نیستند، نمیتواند مبنای مناسبی برای تبیین معارف دینی باشد. اینکه گفته شود «شخصی در جایی چنین نقل کرد» یا «از فردی شنیده شد که چنین مطلبی را بیان کرده است» به خودی خود حجیت علمی و شرعی ایجاد نمیکند؛ مگر آنکه آن سخن به منابع معتبر، روایات قابل اعتماد یا آیات قرآن مستند باشد.
در حقیقت، یکی از مهمترین اصول در تبیین معارف عاشورا آن است که همه مطالب به مستحکمات دین گره بخورند، یعنی یا ریشه در قرآن کریم داشته باشند یا بر پایه احادیث معتبر و منابع قابل اعتماد استوار باشند و یا به وسیله عالمان برجسته و صاحبنظران شناختهشده دین مورد تأیید قرار گرفته باشند. هر اندازه این پیوند با منابع اصیل مستحکمتر باشد، احتمال نفوذ روایتهای ضعیف و کممایه نیز کاهش خواهد یافت. در مجموع، رواج روایتهای غیرمستند بیش از هر چیز محصول فاصله گرفتن از توازن میان شور و شعور و کمرنگ شدن نقش عقلانیت و مرجعیت علمی در مجالس عزاداری است. راه مقابله با این آسیب نیز در بازگشت به همین اصول نهفته است، یعنی حفظ تعادل میان احساس و معرفت، مراجعه به متخصصان دین، استناد به قرآن، روایات معتبر و آثار اندیشمندان بزرگ اسلامی و پرهیز از نقل مطالبی که پشتوانه علمی و دینی کافی ندارند. تنها در این صورت است که میتوان اصالت پیام عاشورا را حفظ کرد و آن را به شکلی صحیح، مستند و اثرگذار به نسلهای آینده منتقل ساخت.
انتهای پیام