کد خبر: 4365066
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۷
یادداشت

اگر مسجد خانه دل‌ها شود

مسئله اصلی مسجد در روزگار ما، کمبود مخاطب نیست؛ ضعف در ایجاد احساس تعلق و هویت جمعی است. تجربه نشان می‌دهد هرجا مسجد توانسته پیوندی عاطفی و پایدار با مردم برقرار کند، نماز نیز از یک تکلیف فردی، به سبک زندگی اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است.

مسجد
مسجد در فرهنگ اسلامی یک اندیشه است؛ اندیشه‌ای که انسان را از پراکندگی به وحدت از تنهایی به همدلی، از اضطراب به آرامش و از غفلت به یاد خدا فرامی‌خواند. اگر نماز، ستون دین است، مسجد خانه‌ای است که این ستون را استوار نگه می‌دارد. جوامع با ساختمان‌های بلند، پیشرفت نمی‌کنند؛ جامعه‌ای موفق است که انسان‌های آن از درون آباد باشند و این آبادانی از خانه‌های خدا آغاز می‌شود.
 
قرآن کریم وقتی از مسجد سخن می‌گوید، نگاه ما را از ظاهر بنا فراتر می‌برد. خداوند می‌فرماید: «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ»؛ خانه‌هایی که خداوند اجازه داده است رفعت یابند و نام او در آن‌ها پیوسته یاد شود. این رفعت، رفعت انسان‌هایی است که در مسجد تربیت می‌شوند، دل‌هایی است که در مسجد به هم نزدیک می‌شود و جامعه‌ای است که بر محور یاد خدا شکل می‌گیرد.
 
از نخستین روزهای شکل‌گیری جامعه اسلامی، مسجد، محور همه حرکت‌های بزرگ بود. پیامبر اکرم(ص) پس از هجرت به مدینه، پیش از هر اقدام سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی، مسجد را بنا نهاد. این انتخاب، پیامی روشن برای همه دوران‌ها داشت؛ جامعه‌ای که رابطه خود را با خدا سامان ندهد در سامان دادن به روابط اجتماعی نیز کامیاب نخواهد شد. مسجدالنبی مدرسه علم، مرکز مشورت، محل رسیدگی به نیازمندان، پناهگاه مسافران، پایگاه همبستگی مسلمانان و نقطه آغاز بسیاری از تحولات تمدنی بود.
 
این حقیقت، امروز نیز تغییر نکرده است. هرگاه مسجد در متن زندگی مردم قرار گرفته، جامعه از سرمایه‌ای بزرگ به نام اعتماد، همدلی و مسئولیت‌پذیری بهره‌مند شده است و هرگاه نقش مسجد به اقامه چند رکعت نماز محدود شده، بخشی از ظرفیت عظیم آن نادیده گرفته شده است. مسجد، خانه همه مردم است؛ خانه کودکی که نخستین واژه‌های قرآن را می‌آموزد، نوجوانی که در جست‌وجوی هویت خود است، جوانی که به‌دنبال معنا و امید می‌شود و سالمندی که تجربه و حکمت سالیان خود را به نسل‌های بعد منتقل می‌کند.
 
در این میان، نماز، روح جاری مسجد است. نماز، تنها مجموعه‌ای از اذکار و حرکات نیست؛ تجدید عهد روزانه انسان با پروردگار است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي»؛ نماز را برای یاد من برپا دار. انسانی که یاد خدا در جانش زنده باشد، در برابر سختی‌ها استوارتر، در برابر وسوسه‌ها مقاوم‌تر و در برابر دیگران مهربان‌تر خواهد بود. از همین روست که قرآن، نماز را عامل بازدارنده از زشتی‌ها و ناپسندی‌ها معرفی می‌کند؛ زیرا نماز، اگر با معرفت و حضور قلب همراه باشد، اخلاق را در متن زندگی جاری می‌سازد.
 
اما پرسشی که امروز پیش روی ماست، این است که چگونه می‌توان نسل نو را بیش از پیش با مسجد و نماز مأنوس کرد؟ آیا تکرار توصیه‌ها و بیان فضیلت‌ها به تنهایی کافی است؟ بی‌تردید پاسخ منفی است. نسل امروز تشنه حقیقت است، اما حقیقت را با زبان زمانه خود جست‌وجو می‌کند. اگر زبان دعوت ما با زبان فهم مخاطب فاصله بگیرد حتی زیباترین مفاهیم نیز شنیده نمی‌شود.
 
اسلام، خود بهترین الگوی این شیوه گفت‌وگو را به ما آموخته است. قرآن، کتاب قصه نیز است؛ کتابی که سرگذشت پیامبران، صالحان و انسان‌های مؤمن را روایت می‌کند تا انسان، حقیقت را در آیینه زندگی دیگران ببیند. خداوند از «احسن‌القصص» سخن می‌گوید؛ زیرا داستان انتقال تجربه است. انسان، آنچه را با دل لمس کند، بسیار عمیق‌تر از آنچه تنها با گوش بشنود، به خاطر می‌سپارد.
 
از همین‌جاست که هنر، به‌ویژه هنر نمایش و روایت، جایگاهی ممتاز در ترویج فرهنگ مسجد و نماز پیدا می‌کند. اگر نوجوان امروز، مهربانی امام جماعت، صفای خادم مسجد، همدلی نمازگزاران، شور نماز جماعت و آرامش خانه خدا را در قالب داستان، فیلم، تئاتر یا خاطره‌ای صادقانه تجربه کند، این تصویر در ذهن و جانش ماندگار خواهد شد. تأثیر یک روایت صادقانه، گاه از ده‌ها سخنرانی بیشتر است؛ زیرا روایت، عقل و احساس را همزمان مخاطب قرار می‌دهد.
 
بی‌تردید، آینده فرهنگ نماز در گرو آن است که مسجد را دوباره به خانه دل‌ها تبدیل کنیم؛ خانه‌ای که در آن، کودک با لبخند پذیرفته شود، نوجوان فرصت دیده‌شدن پیدا کند، جوان مسئولیت بیاموزد و خانواده، طعم آرامش و همدلی را بچشد. این همان مسجدی است که پیامبر اسلام(ص) بنا نهاد و اهل‌ بیت(ع) با گفتار و رفتار خود، راه آبادانی آن را به ما آموختند؛ مسجدی که در آن، نماز تنها آغاز راه است و انسان‌سازی، مقصد نهایی.
 
اگر از ما بپرسند که نخستین خاطره ماندگارمان از مسجد چیست، کمتر کسی به یاد یک سخنرانی یا توصیه مستقیم می‌افتد. آنچه در ذهن می‌ماند، معمولاً تصویری است از دستی که در کودکی ما را به مسجد برد، لبخند امام جماعتی که با مهربانی ناممان را پرسید، صفوف منظم نماز جماعت، سفره ساده افطار، صدای دلنشین قرآن، یا لحظه‌ای که احساس کردیم مسجد، خانه ماست. انسان‌ها بیش از آنکه با دستور زندگی کنند، با خاطره زندگی می‌کنند و خاطره، فرزند تجربه و روایت است.
 
شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های امروز در حوزه ترویج فرهنگ نماز و مسجد همین باشد که چگونه می‌توان این خاطره‌های ماندگار را برای نسل جدید آفرید؟ پاسخ را باید در شیوه تربیت قرآن و سیره پیامبر اکرم(ص) جست‌وجو کرد. خداوند متعال، با آنکه قادر بود همه آموزه‌های دینی را در قالب فرمان و حکم بیان کند، بخش قابل توجهی از قرآن را به قصه اختصاص داده است؛ زیرا قصه، تنها روایت یک اتفاق نیست، بلکه انتقال تجربه، برانگیختن اندیشه و بیدار کردن دل انسان است.
 
خداوند پس از بیان داستان حضرت یوسف(ع) می‌فرماید: «لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ»؛ در سرگذشت آنان، برای خردمندان درس و عبرت است. قرآن نمی‌گوید در احکام، بلکه می‌گوید در قصه‌ها عبرت است؛ زیرا انسان، حقیقت را زمانی بهتر درک می‌کند که آن را در زندگی انسان‌های دیگر ببیند.
 
این همان روشی است که پیامبر اعظم(ص) نیز در تربیت امت به کار گرفتند. آن حضرت، پیش از آنکه مردم را به زبان دعوت کنند، با رفتار خود آنان را شیفته مسجد ساختند. کودکان را از مسجد نمی‌راند، جوانان را تحقیر نمی‌کرد، به پرسش‌ها با حوصله پاسخ می‌داد و مسجد را پناهگاه همه انسان‌ها می‌دانست. روایت‌های فراوانی از سیره نبوی نقل شده است که نشان می‌دهد حتی بازی کودکان نیز مانعی برای حضور آنان در مسجد نبود؛ زیرا پیامبر(ص) می‌خواست نسل آینده، مسجد را با محبت بشناسد، نه با ترس.
 
این نکته، امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. نسلی که در عصر رسانه، تصویر و شبکه‌های اجتماعی زندگی می‌کند، زبان خاص خود را دارد. در طول یک روز، صدها روایت کوتاه و بلند می‌بیند و می‌شنود. اگر ما برای مسجد و نماز، روایت نسازیم، دیگران روایت‌های دیگری برای ذهن او خواهند ساخت. خلا روایت، هرگز خالی نمی‌ماند.
 
از این‌رو، بهره‌گیری از هنر، به‌ویژه هنر نمایش، سینما، تئاتر، قصه‌گویی، ادبیات کودک و نوجوان و حتی تولید محتوای خلاقانه در فضای مجازی، ضرورتی انکارناپذیر است. هنر، زمانی که در خدمت حقیقت قرار گیرد، می‌تواند پلی میان دل انسان و پیام الهی باشد. البته هنر دینی، با شعار تفاوت دارد. هنر، مخاطب را دعوت می‌کند تا حقیقت را کشف کند؛ نه اینکه آن را به اجبار بپذیرد.
 
شهید مطهری بارها تأکید می‌کند که ایمان، با تحمیل و اجبار پایدار نمی‌شود؛ ایمان، هنگامی ریشه می‌گیرد که آگاهی، محبت و اختیار در کنار یکدیگر قرار گیرند. مسجد نیز زمانی در جان نوجوان جای می‌گیرد که احساس کند در آن دیده می‌شود، شنیده می‌شود و فرصت رشد دارد. اگر مسجد تنها مکانی برای شنیدن باشد و نه برای مشارکت، بخشی از ظرفیت تربیتی خود را از دست خواهد داد.
 
از منظر روانشناسی تربیتی نیز، یادگیری پایدار زمانی شکل می‌گیرد که سه عنصر در کنار هم قرار گیرند: شناخت، احساس و تجربه. اگر نوجوان درباره نماز بداند، اما زیبایی آن را احساس نکند، یا اگر زیبایی آن را احساس کند اما فرصت تجربه آن را در جمع مؤمنان نداشته باشد، پیوند عمیقی با نماز برقرار نخواهد کرد. مسجد، تنها جایی است که این سه عنصر می‌توانند هم‌زمان تحقق یابند؛ معرفت در کنار عبادت، محبت در کنار مسئولیت و حضور فردی در کنار هویت جمعی.
 
رهبر شهید انقلاب نیز، بارها مسجد را پایگاه همه کارهای نیک توصیف کرده‌اند. این تعبیر، افق نگاه ما را به مسجد گسترش می‌دهد. مسجد باید جایی باشد که نوجوان، استعداد هنری خود را شکوفا کند، جوان، مسئولیت اجتماعی بیاموزد، خانواده، آرامش بیابد و سالمندان، تجربه‌های ارزشمند خود را به نسل بعد منتقل کنند. اگر چنین شود، نماز جماعت نیز از یک برنامه روزانه، به نقطه اتصال دل‌ها و اندیشه‌ها تبدیل خواهد شد.
 
بی‌تردید، یکی از رسالت‌های مهم ستاد اقامه نماز، همین بازخوانی نقش فرهنگی مسجد است. امروز دیگر کافی نیست تنها از فضیلت نماز سخن بگوییم؛ باید زیبایی نماز را نشان دهیم. کافی نیست فقط مردم را به مسجد دعوت کنیم؛ باید مسجد را چنان سرشار از محبت، نشاط، دانایی و خدمت کنیم که خودِ مردم، آن را خانه امن خویش بدانند.
 
بیان قصه‌های واقعی از انسان‌هایی که مسیر زندگی‌شان در مسجد تغییر کرده، روایت خاطرات شیرین از نماز جماعت، بازآفرینی رفتار کریمانه پیامبر(ص) و اهل‌ بیت(ع) در قالب نمایش و فیلم، معرفی امامان جماعت موفق، نشان دادن جلوه‌های همدلی و خدمت‌رسانی در مساجد و روایت نقش تاریخی مسجد در پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، همگی می‌توانند نسل امروز را با حقیقتی آشنا کنند که شاید در قالب سخنرانی‌های رسمی کمتر فرصت دیده شدن یافته است.
 
ما باید بپذیریم که مسجد، بیش از آنکه به تبلیغ نیاز داشته باشد، به روایت نیاز دارد؛ روایتی که حقیقت نماز را از آسمان مفاهیم، به زمین زندگی روزمره بیاورد. زیرا نماز، زمانی در زندگی انسان اثر می‌گذارد که از متن کتاب‌ها بیرون بیاید و در رفتار، اخلاق، مهربانی، مسئولیت‌پذیری و سبک زندگی نمازگزاران دیده شود. بهترین مبلغان نماز، کسانی هستند که دیگران، زیبایی نماز را در سیمای آنان ببینند.
 
شاید اگر امروز بخواهیم خدمتی ماندگار به فرهنگ نماز انجام دهیم، پیش از هر چیز باید خاطره‌های ماندگار از مسجد بسازیم؛ خاطره‌هایی که سال‌ها بعد، هر نوجوان با یادآوری آن‌ها، احساس کند هنوز صدای اذان مسجد محله‌اش، او را به آرامشی عمیق فرا می‌خواند و هنوز بوی فرش‌های مسجد، برایش بوی امنیت، محبت و حضور خدا را تداعی می‌کند.
 
اگر از ما بپرسند که آینده جامعه اسلامی از کجا آغاز می‌شود، شاید بسیاری به مدرسه، دانشگاه، رسانه یا خانواده اشاره کنند؛ و البته هیچ‌یک از این پاسخ‌ها نادرست نیست. اما حقیقت آن است که در نگاه اسلام، همه این نهادها زمانی به کمال می‌رسند که با مسجد پیوند بخورند. مسجد قلب تپنده جامعه ایمانی است. همان‌گونه که قلب، خون را در رگ‌های بدن جاری می‌سازد، مسجد نیز ایمان، اخلاق، امید و مسئولیت را در رگ‌های جامعه جاری می‌کند. اگر این قلب، پرنشاط و زنده بتپد، حیات معنوی جامعه نیز زنده خواهد بود.
 
قرآن کریم، آبادانی مسجد را با آبادانی دل‌ها گره می‌زند و می‌فرماید: «إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ...»؛ این آیه، تنها از ساختن مسجد سخن نمی‌گوید؛ از عمران سخن می‌گوید؛ عمرانی که پیش از آنکه در سنگ و آجر دیده شود، در رفتار انسان‌ها، در اقامه نماز، در خدمت به مردم و در پیوند دل‌ها جلوه‌گر می‌شود.
 
امروز، بیش از هر زمان دیگر، جامعه ما به چنین عمرانی نیاز دارد. جهانی که جوانان ما در آن زندگی می‌کنند، جهانی آکنده از هیاهو، رقابت، تنهایی و اضطراب است. در چنین فضایی، مسجد می‌تواند مأمن آرامش باشد؛ نه با درهای بسته و برنامه‌های تکراری، بلکه با آغوشی گشوده، گفت‌وگویی صمیمانه و حضوری فعال در متن زندگی مردم. هر مسجدی که بتواند امید بیافریند، لبخندی بر لب کودکی بنشاند، دست جوانی را برای خدمت بگیرد و اشک نیازمندی را پاک کند، در حقیقت فلسفه وجودی خود را محقق ساخته است.
 
نماز نیز در این میان روحی است که به همه این حرکت‌ها معنا می‌بخشد. نماز، انسان را از خودخواهی به خداخواهی، از اضطراب به اطمینان و از پراکندگی به تمرکز می‌رساند. وقتی قرآن می‌فرماید: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»، این آرامش را نمی‌توان تنها در خلوت فردی جست‌وجو کرد؛ نماز جماعت، جلوه اجتماعی همین آرامش است. در صفوف نماز، همه تفاوت‌های ظاهری رنگ می‌بازد؛ ثروتمند و فقیر، مدیر و کارگر، پیر و جوان، همه در یک صف می‌ایستند و به یک قبله رو می‌کنند. این تصویر، زیباترین درس عدالت، برابری و اخوت است؛ درسی که هیچ کتابی به اندازه یک نماز جماعت آن را به تصویر نمی‌کشد.
 
از همین‌رو، آینده فرهنگ نماز، بیش از آنکه به افزایش آمارها وابسته باشد، به کیفیت تجربه انسان‌ها از مسجد وابسته است. اگر کودکی، نخستین بار با لبخند وارد مسجد شود؛ اگر نوجوانی، استعداد خود را در فعالیت‌های فرهنگی مسجد کشف کند؛ اگر جوانی، مسئولیت اجتماعی را از مسجد بیاموزد و اگر خانواده‌ای، آرامش و همدلی را در فضای مسجد تجربه کند، آن‌گاه مسجد دیگر تنها یک مکان نخواهد بود؛ به بخشی از هویت آنان تبدیل خواهد شد.
 
در این مسیر، همه ما مسئولیم. ائمه جماعات، هیئت‌های امنا، خانواده‌ها، معلمان، هنرمندان، نویسندگان، فعالان رسانه‌ای و نهادهای فرهنگی، هر یک سهمی در ساختن این تصویر دارند. رسالت ما این است که مسجد را آن‌گونه که پیامبر اکرم(ص) بنا نهادند، دوباره به خانه مردم تبدیل کنیم؛ خانه‌ای که در آن، عبادت با اخلاق، معرفت با محبت، و نماز با خدمت به خلق درهم می‌آمیزد.
 
بی‌تردید، استفاده از زبان هنر، قصه، نمایش، ادبیات و رسانه، یکی از مؤثرترین راه‌های تحقق این هدف است. هنر، اگر صادقانه و هوشمندانه به میدان بیاید، می‌تواند نسل امروز را با حقیقتی آشنا کند که شاید در قالب بیان مستقیم کمتر مجال ظهور یافته است. آنچه در جان انسان ماندگار می‌شود، تنها شنیده‌ها نیست؛ دیده‌ها، زیسته‌ها و احساس‌شده‌هاست. از این رو، روایت‌های صادقانه از مسجد، نماز و انسان‌هایی که در پرتو این دو، زندگی‌شان رنگ دیگری گرفته است، می‌تواند سرمایه‌ای ماندگار برای فرهنگ دینی جامعه باشد.
 
امروز، بیش از هر زمان دیگر، به بازگشت به مسجد نیاز داریم؛ نه بازگشتی از سر عادت، بلکه بازگشتی آگاهانه، عاشقانه و مسئولانه. مسجد، اگر به جایگاه حقیقی خود بازگردد، بسیاری از آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی نیز درمان خواهد شد؛ زیرا مسجد، مدرسه ساختن انسان است و نماز، زیباترین تمرین بندگی.
 
و شاید زیباترین آرزوی ما این باشد که روزی فرزندان این سرزمین، وقتی از خاطرات شیرین کودکی خود سخن می‌گویند، در کنار نام پدر و مادر، از مسجد محله‌شان نیز یاد کنند؛ از امام جماعتی که با مهربانی دستشان را گرفت، از صف نماز جماعتی که طعم برادری را به آنان چشاند، از قصه‌هایی که ایمان را برایشان دوست‌داشتنی کرد و از خانه خدایی که پیش از آنکه آنان را به عبادت دعوت کند، آنان را در آغوش محبت خود پذیرفت.
 
آن روز، دیگر لازم نخواهد بود از اهمیت مسجد و نماز بسیار سخن بگوییم؛ زیرا مسجد، خود سخن خواهد گفت و نماز، در رفتار، اخلاق و سبک زندگی مردم تجلی خواهد یافت. این همان افقی است که قرآن کریم نوید می‌دهد؛ جامعه‌ای که در آن، یاد خدا محور زندگی است و انسان، در پرتو این یاد، هم به آرامش درون می‌رسد و هم به مسئولیت در برابر دیگران.
 
امید آنکه همه ما، هر یک به سهم خود، نه فقط آبادکننده دیوارهای مسجد، بلکه آبادکننده دل‌هایی باشیم که با نوای اذان، راه خانه خدا را پیدا می‌کنند؛ چراکه هرگاه دل‌ها به مسجد راه یافتند، جامعه نیز راه خود را به سوی عزت، اخلاق، همبستگی و سعادت خواهد یافت.
 
حجت الاسلام ابوالفضل مرادی، مدیر ستاد اقامه نماز البرز
انتهای پیام
دبیر:
الناز دادمهر
captcha