وی با تبیین رابطه میان عالم امر و عالم ملک اظهار کرد: خداوند متعال تدبیر جهان را از طریق نظامی منسجم انجام میدهد و نمیتوان مدیریت «تکوینی» عالم را از هدایت و مدیریت «تشریعی» جدا دانست. اساس توطئههای علیه مکتب انبیا در طول تاریخ، بیش از آنکه متوجه انکار خالقیت باشد، متوجه مسئله «فرمانروایی و اطاعت» بوده است. مسئله اصلی رسالتهای الهی این است که فرمانروا کیست و انسان باید از چه کسی فرمان ببرد.
وی تصریح کرد: در ادیان الهی، خداوند جدا از نظام فرمانروایی و تدبیر جهان معرفی نشده است و ایمان به خدا بدون پذیرش حاکمیت و فرمانروایی او، ایمان کامل محسوب نمیشود. مفاهیمی چون پاداش، کیفر و معاد نیز با حاکمیت الهی پیوند دارند، زیرا مجازات مجرم و اعطای پاداش از شئون حاکم و صاحب حق حاکمیت است.
اراکی با تعریف ولایت بهعنوان «نظام فرمانروایی خداوند و فرمانبری مردم»، تأکید کرد نزاع اصلی انبیا و اولیای الهی با دشمنانشان بر سر محوریت فرمانروایی بود؛ موضوعی که در دوران رسول خدا(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و سیدالشهدا(ع) نیز محور تقابل جبهه حق و باطل بود.
وی افزود: انسان چه بخواهد و چه نخواهد، در نظام تکوین تحت فرمان خداوند است و حتی در هنگام سرپیچی، باز هم خارج از قلمرو قدرت مطلق الهی نیست. وی ریشه مشکلات بشر را ناهماهنگی با جهان تکوین دانست و گفت: بشر زمانی دچار مشکل میشود که بخواهد برخلاف نظام آفرینش زندگی کند.
اراکی در پایان تأکید کرد: نگاه تمدن دینی به رابطه انسان و جهان، نگاهی تکاملی است؛ به این معنا که انسان، جامعه و طبیعت مکمل یکدیگرند. این تکامل از خانواده آغاز میشود و باید به گونهای باشد که انسان در رابطه با طبیعت، به جای جنگ، به آبادانی زمین روی آورد.